به تارنمای دانشگاه جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید . دانشجویان و کاربران گرامی برای نامنویسی و پیوستن به دانشگاه جهانی کورش بزرگ و جاگیری در دانشپایه های این کانون آموزشی باید اپلیکیشن این دانشگاه را بر روی تلفن های دستی خود کار بگذارید. این اپلیکیشن در بر گیرنده ی «آموزش ایرانشناسی » – «گاهشمار ایرانی» – «واژه یاب هومر» – «برگردان دبیره میخی به پارسی» – «تالار گفتگو» – «شناسه کاربری» – «واژه نامه انگلیسی به پارسی» – « آزمون» و… می باشد. پس از نام نویسی و پذیرش سامه های برنهاده شده می توانید از این گنجینه ی دانش بهره مند شوید.
همه روزه به نامه سرای دانشگاه جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این دانشگاه دسترسی داشته باشید.
به دانشگاه جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.

آیا قران کلام خداست؟

آیا قرآن کلام خداست؟

ب. بی‌نیاز (داریوش)

http://pooyapublishing.net/images/Biler_pooya/nemaz.jpg

مسلمانان مؤمن هنوز بر این باورند که قرآن «کلام الله» است. طبقِ نظر مسلمانان، الله توسطِ جبرئیل پیام‌های خود – یعنی وحی‌ها- را به محمد رساند و محمد هم برای اطرافیانش بازگو کرد و این اطرافیان باسواد او، این الهامات یا وحی‌ها را بر روی سنگ، استخوانِ کتف حیوانات، چرم و غیره می‌نوشتند. سرانجام روزی عثمان، خلیفه‌ی سوم از خلفای راشدون، همه‌ی وحی‌هایی را که به طور پراکنده روی این اشیاء نوشته شده بودند جمع آوری کرد و قرآن کنونی را شکل نهایی داد.

اظهارات بالا البته پس از حداقل ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پس از قدرت‌گیری عرب‌ها توسط داستان‌نویس‌های اسلامی (راویان) نگارش شده است و ما تاکنون هیچ مدرکِ ملموس و واقعی که ادعاهای بالا را تأیید کند در دست نداریم. به هر رو، این سطور از تاریخ‌نگاری اسلامی برگرفته شده است.

حال، پیش از آن که به اصل موضوع بپردازیم شاید لازم باشد که به دو واژه‌ی «الله» و «جبرئیل» اشاره کنیم. ریشه‌ی واژه‌ی «الله»، «اِل» یا «ئل» است. بنا بر ارزیابی آرتور جفری ریشه‌ی این واژه به عبرانی و سُریانی برمی‌گردد. البته باید یادآوری کرد که همین واژه در زبان اوگاریتی نیز وجود داشت. در زبان سُریانی، «اله» است و در عربی با حرفِ تعریف معینِ «ال» در آغاز آن به «الله» تبدیل گردید. برای نمونه ما واژه‌هایی چون «بابل / باب‌ئل» که ترکیبی است «باب + ئل» [دروازه‌ی خدا]، اسرائیل jisre,el کسی که با خدا برای ما دعوا می‌کند»، دانی‌ئل דניאל  (خدا داور من است/باشد) بر خوانندگان روشن است. جبرئیل نیز ترکیبی است از «جبر» یعنی «مرد» و «ئل» (خدا)، یعنی «مرد خدا» [واژه‌ی عبری]. واژه‌های «ال / ئل» [خدا] و جبرئیل، از گنجینه‌ی واژگان گذشتگان به اسلام رسیده و ربطی به نوآوری اسلام ندارد. این نشان می‌دهد که اسلام در چه محیطی فرهنگی – دینی شکل گرفته است.

در کجای قرآن سخن از پنج بار نماز شده است؟

چگونه شد که مسلمانان موظف و مکلف شده‌اند پنج بار در روز نماز بخوانند؟ هیچ کس نمی‌داند از چه زمانی نمازهای پنجگانه‌ی مسلمانان شکل نهایی خود را گرفت. اگرچه قرآن در روندِ شکل‌گیری و بازنویسی‌اش چند بار اصلاح شد ولی در نسخه‌ی نهایی این کتاب، ما هیچ اثری از نمازهای پنجگانه نمی‌بینیم. در سوره‌ی اُسرا (سوره ۱۷) دو بارنماز، یکی از غروب تا تاریکی و دیگری در صبح تعیین شدند. در سوره‌ی ۳۰ (روم) به طور مشخص از دو نماز «عصر» و «صبح» سخن است. و در سوره‌ی ۲ (بقره) از سه بار نماز حرف زده می‌شود؛ یعنی یک «نماز میانه»، میان صبح و عصر، بدان اضافه شده است. ترتیب سوره‌های زیر، بر اساسِ «تاریخ نزول‌شان» یا به زعم ما تاریخ نگارش‌شان می‌باشد.

سوره ۱۷ (اُسرا)، آیه ۷۸ [نزول ۵۰]

أَقِمِ الصَّلاَهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا

نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار و [نیز] نماز صبح را زیرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است

سوره ۳۰ (روم)، آیه ۱۷ [نزول ۸۴]

فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ

پس خدا را تسبیح گویید آنگاه که به عصر درمى‏آیید و آنگاه که به بامداد درمى‏شوید

سوره ۲ (بقره)، آیه ۲۳۸ [نزول ۸۷]

حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَهِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ

بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه براى خدا به پا خیزید

همانگونه که خواننده مشاهده می‌کند، «الله»ی‌ مسلمانان «کلام» خود را تغییر می‌دهد یا بهتر بگوییم «اصلاح» می‌کند. این که چرا «الله» از همان آغاز نتوانست تعدادِ نماز‌ها را برای مسلمانان مشخص وتعیین کند، پرسش‌برانگیز است. و تازه پس از آن که الله این مرحله‌ی «تکاملی» را طی کرد و سرانجام به سه بار نماز در روز رسید، چه کسی به خود این اجازه داد که در «کلام الله» دست ببرد و آن را پنج بار در روز کند؟

ایگناز گلد زیهر در مقاله‌ی «اسلام و ایرانیت» به این نتیجه رسید که نماز پنجگانه از زرتشتی‌ها برگرفته شده است:

« نمازهای روزانه‌ای که از سوی محمد تعیین شد در اصل دو بار در روز بود؛ بعدها سومین نیز بدان اضافه شد؛ چیزی که در قرآن هم آمده است و محمد آن را «الصَّلاَهِ الْوُسْطَى» (نماز میانی) نامید: نماز صبح، عصر و ظهر منطبق است با «شاخریت»، «مینچاه» و «عربیث» یهودیان. گلدزیهر ادامه می‌دهد: «ولی هر چه بیشتر نهادهای دینی ایرانی [زرتشتی/م] در مبانیِ آیینی مسلمانان نفوذ می‌کردند، دیگر این نمازهای سه‌گانه را کافی نمی‌دیدند. تا آن جا که به کمیتِ مناسکِ عبادت برمی‌گردد، حالا همه می‌خواستند مانند زرتشتیان باشند. همان‌گونه که جمیز دارمستتر نشان داده، پنج «گاهِ» (اوقات عبادت) ایرانیان را برگرفتند و نمازهای سه‌گانه را به پنج تا ارتقا دادند. ملاحظه می‌کنید که چگونه اسلام در مبانیِ اصلی‌اش تحت تأثیر فرهنگِ دینی ایرانی قرار گرفته و در همین راستا شکل نهایی و معتبر خود را یافت.» (1)

کارل بروکلمن نیز در همین باره می‌نویسد: «محمد در مکه برای پیروانشان فقط دو بار نماز، در مدینه طبقِ الگوی یهودیان سه بار نماز در روز و سرانجام همین سه بار تحت تأثیر فرهنگ دینی ایرانی [زرتشتی/م] به پنج بار ارتقاء یافت» (2)

دیدیم که بر پایه‌ی روندِ زمانیِ نگارش قرآن یا به اصطلاح مسلمانان «نزول آیات»، ابتدا دو بار و سرانجام سه بار در روز تعیین شد. این اصلاحات یا تغییرات نشانگر دو چیزند: یا اسلام متأثر از محیط یا زیستگاه خود بوده و به همین دلیل نویسندگان قرآن برای آسان کردن پیوستن مردم به دین جدید دست به چنین اصلاحاتی زدند، یا قرآن کلام الله است ولی «الله» به درستی نمی‌دانست که مردم چند روز باید او را عبادت کنند؛ به همین دلیل سخنان خود را تغییر می‌داد. و سرانجام چون علمای اسلامی متوجه شدند که خود الله هم برنامه‌ی دقیقی درباره‌ی نماز ندارد، آن‌ها خودسرانه تعداد نماز روزانه را به پنج بار ارتقاء دادند.

قرآن و شراب‌خواری

نویسندگان قرآن تنها در خصوصِ تعداد روزانه‌ی نماز دچار سردگمی نبودند. مسئله‌ی شراب‌خواری هم چند بار در قرآن «اصلاح» شد. سه تا چهار سده بعد از اسلام، علمای اسلامی متوجه «تغییر یا اصلاحِ کلام الله» شدند. باید برای آن توضیحی می‌یافتند. آن‌ها این «اصلاحات» را زیر عنوان «نسخ و منسوخ» طبقه‌بندی کردند: یعنی این که الله، کلام یا حکم خود را از بین می‌برد و یک حکم دیگر به جای آن می‌گذارد.

سوره ۷ (اعراف)، آیه ۳۳، [نزول ۳۹]

بگو پروردگار من فقط زشتکاریها را چه آشکارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانیده است و [نیز] اینکه چیزى را شریک خدا سازید که دلیلى بر [حقانیت] آن نازل نکرده و اینکه چیزى را که نمى‏دانید به خدا نسبت دهید

سوره ۲ (بقره)، آیه ۲۱۹ ، [نزول ۸۷]

درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دو، گناهى بزرک و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق کنند بگو مازاد [بر نیازمندى خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد که بیندیشید.

سوره ۴ (نساء)، آیه ۴۳ ، [نزول ۹۲]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‏گویید و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] مگر اینکه راهگذر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید پس بر خاکى پاک تیمم کنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید که خدا بخشنده و آمرزنده است.

سوره ۵ (مائده)، آیه ۹۰، [نزول ۱۱۳]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید، باشد که رستگار شوید.(3)

الله در سوره اعراف دو چیز را حرام کرده است: «زشتکاری‌ها» و ساختن «شریک برای خدا». زشتکاری‌ها در خود هیچ چیز را نمی‌رساند و یک کلی‌گویی است. به عبارتی هنوز الله تصور روشنی از زشتکاریها نداشت. تنها تصورش این بود که به جبرئیل بگوید که به محمد بگوید که محمد هم به مردم بگوید که: خدا اصلاً دوست ندارد که مردم برای او شریکی درست کنند.

در سوره بعدی، بقره، که جبرئیل برای محمد می‌آورد و رسول الله هم آن را به مردم اعلام می‌کند، الله تصور مشخص‌تری از زشتکاری‌ها به دست می‌آورد. در این سوره البته هنوز الله دقیقا نمی داند که آیا واقعاً شراب خوری و قمار خوب‌اند یا بد. به همین دلیل می‌گوید که در شراب‌خواری و قمار «هم سود هست و هم ضرر». در سوره بعدی، نساء، الله به مردم هشدار می‌دهد که اجازه ندارند وقتی شراب خوردند نماز بخوانند. یعنی من که می‌دانم شماها شراب می‌نوشید، ولی لطفا اگر ممکن است به هنگام مستی مرا ستایش نکنید یعنی نماز نخوانید! سرانجام الله پس از سال‌ها متوجه می‌شود که شراب‌خواری اصلاً خوب نیست و به همین دلیل به این نتیجه می‌رسد که در سوره‌ی «مائده» آن را یک بار و برای همیشه ممنوع اعلام کند.

این دو مورد نشان می‌دهند که یا الله مانند ما انسان‌ها تابع قوانین برایشی evolutionary است یا قرآن کلام خدا نیست و انسان‌هایی مانند شما و من این کتاب را نگاشته‌اند. به باور من قرآن ربطی به الله یا خدا ندارد و ساخته و پرداخته‌ی نویسندگانِ گوناگون است که در روندِ شکل‌گیری‌اش دچار اصلاحاتِ فراوانی شده است.

۱- Goldziher, Ignaz: Islam und Parsismus. In: Der frühe Islam, pp. 726-427

۲- Brockelmann, Carl: Geschichte der islamischen Völker und Staaten; München-Berlin 1939, p. 36

۳- ترجمه‌ی آیات قرآن از فولادوند

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »