استاد مردو آناهید

زندگی نامه ی مردو آناهید از زبان خودش

مردو را از مروک خدای بابل و آناهید را از خدای خرمی وام گرفتم تا بازگو کننده ی اندیشه ام ، مردو آناهید، را بیآفرینم. این نیاز از آن روی است که من از گزند و کینه ی زشت کیشان دور بمانم و دیگر با ایرانیان و خویشاوندانم پیوند ِ هم میهنی و خویشاوندی را پاس داشته باشم

سر گذشت زندگی من هم از زندگی بیشترین مردم ایران جدا نبوده است روزگار من بیشتر با کار و تنش های جامعه ایران همراه بوده است.

من در کرمان زاده شدم و در دبستان کاویانی و دبیرستان ایرانشهر، که به کوشش انجمن زرتشتیان اداره می شد، آموزش های همگانی را گذرانده، سپس به تهران کوچ کردم.

پس از دوران دانشجویی در ایران و سپس در آلمان به کار و آموزش در تولید انرژی ی هسته ای پرداختم. از سال 58 در شرکت زیمنش آلمان، بیش از 20 سال در کار تولید انرژی با رآکتورهای آب فشرده، و البته همراه با پژوهش در فرهنگ ایران را گذراندم.

سرانجام در سن 55 سالگی از کار کناره گیری کرده و با مهری که پیوسته به فرهنگ ایران می ورزیدم، در پیرامون آن به پژوهش و جستجو پرداخته ام.  در این میانه، شاخص ترین پدیده ای که سالها با آن در گیر و به آن پرداخته ام پدیده ی خرد و خوداندیشی بوده، که بی تردید دگر سو با آن پدیده ی ایمان؛ یا پیروی از عقیده های دینی ست

این رشته نه آغازی روشن داشته و نه پایانی آشگار خواهد داشت. از این روی اندیشه های من با آموزش هایی که داشتم کمتر پیوندی دارند. هر کس با خردی روشن، حتی بدون دانشنامه ای! می تواند اندیشه یا پندارهای مرا ارزیابی و از کاستی های آنها بکاهد.

مردو آناهید

اشتراک گذاری