نمادهای ایرانی

برای شناخت بیخ و بُن فرهنگ ایران، باید نمادها و نشانه هایی را که نیاکان فرمَندِ ما در چرخه های گوناگون ودر جای جای آن سرزمین فراخدامن از خود بر جای گذاشته اند به ژرفی بر رسیم.
اینهمه نخش و نگار در سنگ و ستون های بجا مانده در شوش و سیلک، و در سنگ نگاره های تخت جمشید، آیا تنها برای این است که چشم اندازهای دل پذیر و هوش ربا پدید بیاورند، یا در پَسا پُشت هر یک از این نگاره ها و تندیس ها، پیامی جرواوند برای ما برنهاده اند؟
گل نیلوفرآبی که گاه بتنهایی، گاه در کنار سرو آزاده، گاه در دست شاهنشاه داریوش، و گاه پیچیده به گِردِ پاپیروس مصری دیده می شود، آی تنها برای آفرینش زیبایی است و یا هر یک پیامی برای ما دارند؟
چرا ایرانیان در میان اینهمه گلهای رنگارنگ، «نیلوفر آبی» را که در مرداب می روید ، و «سرو آزاده » را که بی بَر و بار است برای نمایش جهان بینی خود بر گزیده اند؟
نگاره ی فروهر در تخت جمشید چه پیوندی با سنگ نگاره ی مرد بالدار در دشت مُرغاب دارد؟
آن تندیس شکوهمَند شیر بالدار با سر آدمی و تاج پادشاهی در تخت جمشید آیا تنها برای آفرینش زیبایی است یا خود بتنهایی سد سینه سخن دارد؟
فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ، شناخت این نمادهای اندیشه انگیز را یکی از بایسته ترین خویشکاری های خود می داند و در این راستا همه ی کار شناسان و دنشبانان ایرانیرا به همراهی فرا می خواند.

[siteorigin_widget class=”WP_Widget_Media_Image”][/siteorigin_widget]