ایران قلب جهان – سیاوش لشگری

https://mail.google.com/mail/u/0/images/cleardot.gif

https://mail.google.com/mail/u/0/images/cleardot.gif

ایران قلب جهان

«سیاوش لشگری»

C:\Users\Admin\Desktop\سیاوش لشگری.jpg

روزی شرری زد وفضا طوفان شد

از ضربت اجرام  فلک  چرخان شد

افسانه ی  زندگی سر انجام  گرفت

سد شمس وقمربه دورهم گردان شد

ذرات  در این  فضا  پراکنده  شدند

یک ذره آن  زمین   جانداران  شد

از قدرت  خاک  و آب  و خورشید

جان جاری درمغز و تن انسان شد

با   کوشش   افکار   بلند  انسان

در تارک افلاک زمین سلطان  شد

هر کنج  زمین  بدست  قومی افتاد

زر خیز ترین  نقطه آن ایران  شد

یک  طایفه  خوب و نجیب و سالم

راهی  به دیار و خطه  خوبان  شد

قومی قوی و دلیر و شاد وبا هوش

پرورده زآن خاک  سرافرازان شد

با سعی وتلاش مردمی نیک نژاد

این  خاک غنی مدینه  جانان  شد

آوازه این ملک  جهان را بگرفت

سر سلسله بر تمدن  دوران  شد

در معرفت او افسر هر سرگردید

گهواره مهر و رافت و ایمان شد

زایشگه دین مهر گردید این خاک

مهر ابدی در این سرا اسکان شد

اقوام  دگر که  بت  پرستی  کردند

پیش ازهمه او ملت با یزدان  شد

زرتشت زاین قله جهان روشن کرد

پیغامبر   نیک ترین   فرمان  شد

جوشید  زهر  ذره ی  خاکش نامی

هر گوشه آن عرصه خوشنامان شد

با  رازی  و سینا و هزاران  عالِم

در علم و ادب مهد  ابرمردان شد

فردوسی  و  شهنامه با  مقدارش

جاویدی  عالم    خرد مندان   شد

از سعدی وحافظ و نظامی به بهار

این خاک  شکر خیز غزلباران  شد

با خون  سیاووش  و به تیر آرش

این خاک ختن مسکن جانبازان شد

کورش  ز همین  خاک  بدنیا  آمد

کازاده  ترین  شاه   شهنشاهان شد

آموخت جهان معدلت از نوشروان

دارا زهمین نقطه جهان گردان شد

از عشق  فروزنده ی قومی عاشق

این  خا ک تبرک شده جاویدان شد

آسان  نبدی  حفظ  چنین  خاک غنی

گر دادن او   بدست  ما  آسان  شد

از  بخت  بد او به  غم  گرفتار شده

بی مهری ما را  نگهش  گریان  شد

چون شیشه که دردست تنی مجنونست

چندی است که  بازیچه  جباران  شد

گر دست  دهی بدست  من ای عاشق

بینی  که  تمام  درد  او   درمان شد

باید  به  تداوم  و نجات  این  خاک

چون تیررها گشت و نک پیکان شد

سوگند برآن  خاک  که  ارزش دارد

جان داد به او و خویشتن بیجان شد

اشتراک گذاری