بررسی کلی تقلب زن و مرد و زن ستیزی اسلامگرایان

بررسی کلی تقلب زن و مرد و زن ستیزی اسلامگرایان

«مهرداد خردمند پارسی»

پیشگفتار

پژوهش های تازه در اعصاب شناسی نشان داده که تحریکات جنسی – شهوت(شور و شوق) و عشق ولی نه لزوما دلبستگی به نظر می رسد که در کار قشر مغز جلویی انسان که جایگاه تفکر انتقادی، خودآگاهی و رفتار عقلانی است، خاموشی ایجاد می کند و آن را از فعالیت باز می دارد. شور، شوق و عشق باعث می شود که شخص شیدا، گنگ(Dumb) یا به گفته عرفا مجنون شود(کاترین وو).

بشوی ای عقل دست خویش از من      که در مجنون بپیوستم من امروز

یا:

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش      بر در دل روز و شب منتظر یار باش

این عشق جنون آمیز به شور، شوق که براثر کارکرد هورمان های جاری در بدن است، به شخص اجازه نمی دهد که بدنبال دانش و دود چراغ خوردن برود. برعکس فرهنگ هایی که خردگرایی را سرلوحه آموزش خود قرار داده اند، بافعال نمودن بخش جلویی مغزِ شهروندان از نوزادگی، دگرگونی در سرشت آنها پیش آورده و به پیشرفت علمی جامعه کمک شایانی تا کنون نموده اند.

عقل ضد شهوت است ای پهلوان     آنک شهوت می تند، عقلش مخوان

فرهنگ و کنترل تستاسترون

به گونه کلی، فرهنگ هایی که مردانش دارای تستاسترون بالا یی هستند فرهنگ های خشن و جنگ جویانه دارند و کنترل جنس زن در آنها بیشتر و آزادی زنان کمتر است(فرتور 1). کافی است که به کشورهای اسلامی و پس مانده از کاروان تمدن نگاهی کنید. فرهنگ هایی که توانستند تستاسترون شهروندانشان را بهتر کنترل کنند، بخش عقلانی مغز مردمانشان را فعال تر کرده و شرایط فیزیولوژیکی، آموزشی و فرهنگی ای پیش آوردند که مردم را سخت کار تر، دانش آموخته تر و بهتر در تمامی امور اجتماعی کرده اند. این مردم، پشتیبانی بهتری از دولت های خودشان نموده اند و این گونه دولتها با نیروی دانش و تجارت از راه خردمندانه و با کمک استعمار نیرومند شدند و به سوی نوگرایی پیش رفتند و به دست آوردهای چشم گیری درتمامی زمینه های اجتماعی مانند کشورهای اروپایی رسیده اند. بر اساس این پیشرفتهای اجتماعی، مردم پرورش یافته با این فرهنگ ها، سرشتشان دگرگون شده و دیرتر بچه دار می شوند و خانوادهای تک همسری تشکیل می دهند و انرژی بیشتری صرف پرورش نوزادان می کنند و آنها را از نوزادگی تحت انظباط و نه تنبیه در خورد سالی قرار می دهند. پدران پرورش یافته با این نوع فرهنگ وقت بیشتری با فرزندانشان صرف می کنند که تستاسترونشان را پائین می آورد و اکسی توسنشان را بالا می برد و دلبستگی بیشتری به خانواده پیدا می کنند. فرهنگ هایی که بچه بازی را رواج می دهند، شرایط کم کردن تستاسترون و خردگرایی را پیش نمی آورند(زیست-تاریخ). در چنین فرهنگ هایی ازدواج برابر با گزینش همسر نیست و مردان نظر باز و معتاد به شهوت و عشق آن را دست و پا گیر می دانستند. ایرج میرزا می گوید:

                                                                                  زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

                                  من گرفتم تو نگیر، چه اسیری كه ز دنیا شده ام یكسره سیر

من گرفتم تو نگیر… ولی او علاقه به جنس زن داشتنش را در هزل عارفنامه نشان می دهد:

اگر زن نیست عشق اندر میان نیست       جهان بی عشق اگر باشد جهان نیست

و در کنار آن هم به شاهد بازی نیز می پرداخت(شمیسا): یک بام و دو هوا.

در فرهنگ هایی که مردان تساسترون بالاتری دارند، تنبیه بخشی از آموزش اخلاقی جامعه است. سعدی آموزگار اخلاق سنتی ایران در بیان صفات زنِ خوب چند ویژگی را ذکر می کند: “فرمانبری، پارسایی، غمگساری، خوبروی بودن، یکدلی، خوش سخنی، عیب پوشی، خانه داری و علاقمند به همخوابی با همسر، امانتدار و…(ف. قاسم آبادی).

کدام مرد نادانی است که چنین زنی را نخواهد؟ به ویژه اگر زن مسلمان باشد و مطابق حدیث محمد بن عبدالله رفتار نماید: “بر زن است كه خود را از شوهرش باز ندارد و بگذارد تا وی از او كام بگيرد حتي اگر بر روي كوهان شتر باشد”!

سعدی دستور هایی برای پرورش پسران و نه دختران بمنظور ماندگاری نه تنها ژن مردانه بلکه نام پدرانه داده است و تنبیه برای آموزش اخلاق سنتی را مهم می داند:

فرو کوفت پیری پسر را به چوب      بگفت ای پدر بی‌گناهم مکوب.

با این فرهنگ، نقش مادر لوس کردن فرزندان بجای انظباط و تنبیه به پدران محول می گشت و از تربیت دختران کمتر اثری دیده می شد. دختران را هرچه زودتر پیش از فاسد شدن و از دست دادن باکرگی، کشف شور، شوق و عشق شوهر می دادند تا لذت جنسی را تجربه نکنند و زود مادر شوند. از جنایت ختنه زن در کشورهای اسلامی و افریقایی برای جلوگیری از لذت جنسی زنانه می گذریم. سیاست جمهوری اسلامی در ادامه آن سنت های مردسالار است. شگفت آور نیست که در ایران طرح فراکسیون زنان مجلس برای افزایش سن ازدواج با مخالفت مرکز پژوهش‌های مجلس و روحانیون قم مواجه و فعلا بایگانی شده است(مجید محمدی)!

شوربختانه در ایران با فرهنگ و آمیزش ترک و تازی سبب شده است تا تستاسترون مردها بالا برود و بخش عقلانی مغز کمتر بکار افتد(نمودار2). در این فرهنگ و زندگانی دو زیستی جنسی مردانه، نظر بازان با شاهد بازی در پی خشنودی و سرخوشی از راه شور و شوق(شهوت) و عشق برای دسترسی بیشتر به ماده تستاسترون، نورامپی نفرین.. له له می زدند و چراغ عقل را خاموش کرده بودند.

ای عقـــــل همـانا که نداری خبر از عشق       بگـــریز که او دشمـــــن فــــرزانگی آمد

عرفا این یکی را راست گفته اند. هزل گویان نیز با لطیفه و توصیف اعمال جنسی باعث افزایش تمایل مردان به رابطه جنسی می شدند و خواننده آثار آنها بیشتر مردان بودند مانند کتاب “الفیه و شلفیه”. ملایان نیز با تاکید برعلوم نقلی در برابر علوم عقلی جلوی رشد مغز جلویی را می گیرند و مردم را سرگرم تقویت قوه باه(جنسی) برای شهوت می نمایند:

“مکارم الاخلاق به ‌نقل از یکى از یاران امام صادق می نویسد، به امام گفتم: فدایت شوم! من کنیزانی مى‌خرم، دوست دارم چیزى به من تعلیم فرمایى که بر [آمیزش با] آنها توانایى یابم‌. امام فرمود‌: «پیاز را ریز کرده‌، در روغن سرخ کن‌، تخم‌مرغى هم در سینى‌اى بشکن و قدرى نمک بر آن بپاش، آن‌گاه این تخم‌مرغ را روى پیاز و روغن زیتون بریز و اندکى بجوشان و سپس از آن بخور». راوى گوید‌: این کار را انجام دادم و از آن پس‌، هرگاه قصد آمیزش با آن کنیزان مى‌کردم‌، بر آن توانایى داشتم‌”.

می بینید که مرد مسلمان از افزایش قدرت جنسی خود برای همخوابگی با زنش سخنی نمی گوید و ابراز خشنودی نمی کند. این دوگانگی فرهنگ جنسی را تایید می کند. به هر روی نمی دانم امام معلم اخلاق، سرآشپز یا حکیم بیماری ناتوانی مردانه بوده؟ دردا که نه تنها امام او را برای داشتن برده تنقید نمی کند، بلکه اشکنه هم برای تقویت قوه باه و تجاوز به کنیزان تجویز می کند! بیچاره کنیزانی که باید تجاوز را با بوی پیاز دهان ارباب تحمل می کردند. برداشت سعدی شاهد باز در مورد بوی پیاز دهان جالب است:

با این هــمه جور و تنـدخویی     بارت بکـشم کــه خوبــرویی

بوی پیاز از دهن خوبروی      نغزتر آید که گل از دست زشت

این هم از دهان آموزگار اخلاقی بیرون آمده که گفته است :

بنی آدم اعضای یک دیگرند     که در آفرینش زیک گوهرند.

بنی آدم زیبا با بنی آدم زشت برابر نیستند!

تقلب در رابطه

در کل، برخلاف مرد تنوع خواه که بغیر از زن رسمی دسترسی آزاد در گذشته به کنیز و شاهد داشت، برای زن نوعی باید دلیل عاطفی برای برقراری رابطه با شخص دیگر پیش آید. زمانی که زنان در رابطه زناشویی تقلب می کنند، بطور معمول یک عنصر عاشقانه یا صمیمیت وارد زندگانی زن می شود. ولی برای مردان تقلب بیشتر برای رفع نیازهای جنسی و آنی است و اندیشه های صمیمیت در آن نادر است و مرد پس از کامجویی احساس پشیمانی نمی کند، چون عاطفه و لذت جنسی را در ذهن خود از هم جدا نموده است. زنان کمتر تمایل به تقلب دارند مگر اینکه احساس ناخشنودی در رابطه اولیه خود داشته باشند و یا ارتباط صمیمانه با کسی بغیر از همسر خود برقرار کنند و هر دو عامل به تنهایی یا با هم می تواند باعث شود که یک زن از رابطه اولیه اش بگذرد. البته امروزه با آزادی های اجتماعی، زن مانند مرد می تواند به عمل جنسی و یا عشق معتاد شود. زنان به واسطه روحیه عاطفی (به ویژه در روابط متعهد) تحریک می شوند، در حالی که مردان بیشتر از طریق اعمال جنسی تحریک می شوند. یک دلیل فرگشتی آن این است که مردان با انزل هر زمان می توانند زنی را باردار کنند و سپس با تنبان بند شل به آغوش دیگری بروند، ولی برای زن تنها در یک نوبت در ماه برای زن امکان بارداری وجود دارد و نتیجه آمیزش و هزینه آن برای زن بسیار گران می باشد و او در گزینش جفت در رابطه جنسی باید خیلی محتاط باشد تا بتواند فرزندی قادر به زیست از خود بر جا بگذارد. برای همین است که تمایل جنسی مردانه با عوامل فیزیولوژیکی و نه روانی بگردش می افتد، ولی زن باید از بینش روانی و عاطفی آماده باشد. این نیاز زیستی و روانی، آدم شناسی زنان را بسیار بهتر از مردان کرده است. به همین دلیل است که تارنماهای پورنو برای کاربران مردانه دارای سناریوهای کوتاه و متمرکز بر بخش های بدن و اعمال واضح جنسی برای به اوج لذت جنسی رساندن مردان است و چیز دیگری در آن نیست. حتی ادبیات فیلم های پورنو برای مردان بیشتر به اعمال جنسی بیشتر از روابط و احساسات عاطفی تمرکز دارند(رابرت وایس). به هر روی با فقری که جهموری اسلامی ایجاد کرده است، روسپیگری زنان شوهر دار و بی شوهر با رضایت شوهر و اشخاص خانواده برای سیرکردن شکم امری پذیرفتنی شده است! افسوس که عاطفه بی عاطفه، غیرت بی غیرت شده است.

سخن پایانی

با نوگرایی چندین عامل سبب تغییر رابطه زن و مرد بسوی برابری در جامعه ایران شد و تقلب را نیز در برمی گیرفت و آن را از انحصار مردان درآورد. آزادی زنان، بالاتر رفتن تحصیلات و کف سن ازدواج، برقراری آداب سکولاریسم، تبلیغ ازدواج تک همسری که همه بخشی از دستآوردهای دوران پهلوی ها محسوب می شود که سطح زندگانی را در ایران بالا برده بود. افسوس که چپ ها آن را درک نکردند. جمهوری اسلامی و اندیشه های اسلامگرایان به همه ی آن دست آوردها آسیب رساند. سن ازدواج در اسلام 9 سال و کامجویی در فقه شیعه و رابطه جنسی کامل (دخول) شوهر با همسر نابالغش را ممنوع اما انواع دیگر رابطه جنسی با همسر نابالغ بی‌اشکال می‌داند! روح‌الله خمینی در این مورد می‌نویسد: «کسی که زوجه‌ای کمتر از نه سال دارد وطی (نزدیکی کردن) او برای وی جایز نیست چه اینکه زوجه دائمی باشد، و چه منقطع، و اما سایر کام‌گیری‌ها از قبیل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ (لاپایی) اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطی کند اگر افضاء (یکی گردانیدن فرج و مقعد) نکرده‌ باشد به غیر از گناه چیزی بر او نیست» و در صورتی که منجر به افضاء او شود، منجر به ممنوعیت دائمی رابطه جنسی آن دو می‌گردد و مرد باید دیه کامل قتل یک انسان را به همسرش بدهد. ماده ۴۷۶ قانون مجازات اسلامی در همین زمینه اعلام کرده که هر «جنایتی که باعث از بین رفتن توان مقاربت بطور کامل شود دیهٔ کامل دارد»(از نوشته های خمینی و سیستانی در رایانه). این اندیشه ها تنها از انسانی که دارای سادیسم است می تواند بیرون بیآید. ارزش زن در اسلام تنها برای لذت بردن مرد است و بس. با چنین برداشتی از زن، روسپیان و شاهدان در دورانی سپر بلا و قربانیانی بودند که جلوی تجاوز به دختر و پسر بچه های نا بالغ را در جامعه می گرفتند. شاید پدر و مادر ها حق داشتند که زنان را زشت و در پرده حجاب نگهداری می کردند تا از گزند مردانی این گونه بی وجدان و با تستاسترون بالا در امان باشند.

با رضا شاه و ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران مصوب سال ۱۳۱۳ سن ازدواج برای دختران ۱۵ سال و برای پسران ۱۸ سال بود و در شرایط خاص و با ارائه گواهی دادگاه، دختران از ۱۳ سالگی و پسران از ۱۵ سالگی می‌توانستند ازدواج کنند، بنابراین ازدواج زیر ۱۳ سال کاملاً ممنوع بود. اصلاحات دیگر رضا شاه کشف حجاب بود. در زمان محمد رضا شاه قانون حمایت خانواده در سال ۱۳۵۳ سن ازدواج را برای دختران به ۱۸ سال و برای پسران به ۲۰ سال افزایش داد و با گواهی دادگاه در صورت وجود مصلحت فقط برای دختران به ۱۵ سال کاهش می‌یافت(رایانه). با جمهوری اسلامی هرچه رسته شده بود، پنبه گشت و به صدر اسلام برگشته اند.

حوزه دیگری که به آزادی زنان صدمه می زند، مخالفت جمهوری اسلامی و اسلامگرایان با سکولاریزم است. به گزارش ایرنا، آخوند سید احمد علم‌الهدی روز سه شنبه همزمان با “روز وحدت حوزه و دانشگاه” (از خدمات سروش به جمهوری اسلامی) طی مراسمی در مدرسه علمیه عباسقلی خان مشهد افزود:

« دشمن سکولارسازی آموزش و پرورش را شروع کرده و با طرح‌هایی مثل سند ۲۰۳۰ و گره زدن آن به یونسکو جلو آمده است.»

او گفت:

« با سکولاریسم، ضدیت با ولایت فقیه، رهبری و همچنین طرح مطالبی همانند فمینیسم اسلامی باید مقابله کرد. فمینیسم اسلامی یعنی یک بخش از اسلام را قبول و بخش دیگر را نمی‌پذیرد و این همان سکولاریسم است.»

«فمنیسم اسلامی» هم مانند روشنفکر اسلامی از آن واژه های پادآمیز است که از دهن سوداگرانی مانند اکبر گنجی و سید عبدالکریم سروش بیرون می آید.

مهر انگیز کار از توصیه اکبر گنجی برای روسری در کنفرانس برلین که در کنار اشکوری نشسته بود پیروی کرد و از جمعیت صدای مردی را می شنود که می گوید، “زنیکه روسریت را بردار”. سپس همین اکبر گنجی اسلامگرا، زمانیکه در زندان بود اعتراض می کند که چرا او را با دو تا لائیک(منظور شهلا لاهیجی و مهرانگیز کار) روسری بسررا توی یک اتومبیل می گذارند و از زندان به دادگاه می برند(گردبند مقدس، ر. 44). لابد اکبر گنجی هم از همان آدم های تستاسترون بالاست که نور تابان از موی زن سکولار باعث معصیت او می شود!.

تا “روشنفکران اسلامی” مانند او داریم، کلاه ما پس معرکه است و بیگانگان و انگلستان خوشحال می شوند که چه ملایان پر سودی پرورش داده اند. بدتر از او عطاء الله مهاجرانی اصلاحگرای رانده شده از جمهوری اسلامی و انگلستان نشین است که با گفته های شاهزاده رضا پهلوی و سکولاریزم مخالف است و همدم با علم الهدی شده است. بله:

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش      باز جوید روزگاری وصل خویش

وقتی که وجود جمهوری اسلامی در خطر است، چه اصلاح طلب و چه اصول گرا با هم متحد می شوند و چهره واقعی و ضد انسانی و زن ستیز خود را اسلامگرایان نشان می دهند و دست به دست هم می دهند تا جلوی طرح نو انداختن را بگیرند. زهی خیال باطل.

فرتور1) زنان در افغانستان!

اندازه تستاسترون مردان از زیاد به کم
هند و ایرانی
آسیایی شرقی
آفریقایی
آمریکایی
اروپایی
خاورمیانه
آمریکای لاتین

نمودار 2) اندازه تستاسترون خون

پاسخی بگذارید