به تارنمای فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای فرهنگستان جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این فرهنگستان دسترسی داشته باشید.
به فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

خلقیات زشت ما ایرانیان  –  بخش دوم

روزبه آذربرزین.jpg

دکتر روزبه آذر برزین

ایرانی سست عنصر و بی اراده است . از تغییر وضع میترسد . مقابل سختی ها نمی ایستد تا آنرا از پیش روی خود بردارد.خودش را در رنج و بدبختی و نکبت حل می کند . احتیاط بیش از حد او شکل مریضی به خود گرفته است .برای انجام هر کاری هزاران تو جیه منفی می تراشد :

اگر اینکار را بکنم و نتیجه اش مثبت نباشد چه میشود ؟ نکند دیگران مسَخره ام کنند !!!! فکر سرکوفت دیگران نفس ایرانی را بریده . اصولا سرکوفت و پائین کشیدن افراد از تخصص های ماست . خاک بر سرت که عرضه هیچ کاری را نداری !!!  عینهو شیر برنج میمانی !!!! دست چپت به دست راستت میگوید گه نخور !!!!اگر من نبودم تو از گرسنگی میمردی !!! در زندگی روزمره ایرانیان و در بین روابط خانوادگی زن و شوهر ، والدین با بچه ها ، کارفرما با کارگر اگر روزی ده ها بار سرکوفت نشنوید ، مطمئن باشید در اطرافتان ایرانی زندگی نمی کند .

زن و شوهری سالها در آتش اختلاف میسوزند و در آن محیط جهنمی کودکان خود را بزرگ می کنند ، ولی جرات جدا شدن را بخاطر حسابهای ریز و درشتشان ندارند : عمه خانم چی میگه !!! یک عمر جون کندم ، بدم این سلیطه بخوره !!!!! مادرم گفته با لباس سفید عروسی میری خونه شوهر با کفن سفید از اونجا خارج میشی !!!!!من زنم را طلاق بدهم یک تن دیگه اونو زحمت بده !!!!!!و هزاران مثال دیگر در این خصوص که نشانه بیماری غیر قابل علاج ایرانی است .

ایرانی در حرف زدن و قپی در  کردن استاد و در عمل زبون است .

ایرانی چشم پیشرفت هیچ کس را ندارد . تنگ نظری به شکل ارث بارز در ایرانیان نسل به نسل انتقال می یابد ، همانطوریکه چشم هم چشمی بیمار گونه او را رنج میدهد .

بنا به گفته روانشناسان ، شخصیت کودک تا سه سالگی شکل میگیرد ، حال نظری بیندازید به نحوه تعلیم و تربیت کودکان در ایران اسلام زده

کودک ایرانی با ترس به دنیا می آید . عدم امنیت از همان روزهای اول

تولدش چهره زشتش را به او  نشان میدهد . فقر و گرسنگی همراه با اعتیاد پدر و یا بزهکاری او و فقدان مهر و محبت مادری بخاطر شکم گرسنه او آینده او را تیره رقم میزنند .سخت گیری پدران در مورد کودکان مونث از همان سالهای نخست کودکی آغاز میشود و بعد نوبت رژیم بیمار آخوندی میرسد که سر کودکان مقنعه می کند .حجم کتابهای درسی را مزخرفات مذهبی پر می کند و معلمان عقب مانده قرآن و شرعیات با شرح جهنم نوشته شده در هجو نامه قرآن ، ترس را در دل کودکان نهادینه می کنند . در سیستم آموزشی ملایان ، خرافات را به سرنگ کشیده و در رگ کودکان تزیق می کنند . کودکان را عاشقان ویرانگران سرزمین ویغما گران  فرهنگشان بار می آورند .

شاید باور کردن نکات زیر در مورد بچه ها در ایران اسلام زده ، آنهم در قرن بیست و یک ، مشکل باشد ولی حقیقتی است محض از نفوذ آخوند ها و افکار پلید و خرافیشان .

بچه که دنیا می آید یک تکه چلوار سفید به عنوان پیرهن قیامت تن او می کنند !!! این چلوار باید حداقل 24 ساعت به تن او باشد ! باور اکثر مردم خرافه زده ایران این است ، اگر نام ائمه روی بچه بگذارند ، روز قیامت ، امام هم اسم از آن فرد شفاعت می کند !!!  اگر بچه روز جمعه به دنیا بیآید ، هم وزن او باید خرما بکشند و خرما یا پول آنرا به فقیر بدهند . اگر اینکار را نکنند ، بزرگ خانواده میمیرد !!!!  بچه ای که روز عید قربان به دنیا بیآید ، حاجی میشود !!!!  در آذر بایجان اگر هفت دختر در یک خانواده به دنیا بیآیند ، اسم آخری را قز بس ( دختر بس ) میگذارند تا پس از او  پسر به دنیا بیآید !!!! اگر به هنگام تولد نوزادی ، یکی از افراد خانواده بمیرد ، آن نوزاد بد قدم است !!!!!!! خرمای نذر ام البنی را نبآید به پسر بچه داد !!!!!!! پسر بچه نباید پای دیگ سمنو بیآید ، چون حضرت فاطمه آنجاست و او نا محرم است !!!!!!!!! بچه که به دنیا بیآید ، روزیش را با خود می آورد ( هر روزه تعداد زیادی از کودکان بخاطر گرسنگی میمیرند ، حتما این کودکان وارداتی هستند !!! ) شاید باز باور کردنش سخت باشد ، ولی حقیقت دارد . وقتی کودکی بیمار میشود ، میگویند او را چشم زده اند و برای اینکه شخص چشم زننده را پیدا کنند  با ذغال اسامی نزدیکان را همراه با فشار روی تخم مرغ  می نویسند  و شروع به خواندن نام آنها می کنند . روی هر اسمی که تخم مرغ شکست ، آن فرد بچه را چشم زده است !!!!! جالب اینجاست که کسی نام میکروب و یا ویروس  و یا عامل ژنتیکی یا محیطی بیماری را روی تخم نمی نویسد !!!!!!!!

برای رفع بیماری و چشم زخم اسپند دود می کنند و همانطوریکه قبلا اشاره کردم ، هیچگاه بازار رمال ها و دعا نویسان بگرمی امروز نبوده است .

اسپند و اسپند دونه   اسپند سی و سه دونه   از خویش و قوم بیگونه

کور شود چشم حسود و بخیل !!!! کی کاشت ؟ پیغمبر !!!! کی چید ؟ فاطمه !!!! برای کی دود کردند ؟ برای امام حسین !!!!!

امروزه در دهات گیلان ، پیش پوست آلت نوزاد ( ختنه ) را به شاخ درخت آویزان می کنند و تا یک هفته آنرا نگهمیدارند !!!!  در ایران اسلام زده و با بهره گیری از اینتر نت و ماهواره و… خانواده ها نذر می کنند که اگر بچه آنها پسر شود ، تا هفت سال موی سر اورا نچیده ، بعد آنرا زده و هم وزنش طلا به امام رضا کفتر باز بدهند !!! قصه دردناک خرافه پروری به اینجا و آنجا ختم نمی شود . چه تعداد کودکانی که از علی موجود !!! ترسیدند و ترس خود را تا آخر عمر به همراه داشتند . می پرسید : علی موجود کیست ؟ علی موجود درویشی است که بچه های شیطان را به او میدادند و او بچه را برده به چهار میخ میکشید و زیرشان چراغ موشی میگذاشت تا آرام آرام روغن بچه ها را بگیرد !!!! دردی که از جانب مادر بزرگ نو یسنده نوشتار متوجه او شده و سالها همراه او بود .

در خارج از کشور ، به خرافات آهار زده و شکل شیکش را در قالب انداختن سفره های گوناگون به نمایش میگذارند . امروزه صاحب خانه شارلاتان از سفره برای دوشیدن مهمانان خرد گم کرده استفاده می کند و میگوید : این سفره را بخاطر کودکان بیمار در ایران انداخته ام !!!!!!

این سفره را برای کمک به زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند انداخته ام !!!!!!  این زمان ، بهترین موقع برای جمع آوری نذورات برای چاه جمکران است !!!!!! صدقه رفع بلاست !!!!!

در ارواین ، شهر اسلام زده جنوب کالیفرنیا ، شاهد انداختن سفره بی بی سه شنبه بودم . رسمی خرافی که تنها در زمان قاجار میتوانستید از آن سراغ بگیرید . ایرانی خرافه زده با مغز های گرد بی شیار در سال 2017 میلادی و در آمریکا ، رسوم کپک زده صد و پنجاه سال پیش را زنده می کند . دیدن فرو کردن انگشت ده ها زن به ظرف کاچی و مکیدن شهوانی انگشت ، منظره ای تهوع آور و مشمئز کننده میسازد که در هیچ جا نمیتوان آنرا دید . سفره فاطمه زهرا و ختم امیر المومنین نیز مدتها است در بین ایرانیان خرد گم کرده لس آنجلس باب شده است . در ختم امیر المومنین زنان و مردان دایره وار می نشینند و به خیال خودشان از حالت طبیعی خارج و به عالم ملکوت میروند !!!!!!

در خارج از کشور و در قبرستان مسلمانها  هنوز شاهد مراسم خرافی زیادی منجمله : حمل تابوت تا هفت قدم بخاطر ثوابش هستیم !! تابوت را از ماشین حمل جنازه تا گور باید سه بار زمین گذاشت !!!! هنگام دفن جنازه باید برای اموات خرما پخش کرد !! تابوت اگر سبک باشد ، مرده ثواب کار است ( بیچاره افراد چاق ) !!!  این مراسم را کنار هجویات قاری قرآن و مزخرفات او از بهشت و جهنم بگذارید ببینید چه معجونی از آب در می آید .

در ایران اسلام زده حجم  برنامه های رادیو و تلویزیون را از مهملات مذهبی انباشته می کنند و به کثافت مادینه ای دوربین و میکرو فن میدهند تا بگوید : اگر پنجشنبه شب ،  بچه درست کردید ، این بچه در آینده شهید میشود !!!!!!!!!

ساعت نحس و سعد و چشم بد در بین تمام  طبقات جامعه از دانشگاهی گرفته تا مردم کوچه و بازار ، تعین کننده کار و تصمیم  افراد شده است . ایرانی اگر صاحب خلاقیت و ابتکاری باشد ، مطمئن باشید در راه خلاف و شیادی و حقه بازی است .

 وقتی فقر بر جامعه اسلام زده ما بخاطر چپاول و غارتگری های دستار بندان و آقا زاده های آنان گریبانگیر آحاد ملت را میگیرد ، سقوط اخلاقی به او ج میرسد . در کدامین دوره از تاریخ ایران پس از اسلام سراغ دارید که سبعیت و خوی حیوانی قالب بر تمام موازین اخلاقی شود . آتنا کودک زیبای پارس آباد

پس از تجاوز به طرز فجیعی به قتل میرسد . کیمیا دختر هفت ساله کرجی بیش از هفتاد بار مورد تجاوز مردی قرار میگیرد که مادرش صیغه اوست .زشت کرداری ایرانیان ناشی از چیست ؟ چه کسی و چه عاملی مسبب این همه بدبختی است ؟ آِیا به  غیر از اسلامی که رابطه جنسی با کودکان را مستحب میداند  وکثافت دیوانه ای چون خمینی که عشق بازی با نوزاد را حلال میداند ، میتوانید مسبب دیگری بتراشید؟

از دید شریعت مداران بیمار ، از افتخارات پدر این است که کودک خردسالش در خانه شوهر عادت ماهیانه شود !!!

بعد می پرسید : چرا آتنا را کشتند و چگونه به کیمیا تجاوز کردند .

در فرهنگ زشت و نکبت بار اسلامی به متجاوز کاری ندارند و تنها به کسانیکه مورد تجاوز قرار میگیرند گوشزد می کنند که خودتان را محافظت کنید !!!!!!!

عمق فاجعه را در موارد مختلف باید بررسی نمود . در تهران پدری برای اینکه پول دیه فرزندش را بگیرد ، اورا زیر ماشین مدل بالائی می اندازد که کودک کشته میشود .

زنبارگی و هرزگی مردان ایرانی بعد دهشتناکی از سقوط عاطفه و پاشیدگی خانواده ها را به نمایش گذاشته است . امروزه خیانت مثل نفس کشیدن شده  است ! صیغه ای که بیضه داران اسلام کثافت توصیه کرده اند ، بنیاد خانواده را در ایران به باد داده است . مرد چند زن صیغه ای میگیرد و زن بخاطر اینکه انتقام بگیرد !!!!!و از  طرفی  : خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ، خودش را به لجن می کشد .

میگویند : گذشته چراغ راه آینده است . این موضوع هیچگاه در مورد ایرانیها صادق نبوده و نیست . . ایرانی از آنچه سرش می آید ، درس نمی گیرد . زندگی ایرانی در اشتباه خلاصه شده است . ایرانی ، خیانت آخوند ها را بکرات در طول تاریخ خوانده و دانسته اند ولی باز در سال 57 ندیده و نشناخته دیو زشت کرداری چون خمینی را روی سرشان گرفتند و راه ویرانی میهنشان را نشان آن وژن کثافت دادند . ایرانی درس نمی گیرد ، چون چرخهای عقاید و باورشان در لجن زار اسلام فرو رفته است  .

ایرانی شخصیت ندارد ، ایرانی مثل براده های آهن است که براحتی به آهن ربا می چسبند . مهم نیست که این آهن ربا خودی است یا بیگانه .

نوکری برای خودی و یا بیگانه شکل مشابه دارد .

در ایران اسلام زده سقف آزادی بخاطر قامت ناچیز فکری مردمش آنقدر کوتاه است که باید سینه خیز از زیر آن عبور کرد . خوب گفته اند که : در جامعه ای که قامت تفکر و همت و غیرت مردم کوتاه باشد ، سقف آزادی نیز به همان نسبت کوتاه است . در ایران اسلام زده ، چون سقف آزادی کوتاه است ، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که متلاشی میشود و به راحتی حذف میشوند و اگر شانس بیآورند و روزنه ای پیدا کنند به خارج می گریزند ، اما آدم های کوتوله به راحتی جولان میدهند . شوربختانه برخی از آدم های بزرگ برای اینکه زنده بمانند و اصطلاحا خوب زندگی کنند ، سرشان را آنقدر پائین میآورند که تنها به انها میتوان گفت : مزدور و خود فروش .کار این عده باعث میشود که سقف آزادی هر روز پائین و پائین تر برود و توده های عام را تبدیل به آدم های قوز دار نماید .

در بین ایرانی ها عشق و محبت واقعی وجود ندارد . آنچه حاکم بر روابط انسانها است : شارلاتانی و حقه بازی است . پدر هفتاد ساله در گرمای 50 درجه سانتیگراد کار می کند و پسر هجده ساله اش در زیر باد خنک کولر در فیس بوکش می نویسد : به سلامتی همه ی پدر ها !!!!!!!!

پدر سالخورده با زحمت میز سنگینی را جابجا می کند و وقتی پسر جوان می خواهد به او کمک کند ، مادرش میگوید : امیر جون ، فکر کمرت باش ، بابات خودش میتونه اینکار را بکنه !!!!!! خدا مرگم بده و پسرم را در زحمت نبینم !!!!!!

مادر از پنج صبح بیدار شده و خانه را مثل گل تمیز کرده و دخترش لنگ ظهر از خواب بلند شده و در فیس بوکش نوشته : همه ی هستی ام مادرم …

مادر در را باز می کند و میگوید : عزیزم بیدار شدی ، دیرت نشه .. که دختر فریاد میزند : بیشعور … صد دفعه بهت گفتم در بزن ، بیا تو …

مادر شر منده ! در را می بندد و دختر به فیس بوکش نگاه می کند که پانزده تن ، به نوشت ی او لایک زده اند !!

مرد مشغول نصب تابلوئی بر روی دیوار است . زنش از او می پرسد : به برادر بیمارت که دو هفته است در بیمارستان بستری است سر زده ای ؟ مرد فریاد میزند : میرم ، هر وقت حوصله کردم میرم …… روی تابلو نوشته شده : بیا تا قدر یگدیگر بدانیم !!!!!!!

مادر بزرگ برای ازدواج نوه اش از آمریکا  راهی آلمان میشود . به هنگام عقد کادوی گران قیمتی به نوه اش میدهد و فردای عروسی که بیرون میروند ، عروس خانم و یا مادر عروس 250 یورو از او قرض میگیرند . چند روز میگذرد و مادر بزرگ  که از وصول طلب خود

نشانه ای نمی بیند به نوه اش و مادر او میگوید : مثل اینکه شما 250 یورو از من قرض گرفتید . مادر عروس به روی خود نیآورده ، ولی عروس پرخاش کنان میگوید : مادر بزرگ تو از آمریکا اینجا آمده ای تا 250 یورو توی …. من بکنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در مورد این چند چهرگی میتوان مثنوی هفتاد من نوشت .

امروزه وقتی راجع به خلقیات ایرانی ها سخن رانده میشود ، به دو فروزه زشت اشاره میشود : تباهی اخلاقی و بی صفتی .

ایرانی جماعت مفت خور است و این صفت زشت باعث شده تا در طول تاریخ هزاران بار سرش به سنگ بخورد . ایرانی جماعت نمی فهمد و نمی خواهد بفهمد که چیزی را مجانی به کسی نمی دهند . در سال 57 خمینی وژن با وعده : آب مجانی ، نفت مجانی ، گاز مجانی و…. پا به ایران گذاشت و ابله های ایرانی با وعده داشتن خانه مجانی !!! او را روی سرشان گرفتند و راه نابودی میهن و آوارگی و تیره روزی خودشان را نشان آن دیو تازی پرست دادند . دریغ که ارتشیان خرد گم کرده که فریب وعده آقائی و آقا شدن از خمینی شنیدند ، کشور را دو دستی پیشکش او کردند و چهار روز بعد تمامشان بر پشت بام مدرسه علوی تیر باران شدند .

بعد ها میمونی بنام احمدی نژاد وعده داد که پول نفت را سر سفره شما میآورم و باز مردم ، دروغ های خمینی را فراموش کردند و به عشق دریافت پول نفت ، پای صندوق های رای ،  صف های کیلومتری کشیدند

. در طول 38 سال گذشته ، دیده نشده ، مسئولی وعده ای داده باشد و به آن عمل کرده باشد ، ولی مردم ما ، بدون اینکه مو لای درزشان برود ، لشکر جهل این فریبکاران را تشکیل و شعور و درایت و غیرت و شرف خود را به بطری ساندیس و یا یک پاکت سیگار می فروشند .

انعطاف پذیری و مثل لاستیک بودن ، از خلقیات بارز ما ایرانی ها بشمار میرو د. ایرانی را میتوان به هر شکلی که خواستید در بیآورید .

تاریخ ایران گواه این مدعا در طول هشت بار اشغال سیاسی آن توسط بیگانگان است .

ایرانی نا امید و بی فردا است . این هم از برکات اسلام نکبتی با جبر اندیشی آنست . هر آنکس که دندان دهد نان دهد !!!!!  سرنوشت آدم ها از قبل نوشته شده !!!!!!! روزی رسان خدا است !!!!!!!

امروزه زندگی ایرانیان در بی نظمی و خلاف قانون خلاصه شده است . اصولا بقای رژیم جمهوری اسلامی نیز در بی قانونی و هرج و مرج است . مسافر سوار و پیاده کردن در وسط فری وی . میدان را دور نزدن . ورود ممنوع رفتن . سبقت غیر مجاز .و   ده خلاف دیگر باعث شده که ایرانیان رتبه نخست مرگ و میر جاده ای را در جهان داشته باشند . امروزه بی نظمی و بی ترتیبی بصورت سیستمی من در آوردی جلب توجه می کند . این موهبت !!!!!! بوسیله هم وطنان بخارج از کشور نیز انتقال یافته و جامعه میزبان را آلوده کرده است . دوست مهندسم که موقعیت خوبی در شهرداری لس آنجلس دارد میگوید : من روزی چند هزار دلار کار می کنم !!!!  سه بار تک نفره از نقاط خط ممتد وارد کارپول میشوم !!!! چند تا چراغ قرمز رد می کنم !!!! استاپ ساین برام معنی نداره !!!! کمر بند ایمنی هم نمی بندم !!!!

بسیاری از اندیشمندان ، کشور ما را به مهره تاس تشبیه می کنند که شش چهره گوناگون دارد . ایران و ایرانی قیافه واقعی و راستین ندارد . ایرانی معجونی است از خرافه ، مسخرگی ، تراژیک ، لاف ، تنبلی و بی وطنی .

در ایران جنبه های مضحک و خنده آور در کنار گریه های ساختگی

اظهار به بی علاقگی به مال دنیا و در پشت صحنه دست آلودن به هر جنایتی برای کسب مال دنیا ، امری است بسیار پیش و پا افتاده .

در هیچ کجای دنیا ، مسخره تر از انتخابات رئیس جمهور ، مجلس و شو را های شهر نمی توانید بیآبید . مردم ایران با آنکه به قلابی بودن انتخابات آگاه هستند ، ولی ساعت ها در صف رای دادن می ایستند .

ایرانی نام احمد را به صندوق می ریزد و از آن طرف محمود در می آِید و کوچکترین اعتراضی نمی کند . یکبار در سال 88 به خیابانها ریخت که  چرا بجای آخوند  الف ، آخوند  ب را دولت تعین کرده است .

ایرانی بادیسم بودن را هنر میداند . انگشت خود را با آب دهان تر می کند و مقابل باد میگیرد تا ببیند ، باد از کدام طرف می آید ! تجار خارجی را اعتقاد بر آنست که در کار کردن با ایرانی باید ثبات ، و پافشاری بر  اصول اخلاقی و علاقه به عفاید مذهبی و رعایت ادب و نزاکت و احترام به باور دیگران را باید کنار گذاشت . یک بازرگان چینی می گفت : با یک تاجر ایرانی که جای مهر نماز تمام پیشانی اش را پر کرده بود ، معامله میکردم . درخواست او این بود که اجناسی را که میسازم ، مهر ساخت ژاپن بزنم !!!!!!!!

تجار خارجی را باور بر آنست که برای دادو ستد با ایرانی ، باید ایرانی شد . اگر اینکار را کردی ، کارها درست سر موقع پیش میرود و هر مشکلی آسان میشود .

در تمام دنیا ، یک تن را نمی یابید که منکر دزد بودن ایرانی ها باشد .

امروزه با دزدی و اختلاس های بزرگ که خبرش جهان گیر شده ، نیم درصد شکی که بود بر طرف شده و جامعه یکدست و آلوده به دزدی شده است . در خارج از کشور هم ، دزدی را به وضوع در بین کاسب کاران ایرانی می بینید . پیرزنی آمریکائی  به مکانیک ایرانی رجوع می کند که روغن ماشینش را عوض کند . پس از چند ساعت بیل هزار دلاری به پیرزن میدهد که استارتر ماشینت خراب بود ! پد ترمز هایت به دیسک ترمز میکشید و….  ایرانی جماعت در معامله با آمریکائی و اروپائی چانه زدن بلد نیست ولی در داد و ستد با هم وطن خودش ید طولائی داشته که امان طرف را میگیرد .

ایرانی همواره نقاب کتمان ، بی حالی ، مخفی کاری و ممتنع بودن را بر چهره دارد .

ایرانی شجاع و با شهامت نیست ، و کسی که شجاع نباشد ، آنارشیست است ، اغتشاش پرست است ، زندگیش در شعار گم است . آفتابه به دست میگیرد و میگوید : اسرائیل کاری نکن که با آب آفتابه ام سرزمینت را غرق کنم !!!!!!!!! و یا رئیس جمهور ابله آن در پیرو کلام مشگانه خمینی ، خواهان حذف جغرافیائی اسرائیل از روی نقشه زمین می  شود . گنده لات رژِیم ، سردار قاسم سلیمانی همواره از نابودی آمریکا سخن میگوید و یا حرف های مشابه ای که از دهان رهبر ناقص العضو و ناقص العقل رژیم ، سید علی خا منه ای در می آِید .  ایرانی شعور درک  حفظ منافع عموم را ندارد .

در هیچ کجای دنیا شما سراغ ندارید که ثروتمندان مالیات کمتری نسبت به فقرا به دولت بدهند . دلیل آن روشن است : پرداخت رشوه به مامور ممیزی ! کار ساده ای است ، نه ؟

آنچه که جامعه ایران را میسازد بی فکری و خوش خیالی و شارلاتانی همراه با لودگی و مسخرگی است . دست انداختن همدیگر را به حساب طنز میگذارند ، در قالب جوک بزرگترین توهین ها را بهم می کنند : ترک خر !!! رشتی بی غیرت !!!! اصفهانی گدا !!!! لر هالو !!!!!! قزوینی کون کن !!!!!  روزی که ریشنامه را در پیام آزادگان با رهنمود ایران یار کورش کلهر آغاز کردم ، یکی از اهدافم این بود که با وجود آخوند و پاسدار و بسیجی ، دیگر کسی برای هم وطنش جوک نسازد .

هدف دوم که شکستن تقدس مفت خور های حاکم و بیرنگ کردن چهره پلید سران اسلام بود ، بیشتر نتیجه داد . امروزه صد ها سایت و فیس بوک بسیاری از هم میهنان ،  همراه با  سایت افراد در  تلگرام به نقد محمد و علی و اسلام نکبتی مشغولند .. در این خصوص صد ها کتاب تالیف شد . بیست سال پیش کسی دست به کتابهای زنده یاد دکتر مسعود انصاری و من نمی زدند ، ولی امروز ه حجم کتابهای ممنوعه از صد ها پوشینه تجاوز می کند .

در ایران اسلام زده اگر تک و توکی آدم های سالم پیدا شوند با انگ احمق ، بره ، شوت ، هالو  و… از میدان بدر خواهند شد  . بسیار کسان هستند که در خارج از ایران با قوانین غرب آشنا شده و خود را ملزم به رعایت آنها میدانند ، ولی به محض اینکه پایشان به ایران میرسد ، انگار نه انگار که دارای فروزه های انسانی بوده اند .

در ایران اسلام زده اگر بخواهید آدرس  منزل رسمی دزدان و غارتگران و وطن فروشان را بدانید ، همه مجلس شورای اسلامی را نشان شما خواهند داد ، و اگر آدرس روسپی پروری را بخواهید ، بنیاد شهید را نشانتان خواهند داد و اگر جویا دانستن بزرگترین فاحشه خانه دنیای اسلام باشید  ، تمام انگشتان بسوی خراسان و مشهد و بارگاه امام رضا نشانه خواهند رفت .

ایرانی جماعت از درک این نکته که : آخوند آخرت را به او فروخته تا دنیا را برای خودش بخرد عاجز است .از فرط گرسنگی رمق حتی نفس کشیدن ندارد ولی خدا را شکر می کند !!!!!!

دوستی که تازه از ایران آمده بود گفت : اگر در خبر ها شنیدی که مادری کودکش را خورد ، تعجب نکن . هیچکس به هیچکس رحم نمی کند ، ایران درست شده مثل جنگل ، همه مشغول پاره کردن همدیگر هستند . پدر ، پسرش را پاره می کند و پسر مادرش را می کشد . تجاوز پدر به دختر عادی است . پدر ، همسر و دخترانش را به حراج گذاشته است و نوزاد و کودک است که به فروش میرسند . باند های حکومتی دختران جوان را به شیخ نشین های خلیج فارس می فروشند و دبی مرکز فاحشه های ایرانی شده است . زندگی افراد بطرز عجیبی خالی از اطمینان و اعتماد است .

ایران را باید سرزمین تضاد ها دانست . تضاد در اوضاع جوی . تضاد در اوضاع اقتصادی . تضاد در بهره وری و بر خورداری . تضاد در تقسیم امکانات ، شهری از کثرت امکانات آموزشی ، درمانی و تفریحی میترکد و بسیاری از نقاط آن برای دیدن پزشک زنان باید 30 کیلومتر با الاغ و یا موتور سفر کرد . امروزه بخاطر سیاست گدا پروری و گرفتن رمق مردم توسط رژیم دستار بندان ، خط فقر به عدد ترسناک بالای چهل در صد رسیده است . در شمال شهر تهران ، آقا زاده ها در ویلا های میلیاردی و ماشین های چند صد میلیونی ، در حالیکه شیر و ببر به عنوان حیوان  خانگی دارند. زندگی می کنند و در جنوب تهران و در کپر های اطراف شهر ری و خاک سفید ، مردم از شیر آب شهرداری قابلمه و سطل سطل آب به بیغوله خود میبرند . در ایران اسلام زده زمان از حرکت ایستاده است . مردم صاحب جدید ترین آیفون و لب تاپ هستند ولی مغز شان یخ زده و در 1400 سال پیش سیر و سیاحت می کند .

تصور اینکه در برخی از نقاط ایران ، زمین را با گاو آهن شخم میزنند ، مشکل است . آنهم در کنار کارخانه پپسی کولا !!

تا بحال امتحان کرده اید ، از هزار تن ایرانی که به خارج از ایران سفر می کنند ، چند تن آنها مجذوب فرهنگ و پیشرفت های علمی و فرهنگی جامعه میزبان میشوند و چند تن عاشق ویترین مغازه ها و مراکز لهو و لهب ؟ چند تن به موزه ها میروند و چند تن به لاس و گاس ؟ چه تعدادی به کوچه علی  و کالیفرنیا مارت که مرکز فروش جواهر و طلاست میروند و چند تن به گتی مییوزیم ؟

ایرانی از گذشته خود بی اطلاع است . زمان شاه فقید ، دانستن آگاهی راجع به چه گوارا ، لنین ، مائو ، امام جعفر صادق ، امام حسین و فاطمه زهرا برای دانشجویان ما افتخار بود . وقتی از دانشجوئی راجع به بابک خرمدین و یا یعقوب لیث می پرسیدیم ، چیزی برای گفتن نداشت .

ایرانی 1400 سال است که هویت و شناسه ملی اش را گم کرده ، بگذارید راحت تر بگویم : آخوند ها شناسنامه ملی ایرانیان را دزدیده اند .

در این سی و هشت سال ، دشمنی آخوند با فرهنگ ایرانیان پیش از اسلام علنی تر از همیشه شده .

قصه دردناک خلقیات زشت ما ایرانیان ، ریشه در تاریخ پس از اسلام ما دارد .چهار صد پیش وحشی بافقی در احوال اجداد ما میگوید :

                          مضطرب ، آشفته خاطر ، تنگدل ، اندیشناک

                                                                هم وضیع و هم شریف و هم صغیر و هم کبار

                         دست از تریاک کوتاهست و جان اندر خطر

                                                                   پا نهی تاریک شب چون بر سر سوراخ مار

                        از پریشانی فرامش کرد مادر طفل خویش

                                                                     بلکه رفته شیر هم از یاد طفل شیر خوار

                       هر جماعت در خیالی ، هر گروه در غمی

                                                              این که چون آرام گیرد و آن که چون گیرد قرار

                      چون قوی زور آورد دارد ضعیفان را که پاس

                                                                   گر جهد بادی به دامان گو که آویزد غبار

                    گرگ های تیز دندان را که دندان بشکند

                                                                    وین لگد زن استران را چون توان کر مهار

ادامه دارد

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »