به تارنمای فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای فرهنگستان جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این فرهنگستان دسترسی داشته باشید.
به فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

خلقیات زشت ما ایرانیان- بخش نهم

خلقیات زشت ما ایرانیان بخش نهم

«دکتر روزبه آذر برزین»

C:\Users\Al\Desktop\فرتورها\روزبه آذربرزین.jpg

در بخش پیشین به بردگی و بندگی اختیاری که ما ایرانیان از 1400 سال پیش تا کنون انتخاب کرده و هم چنان به این دریوزگی افتخار می کنیم ، پرداختم .به ماهیت استبداد و هم چنین به ساختار دولت استبدادی که تنها در سایه تفاهم بین ظالم و مظلوم پیش می آِید اشاره کردم . به این نتیجه بزرگ و کلی رسیدم که تمام حکومت های خود کامه و مستبد بر پایه توافق توده ها بنا میشود ، بنابراین تنها راه سرنگونی رژیم جمهوری جهل اسلامی ، باز پس گیری رضایت توده هاست . روشن شدن آنهاست ، نوزائی عقلانی است که سالها راجع به آن صحبت می کنیم . کودتای نظامی ، دخالت نظامی بیگانگان ، هیچ دردی را دوا نمی کند . برای غلبه بر نظام جور و ظلم و واپسگرای اسلامی کافی است که مردم دست از توافق خود با اسلام و ملا بکشند ، آنوقت حکومت سید علی خامنه ای و نظام ضد ایرانی جمهوری اسلامی فرو می ریزد . اگر امروز رژیم جمهوری اسلامی هار شده است ، بخاطر تسلیم و مطیع بودن مردم ماست قدرت سید علی خامنه ای ، و سران دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی را مردم ما به آنها داده اند که خود آنها را به میخ بکشند ، زندان کنند ، شکنجه دهند ، اعدام کنند و در فقر مطلق نگه دارند . بازوی جبر و جور را شما هم میهنان من ، به آنها پیشکش کرده اید . همکاری شما با ظالمان باعث شده که در غل و زنجیر بمانید . ندادن صدقه ، خمس و زکوه و پول نریختن در فساد کده های مذهبی همراه با ندادن مالیات کمر آخوند و رژیم جمهوری اسلامی را می شکند . به راستی اینکار بزرگ و غیر ممکن است ؟ خمینی وژن جمهوری اسلامی را با فریب توده ها بر ایرانیان تحمیل کرد و بخاطر تسلیم شدن مردم با ترفند هائی چون به راه انداختن و کش دادن جنگ بین ایران و عراق ، خیلی زود پایه های رژیمش را بر زور و ارعاب و کشتار بنا کرد که دهشتناک ترین آن کشتار 67 بود که امروز صحبت از کشتن سی هزار دگر اندیش در آن زمان است .

پیشینه 1400 سال بردگی اختیاری باعث شده که ایرانی بطور کل آزادی را نشناسد ! ایرانی برده و بنده به دنیا می آید و در کانون جهل و خرافه بزرگ میشود . در تمام طول زندگی از ابتدا آموزگاران برده به او زهر جهل و جهالت اسلامی تزریق می کنند و پدر و مادر ابله و برده با قمه سربچه های نوزاد خود را می شکافند و در جوانی برای ادامه تحصیل و یا یافتن کار ، نخست باید پای سند بردگی خود را امضاء کنند تا بتواند به زندگی خفت بار خود در سایه اسلام کثافت ادامه دهند .

C:\Users\Ruzbeh\Desktop\images (3).jpg

C:\Users\Ruzbeh\Desktop\download (1).jpg

C:\Users\Ruzbeh\Desktop\download (2).jpg

C:\Users\Ruzbeh\Desktop\download (3).jpg

C:\Users\Ruzbeh\Desktop\images (1).jpg

C:\Users\Ruzbeh\Desktop\images (2).jpg

آخوند کثافت از اینکه چهار چنگولی سنت را چسبیده ، هدف دارد

این تازی پرستان بی وطن خوب میدانند که عادت و سنت بردگی می آورد .

شوربختانه جامعه نخبه کش ما ، از آزاده ای که بخواهد مقابل ظالم به ایستد ، نه تنها حمایت نمی کند ، بلکه باعث انصراف او از مبارزه و چه بسا مرگ او نیز میشود . البته در این بین اشتباهی هم از سوی نخبگان صورت می پذیرد که آنها را شکننده میسازد و آن غافل شدن از تشکیل سپاه مقاومت است ، دور هم جمع کردن مخالفین است ، اتحاد افراد همفکر است و در این زمینه دشمن هوشیارانه عمل کرده و مانع انسجام و اتحاد مخالفین خود میشود . نمونه بارز آنرا میتوان در رسانه برون مرزی لس آنجلس در چهل سال اخیر دید . کمتر رسانه ای را میتوان یافت که حقایق راجع به اسلام را به عنوان دشمن واقعی ایران و ایرانی بگوید . آنها از مرداب متعفن اسلام حرفی نمی زنند و تنها به پشه های ناقل عفونت ، یعنی آخوند ها اشاره می کنند . انگشت شمار کسانی بودند و هستند که زندگی خود را در راه بیداری مردم خود گذاشتند که میبایستی از این بزرگان یاد کنم : شجاع الدین شفا ، کورش آریامنش ، مسعود انصاری ، سیاوش لشگری ، محمد علی مهر آسا ، بهرام مشیری ، فرود فولادوند ، سرور سهیلی ، امید کاویانی ، جمشید شارمهد ، آله دالفک

میرزا آقا عسگری ( مانی ) ،احمد ایرانی ، محمد عاصمی ، هوشنگ معین زاده ، بهرام چوبینه ، رضا فاضلی و پیش از این بزرگان ، صادق هدایت ، احمد کسروی ،میرزا آقا خان کرمانی ، میرزا فتح علی آخوند زاده و عبدالرحیم طالبوف .سئوال این است که پس از چهل سال دیدن فجایع انسانی و سقوط همه جانبه و نابودی ایران ، من باید به 25 تن اشاره کنم ، آنهم از یک جمعیت 70-80 میلیونی . جای تاسف و شرمندگی بسیار دارد !

آیا باید عدم وجود یک اپوزیسیون قدرتمند ، آنهم پس از چهل سال را در قالب خلقیات زشت ما ایرانیان جمع بندی نمود و گنجاند ؟ که چشم دیدن یکدیگر را نداشته ، تنگ نظری تار و پودمان را در نوردیده ، همدیگر را قبول نداریم و تک تازی را دوست داریم .معنی اتحاد را نمیدانیم و از درک داستان پدری که بچه هایش را صدا کرد و به دست آنها ترکه ای از چوب نازک داد تا آنرا بشکنند و بچه ها آن کار را به راحتی کردند و پدر هر بار بر تعداد ترکه های چوب افزود تا جائی که هیچکدام از بچه ها قادر به شکستن آنها نبودند و پدر گفت : تنها در سایه اتحاد است که هیچکس نمی تواند شما را شکست دهد . نسل ما این داستان را در کتابهای درسی دوران ابتدائی خوانده ، ولی هیچگاه معنی آنرا درک نکرده است .

چهل سال تمام پیشتازان راه بیداری سعی بر بیدار کردن توده های مردم داشته و دارند ، چون باور آنها این است که : بیداری مردم ، پایه رضایت آنان را از استبداد دینی سست می کند ، اینکار صورت گرفت ولی نتیجه ی آن رضایت بخش نیست .

ترفند ها ، فریب ها ، وعده های پوشالی همراه با جو پلیسی حاکم بر مدارس و دانشگاه ها و کارخانه ها به اضافه بر خورداری از باور مردم به اسلام و بیشتر فرو کردن آنها در مرداب متعفن جهل و خرافه و همواره دشمن خارجی ساختن ، اسباب کار سران جنایتکار جمهوری اسلامی است که از آنها نهایت سود را میبرند . تبلیغاتی که چهل سال است ذهن مردم ما را نشانه گرفته و مردم مسخ شده ی ما توان جا خالی دادن و کنار کشیدن سر خود را ندارند . صدقه بدهید که صدقه دفع بلا می کند !!!!! بیمار خود را به ضریح امام رضا قفل کنید تا شفا یابد !!!!!

پول داخل ضریح امامزاده صالح بریزید تا زن خوبی نصیبتان بشود !!!!!

برای امام حسین شعله زرد نذری بدهید تا قیامت از شما شفاعت کند !!!!

شب پنجشنبه بچه درست کنید تا در آینده شهید شود !!!!!! و هزاران دری وری و مزخرف دیگر که در تمام طول این سالها به خورد مردم ما دادند.

درد بزرگ امروز ما این است که روشنفکران و تحصیلکرده های ما در خدمت مستبدان دینی در آمده اند .صاحبان رسانه ها در خدمت خلیفه خیابان پاستور تهران در آمده اند . کسیانیکه به مسائل بنیادی می پردازند ، تعدادشان از انگشتان دست کمتر است . پرداختن به بهره کشی اقتصادی

چگونگی بهره کشی ، منافع اقتصادی ، ماهیت زشت و ضد انسانی اسلام به عنوان کانون اصلی عفونت ،و خنثی کردن سمی که جیره خواران حکومت در بدن مردم می ریزند . شوربختانه مردم ما به راحتی تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته و زیر نفوذ کارشناسان تازی پرست و بی وطن حکومت سر در گم میشوند . کاری که در بیست سال گذشته توسط بنیانگذار پیام آزادگان دکتر کورش آریا منش، آله دالفک و دکتر مسعود انصاری و رادمردی چون سیاوش لشگری در نشریه بیداری صورت گرفت ، باعث شد تا تقدس این مزدوران تازی پرست به همراه پیامبر دزد و زنباره اسلام و بولدوزر او ، علی شکسته شود ، کاری که پس از 1400 سال شکل گرفت و به بهترین وجه پیاده شد . در کدام دوره ای از تاریخ ایران سراغ دارید که 15 جلد دائره المعارف خنده بنام ریشنامه تنها اختصاص به ریشخند محمد و آل او داشته باشد .

مردم ما باید هر چه زودتر حساب خود را از حامیان حکومت جدا کرده و با آنها بر خوردی جدی داشته باشند . اصولا در نظام جمهوری اسلامی سه دسته از مردم به نظام وابسته اند : اول : لومپن ها ، دزد ها ، چاقو کش ها ، جاکش ها و باج گیرها که در حال حاضر نیرو های پاسدار ، بسیجی و انجمن های اسلامی را تشکیل داده اند . اینها رژیم جمهوری اسلامی را به مثابه ابزاری که به آنها قدرت داده تا به جاه طلبی ، سود جوئی و کاهش عقده های روانی برسند ، میدانند . دوم : ساده لوحان و فریب خوردگان که اکثر مردم ما در این طبقه قرار دارند . با شرمندگی این توده را که علیرغم آگاهی های بسیار ، هم چنان حود را به خواب زده اند در رده احمق ها و ابلهان حکومتی باید طبقه بندی کرد . این فریب خوردگان ، تصور می کنند که رژیم جمهوری اسلامی بهترین حکومت روی زمین است که آخرت را برای آنها آورده است.

گروه سوم : کسانیکه به ماهیت جمهوری اسلامی پی برده و در خفا مخالف آن هستند ولی بخاطر پست و مقام و منافع شخصی حاضر به همکاری با مخالفان و چشم پوشی از منافع خود نیستند و دست خود را در دست آخوند ناپاک تازی پرست گذاشته اند .

نقش خطیر دگر اندیشان و مبارزین راستین میهن در مرحله نخست ، شناسائی ، یکپارچه سازی ، پرورش و گسترش اپوزیسیون هم آهنگ و یکپارچه است که تمامی اعضاء آن به یک اصل واحد که همانا جدائی دین از حکومت باشد ، اعتقاد داشته باشند . هدف این افراد باید در انتخاب رهبری که مورد تائید توده های مردم باشد ، متمرکز گردد .

با بررسی خلقیات ایرانی ، به این نتیجه رسیده ام که : رهبر داشتن به مراتب بیشتر از سازمان و ارگان داشتن برای مردم ما اهمیت دارد .

این کمال ساده پنداری است که فکر کنیم : ظلم و فقر و بدبختی و تاراج سرمایه های ملی منجر به یک انقلاب رهائی بخش میشود . چهل سال نظاره کردن بر جور و ظلم و اعدام و سرکوب باید این درس را بما داده باشد که اگر فکر کنیم فشار رژیم بر مردم باعث شورش و خیزش مردم میشود ، یک فکر باطل است . باید رهبری داشت که با مشورت با مشاوران میهن دوست ، راه های نیک بختی و نیک زیستی و آزادگی را به مردم ما نشان دهد. باید کاری کرد که گروه سوم طرفداران حکومت راضی به ترک خامنه ای و رژیم او شوند . باید کاری کرد که مردم ما که 1400 سال است زیر یوغ اسلام به این خقت و ذلت خو گرفته اند ، آزاد شوند .

1400 سال است که ایرانی را به اطاعت کورکورانه و تسلیم در برابر زورگو عادت داده اند و آنرا بشکل سنت در آورده اند . در کنار این پلیدی ، جبر اندیشی اسلامی را نیز افزوده اند : سرنوشت تمامی ما دست الله است و بدون اراده ی او برگی از درخت فرو نمی افتد !!!!!!!!!!!

امروز باید به این بازی مسخره ذلت ساز پایان داد . ساختن و یافتن رهبری دلیر ، آگاه ، دور اندیش که به فکر مردم بوده و هدفش سر بلندی مردم کشورش باشد ، بیش از هر زمان حس میشود . در انتخاب رهبر نباید بیم داشت که در فردای آزادی میهن ، او مستبد شود یا خیر

وقتی به مردم خود یاد دهیم که با زورگو توافق نکنند ، این نگرانی بر طرف میشود .

بزرگترین مبارزه مردم ما با رژیم جمهوری اسلامی این است که توقعی از آخوند مکار و مفت خور نداشته باشند ، کافی است که چیزی به او نداده و پای منبرش برای شنیدن مهملاتش نه نشینیم . به همین سادگی .

لازم نیست که مردم برای نجات خود دست به کاری بزنند ، آنان همینکه بند ناف خود را از اسلام و آخوند ببرند ، کافی است . مردم ما باید گلوی خود را از زیر تیغ آخوند در بیآورند و به فلاکت و بدبختی خود خاتمه دهند .

هم میهن : آتش بر خاسته از کشیدن یک کبریت تا زمانی که ماده سوختنی در کار باشد ، شعله می کشد . برای خاموش کردن آن نیازی به آب و یا پودر اطفای حریق نیست . کافی است ماده سوختنی را از آتش دریغ کنیم ، خودش خاموش میشود . رژیم جمهوری اسلامی تا زمانیکه تو در دسترسش باشی قدرت دارد و آتش افروزی می کند . اگر تو فرزندت را به سوریه نفرستی ، فکر میکنی که سید علی خامنه ای فرزندانش مجتبی و یا میثم را به سوریه خواهد فرستاد ؟

هم میهن : این تو هستی که به درخت زهر آگین اسلام ، آب و غذا میدهی اگر اینکار را قطع کنی ، ساقه و برگ آن خشک میشود و درخت میمیرد .

دگر اندیشان آزاده و دلیر برای نیک بختی مردم خود از خطر واهمه ندارند و نمی هراسند ، آنها از تحمل رنج نمی گریزند . تنها ترسو ها و بی تفاوتان هستند که کناری نشسته و چشم امید به دستان آقای ترامپ دارند تا میهنشان را آزاد کند !!! شوربختانه 99 درصد مبارزان !!!!!!! ما رویائی بوده و شهامت کوچکترین اعتراضی را در یک جمع صد نفره ندارند . آنها تنها در حد آرزو کردن در جا میزنند . گفتم که ایرانی با آزادی بیگانه است ، اگر چنین نبود ، تمام تاریخ سرزمین ما از حکام جبار و زورگو پر نمی شد . ملت ما ، خودش مسبب تمام بدبختی هایش میباشد ، ملتی که با پرده ی سیاه اسلام جلوی چشمانش را بسته اند و هر طور که بخواهند ، او را به این ور و آنور میبرند و نهایتا او را به مسلخ برده و ذبح اسلامی می کنند . این تباهی ، بدبختی ، خفت و ذلت نه از دشمن خارجی ، بلکه از دشمنی داخلی به شما میرسد که خودتان به او قدرت بخشیده اید . دشمنی که بخاطرش به جنگی میروید که هیچ ارتباطی به سرزمین تو ندارد . دشمنی که 1400 سال است تو را در غم و ماتم بزرگی فرو برده . دشمنی که به راحتی به ناموس تو دست درازی می کند ، زنت را وادار به فاحشگی کرده و در مسجد و کلاس قرآن به بچه هایت تجاوز می کند و ماه ها حقوقت را نمی دهد و تو را گرسنه نگهمیدارد . دشمنی که سرمایه و هست و نیستت را تاراج می کند و کاری از دست تو برای پس گرفتن آن ، جز خوردن باتون و اشک ریختن بخاطر اسپری فلفل بر نمی آید .

مردم ما ، روشنفکران ما ، یک لحظه فکر نکردند که خمینی ، این آخوند وژن با افکار کپک زده ، چه امتیازی به شاه دارد که باید او را به قدرت برسانند ؟ و یا خامنه ای ابله جنایتکار چه ویژه گی خاصی دارد که باید ولی فقیه باشد ؟ آنچه خمینی را به قدرت رساند و آنچه باعث ماندگاری خامنه ای بر اریکه قدرت شده ، حماقت توام با توافق بین این ظالمان با مردم ماست .

اجداد ما را با زور و جزیه وادار به پذیرفتن دین بیابانی اسلام کردند و ما را با فریب و خدعه برده ی این مذهب واپسگرا و ضد انسانی نگهداشتند

این داستان تا به کی باید ادامه پیدا کند ؟ سالهاست که پیشتازان راه بیداری ، از بندگی و بردگی اختیاری مردم خود سخن میگویند ، چه میشود که کوچکترین تکانی را نمی بینیم ؟ آیا نبود یک رهبر عامل این ایستائی و خاموشی است ؟

مردم میهنم را با حیوانات مقایسه می کنم ! قصد توهین ندارم ، آشفته نشوید و مطالبم را بخوانید . وقتی حیوانی به دام می افتد ، چنان با چنگ و دندان و منقار و سم .. . مقاومت می کند که هر ناظری متوجه میشود که این حیوان برای به دست آوردن آزادی از هیچ کوششی فرو نمیگذارد

و اگر نتوانست خود را آزاد کند ، از حسرت آزادگی چنان پژمرده و دلگیر میشود که نپرس .

ولی در مورد مردم میهن من چه ؟ 1400 سال است که برده و بنده اسلام شده اند و پس از این همه زبونی و خواری مایل به بازگشت به اصل خود نیستند !

مردم ایران همه نوع ستمگری را دیده اند ، اما انتخاب نوع مطلق اسلامی آن ، نوبری بود که روشنفکران ما در کام ما نهادند . استبداد آخوندی که از سینه ی مفت خوری و فریب شیر خورده بود . این حرامیان بی وطن ، برای ارعاب و مهار مردم با حربه دین ، دست به چنان شقاوتی زدند که تاریخ ما نظیرش را ندیده . آنها کاری کرده اند که آزادی و آزادگی از ذهن مردم ما پاک شده . درد و بدبختی امروز مردم ما از جهالت خود آنهاست که نمی خواهند فکر کنند . ما در زمانی زندگی می کنیم که وسائل ارتباط جمعی ، دنیا را تبدیل به محله کوچک کرده است . امروزه ما میلیارد ها خبرنگار داریم که هرکدامشان با یک تلفن همراه ، کوچکترین اتفاقات را به تمام دنیا از طریق یو تیوب و یا تلگرام و فیس بوک و ……. مخابره می کنند . جای هیچگونه عذر و بهانه ای باقی نمانده است .

وقتی ملت ما برده و بنده مذهب و فرهنگ ریگزار شد ، آزادی را به فراموشی سپرد و چنان آنرا از یاد برد که دیگر تصوری از باز یافتن آن و برگشت به گذشته ی پر افتخارش به ذهنش بر نگشت . ایرانی به صرف اینکه در خانواده مسلمان به دنیا آمده ، چنان سهل و آسان تسلیم موهومات و چرندیات اسلام شدکه هر ناظری فکر می کند : این تیره روزان از اینکه در بند هستند ، چقدر خشنودند و به آن افتخار می کنند . ایرانی به زهر بردگی عادت کرده است و این کار درمان را مشکل میسازد .

برای من جای تعجب بسیار دارد ، میگویند : آدمی برای چیزی که هرگز نداشته حسرت نمی خورد . آرزو ها تنها زمانی شکل می گیرند که قبلا تجربه شده اند و در بحبوعه درد و رنج است که خاطره لذت های گذشته شکل میگیرد . به راستی بر سر ما چه آمده ؟ما که از گذشته با شکوهمان با خبریم . ما که پرچمدار حقوق بشر در جهان بوده ایم . ما که دروغ گفتن را گناه میدانستیم . ما که تجربه نیک رفتاری ، نیک گفتاری و نیک اندیشی را داشتیم . ما که لذت بخشش آزادی به اسیران کشور خود را داشتیم ، چه بر سر ما آمده که همه را فراموش کرده و تن به بندگی داده ایم ؟ چه کسی به آخوند های بی مقدار لجن پروانه ی فرمانروائی داده است ؟

کار امروز ما باید پرداختن به ارزش های گذشته باشد ، کاری که در حق آن خیلی کوتاهی کردیم .

باید کاری کرد که ترس مردم ما بریزد . شهامت و شجاعت به آنها بر گردد . برای داشتن غیرت به خود افتخار کنند . آن وقت قهرمان پروری را کنار گذاشته و هر کدامشان رهبری دلیر و میهن دوست خواهند شد .

سران دستار بند جمهوری اسلامی برای تقویت قدرت خویش دست به هر کاری زده و میزنند . آنها نهایت سوء استفاده از باور مردم را کرده ، در کنار اطاعت وبردگی توده ها ، با تبلیغات و ساختن پر خرج ترین مقبره جهان برای خمینی وژن ، حساب سالهای آینده را می کنند ، تا در کنار مقبره رضای تازی و خواهرش معصومه ، دکان دیگری باز کنند .کاری می کنند تا توده های عوام از آنها بت بسازند و آنها را مقدس بشمارند !

برخی از دوستان ، باورشان این است که سپاه پاسداران و نیروهای مزدور بسیجی دو پایگاه اصلی برای استقرار و ماندگاری ولایت فقیه هستند .

البته من دیدگاه دیگری به این مسئله دارم . از دید من ، سپاه پاسداران و بسیج مترسک هائی هستند که هیچگونه هویت و اصالتی در آنها دیده نمی شود .

ملت ما ، پرنده ای است که از مترسک می ترسد و بخاطر این ویژه گی محکوم به فنا است .

سپاه پاسداران و بسیجی ها درست مثل براده آهن هستند که جذب آهنربا شده اند . اگر قدرت کشش آهنربا را از بین ببریم ، هرکدام از اعضا سپاه پاسداران ، سوراخ موش را یک میلیون تومان میخرند . آیا سپاه پاسداران را میتوان با ارتش زمان شاه مقایسه کرد ؟ ارتشیان ما با مردم و کشور خودشان چه کردند که توقع از مشتی لومپن و دزد و چپاولگر باید داشت .

قدرت سپاه و بسیج تنها مقابله با مردم بی دفاع و بی سلاح است .شما تصور می کنید که سپاه در مقابل شیر زنان و شیر مردان مسلح ایرانی می ایستد . باور من این است که سپاه پاسداران و بسیج به محض اینکه خودشان را در خطر ببینند ، اولین تیر را به مغز سید علی خامنه ای خودشان شلیک می کنند . اگر امروز سپاه پاسداران و سران آن در کمال وقاحت میگویند : وظیفه ما حفظ تمامیت ارضی ایران نیست ، وظیفه ما حفظ ولایت فقیه است ، بخاطر آنست که خامنه ای وژن دست آنها را در چپاول مملکت آزاد گذاشته است . سپاه پاسداران ارگان غارتگر ، ثروت اندوز ، سرکوبگر داخلی و آتش افروز خارجی است .

امروزه ، لومپن ها و آقا زاده ها که بر سر سفره انقلاب نشسته و ایران و مردم آنرا را می چاپند ، نگهدارنده جمهوری اسلامی هستند .پاسداران و بسیجی ها شعور آنرا ندارند که واقعیت های دردناک در جامعه ی خود را درک کنند ، اگر می فهمیدند ، متوجه میشدند که از همه بیچارگانی که زیر سم ملایان له شده اند ، گرفتار ترند . آنها سگ های هاری هستند که آخوند ها به جان مردم انداخته اند .پاسدار و بسیجی عاری از عاطفه ، انسانیت ، شرف و مردانگی ، بدون حق انتخاب ، درست مانند ربات هستند که دستورات آخوند وژنی مثل سید علی خامنه ای را باید اجرا کنند به راستی میتوان این را زندگی نامید، که پاسداران و بسیجی ها برای خود و خانواده خود ساخته اند ؟ سران دزد جمهوری اسلامی ، چهل سال است که مشغول تاراج ایران و چاپیدن ایرانی هستند و سگ های پاسدار آنان با تکه استخوانی خرسند . این بدبخت ها باید بدانند که در فردای آزادی ایران آخوند ها همراه با آقازاده هائی که دو پاسپورته هستند ، فرار کرده و پاسداران و بسیجی ها میمانند و یک ملت خشمگین .چند هزار بار باید تاریخ تکرار شود ؟

سید علی خامنه ای به دست یکی از محافظانش به قتل خواهد رسید ، او استثنا ء تاریخ نیست .بین او و محافظانش تنها بیرحمی ، عدم وفاداری و بی عدالتی حاکم است . چندی پیش ، یکی از محافظان ولی فقیه بطرز مشکوکی به قتل رسید . تنها کافی است که محافظی مورد ظن ارباب قرار گیرد ، بلافاصله ترتیب او را داده و او را می کشند .نزدیکان سید علی خامنه ای و خود او هیچگاه احساس امنیت نمی کنند . اشرار نسبت به هم احساس و عاطفه ندارند ، این ترس است که آنها را به هم نزدیک می کند و هم چنین جرمی که در آن شریکند .

ادامه دارد

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »