به تارنمای فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای فرهنگستان جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این فرهنگستان دسترسی داشته باشید.
به فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

خلقیات زشت ما ایرانیان

hh.jpg

دکتر روزبه آذر برزین

هدف از این نوشتار ، بررسی خلقیات زشت ایرانیان به عنوان یک سندرم و شناخت علمی آن به منظور درمان آنست . امید است با باز کردن این درد ملی ، نیشتری بر این دمل چرکین کشیده شود

اخلاق و خصوصیات والای یک درصد از مردم ما ، معیار ارزش گذاری من در این نوشتار نیست ، نوشته ای من در بر گیرنده نود و نه درصد هم میهنان من است .

زمانیکه محمد علی جمالزاده در سال 1343 خورشیدی کتاب خلقیات ما ایرانیان  و بیش از او صادق هدایت در سال 1311 خورشیدی کتاب نیرنگستان را نوشتند  . میزان رشد خرافات و سقوط همه جانبه اخلاقی ، قابل قیاس با امروز بود ؟.

چهل سال حکومت دستار بندان ، نیم نقابی که ایرانی ، پیش از آن ، چهره زشت و کریه اش را با آن پوشانده بود ، بر داشت و دنیا ، ملتی متقلب ، دزد ، خالی بند ، عقل کل ، فرصت طلب و تهی از فکر و اندیشه و شعور، بیرحم و سنگدل و خرافی را به کمک  پیشرفت عجیب و غریب تکنولوژی صوتی و تصویری  مشاهده کرد . ملتی که بنا به گفته والری ژیسکاردستن ، بیستمین رئیس جمهور فرانسه از روی بیشعوری دست به یک خودکشی دسته جمعی در معیار چهل میلیونی زد ، و از دانشگاهیش !! ، روشنفکرش !!، کارمندش ، ارتشی اش ، کشاورز و کارگرش عکس آخوند خبیثی چون روح الله خمینی را در ماه دیدند  !!!!!!!

ملتی که همواره شعورش زیر سئوال بوده است .  بچه ای زمین خورده ، از سر و صورتش خون جاری است ، پدر و مادر کودک و اطرافیان بجای کمک به کودک ، بجان هم می افتند که تقصیر تو بود !!! تو اگر دقت میکردی ، این اتفاق نمی افتاد . فردی دچار حادثه شده ، مردم بجای کمک و خبر کردن نیرو های امداد مشغول عکس گرفتن هستند . کامیون مرکبات چپ شده و راننده نگون بخت در خطر مرگ . مردم دنبال کیسه نایلون هستند که پرتقال بیشتری جمع کنند . چندی پیش در تصادف دو اتوبوس ، چند تن کشته شدند . مرگ آنها بخاطر تصادف دو وسیله نقلیه نبود ، هلاک شدن آنها بخاطر نزاعی بو که بین سر نشینان دو اتوبوس رخ داده بود !!!

سی و هشت سال حکومت دستار بندان جز بد بختی و تیره روزی و فقر و فحشاء ، اعتیاد و دزدی و اختلاس و خرافات ، تحفه ای !!!! برای ایرانی نداشته ، ولی باز در صف های کیلو متری می ایستند که رای بدهند .

بنا به باور سیاوش لشگری سر دبیر نشریه بیداری : هر اندازه اعدام ها ، زندانی ها ، گرانی ها و بیکاری ها بیشتر میشود ، مردم ما با شور وشادی بیشتری به آخوند ها رای میدهند !

در نشریه بیداری می خوانیم : درد مردم ما در نا آگاهی نیست ( مردم با تلفن همراه ، اینتر نت ، تلگرام ، فیس بوک ، مجله و روزنامه و رادیو و تلویزیون و ماهواره هر لحظه در جریان آخرین اخبار و پیشرفت های علمی قرار دارند . به راحتی به کتابهای پیشتازان روشنگری و خرد گرائی دسترسی دارند ) درد آنها این است که به نکبت خو کرده اند . مردم ما ، درد خود را دوست دارند . آنها به  احمق بودن ، عشق میورزند . در ایران هر کس بیشتر دروغ بگوید ، رای بیشتری میآورد

در مناظره ، کاندیدا ها بجای ارائه خدمات ، به دزدی هم اشاره می کنند . برای ایرانی تنها یک مورد مطرح است : من به روحانی رای میدهم که رئیسی ، رئیس جمهور نشود . من به روحانی رای میدهم که جلیلی رای نیآورد . من به ابله ترین و زشترو ترین موجود عالم ، احمدی نژاد رای می دهم که رفسنجانی رئیس جمهور نشود . این است انتخاب ملتی که خوب را نمی شناسد و همواره بین بد و بدتر دست و پا میزند .

مردم رای میدهند  ، چون ممکنست ، وقتی به مزگت مراجعه کردند  و شناسنامه اشان را فاقد مهر انتخابات دیدند ،  به آنها  صابون ندهند .

در هیچ دوره ای از تاریخ نکبت بار 1400 ساله ایران پس از اسلام ، آن چنان که امروزه خرافات گریبانگیر ایرانی را گرفته ، نمونه مشابه آنرا حتی در زمان قاجار سراغ نداریم .

به راستی خرافات چیست و چگونه بر تار و پود ایرانی نشست .

برخی باور دارند که خرافات به هر نوع عقیده یا عمل نامعقول و وحشت غیر منطقی یا ترس از یک چیز ناشناخته و مرموز و تخیلی اطلاق میشود . همین تعریف نخست را می شکافیم : در هجو نامه و ترس نامه قرآن ، بیش از سیصد بار  به تهدید های  سادیسمی الله نسبت به بندگانش در جهنم بر میخوریم ، بگذریم که در 114 سوره قرآن و بیش از 6200 آیه آن به هیچ نکته نو ، مثبت ، سازنده و یا آموزنده بر نمی خوریم . تنها فروزه ای که میتوان به این ترس نامه و جهل نامه نسبت داد ، سرشت تهدید کننده و ترس آور آنست . در قرآن ، الله بندگانش را به مجازات هائی تهدید می کند که ستمگرانه ترین افراد بشر غیر مسلمان  از پندار

آنها بر خود میلرزند . این تهدید ها درست مثل شمشیر داموکلس پیوسته بر بالای سر هر مسلمان  آویزان است .به گونه بسیار پالیده میتوان گفت  : قرآن سر شار از مطالب ترس آور و وحشت زائی است که روان هر مسلمان را دچار ترس و بیم بیمارگونه ای می کند که به آن فوبیا میگویند الله در ده ها سوره و آیه بندگانش را ترسانده که فقط از من بترسید !!!!!!!

از آتش جهنم بترسید !!! از مار غاشیه و میوه درخت زقوم بترسید !!!!! ما به شما که تشنه هستید ، چرک و خون میدهیم !!!!!!!! محمد اسلام را بر پایه ترس بنا کرد که یکی از میوه های تلخ آن خرافات است . اصولا ترس و ترور نادیده از هر عامل دیگر ، بیشتر بر روی مغز افراد اثر میگذارد . وقتی ترس در مغز بشر خانه گرفت ، سیستم عصبی آنها را فلج و به گونه ناخود آگاه و غیر ارادی منش و کردار آنها را بر پایه خواست های عوامل ترساننده ، شکل میدهد . این ویژه گی را میتوان در زنها به وضوع دید . با اینکه ادیان سامی ، پوست به تن آنها  باقی نگذاشته اند ، ولی اکثر آنها لشکریان جهل این مذاهب هستند . در هجو نامه قرآن از مکانی بنام دوزخ بکرات یاد میشود : دوزخ جائی است که سوخت آن از سنگ و بدن انسان تامین میشود !!!! جهنم ، واژه عربی دوزخ است و شما در هیچ دین و مسلکی در دنیا نمی توانید ، مشابه جهنم اسلام بیآبید . تئوری جهنم در قرآن وحشیانه و مجازات های آن جانور خویانه است . در جهنم ، گناهکاران در غلغل آب های گندیده می پزند و استخوانهایشان کباب میشود !!!!! محمد ، پیامبر بیمار اسلام در آیه های 71 و 72 سوره مریم از قول خدای ساختگی اش میگوید : همه مسلمانان بدون استثا ء به جهنم وارد میشوند و این فرمان تغییر ناپذیر الله است . در جهنم کسانیکه از ما ترس دارند ، نجات میدهیم و مابقی را به زانو در آتش می اندازیم !!!!! در این کیش بربر گونه و خرافی ، کودکان نیز از آتش دوزخ در امان نیستند .

فرد مسلمان پیوسته باید از ترس الله در وحشت بسر ببرد و بخاطر کاهش این ترس ، دروغ بگوید ، و هر روز بیشتر در منجلاب خرافه فرو رود . به باور من ، با آنچه نوشته شد : مسلمانان بیماران روانی هستند که ترس در تمام سلولهای بدن آنها نهادینه شده است و اگر امروز با این همه جور و ظلمی که دستار بندان رژیم اسلامی نسبت به او روا میدارند ، کوچکترین تکانی نمی خورد ، بخاطر ترسی است که از آن دنیا و جهنم از کودکی در مغزش حک کرده اند .

وقتی در آشیانه مغز ترس نشست ، شعور و درایت و عقل جائی ندارند . آیات 13 و 14 سوره اسرا میگویند : در روز قیامت هر کس نامه اعمال و رفتار خود را به دست دارد !!!!!!!! با وجود این همه شارلاتان متقلب

و استاد در جعل سند ، چگونه الله قادر به تشخیص نامه های اعمال واقعی از جعلی است ؟ در سوره حاقه آیات 18 تا 22 می خوانید : درست کاران ، نامه اعمال خود را به دست راست میگیرند . با این خساب گناهکاران باید خیلی خر باشند که نامه اعمال خود را با دست چپ بگیرند !!!! جالب اینجاست که در هجو نامه قرآن زمان انتظار انسان ها برای دادرسی تا پنجاه هزار سال تعین شده است که در این زمان فرد حق نشستن و خوابیدن ندارد !!!!!!!!! به راستی شرم بر شما که هم چنان به این مذهب احمق پرور اعتقاد دارید .

جمالزاده ، احمد کسروی ، علی دشتی ، محمد مسعود ، محمد حجازی ، بزرگ علوی و صادق چوبک و محققین امروزی : علی رضا قلی ، دکتر کاظم علمداری ، فراست خواه و همکارانش و بر نامه های تلویزیونی پرگار بی بی سی صرفا وقتی راجع به خرافات از آنها سئوال میشود  ، آخوند را مورد حمله قرار میدهند و وقتی در مورد عقب ماندگی ایران و ایرانی از آنها سئوال میشود به عواملی چون تک محصولی نفت اشاره می کنند . این افراد سر نیزه خود را بهر طرف متوجه می کنند ، بجز اسلام

شجاعت و شهامت روشنگرانی چون صادق هدایت ، میرزا فتحعلی آخوند زاده دکتر مسعود انصاری ، دکتر کورش آریا منش ، خانم سرور سهیلی سیاوش لشگری ، محمد علی مهر آسا ، بهرام مشیری و فرود فولاد وند ….. ستودنی است که فهمیدند که تنها دشمن واقعی ایران و ایرانی اسلام است .

با ورود اسلام به سر زمین ما در 1400 سال پیش ، یگانگی کشور که به شکل ملی و شاهنشاهی بود از بین رفت و یگانگی دینی ، آنهم بشکل فریبکارانه ی جای آنرا گرفت . عرق وطن نابود شد و بی وطنی در وجود ایرانی نهادینه گشت . یگانگی دینی جایگزین شده ، سالها از رشد تمدن ایرانی زمان ساسانیان ، عقب مانده تر بود و این امر باعث شد تا پس رفت ایران آغاز و شوربختانه نسبت به پیشرفت بسیاری از کشور ها این عقب ماندگی بشکل ترسناکی هم چنان ادامه یابد .

بزرگترین خیانت اجداد ما ، این است که خود آنها اسلام را در جامعه ایران نهادینه کردند ، نه اعراب . مشارکت ایرانی ها و تن به خفت بردگی دادن ، باعث وقوع چنین فاجعه ای شد . اعراب تنها دویست سال بر ایران حکومت کردند . پس از دویست سال دیگر عرب فاتح ایران نبود . تسلط و چیرگی فرهنگ و تمدن ایرانی ، خلیفه عرب را یکسره مغلوب خود کرده بود . چه شد که ایران در راه تیره روزی و واپسگرائی قدم بر داشت ؟

اجداد خیانت کار ما مثل ترکان غزنوی و سلجوقی با اینکه عرب نبودند ولی کاسه داغ تر از آش شدند و از محمد مسلمان تر . خلافت اسلامی در سده هفت بطور کامل پایان گرفت . صفویان و شخص شاه اسماعیل با آوردن مذهب خرافی و خون ریز شیعه ، ایران را به چاهی انداختند که بیرون آمدن از آن با این ملت مسخ شده محال است . تاریخ نویسان توده ای ما می نویسند : شاه اسماعیل ایران را یکپارچه کرد و به آن استقلال بخشید تا جائی که کسی چشم طمع به آن نداشته باشد . من می نویسم این چه استقلالی است که مشتی بی هویت و بدون شناسه ملی مثل کرم در هم به لولند . قدر مسلم هیچ آدم عاقلی چشم طمع به چاه مستراح و یا مرداب متعفن نمی دوزد . صفوی از ایران یک چاه مستراح بزرگ ساخت که بوی گند آن دافع دشمنان بود ، نه قدرت آن . دیدیم که چطور به هنگام حمله محمود افغان به توصیه ملایان در و دیوار قصر سلطان صفوی را سیاه پوشانده و برای دفع دشمن آش نذری درست میکردند ، و نهایتا بیرون اصفهان سلطان تاج را به محمود افغان داد و گفت : تا دیروز خدا مقدر کرده بود که من شاه باشم و امروز خدا مقدر کرده که تو شاه باشی!!!!

صفوی با آوردن شیعه و قاجار ها با گرایشات دهشتناک مذهبی که دامنه آن در حکومت پهلوی ها نیز گسترده بود ، چنان تیشه ای بر ریشه فرهنگ ایران زدند که موجب شد تا این نهال کهنسال به پژمردگی و مرگ بیفتد.

تازگی ها در ایران مد شده که برخی از سازمانهای پژوهشی  ، آنهم پشت در های بسته به تولیداتی که صرفا مصرف خارجی دارد دست میزنند

یکی از این سازمانها گروه پژوهش های فرهنگی و اجتماعی است ، که در پیشگفتار کتابی کوچک راجع به خرافات در ایران بیان داشته : بروز پاره ای گرایش ها و رفتار های خرافی باعث شده که مقام معظم رهبری و مراجع عالی قدر و نخبگان حوزه !!!! و دانشگاهی را نگران ساخته است . این تیم پژوهشی ، چشمان کورشان را بر صدا و سیمای جمهوری اسلامی بسته اند که امروزه به عنوان بزرگترین عامل اشاعه جهل و خرافه عمل می کند . این تیم کاری به کارنامه تمام سران نظام ندارد که راهی قم و جمکران شده و نامه خود را به زبان عربی به ته چاه می اندازند تا امام زمان آنها را مطالعه کند . کاری به اداره اوقاف ندارند که در این سالها بیش از 13 هزار امامزاده من در آوردی با نامهای مسخره ساخته شده است .

جا دارد به برخی از اراجیف خرافی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هر روزه پخش میشود اشاره کنم . کسانیکه که این مهملات مشمئز کننده را میگویند ، همان اساتید حوزه ها و دانشگاهیان مشنگی چون دکتر روا زاده میباشند

مطالب گفته شده را میتوانید در یو تیوب و خصوصا در  صفحه آخر

آقای مهدی فلاحتی ببینید :

آخوند علم الهدی مشهدی : اقتصاد ما از ساپورت پوشی زنان صدمه می بیند !!!!!  بی حجابی زنان ، عامل زلزله است !!!!!!!! اگر ما بی آبی داریم و رودخانه های ما خشک شده است ، بخاطر بد حجابی زنان ماست !!!!!!!!

برنامه خانواده صدا و سیمای جمهوری اسلامی : وقتی مرد خانه در سفر است و شهوت به سراغ زن خانه می آید ، بهتر است کاهو بخورد !!!!!!!

آخوندی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی : سلمان 350 سال عمر کرد !!!!!  علی ، ابراهیم را از آتش نجات داد !!!!!!!! یونس را علی از دهان ماهی بیرون کشید !!!!!! علی ، معلم موسی بود !!!!!!!وقتی موسی در کوه تور به حالت ضعف و فترت افتاد دید تمام ذرات خاک و درختان ذکر میگویند ، خوب دقت کرد دید آنها ذکر علی میگویند !!!!!!!! خدا به موسی گفت : اگر علی نبود ، تو را خلق نمیکردم !!!!  از علی ، علیه فرعون درخواست کمک کن !!!!!!!!!

تولیت آرامگاه خمینی در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما : حضرت امام خمینی به خواب من آمد ، امام بهشتی !! امام خدائی !!! امام آمد کنار من و عبای مبارکشان را بر سر من کشیدند !! و پیشانی بنده را بوسیدند !!!  من میبایستی دست و پای امام را می بوسیدم ، عبای ایشان را کنار زدم تا پای ایشان را ببوسم  که از خواب بیدار شدم !!! درسی که آن شب گرفتم این بود که اگر مسئولین با مردم باشند ، حضرت امام هم با آنها است !!!!!!

احمد جنتی ، امام جمعه تهران  در برنامه خط قرمز صدا و سیمای جمهوری اسلامی : اگر زنی هنگام شیر دادن بچه اش ، موسیقی گوش کند ، بچه اش زنا زاده میشود !!!!!

آخوند حکومتی در برنامه صدا و سیما : وقتی حضرت آیت الله خامنه ای می خواستند متولد شوند ، صدای قابله را شنیدیم که فریاد زد : علی یارت باشد . در را باز کردیم !!!! قابله گفت : حضرت آیت الله خامنه ای !!!!!!

هنگام بیرون آمدن از فرج مادرشان گفتند : یا علی !!!!!

آیا به راستی کار گروه پژو هش های فرهنگی و اجتماعی مضحک و مسخره نیست ؟ آنها میگویند : خرافات موجب رنجش اساتید حوزه و شخص سید علی خامنه ای شده است !!!! آخوند ، یعنی خرافه . آخوند یعنی فریب و ریا . این تازی پرستان و نوکران دم جنبان آنها ، 38 سال است که بر مرگ شعور و درایت نشسته و بر خلاف تصور همه ، پایکوبی می کنند . بقای این حرامیان در جهل مردم است.

برخی باورشان این است که خرافات زائیده نا آگاهی است و کسانیکه پیشینه علمی ندارند ، بیشتر بدام خرافه می افتند . شوربختانه امروزه مدرک داران و کسانیکه سالهاست در ممالک پیشرفته زندگی می کنند

دست کمی از آن فرد عامی در دهات و ده کوره های مرزی ایران ندارند پهن کردن سفره های رقیه و حضرت عباس و به سر گرفتن هجو نامه قرآن حجم زندگی خارج نشینان را پر کرده است . یکی از گویندگان سابقه دار رادیو ئی در لس آنجلس با افتخار می گفت : هر روز صبح که بچه هایم خانه را به قصد مدرسه ترک می کنند ، من و زنم  دعای توسل خوانده به بچه ها فوت می کنیم !!!!!!!!

درد جامعه خرافه زده خارج از کشور با تمرکز ترسناک در ارواین جنوب کالیفرنیا ، تنها به دعای توسل و ندبه ختم نمی شود . شاید باورش برای شما سخت باشد که آقایان و خانم های  دکتر و مهندس و استاد دانشگاه دل به کرامات علمای زنده و کراواتی شرع مبین ، رضوان الله در بنیاد ایمان و مرکز اسلامی جنوب کالیفرنیا بسته اند . در خانه آنها تعداد زیادی کتب و رساله های مقدسه ، زاد المعاد ها و حلیته المتقین و توضیح المسائل و مفاتیح الجنان یافت میشود .  این تحصیلکرده های خرد گم کرده برای رفع گرفتاری های خود به فال بین و رمال در دکانهای رسمی با پروانه اشتغال میروند تا این شارلاتانهای هفت خط با سر کیسه کردن آنها بگویند : برای تجارت بهترین زمان پنجشنبه ، ساعت سه بعدازظهر است . در این ساعت سعد بیشترین استفاده را میبری !!!!!!

برخی از این …… برای هر کاری استخاره می کنند ، تا تکلیف خود را در ایام سعد و نحس برای نکاح و واجبی کشیدن مشخص کنند .

در ایران اسلام زده ، در هیچ دوره ای بازار احضار کنندگان ارواح ، افسونگران ، جادو گران ، فال بین ها ، کف بین ها و طالع بین ها و کسانیکه ادعا می کنند قادر به درمان سرطان و بیماریهای ارثی هستند داغ نبوده است .

هفتاد درصد مردمی که به نزد احضار کنندگان ارواح میروند ، چشم و گوش بسته به کار آنها اعتماد دارند . 75 درصد مراجعین به افسونگران راضی از دکان آنها خارج میشوند . 64 درصد کسانیکه پیش جادو گران میروند از کار خود راضی هستند . 50 درصد مردمی که پیش فال بین میروند ، خوشحال و خرسند هستند . جالب اینجاست که 72 درصد کسانیکه پیش افرادی که ادعا می کنند میتوانند سرطان را درمان کنند ، رقته اند . به پوچی کار آنها پی برده ، ولی کماکان بازار این شارلاتانها گرم است . با در نظر گرفتن فقر عمومی و هزینه های بالای حقه بازی میتوان به راحتی پی برد که مشتریان حقه بازها طبقات مرفه و پولدار جامعه هستند ، نه تیره روزی که نان شب ندارد که بخورد . نمونه ای در لس آنجلس سراغ دارم که کودک بیمار خود را به ایران و به آمل برده و رمالی با تشخیص اینکه ، جن به بدن کودک رفته ، از پدر و مادر خرد گم کرده طفل می خواهد تا روزی حداقل هزار بار بگویند : الحمدالله رب العالمین !!!!!!!!!!!!! تا جن از بدن بچه خارج شود . نکته تاثر انگیز اینجاست که برای مدت درازی کودک را از سرویس های درمانی بیمارستان کودکان لس آنجلس محروم کردند .

امروزه خرافات ایرانی ها ، قابل مقایسه با اواخر سلطنت قاجار ها هم نیست . به خود زحمت داده و کتاب نیرنگستان صادق هدایت را با خرافات امروزی مقایسه کنید . .

بدون استثناء ، تمامی نشریات فارسی زبان درون و برون مرز صفحه طالع بینی دارند .

طبق بررسی های انجام شده در ایران توسط گروه پژوهش های فرهنگی و اجتماعی 73 درصد مردان ایرانی و 77 در صد زنان ایرانی در دام خرافات اسیرند . خرافه گرائی در بین متاهلین 76 درصد و در بین مجرد ها 48 در صد است . میانگین گرایش بسوی خرافات در مجامع شهری ایران 74 درصد و در بین روستا نشینان 86 در صد است . نکته ترسناک در این است که 78 در صد دانش آموزان گرایشات خرافی دارند که صرفا علت آنرا باید در کتابهای درسی و نحوه آموزش جبر اندیشانه اسلام دانست . گرفتن جایزه بخاطر فرستادن صلوات بیشتر در روز و پر کردن ذهن آنها با مزخرفات مذهبی و خرافی بزرگترین عامل بشمار میرود . جالب اینجاست که مدیران مدارس و استاد های دانشگاه و پزشکان  با ضریب 70 در صد ، کمترین خرافه گرائی را دارند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لطفا وقت گذاشته و به درصد خرافه زده ها نسبت به شغلشان توجه نشان دهید :

دانشجویان    70 درصد

تجار و فروشندگان   77 درصد

بیکاران و بازنشستگان   73 درصد

مهندسان و تکنسین ها    71 درصد

کارکنان مشاغل تولیدی    78 درصد

هنر مندان       71  در صد

چگونه میتوان یک جامعه خرافه زده که میانگین باور های خرافی آن 78 در صد است را به رستگاری و آزادگی دعوت کرد از سئوالهائی است که فعلا برای آن پاسخی ندارم . البته سکوت من تا زمانی است که رژیم جاهل پرور اسلامی در راس کار است . سقوط رژیم و روی کار آمدن یک رژیم ملی – مردمی که تمام موازین آموزشی را در کنار رفاه از دانش جهانی کپی کرده باشد ، قدر مسلم با گذشت دو سه نسل ، این آمار را یک رقمی خواهد ساخت .

چه عاملی از ایرانی دروغگو ساخت ؟ مذهبی که اساس و بنیاد آن دروغ است .

زمانیکه پیشینه و فرهنگ یک ملت را از او بگیری ، مرگ و نابودی آن ملت حتمی است . چه چیزی این بلا را سر ما آورد ؟ آیا غیر از اسلام نیروی دیگری را می شناسید . حرامیان تازی پرست در اینجا لنگ چنگیز و تیمور و محمود افغان را  بخاطر بیرنگ کردن جنایات محمد و اسلام پیش می کشند ، اما خوب خودشان میدانند که دروغ میگویند .

چه شد که ظاهر و باطن ایرانی ها با هم تفاوت کردند ؟ . چه عاملی دستمال یزدی به دست ایرانی ها داد ؟  آیا کم هستند خایه مالهای آخوند ابله ای چون سید علی خامنه ای با بزم شاعرانه اش که در تمجید از این آخوند کودن و بی مقدار با هم به رقابت بر می خیزند تا شعر ناب تری را به امید دریافت صله  بسرایند .

آیا به غیر اسلام و تبلیغات ترسناک آخوند ها راجع به سکس ، باعث نشده که ایران بزرگترین فاحشه خانه جهان بشود . امروزه برای ایرانی جماعت تنها فکر و ذکر به میانه بدن ختم میشود . انگار زندگی تنها در گائیدن و گائیده شدن خلاصه شده است . نگاهی به فیس بوک و تلگرام جوانان داخل کشور بیندازید می بینید که 98 درصد مطالب راجع به سکس انسانی و 2 درصد باقی مانده مربوط به سکس حیوانی است.

ایرانی دارای یک خصو صیت وحشتناک بوده و آن کنار آمدن با مشکلات است . جوان ایرانی بیکار بجای اینکه خودش را به زمین و زمان بکوبد ، روی به مواد مخدر میآورد که سردمداران رژیم مثل نقل و نبات در دسترس او قرار داده اند . آنها بجای جویدن رگهای گردن آخوند به عنوان عاملین بدبختی و تیره روزیشان ، راه اعتیاد را بر گزیده تا چندی بعد در جوی خیابان بمیرند .

ایرانی  نه تنها خود را با دشمن روبرو نمی کند ، بلکه جزئی از ساختار دشمن میشود . وزیر و وکیل و دفتر دار دشمن میشود . مزدوران و محافظان دشمن میشود .

ایرانی به نکبت خو کرده است . او درد را دور میزند و فکر می کند با گردش از میزان زخم و درد کاسته میشود . تا فردا خدا بزرگه !!!!!!!!!!

برای ایرانی مهم نیست که سر چه کسی را کلاه میگذارد ، زنش است ، بچه هایش هستند ، فک و فامیلش و یا هفت پشت غریبه . کدام ایرانی را می شناسید که در خدمتگزاری صادق است ؟ نمک خوردن و نمکدان شکستن در ذات ما ایرانی هاست . در بین تمام ملل به ملت ناسپاس مشهوریم . همواره از نزدیکترین کسمان خنجر خورده ایم .

کدام ایرانی را می شناسید که به او قرض داده باشید و او بدهی خود را سر موقع پس داده باشد ؟ کدام ملتی را مثل ایرانی ها ، استاد در خدعه و فریب  دیده اید ؟

در غرب سازمانهای غیر انتفاعی فراوانی داریم که الگوئی برای تقلب ایرانیهای مهاجر شده است . پزشکی را می شناسم که در مطبش پشه می پراند . با بالا بردن تابلوی  درمانگاه غیر انتفاعی ، در آمدش به ده برابر رسیده . برخی از سازمانهای غیر انتفاعی ایرانی در لس آنجلس میگویند شما هزار دلار بما دونیت کنید ، ما به شما 5000 دلار رسید برگشت تکس میدهیم .

تقلب در امر سوسیال سکوریتی ، ولفر ، حق پرستار و ……. در اینجا بیداد می کند . فردی صاحب شاپینگ سنتر و های رایز است و آنها را به نام بچه هایش کرده و از دولت حقوق 800 – 900 دلار میگیرد و از کوپن غذا ( فود استمپ)  برای خرید سگ و گربه اش استفاده می کند . روزی در فروشگاه مواد غذائی ونز مشغول خرید بودم که خانمی بسیار شیک با زیور آلات آنچنانی تعداد زیادی کن مواد غذائی سگ و گربه روی میز کشیر قرار داد و پس از جمع بندی صندوقدار به او کوپن غذائی که فقرا از آنها استفاده می کنند ، ارائه داد . صندوق دار خیلی محترمانه گفت : خانم عزیز شما نمی توانید با کوپن برای سگ و گربه اتان خرید کنید . خانم محترم در حالیکه به صندوقدار فحش به زبان فارسی میداد از صندوق فاصله گرفته و پس از یک دقیقه با چند بسته فیله گوشت برگشت و گفت : اینها را که میتوانم به سگ و گربه ام بدهم که این بار من اختیارم را از دست داده و به فارسی فریاد زدم : نه نمی توانید . این کوپن ها مال مردم فقیر و نیاز مند است ، نه سگ و گربه شما . با فریاد من سرپرست فروشگاه آمد و من جریان را برایش شرح دادم . هم وطن شرمنده بدون اینکه چیزی بخرد ، فروشگاه را ترک گفت.

آیا تا بحال محض نمونه شنیده و یا دیده اید که یک اسرائیلی و یا کلیمی نام آدولف بر فرزندان خود بگذارد ؟ آیا یک ارمنی را سراغ دارید که نامهای ترکی بر فرزندان خود بگذارد ؟ چگونه است که بالغ بر نود درصد ایرانیان نامهای بیگانه ، آنهم از اسامی دشمنان خود را بر فرزندانشان میگذارند ؟ ایرانی فاقد عقل و خرد و شعور با گزینش نامهای بیگانه برای خود و فرزندانش ، پیوندش را با گذشته اش قطع کرده است نه برایش نیاکانش ارزش دارند و نه فرهنگ پر بار گذشته اش . انتخاب نامهای بیگانه خصوصا اسامی زشت عربی بزرگترین ضربه و آسیب را بر فرهنگ ، هستی ، خانواده ، تیره ، شهر و کشور و آب و خاکش زده است . ایرانی بیگانه پرست ، فرهنگ بیگانه را بر فرهنگ خود و کشور بیگانه را بر سرزمین خود برتری میدهد تا جائی که یکی از فرو مایگان در جمهوری اسلامی میگوید : برای ما سوریه مهمتر از خوزستان است !!

نام هر کس نمایانگر ویژگی ها و روشنگر منش او میباشد ، از این روی اگر نامی زشت ، چه در گویش و چه از دید درونمایه و چم آن ، داشته باشد . غیر از سر افکندگی ، مایه بی منشی و خواری او خواهد بود . نکته ای که والدین خرد گم کرده به هنگام انتخاب نام برای نوزادشان به آن توجه ندارند .

چه تعداد افرادی را می شناسید که اسم فامیل هائی خنده دار و زشتی  چون : تقصیر کار ، حقیر ، جبار ، قهار ، جابر ( در سینمای امروز ایران و در کادر فنی آن فردی وجود دارد بنام اصغر بیچاره ، به راستی در مورد این فرد با این نام و نام فامیل چگونه میتوان اظهار نظر کرد ؟ ) ، منافی ، زیارتی ، مناجاتی ، احقر العالمین ، علم الهدی ، بیدل ، عرب نسب ، عرب نژاد ، مسکین ، مجنونی ، جنون زاده ، روانی زاده ، بحرانی ، منتظر ظهور ، اسبق المجاهدین  و ……. دارند .

آیا کسی که نامش : غلامحسین ، غلامعلی ، عبدالعلی ، عبدالرضا و… است میتواند آزاده باشد . اینها نوکری و بردگی و پستی را انتخاب کرده اند . شرم بر سلطانی بنام شاه عباس که خود را سگ آستان علی شناسائی کرده است .

در فراشد چیره شدن اعراب بر ایرانیان ، پس از کشتار هراس انگیزشان و آتش زدن کتابخانه ها و سپردن دفتر ها به آب ، به هدف خود که همانا قطع پیوند ایرانی با گذشته اش بود توجه نشان دادند . آنها کوشیدند تا تمام جشن ها ، شاد روز ها ، یادبود هاو آئین های فرخنده ایرانی را نابود سازند . هدفی که امروز ، پس از 1400 سال توسط دستار بندان رژیم جمهوری اسلامی دنبال میشود . تازیان و پیروان کور آنها به خوبی دریافته بودند که نام های پارسی ، نماد زیبای یک ایرانی بزرگ و آزاده است ، نماد مردمی پاک نهاد با گذشته تابناک و همبسته با فرهنگ دیر پا و پر توان خود ، پس باید این فروزه هستی بخش را از ایرانی باید گرفت فاجعه آعاز گشت و زشت ترین و خوار ترین نامها ی عربی ، بر فرزندان این مرز و بوم نهاده شد . در زیر به چند نمونه کوچک این تراژدی بزرگ اشاره می کنم :

اسحاق : خشک پستان

اصغر : پست و کوچک

امیه : کوچک شده ، کلفت ، سر سپرده

باقر : گاو چاق

جعفر : ماده شتر شیر ده

بنی کلب : تیره سگ ها

حمزه : تره تیزک ، خار بیابان

دلدل : خار پشت

ذبیح : چهار پائی که گلویش را بریده اند

عباس : ترشرو و بد اخلاق و زشت و اخمو

عثمان : بچه مار

عسکر : بی تخم ، عقیم

قریش : گدای کوچه گرد

کاظم : لال

معاویه : سگ ماده

هارون : دربان ، نوکر ، نامه رسان

هاشم : ولگرد

یحیی : مردنی

به راستی چگونه میتوان پذیرفت که ملتی با پیشینه تاریخی چند هزار ساله ، تن به چنین خفتی بدهد . چگونه است که پس از دیدن این همه فجایع و خواری و زبونی ، هنوز نام فرزندان خود را با نشان بردگی به الله تازیان انتخاب می کنیم : عبدالله ، عبدالرحیم ، عبدالوهاب ، عبدالجلیل عبدالحمید ، عبدالکریم ، و……..

نامهائی که با عبد ، غلام ، خادم ، ملازم ، بنده ، برده ، قربان ، گدا ، چاکر ، نوکر ، حاجب ، دربان ، و…  آمیخته با نام تازیان همراه میباشد نمایانگر نوکری ، پستی ، سر سپردگی و خواری دارنده نام است :

عبدی ، عبدیان ، عابد ، عابدی ، عابدیان ، عبدی زاده ، عبدی پور ، عبدالعلی ، عبدالمحمود ، عبدالجواد ، غلام زاده ، غلامرضائی ، غلامعباس ، خادمی ، خادمی نسب ، خادم الحسین ، ملازمی ، ملازم زاده ، بندگی ، بنده علی ، بردگی پور ، قربان علی ، قربانی ، گدا علی ، گدا حسین ، چاکر محمد ، نوکر علی ، حاجب الرضا ، حاجبیان ، دربان علی ، کلب علی ، قوچعلی ، گرگ محمد ، باز محمد ، شیر علی ، شیر محمد ، و….

گاه نام هائی یافت میشود که نام نوکران و چاکران تازی ها  بوده است برای مثال : ابا صلتی ، مرحبی ، حبشی ،  قنبری و….

نامهائی که با الله تازیان ، نماد ستمگری ، خونخواری ، ویرانی و کشتار و فساد همراه باشد ، شایسته ایرانیان نیست . به برخی از این نامهای ناهنجار اشاره می کنم :

حمدالله ، یدالله ، شمس الله ، خیر الله ، لطف الله ( نام سابق نویسنده این نوشتار که با دور انداختن آن ، خود را از زیر بار پستی و سر افکندگی و بردگی اندوه آفرین آن  رهانید ) ، شکر الله ، فتح الله ، رحمت الله ، فرج الله و…. و هم چنین نامهائی چون الهی ، اله یاری و نامهائی که نشان از تازی پرستی و سر سپردگی به تازیان دارند : آل هاشم ، آل محمد ، آل علی ،ل مصطفی ، بنی خزاعی ، بنی شیبانی ، بنی طاهری ، بنی صدر ، بنی اخمد ، بنی عامری و…….. ابن اسحاق ، ابن یوسف ، محمد زاده ، علی دوستی ، علیزاده ، آقا محمدی ، نبوی، رسولی ، نور علی ، علی مددی ، ابوالقاسمی ، ابوالحسنی ، ابو سعید ، ذوالریاستین ، خزائی ، عربشاهی ، عرب نیا ، عرب تبار ، پور عرب ، سامی ، مدنی ، یثربی ، قریشی ، حاجی خانی ، حاج مرادی ، اسلام زاده ، اسلام پناه ، کعبه ای ، کمیلی ،

یمنی ، مصری ، عراقی ، کربلائی ، نجفی ، و ……….. و نام های من در آوردی : مرحومی ، دست غیب ، مغفوریان ، غفرانی ، فقیری ، ترابی ، زاهدی ، غیبی ، محقری ، حلوائی ، مقبره ای ، جماعتی ، شعبانی ، رجبعلی ، محرم علی ، زلفعلی ، چراغعلی ، نجات علی ، شهیدی ، شریعتی ، معصومی ، سجادی ، ساداتی ، مسجدی ، نزولی ، ضریح زاده و………… و نام های مضحک : شعبان قلی ، عباس قلی ، گدا علی ، منتظر خواب ، کله کیری ، کون آبادی ، عوض پور ، تقصیری ، اثنی عشری ، محلوجی ، سبزه علی و……. آیا این نامها نشان از کج اندیشی و حماقت ندارند ؟

این چه ندانم کاری است که گریبانگیر ایرانی را گرفته است : انتخاب نام خونخواران تاریخ و دشمنان ایران و ایرانی که تنها مایه شرمساری و تاسف است

چنگیز ، چنگیز پور ، تیمور ، تیمور زاده ، اسکندر  ، اسکندری ، هلاکوئی ، قا آنی ، و……

در خارج از کشور نیز بکل نام های زیبای پارسی را فراموش کرده و امروزه نامهای بچه های ما عبارتند از : جاناتان ، رایان ، آلبرت ، ژان ، مارگریت ، کیلن ، هلن ، و……..

آیا بعد از این نباید با نامهای زشت خود بدرود بگوئیم و از میان هزاران نام زیبای پارسی یکی را برای خود و فرزندانمان انتخاب کنیم .

اکنون زمان آن رسیده است که هر کس که خود را ایرانی میداند ، بیباکانه این زنجیر های بردگی و بی آبروئی را که به دستها و پاهایش پیچیده است را پاره کند و با به دور انداختن نام های بیگانه و بر گزیدن نام های زیبای پارسی ، سر بلندی و گردن فرازی و شکوه گذشته را زنده کند. اگر شما سالها در زندان بودید ، این دلیل نمی شود که تا آخر عمر در زندان بمانید . کلید آزادی در دستهای شماست .

هشتاد میلیون بنده و غلام داریم ، آنهائی که فکر می کنند رهبر و ارباب هستند ، در رده مبلغین مذهبی که تمامشان نوکر اعراب و انگلیس و به تازگی ها روسها  هستند و در رده ملی – مذهبی ها که نوکر آمریکا و حساب چپی ها و مجاهدین هم که روشن است .

در کنار تمام ادعا ها به فهم و دانش ، ایرانیها چه کمکی به ترقی و پیشرفت علم و دانش از 1400 سال پیش تا به امروز کرده اند . پیش از اسلام معماری و سیستم آبیاری ما شاهکار بود . پل سازیمان حرف نداشت . در جریان سیل اخیر در شوشتر ، آب پل ساخته شده در زمان احمدی نژاد را بطور کامل برد ، ولی نتوانست کوچکترین آسیب به پل ساخت دوران ساسانیان بزند . کدام مهندس و یا آرشیتکتی را می شناسید که با دیدن بنای تخت جمشید و یا خرابه های تیسفون انگشت حیرت به دندان نبرد ؟

ایرانی جماعت ضد تمدن است ! او با اینکه یک پایش در خارج و پای دیگرش در ایران است ، کوچکترین قدمی را در راه پیشرفت تمدن در کشورش بر نمیدارد . آمار تصادفات و مرگ و میر جاده ای در ایران بیداد می کند . آیا الگو برداری از جاده ها و قوانین رانندگی کشور های پیشرفته کار مشکلی است ؟ اینها کار شاقی نیست ، مشکل در هرج و مرج و بی قانونی است . برای ایرانی تخلف و زیر پا گذاشتن قانون ، یعنی زرنگی !!!!!!  آشنائی دارم که میگوید : من روزی چند هزار دلار کار می کنم و توضیح میدهد : روزی پنج بار از روی خط ممتد ، تک نفره وارد خط کارپول میشوم . شش تا چراغ قرمز رد می کنم . سر هیچ استاپ ساینی نمی ایستم و ….  بی قانونی و تخلف رانندگی را کنار نامردی بگذارید ، ببینید چه فاجعه ای رخ میدهد . راننده ای به اتوموبیلی که قصد سبقت دارد ، را ه میدهد ، به محض اینکه اتوموبیل مورد نظر کنارش قرار گرفت ، پا به پای او گاز میدهد تا ماشین روبرو از راه برسد و ماشین سبقت گرفته را درب و داغون کند !!

در خارج از کشور رفتن به کنسرت خوانندگان ایرانی مصیبتی است عظیم . در پایان کنسرت ، بیرون آمدن ماشین ها از پارکینک نمودار زشت یک بی فرهنگی تام است . شده راننده ای یکساعت منتظر مانده تا از پارکینک خارج شود .

یک ایرانی با وجدان پیدا کنید و جایزه بگیرید . برای ایرانی فهم و شعور عامل ناشناخته ای است که هیچگاه برای به دست آوردنش زحمت نکشیده است .

ایرانی روزش بدون توطئه و دسیسه و پشت هم اندازی به شب نمی رسد

یک ایرانی کارفرما پیدا کنید که مزد کارگرش را سر موقع پرداخته باشد

حق و حقوق کارگرش را آنطور که قانون مشخص کرده بپردازد . این درد تنها از آن درون مرز نیست که حقوق کارگران را شش ماه به شش ماه نمیدهند . در خارج از کشور نداشتن برگ سبز اقامت سند بردگی کارگران در دست کارفرمایان ایرانی است . عمل کارفرما با ضد عمل کارگر همراه است : کم کاری و دزدی از محل کار ، آنچه که دم دستشان باشد .

جبر اندیشی اسلامی چنان در ذهن ایرانی خانه کرده که در یک گفتگوی کوتاه ده بار از زبان او می شنوید که میگوید : انشا الله ، به امید خدا ، به لطف پروردگار ، برید دعا کنید تا خداوند بیمارتان را نجات دهد و کسی نیست که به این پزشک شارلاتان بگوید : یازده سال تحصیل تو برای گرفتن تخصص یعنی کشک ! . کار به جبر اندیشی خلاصه نمی شود ، این حالت را کنار تقدس مآبی بگذارید ببینید چه کثافتی از آب در می آید : ماشالله ، استغفرالله ، سبحان الله و…….  چرا غیر از توده ای های بی وطن و در راس آنها وژن کثافتی چون ناصر پور پیرار ، راجع به ایرانیان پیش از اسلام بد نمی گوید ؟ در یک میهمانی در لس آنجلس از  آقائی که در رادیو 670 لس آنجلس ، برنامه ضرب المثل و ریشه یابی آنها را دارد ، پرسیدم : آیا شما به ریشه های خرافی ضرب المثل ها و اصولا وضعیت خرافی ایرانیها ، پیش و پس از اسلام نیز اشاره می کنید ؟ پاسخ ایشان مرا به یاد شقیقه انداخت : اصولا تاریخ پیش از اسلام ما تحریف شده است ، ما ( از طرف چند تن ، برای من مشخص نشد ) مطمئن نیستیم آنچه راجع به کورش میگویند ، راست باشد !!!!!!!!!!!!!

آیا در زمان کورش بزرگ ، دروغ گفتن گناه بزرگی نبود ؟ آیا در زمان منجی حقوق بشر که لوحش زینب بخش سازمان ملل متحد است ، راست گفتاری امتیاز نبود ؟ چه شد که وقتی اسلام آمد ، ورق بر گشت . یاوه گو شدیم و هر افسانه مزخزف و مسخره را حقیقت شمردیم . ویران گران و نابود کننده های سرزمین و فرهنگمان را پرستیدیم و برایشان گنبد و بارگاه ساختیم .

با رافت و مهربانی خداحافظی کردیم و تبدیل به موجوداتی سنگدل ، بی عاطفه ، قدر نشناس و خون ریز شدیم . چه شد ، یکباره اخلاقیات در ما مرد تا آنجائی که زن  دختر خود را برای در آوردن پول به حراج گذاشتیم . به دختران خود تجاوز کردیم ، با خاله و عمه خود خوابیدیم و زمان نوح پیامبر را در سده بیست و یک زنده کردیم .

کدام ملتی را می شناسید که میمون وار تقلید از یک مرجع فریبکار و شارلاتان مذهبی کند . ملت ما مشابه گله گوسفندی است که منتظر است گوسفند اول از جوی به آنطرف بپرد و مابقی هم اینکار را بکنند ، نمونه تاثر انگیز آن فاجعه 57 است که چگونه چند گوسفند مدرک دار از جوی پریدند و چهل میلیون دام از آنها تبعیت کردند . ایرانی  نیمه کور تنها وسعت دیدش نوک دماغش است و بس . روشنی بیک، صاحب منصب ترک 94 سال پیش در مورد ما ایرانی ها گفته : ملت فارس را اسلام زبون ساخته ، آخوند ها قهار ترین و قوی ترین سلاح فارس هستند . دخانیات و و سایر زهر های خواب آور ، مردم این مملکت را به یک گله استخوان و اسکلت متحرک در آورده است . چیزی که امروز آخوند های بی وطن و فاسد مثل نقل و نبات در دسترس ایرانی ها قرار داده اند و قیمت هروئین از پنیر ارزانتر و دسترسی به آن ظرف چند دقیقه میسر است . روشنی بیک ، ادامه میدهد : بخاطر اسلام ، دختر ها در سه سالگی توی چادر و چاقور میروند ( کاری که امروز جمهوری اسلامی می کند )، در هشت سالگی ، آنها را به مردان چهل ساله میدهند . (بنا به گفته خمینی وژن ، برای یک پدر افتخار است که دخترش در خانه شوهر عادت ماهیانه شود !!!!!!! )، پیش از زن شدن چند بار طلاق میگیرند و در بیست و پنج سالگی با خوردن تریاک خودکشی می کنند . ( آیا یکبار هم که شده زحمت دانستن میزان خودکشی در بین زنان ایرانی را بخود داده اید . آیا از میزان قربانبان خاموش جنایات ناموسی آگاه هستید ؟ مردی که  دختر هشت ساله اش را بخاطر اینکه دائیش او را  بوسیده بقتل میرساند .  پدر و برادری که دختر و خواهرش ، سعیده 14 ساله  را بجرم گرفتن یک شماره تلفن در خیابان سنگسار می کنند .

شیدا زن 16 ساله مریوانی که یک کودک 2 ساله دارد در مهر 88 خورشیدی با ضربات چاقوی برادرش ، مهدی به قتل میرسد . جرم او حرف زدن با یک مرد در خیابان بود !!!!!!!  مردی بعلت سوظن به همسرش ، پس از 29 سال زندگی مشترک ، او را در برابر چشمان بچه هایش می کشد . در پائیز 81 ، خانواده ای در خوزستان ، در کیف دختر خود کارت تبریک بدون امضائی را می یابند . عموی دختر ، او را می کشد و خانواده او رضایت میدهند !!!

تنها در استان کردستان ، ظرف 6 ماه اول سال 87 ، 15 قتل ناموسی رخداده است .

دختر 17 ساله مریوانی که قصد طلاق داشته ، توسط پدرش سرش بریده

میشود . در لرستان ، لیلا که نمی خواهد زن پسر عمویش شود با پسر مورد علاقه اش فرار می کند و پس از دستگیری هر دوی آنها را به درختی بسته و آتش میزنند . در دزفول ، جاسم که خود سه زن دارد ، دختر 15 ساله اش را به ظن اینکه برادرش به او تجاوز کرده ، سر میبرد !! . در سقز  دختری بنام شنو فرهادی بخاطر مقاومت در برابر ازدواج اجباری ، به دست برادرش به قتل میرسد . فرشته نجاتی که 18 سال از شوهرش کوچکتر است ، به قصد طلاق به خانه پدرش میرود و ، پدرش سر او را میبرد !!!  شهین نصراللهی در روستای دزلی مریوان بجرم واهی بی ناموسی ، توسط برادرش سرش بریده میشود . و هزاران مورد دیگر با نام و نام فامیل و تاریخ و محل جنایت که در تمام موارد قانون بربرگونه اسلام در جمهوری اسلامی به نفع قاتل کنار آمده و آنها را آزاد گذاشته است !!!! در قوانین ظالمانه و ضد بشری اسلام قتل دختر به دست پدر و پدر بزرگ جرم محسوب نمی شود ، ولی اگر زنی به هنگام دفاع از خود ، مردی را بکشد ، قصاص و اعدام میشود که نمونه های بسیاری از آنها وجود دارد. آیا از آمار اسید پاشی به روی زنان ایرانی آگاهی دارید ؟

مرد حیوان صفت و خرد گم کرده ایرانی با برداشت غلط از واژه ناموس کلیه حقوق فردی و انسانی زن ایرانی را ربوده و از زن انتظار اطاعت و نجابت دارد !!!!!!!!  روز مرد ایرانی با چشم چرانی ، هرزگی ، خانم بازی ، لواط و در بعضی موارد حیوان آزاری به شب نمی رسد ، ولی از اینکه دختر هشت ساله اش را دائیش ببوسد ، رگ غیرتش سر بر آورده و چاقو به دست او میدهد تا گلوی آن کودک بیگناه را ببرد . در ایران امروز ، تعریف غیرت و شرف تحت لوای دین بربرگونه و واپسگرای اسلام سخت به بیراهه رفته است . اسلام همه چیز ایرانی را از او گرفته وایرانی را  به موجودی تبدیل کرده ، عاری از صفات خوب و انسانی .

ریا کاری و دو روئی بنیاد زندگی ایرانی را تشکیل میدهد . اظهار زهد و تقوی و نماز آب کشیدنش طوری است که توده های عوام به راحتی فریبش را میخورند و نمی اندیشند که گرگی در لباس میش مقابل آنهاست . ایرانی بوقلمون صفت است ، به حرفش و به قولش نمی توان اعتماد کرد . هر چه میگوید ، غیر رفتار و فکرش میباشد . در وجود ایرانی ایمان نمی توانید بیآبید . ایمان او ، منافع کوتاه مدت اوست . ایرانی شرف ندارد ، همانطوریکه غیرت ندارد . شاید در سیب زمینی رگ غیرتی پیدا شود ، ولی در ایرانی خیر . ایرانی از ظلم و ستم و استبداد آخوند بی وطن تازی پرست فریادش به آسمان میرسد . در خیابان و وسائل نقلیه عمومی به او فحش میدهد ، اما به محض اینکه یک آخوند می بیند ، سرش را تا روی زانو پائین آورده و میگوید : حاج آقا التماس دعا !!!!

نصف روز در صف آش نذری می ایستد و وقتی از او می پرسید : یک کاسه آش چه ارزشی دارد ؟ میگوید : شفا دهنده است !!!!!!!!!

ایرانی مثل آب خوردن ، قسم میخورد . ( سخن راست چه نیازی به قسم دارد ) : به جان عزیزت ، بچمو کفن کنم ، به مرگ خودم ، به مرگ تو ، به شرف محمد !!!!!!!!! ، به حضرت عباس ، به نان و نمکی که با هم خوردیم ، به روح پدر و مادرم ، به جقه اعلیحضرت ، به عبای حضرت !!!! سابقا بزاز های دوره گرد کلیمی ، برای فروش پارچه خود ، به حضرت عباس و ابوالفضل قسم میخوردند . الگوی  قسم خوردن در بین ایرانی ها را میتوان در هجو نامه قرآن جستجو کرد . در این جهل نامه الله به عناوین مختلف قسم میخورد که مرا و پیامبر مرا باور کنید : قسم به کشتی !!!! ، قسم به باد !!!!!! قسم به کوه سینا !!!!!! قسم به زمین !!!!!! قسم به به طاق بلند !!!!!!! قسم به شب تار !!!!!!! قسم به انجیر و زیتون !!!!! این مزخرفات را میتوانید در سوره های صافات ، ذاریات ، طور ، قلم ، قیامت ، فجر ، بلد ، اللیل ، والضحی ، عادیات و… بیآبید .

معمولا فردی که در برابر گفتار و یا کردارش ضعف دارد به سوگند متوسل میشود . امروز قسم خوردن ، یعنی : من به تو دروغ میگویم ، ولی تو خر باش و دروغ مرا حقیقت بدان ! در هجو نامه قرآن الله ، علی کل شیی قدیر !!!!!! در بیش از 60 مورد سوگند میخورد . آنهم به مواردی که بیشتر جنبه طنز و مسخره دارد : قسم به باد های عالم ، قسم به کشتی هائی که روی آبها روان هستند . الله قادر متعال توقع دارد که کشتی ها روی ریگهای صحرای حجاز در روان باشند !!!! قسم به نون !!

قسم به روز قیامت !!!!! قسم به شهر مکه !!!!!

ایرانی جماعت با الهام از الله و دین جاهل پرورش از روح و جان مرده و زنده گرفته تا دستان قطع شده حضرت عباس مایه میگیرد تا دروغ خود را به کرسی بنشاند .

ایرانی از حسن نیت و بلند نظری و حقشناسی تهی است . ایرانی ظالم پرور است . هیچ ملتی را شما در جهان سراغ ندارید که مثل ایرانی در آستینش مار بپروراند .

احساس گرائی ایرانی بر خرد گرائیش قالب است . وجود هزاران شاعر موید چنین ادعا است . در ضمن اکثر شاعران ما دو گونه شعر دارند : یکی برای فریب مردم و دیگری برای گرفتن صله . شاعران آزاده ای چون فردوسی بزرگ و خیام عالیمقام در بین هزاران شاعر منحصر بفرد هستند . ایرانی ، نه تنها  خالق نیست ، بلکه باز دارنده چرخ تمدن است . دانش اتمی ندارد ولی میلیارد ها دلار خرج راکتور های اتمی می کند که نهایتا آنها را با سیمان پر می کند.

ایرانی بی وطن است ، او به هیچ وجه به وطنش عشق نمی ورزد . ایرانی کمتر از هر فردی در جهان به فکر منافع کشور خود است . در معاملات بین المللی ، حرف اول و آخر را رشوه و حق دلالی میزند .

آخوند معدوم علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جریان جنگ ایران و عراق 15 درصد 81 میلیارد دلار داد و ستد تسلیحاتی بین ایران و اسرائیل را از زمامداران یهودی دریافت داشت . ایرانی ، تنها موجودی در جهان است که از خانه خودش می دزد . هژبر یزدانی ، کستاریکا را آباد می کند و ثروتمندان و دزدان ایرانی بانکهای خارج را پر می کنند .

امروزه کمکهای حاتم بخشانه جمهوری اسلامی به سوریه ، یمن ، عراق و جنوب لبنان در حالیکه فقر در ایران بیداد می کند و میلیونها کودک محروم از تحصیل بخاطر نداشتن مدرسه و کتاب درسی وجود دارند ، حیرت انگیز است . امروزه اکثر مهاجران ، حتی آدرس میهن را فراموش کرده اند و با افتخار میگویند : اگر کلاهم در خاک سر زمین مادریم بیفتد ، بر نمی گردم تا بر دارم . تعداد زیادی از هم میهنان که زندگی در خارج را به اقامت در ایران ترجیح میدهند ، وقتی از ایران بر میگردند ، چنان از زیبائی ها و رفاه و شادی مردم سخن میگویند که انسان خشکش میزند .                                               ادامه دارد

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »