به تارنمای دانشگاه جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید . دانشجویان و کاربران گرامی برای نامنویسی و پیوستن به دانشگاه جهانی کورش بزرگ و جاگیری در دانشپایه های این کانون آموزشی باید اپلیکیشن این دانشگاه را بر روی تلفن های دستی خود کار بگذارید. این اپلیکیشن در بر گیرنده ی «آموزش ایرانشناسی » – «گاهشمار ایرانی» – «واژه یاب هومر» – «برگردان دبیره میخی به پارسی» – «تالار گفتگو» – «شناسه کاربری» – «واژه نامه انگلیسی به پارسی» – « آزمون» و… می باشد. پس از نام نویسی و پذیرش سامه های برنهاده شده می توانید از این گنجینه ی دانش بهره مند شوید.
همه روزه به نامه سرای دانشگاه جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این دانشگاه دسترسی داشته باشید.
به دانشگاه جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.

زکریای رازی

هومر آبرامیان

1.jpg

ابوبکر محمّد بن زَکَریای رازی،  پزشک – فیلسوف – و کیمیا شناس و دانشمند نامدار ایرانی در روز پنجم شهریورماه سال 251 ماهشیدی (865 زایشی) در شهرری چشم به جهان گشود. روزگار کودکی و نو جوانی را در همانجا گذراند.

در جوانی به کار زرگری پرداخت، ولی دیری نپایید که به کیمیاگری(شیمی) روی آورد و در پی کار زیاد با مایه های تند و تیز، هر دو چشمش آسیب دیدند، برای درمان چشمان خود به دانش پزشکی روی آورد.

در آن روزگار بغداد جای دانشگاه گندی شاپور را گرفته و نیایش سوی دانش پژوهان و جویندگان دانش گشته بود، رازی هم برای آموزش پزشکی راه بغداد پیش گرفت و چنان شایستگی از خود نشان داد که در پایان کار به سرپرستی بیمارستان معتضدی برگزیده شد.

پس از درگذشت معتضد (خلیفه ی نرمخوی عباسی) به زادگاه خود بازگشت و سرپرستی بیمارستان ری را بدست گرفت و تا پایان زندگی درهمانجا بماند.

درواپسین روزهای زندگی نیروی بینایی را یکسره از دست بداد و سرانجام در سال 313 با برجای گذاشتن نامی بزرگ از خود، چشم از جهان فرو بست.

کارنامه نویسان سه تن از دانشمندان ایرانی را آموزگاران رازی دانسته اند:

در زمینه ی پزشکی علی اِبْنِ سَهل اِبْنِ رَبَّان تَبری (1)

در زمینه ی فرزان ( فلسفه) ابوزید احمد بن سهل بلخی(2)

در زمینه ی گیتی شناسی (طبیعیات یا ماتریالیسم) ابوالعباس محمد بن محمد ايرانشهری نيشابوری (3)

ابن ندیم از زبان رازی گفته است:

روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد ، اگر دانش کیمیا در وی

درست نباشد و آن را نداند.( مشاهیرجهان رویه 223)

از رازی با فروزه های مردی خوش خو و کوشنده یاد کرده و نوشته اند که به بیماران نگاه بسیار

مهرورزانه داشت و از هیچگونه یاری رسانی به دردمندان دریغ نمی ورزید، بیماران تنگدست را از سر ریز مهر خود سرشار می نمود و وارون بسیاری از پزشکانِ آن روزگار، که بیشترخواهان درمان پادشاهان و فرمانروایان و بزرگان بودند، او بیشتر به فریاد مردم بینوا می رسید.  خود در نوشته یی بنام صفات بیمارستان نوشته است: .. هر کسی  شایسته ی پزشکی نیست،  پزشک باید دارای  فروزه ها و برتری های ویژه باشد.

رازی به اندیشه های فرزانی سُکرات و افلاتون گرایش بیشتری داشت و از اندیشه های ارستو که  در روزگار او هواداران بسیار داشت پیروی نمی نمود، بپاس همین دگر اندیشی، آماج بدگویی و نکوهش هم روزگاران خود شد.

رازی را می توان بر جسته ترین چهره ی خرد گرایی در فرهنگ ایرانِ پس از اسلام به شمار آورد، او نوشتارهای  فراوان در باره فریبکاری پیامبران نوشت، شوربختانه همه ی آن گنجینه های گرانبها در آتش کینه توزی مسلمانان پایورز از میان رفتند، ولی نشانه های فراوان از آنها در نوشته های دیگران برجای مانده اند. از نامدارترین نوشته های رازی در زمینه ی دین ستیزی و دروغگو شمردن پیامبران، في النبوات و در پی آن حيل المتنبين و مخاريق الانبياء هستند.

به گفته ی ابوریحان بیرونی، رازی نه تنها اسلام، ونکه همه ی دین های ابراهیمی را می نکوهید و همه ی پیامبران سامی را کلاه بردار و  دغلباز و  روان پریش، و پیروانشان را مشتی مردم مَشَنگ و خرد در بازار دین باوری گم کرده می دانست، قران را توده ی بی ارزشی از سخنان بیهوده می دانست که سرشار از داستانها و افسانه های خرد ستیز و دبنگانه است، از دید او وحی و  نبوت بزرگترین دروغ  در کارنامه ی آدمی، و پیامبران فرومایه ترین مردم جهان بوده اند.

رازی می گفت همه ی مردمان توان رسیدنِ به گامه ی دانایی، و گُسَستن بندِ بندگی دینکاران و دین گذاران از پَر و پای خود را دارند، اگر بباوریم که خدایی هست، باید این را نیز بباوریم که بزرگترین هنر خدا همین خِرَد ورزیدن و توان فهمیدن است که به رایگان به همه ی مردمان ارزانی داشته است.. اگر خدا کسی را به پیامبری بر گزیده باشد، نشان دهنده ی این است که او را بر دیگر مردم جهان برتری داده است، و این از داد خدا به دور است، خدا پیام خود را از راه خِرَد و دانش و بینش نیک به همه ی مردم ارزانی داشته است و هیچ نیازی به پیامبر ندارد! اگر کسی خود را پیامبر خدا بنامد بدانید که او دروغزن و پست و فرومایه و دشمن خداست!

یکی از مهندترين نوشته های بجا مانده از زکریای رازی نبیگی بنام الحاوی است كه بسیاری از کارشناسان آن

را ارزشمندترازقانون پورسینا دانسته اند. اين نبیگ که شوربختانه بخش بزرگی از آن از میان رفته است، چندین سده درکانونهای پزشکی اروپا آموزش داده می شد. یکی دیگر از نوشته های نامدار او طب المنصوری  است كه آن را به نام منصور بن اسحاق فرمانروای ری  نوشته است. طب المنصوری و برخی دیگر از نوشته های پزشکی محمد رازی به زبان لاتين برگردان و با پیشباز بسیار از سوی دانشمندان اروپا روبرو گشته است. من لا يحضره الطبيب نبیگ ديگر او رهنمودهای ساده برای درمان برخی بیماریهاست. يكی ديگر از نوشته های نامدار او برء الساعه است. از دیگر نوشته های او الطب الملوکی – الجدری – الحصبه در پزشکی و  الاکسیر در کیمیا هستند.

در زمینه ی كيميا، رازی را باید سرآمد همه ی دانشمندان زمان خود شناخت. از كارهای کلان او كه استوار بر آزمونهای گوناگون بوده اند، شناخت گوهر گوگرد (اسيد سولفوريك) و الكل است.

از پهرست ابوریحان بيرونی و گزارش مسعودی  و برخی بنمایه های دیگر می توان دریافت که شمار نوشتارهای رازی از دویست فزونتر بوده است، شوربختانه از آن انبوه نوشتارهای گرانیها در زمینه های: فرزان( فلسفه) – یزدان شناسی(الهیات) – خرد ورزی( منطق) – سرشت (طبیعت)– فراسوی ماده ( فوق طبیعت) و… جز شمار اندکی برجای نمانده است.

2.jpg

نام برخی از نوشته های او را چنین گزارش کرده اند:

    سمع الكيان الهيولي الصغير و الهيولي الكبير – المطلقه و للجسم محركا من ذاته طبعا – في العاده – المدخل الي المنطق-  كتاب البرهان- كيفيه الاستدلال- العلم الالهي علي راي سقراط العلم الالهي الكبير في الفلسفه القديمه- رساله در انتقاد اهل اعتزال- قصيده الهيه- الحاصل في العلم اللهي- الشكوك علي ابرقلس- ردنامه فرفوريس به انابون المصري- النفس الصغير- النفس الكبير- الطب الروحاني- في السيره الفلسفيه- امارات الاقبال الدوله و…

محمد رازی نه فقط در طب به تجربه دست می زد بلكه آزمايش را در كليه مباحث علوم طبيعی ضروری می دانست. وی آزمايشهای شيميايی خود را با چنان دقتی تشريح و توصيف كرده كه امروزه هم هر شيمی دانی می تواند عينا آن را مجددا به معرض آزمايش درآورد. رازی مواد شيميايی را طبقه بندی كرد، در باب وزن مخصوص تحقيقاتی به عمل آورد و به اكتشافات مهمی از قبيل اكتشاف الكل و اسيد سولفوريك نايل آمد. وی نخستين كسی است كه كليه اشيای عالم را به سه طبقه حيوانات، نباتات، جامدات تقسيم كرده است. مسعودی در كتاب “التنبيه و الاشراف” گفته است : رازی در سال ۳۱۰ هجری كتابی در سه مقاله راجع به فلسفه فيثاغوری نگاشت و بعيد نيست اين توجه به فلسفه فيثاغوری جديد نتيجه تعلم رازی نزد ابوزيد بلخی بوده باشد كه از شاگردان كندی و متوجه فلسفه فيثاغوری جديد بود. اهميت محمد رازی در فلسفه بيشتر از آن جهت است كه او خلاف بسياری از معاصران خود در فلسفه عقايد خاصی كه اغلب مخالف با آراء ارسطو است ، داشته است. ( آیزاک سیمونوف- دايرة المعارف دانشمندان علم و صنعت)

رازی  در دانش کالبد شکافی – جانور شناسی – گیاه شناسی – کانی شناسی – زمین شناسی – هوا شناسی- پرتو شناسی -خُنیا (موسیقی) نیز دستی چیره داشت، عود خوب می نواخت و گاه چکامه هم می سرود.

بپاس کوشش های بیدریغ رازی در فن داروسازی، روز پنجم شهریور ماه هرسال روز بزرگداشت زکریای رازی کیمیا شناس بزرگ ایرانی و روز دارو سازی نام گرفته است.

پانویس:

علی اِبْنِ سَهل اِبْنِ رَبَّان تَبری Ali ibn Sahl Rabban al-Tabari  پزشک، فیلسوف و روانشناس نامدار

ایرانی در سده  سوم ماهشیدی بود. از زاد روز و درگذشت او آگاهی درستی بر جای نمانده است.  همین اندازه

می دانیم که او فرزند سهل بن بشر، پزشک – ستاره شناس و دانشمند یهودی تبار ایرانی بود و در شهر آمل دیده بجهان گشود.

3.jpg

برخی او را مسیحی، وبرخی زرتشتی و برخی مسلمان دانسته اند، ولی واژه ی رَبَّان یا ابن رَبن نشان یهودی بودن اوست. ابن ربن پزشکی را نزد پدرش آموخت، سپس با بهره گیری از نوشته های یونانی و سریانی دانش خود را فراتر برد و گامهای بزرگی در داشن پزشکی برداشت. روزگار جوانی را در تبرستان گذراند، در سال 224 ماهشیدی به میانرودان (عراق کنونی) رفت و در سامرا مانش گزید، و از گرامیداشت ویژه از سوی معتصم خلیفه ی اسلام برخورار شد. برخی گفته اند در این هنگام اسلام پذیرفته است. ابن ربن را از دیدگاه دانش همپایه ی رازی- مجوسی و پورسینا دانسته اند.

ابوزید احمد بن سهل بلخی گیتاشناس(جغرافی دان) رایشگر( ریاضی دان) و فرزانه ( فیلسوف) سده ی چهارم ماهشیدی بود. سهل بلخی از راه پَروَهان (برهان) و اندیشه های فرزانی، کاخ باورهای دینی را تکان می داد.  دینکاران کوشیدند با انگ الحاد  او را از گفتن و نوشتن، و بیدار کردن خفتگان باز دارند.

ابوالعباس محمد بن محمد ايرانشهری نيشابوری از دانشمندان گرانمایه ی خراسان ، از مردم  نيشابور بود . در روزگار باستان نیشابور را ایرانشهر هم می گفتند [از این رو ایرانشهری در دنباله ی نام او جا گرفته است].

ايرانشهری، در فرزان – خردورزی- ستاره شناسی- کیهان شناسی – مردم شناسی – دینهای گوناگون و کارنامه جهان سرآمد دانشمندان روزگار خود بود. شوربختانه مسلمانان پای ورز بسیاری از نوشته های او را از میان بردند.

ناصر خسرو قباديانی دونبیگ (کتاب)  به نامهای «جليل»  و« اثير» را از او می داند.

از نوشته های ناصرخسرو قباديانی و ابوريحان بيرونی در باره ی ایرانشهری چنين دانسته می شود كه اندیشه های هستی شناسی و جهان بینی ایرانیان باستان در زمینه های یزدان شناسی و چگونگی پدیداری گیتی در جام زمان، و نبرد کیهانی نیک و بد، بر هستی شناسی او هنایش بسیار ژرف داشته اند. ابوریحان بیرونی و ابوالمعالی‌ نوشته اند که ایرانشهری ‌ به‌ جای قرآن‌‌، یک نبیگ پارسی‌ آورد و  فَرهِش(وحی)‌ یا «جبرییل» خود را «هستی» نامید و گفت هستی را جز از راه هستی نمی توان شناخت، سخنان پیامبران در باره چگونگی پدیداری هستی یاوه یی بیش نیستند.

یکی دیگر از بُنمایه ی ارزشمند در باره ی ایرانشهری زادالمسافرین ناصر خسرو است. ناصر خسرو

ایرانشهری را‌ استادِ محمدبن‌ زکریای رازی می داند و با نام بردن از‌ دو نبیگ ایرانشهری با نام‌های «جلیل»‌

و« اثیر» ، او را از اصحاب‌ هیولی‌ می‌شمارد و با بازگفت‌ سخنان ‌ِ وی زکریای رازی را می نکوهد که‌ چرا از دیدگاه‌های استاد خویش‌ به‌ اندیشه های ملحدانه رسیده است:

«… و از قول‌هاي نيكو كه حكيم ايرانشهری اندر قديمی هيولی و مكان گفته است و محمد زكريای رازی آن را زشت كرده است آنست كه ايرانشهری گفته است: ايزد تعالی هميشه صانع بود و وقتی نبود كه مر او را صنع نبود تا از حال بی‌صنعی به حال صنع آيد  و حالش بگردد. چون واجب است كه هميشه صانع بُوَد ، واجب آمد كه آنچه صنع او، بر او پديد آيد قديم باشد و صنع او بر هيولی پديد آينده است. پس هيولی قديم است و هيولی دليل قدرت ظاهری خدای است و چون مر هيولی را از مكان چاره نيست و هيولی قديم است واجب آيد كه مكان قديم باشد… و زشت كردن پسر زكريا آن قول را بدانست كه گفت: چون اندر عالم چيزی پديد همی نيايد مگر از چيزی، اين حال دليل است بر آنكه ابداع محال است و ممكن نيست كه خدای چيزی پديد تواند آوردن نه از چيزی. چون ابداع محال است واجب آيد كه هيولی قديم باشد و چون مر هيولی را كه قديم است از مكان چاره نيست پس مكان قديم است. (زادالمسافرين، رویه 103)

بنمایه ها:

دايرة المعارف دانشمندان علم و صنعت – ایزاک اسیموف – بنگاه ترجه و نشر کتاب

مشاهیر جهان – الناز محب علیان

آثار الباقیه – ابو ریحان بیرونی

زادالمسافرین – ناصرخسرو قبادیانی بلخی

دانشنامه ویکی پدیا

 

 

 

زکریای رازی

ابوبکر محمّد بن زَکَریای رازی،  پزشک – فیلسوف – و کیمیا شناس و دانشمند نامدار ایرانی در روز پنجم شهریورماه سال 251 ماهشیدی (865 زایشی) در شهرری چشم به جهان گشود. روزگار کودکی و نو جوانی را در همانجا گذراند.

در جوانی به کار زرگری پرداخت، ولی دیری نپایید که به کیمیاگری(شیمی) روی آورد و در پی کار زیاد با مایه های تند و تیز، هر دو چشمش آسیب دیدند، برای درمان چشمان خود به دانش پزشکی روی آورد.

در آن روزگار بغداد جای دانشگاه گندی شاپور را گرفته و نیایش سوی دانش پژوهان و جویندگان دانش گشته بود، رازی هم برای آموزش پزشکی راه بغداد پیش گرفت و چنان شایستگی از خود نشان داد که در پایان کار به سرپرستی بیمارستان معتضدی برگزیده شد.

پس از درگذشت معتضد (خلیفه ی نرمخوی عباسی) به زادگاه خود بازگشت و سرپرستی بیمارستان ری را بدست گرفت و تا پایان زندگی درهمانجا بماند.

درواپسین روزهای زندگی نیروی بینایی را یکسره از دست بداد و سرانجام در سال 313 با برجای گذاشتن نامی بزرگ از خود، چشم از جهان فرو بست.

کارنامه نویسان سه تن از دانشمندان ایرانی را آموزگاران رازی دانسته اند:

در زمینه ی پزشکی علی اِبْنِ سَهل اِبْنِ رَبَّان تَبری (1)

در زمینه ی فرزان ( فلسفه) ابوزید احمد بن سهل بلخی(2)

در زمینه ی گیتی شناسی (طبیعیات یا ماتریالیسم) ابوالعباس محمد بن محمد ايرانشهری نيشابوری (3)

ابن ندیم از زبان رازی گفته است:

روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد ، اگر دانش کیمیا در وی

درست نباشد و آن را نداند.( مشاهیرجهان رویه 223)

از رازی با فروزه های مردی خوش خو و کوشنده یاد کرده و نوشته اند که به بیماران نگاه بسیار

مهرورزانه داشت و از هیچگونه یاری رسانی به دردمندان دریغ نمی ورزید، بیماران تنگدست را از سر ریز مهر خود سرشار می نمود و وارون بسیاری از پزشکانِ آن روزگار، که بیشترخواهان درمان پادشاهان و فرمانروایان و بزرگان بودند، او بیشتر به فریاد مردم بینوا می رسید.  خود در نوشته یی بنام صفات بیمارستان نوشته است: .. هر کسی  شایسته ی پزشکی نیست،  پزشک باید دارای  فروزه ها و برتری های ویژه باشد.

رازی به اندیشه های فرزانی سُکرات و افلاتون گرایش بیشتری داشت و از اندیشه های ارستو که  در روزگار او هواداران بسیار داشت پیروی نمی نمود، بپاس همین دگر اندیشی، آماج بدگویی و نکوهش هم روزگاران خود شد.

رازی را می توان بر جسته ترین چهره ی خرد گرایی در فرهنگ ایرانِ پس از اسلام به شمار آورد، او نوشتارهای  فراوان در باره فریبکاری پیامبران نوشت، شوربختانه همه ی آن گنجینه های گرانبها در آتش کینه توزی مسلمانان پایورز از میان رفتند، ولی نشانه های فراوان از آنها در نوشته های دیگران برجای مانده اند. از نامدارترین نوشته های رازی در زمینه ی دین ستیزی و دروغگو شمردن پیامبران، في النبوات و در پی آن حيل المتنبين و مخاريق الانبياء هستند.

به گفته ی ابوریحان بیرونی، رازی نه تنها اسلام، ونکه همه ی دین های ابراهیمی را می نکوهید و همه ی پیامبران سامی را کلاه بردار و  دغلباز و  روان پریش، و پیروانشان را مشتی مردم مَشَنگ و خرد در بازار دین باوری گم کرده می دانست، قران را توده ی بی ارزشی از سخنان بیهوده می دانست که سرشار از داستانها و افسانه های خرد ستیز و دبنگانه است، از دید او وحی و  نبوت بزرگترین دروغ  در کارنامه ی آدمی، و پیامبران فرومایه ترین مردم جهان بوده اند.

رازی می گفت همه ی مردمان توان رسیدنِ به گامه ی دانایی، و گُسَستن بندِ بندگی دینکاران و دین گذاران از پَر و پای خود را دارند، اگر بباوریم که خدایی هست، باید این را نیز بباوریم که بزرگترین هنر خدا همین خِرَد ورزیدن و توان فهمیدن است که به رایگان به همه ی مردمان ارزانی داشته است.. اگر خدا کسی را به پیامبری بر گزیده باشد، نشان دهنده ی این است که او را بر دیگر مردم جهان برتری داده است، و این از داد خدا به دور است، خدا پیام خود را از راه خِرَد و دانش و بینش نیک به همه ی مردم ارزانی داشته است و هیچ نیازی به پیامبر ندارد! اگر کسی خود را پیامبر خدا بنامد بدانید که او دروغزن و پست و فرومایه و دشمن خداست!

یکی از مهندترين نوشته های بجا مانده از زکریای رازی نبیگی بنام الحاوی است كه بسیاری از کارشناسان آن

را ارزشمندترازقانون پورسینا دانسته اند. اين نبیگ که شوربختانه بخش بزرگی از آن از میان رفته است، چندین سده درکانونهای پزشکی اروپا آموزش داده می شد. یکی دیگر از نوشته های نامدار او طب المنصوری  است كه آن را به نام منصور بن اسحاق فرمانروای ری  نوشته است. طب المنصوری و برخی دیگر از نوشته های پزشکی محمد رازی به زبان لاتين برگردان و با پیشباز بسیار از سوی دانشمندان اروپا روبرو گشته است. من لا يحضره الطبيب نبیگ ديگر او رهنمودهای ساده برای درمان برخی بیماریهاست. يكی ديگر از نوشته های نامدار او برء الساعه است. از دیگر نوشته های او الطب الملوکی – الجدری – الحصبه در پزشکی و  الاکسیر در کیمیا هستند.

در زمینه ی كيميا، رازی را باید سرآمد همه ی دانشمندان زمان خود شناخت. از كارهای کلان او كه استوار بر آزمونهای گوناگون بوده اند، شناخت گوهر گوگرد (اسيد سولفوريك) و الكل است.

از پهرست ابوریحان بيرونی و گزارش مسعودی  و برخی بنمایه های دیگر می توان دریافت که شمار نوشتارهای رازی از دویست فزونتر بوده است، شوربختانه از آن انبوه نوشتارهای گرانیها در زمینه های: فرزان( فلسفه) – یزدان شناسی(الهیات) – خرد ورزی( منطق) – سرشت (طبیعت)– فراسوی ماده ( فوق طبیعت) و… جز شمار اندکی برجای نمانده است.

نام برخی از نوشته های او را چنین گزارش کرده اند:

سمع الكيان الهيولي الصغير و الهيولي الكبير – المطلقه و للجسم محركا من ذاته طبعا – في العاده – المدخل الي المنطق-  كتاب البرهان- كيفيه الاستدلال- العلم الالهي علي راي سقراط العلم الالهي الكبير في الفلسفه القديمه- رساله در انتقاد اهل اعتزال- قصيده الهيه- الحاصل في العلم اللهي- الشكوك علي ابرقلس- ردنامه فرفوريس به انابون المصري- النفس الصغير- النفس الكبير- الطب الروحاني- في السيره الفلسفيه- امارات الاقبال الدوله و…

محمد رازی نه فقط در طب به تجربه دست می زد بلكه آزمايش را در كليه مباحث علوم طبيعی ضروری می دانست. وی آزمايشهای شيميايی خود را با چنان دقتی تشريح و توصيف كرده كه امروزه هم هر شيمی دانی می تواند عينا آن را مجددا به معرض آزمايش درآورد. رازی مواد شيميايی را طبقه بندی كرد، در باب وزن مخصوص تحقيقاتی به عمل آورد و به اكتشافات مهمی از قبيل اكتشاف الكل و اسيد سولفوريك نايل آمد. وی نخستين كسی است كه كليه اشيای عالم را به سه طبقه حيوانات، نباتات، جامدات تقسيم كرده است. مسعودی در كتاب “التنبيه و الاشراف” گفته است : رازی در سال ۳۱۰ هجری كتابی در سه مقاله راجع به فلسفه فيثاغوری نگاشت و بعيد نيست اين توجه به فلسفه فيثاغوری جديد نتيجه تعلم رازی نزد ابوزيد بلخی بوده باشد كه از شاگردان كندی و متوجه فلسفه فيثاغوری جديد بود. اهميت محمد رازی در فلسفه بيشتر از آن جهت است كه او خلاف بسياری از معاصران خود در فلسفه عقايد خاصی كه اغلب مخالف با آراء ارسطو است ، داشته است. ( آیزاک سیمونوف- دايرة المعارف دانشمندان علم و صنعت)

رازی  در دانش کالبد شکافی – جانور شناسی – گیاه شناسی – کانی شناسی – زمین شناسی – هوا شناسی- پرتو شناسی -خُنیا (موسیقی) نیز دستی چیره داشت، عود خوب می نواخت و گاه چکامه هم می سرود.

بپاس کوشش های بیدریغ رازی در فن داروسازی، روز پنجم شهریور ماه هرسال روز بزرگداشت زکریای رازی کیمیا شناس بزرگ ایرانی و روز دارو سازی نام گرفته است.

پانویس:

علی اِبْنِ سَهل اِبْنِ رَبَّان تَبری Ali ibn Sahl Rabban al-Tabari  پزشک، فیلسوف و روانشناس نامدار

ایرانی در سده  سوم ماهشیدی بود. از زاد روز و درگذشت او آگاهی درستی بر جای نمانده است.  همین اندازه

می دانیم که او فرزند سهل بن بشر، پزشک – ستاره شناس و دانشمند یهودی تبار ایرانی بود و در شهر آمل دیده بجهان گشود.

 

برخی او را مسیحی، وبرخی زرتشتی و برخی مسلمان دانسته اند، ولی واژه ی رَبَّان یا ابن رَبن نشان یهودی بودن اوست. ابن ربن پزشکی را نزد پدرش آموخت، سپس با بهره گیری از نوشته های یونانی و سریانی دانش خود را فراتر برد و گامهای بزرگی در داشن پزشکی برداشت. روزگار جوانی را در تبرستان گذراند، در سال 224 ماهشیدی به میانرودان (عراق کنونی) رفت و در سامرا مانش گزید، و از گرامیداشت ویژه از سوی معتصم خلیفه ی اسلام برخورار شد. برخی گفته اند در این هنگام اسلام پذیرفته است. ابن ربن را از دیدگاه دانش همپایه ی رازی- مجوسی و پورسینا دانسته اند.

ابوزید احمد بن سهل بلخی گیتاشناس(جغرافی دان) رایشگر( ریاضی دان) و فرزانه ( فیلسوف) سده ی چهارم ماهشیدی بود. سهل بلخی از راه پَروَهان (برهان) و اندیشه های فرزانی، کاخ باورهای دینی را تکان می داد.  دینکاران کوشیدند با انگ الحاد  او را از گفتن و نوشتن، و بیدار کردن خفتگان باز دارند.

ابوالعباس محمد بن محمد ايرانشهری نيشابوری از دانشمندان گرانمایه ی خراسان ، از مردم  نيشابور بود . در روزگار باستان نیشابور را ایرانشهر هم می گفتند [از این رو ایرانشهری در دنباله ی نام او جا گرفته است].

ايرانشهری، در فرزان – خردورزی- ستاره شناسی- کیهان شناسی – مردم شناسی – دینهای گوناگون و کارنامه جهان سرآمد دانشمندان روزگار خود بود. شوربختانه مسلمانان پای ورز بسیاری از نوشته های او را از میان بردند.

ناصر خسرو قباديانی دونبیگ (کتاب)  به نامهای «جليل»  و« اثير» را از او می داند.

از نوشته های ناصرخسرو قباديانی و ابوريحان بيرونی در باره ی ایرانشهری چنين دانسته می شود كه اندیشه های هستی شناسی و جهان بینی ایرانیان باستان در زمینه های یزدان شناسی و چگونگی پدیداری گیتی در جام زمان، و نبرد کیهانی نیک و بد، بر هستی شناسی او هنایش بسیار ژرف داشته اند. ابوریحان بیرونی و ابوالمعالی‌ نوشته اند که ایرانشهری ‌ به‌ جای قرآن‌‌، یک نبیگ پارسی‌ آورد و  فَرهِش(وحی)‌ یا «جبرییل» خود را «هستی» نامید و گفت هستی را جز از راه هستی نمی توان شناخت، سخنان پیامبران در باره چگونگی پدیداری هستی یاوه یی بیش نیستند.

یکی دیگر از بُنمایه ی ارزشمند در باره ی ایرانشهری زادالمسافرین ناصر خسرو است. ناصر خسرو

ایرانشهری را‌ استادِ محمدبن‌ زکریای رازی می داند و با نام بردن از‌ دو نبیگ ایرانشهری با نام‌های «جلیل»‌

و« اثیر» ، او را از اصحاب‌ هیولی‌ می‌شمارد و با بازگفت‌ سخنان ‌ِ وی زکریای رازی را می نکوهد که‌ چرا از دیدگاه‌های استاد خویش‌ به‌ اندیشه های ملحدانه رسیده است:

«… و از قول‌هاي نيكو كه حكيم ايرانشهری اندر قديمی هيولی و مكان گفته است و محمد زكريای رازی آن را زشت كرده است آنست كه ايرانشهری گفته است: ايزد تعالی هميشه صانع بود و وقتی نبود كه مر او را صنع نبود تا از حال بی‌صنعی به حال صنع آيد  و حالش بگردد. چون واجب است كه هميشه صانع بُوَد ، واجب آمد كه آنچه صنع او، بر او پديد آيد قديم باشد و صنع او بر هيولی پديد آينده است. پس هيولی قديم است و هيولی دليل قدرت ظاهری خدای است و چون مر هيولی را از مكان چاره نيست و هيولی قديم است واجب آيد كه مكان قديم باشد… و زشت كردن پسر زكريا آن قول را بدانست كه گفت: چون اندر عالم چيزی پديد همی نيايد مگر از چيزی، اين حال دليل است بر آنكه ابداع محال است و ممكن نيست كه خدای چيزی پديد تواند آوردن نه از چيزی. چون ابداع محال است واجب آيد كه هيولی قديم باشد و چون مر هيولی را كه قديم است از مكان چاره نيست پس مكان قديم است. (زادالمسافرين، رویه 103)

بنمایه ها:

دايرة المعارف دانشمندان علم و صنعت – ایزاک اسیموف – بنگاه ترجه و نشر کتاب

مشاهیر جهان – الناز محب علیان

آثار الباقیه – ابو ریحان بیرونی

زادالمسافرین – ناصرخسرو قبادیانی بلخی

دانشنامه ویکی پدیا

 

 

 

 

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »