به تارنمای دانشگاه جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید . دانشجویان و کاربران گرامی برای نامنویسی و پیوستن به دانشگاه جهانی کورش بزرگ و جاگیری در دانشپایه های این کانون آموزشی باید اپلیکیشن این دانشگاه را بر روی تلفن های دستی خود کار بگذارید. این اپلیکیشن در بر گیرنده ی «آموزش ایرانشناسی » – «گاهشمار ایرانی» – «واژه یاب هومر» – «برگردان دبیره میخی به پارسی» – «تالار گفتگو» – «شناسه کاربری» – «واژه نامه انگلیسی به پارسی» – « آزمون» و… می باشد. پس از نام نویسی و پذیرش سامه های برنهاده شده می توانید از این گنجینه ی دانش بهره مند شوید.
همه روزه به نامه سرای دانشگاه جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این دانشگاه دسترسی داشته باشید.
به دانشگاه جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.

سینماتوگرافی – بخش هفتم

سینماتوگرافی در ایران

بخش هفتم

پژوهشی متفاوت در احوال سینما

پژوهشگر و راوی : دکتر روزبه آذربرزین

تا سال 1347 خورشیدی کسی در احوال سینمای ایران تفحصی ولو سطحی نکرد . منتقدین سینمای ایران که کاری جز خرده گیری های بی پایه و اساس بلد نبودند و بجای نقد فیلم به سینمای چهار ستاره و یا یک ستاره می پرداختند که فلان فیلم را نمایش داده است! . آنها یکبار از خودشان نپرسیدند : چرا فیلمی مثل گنج قارون در اکران اول خود 2.5 میلیون تومان فروش کند ؟ 2.5 میلیون تومان از جیب کاسبکار ، دلاک و ماشین شورو… ، طبقه روشنفکر که دیدن فیلم ایرانی برایش غیر قابل تحمل و ننگ آور است !

چرا کسی در احوال مردم ما کار نکرد ؟ پژوهشگران ما کجا بودند ؟ نویسندگان و روزنامه نگاران ما به چه کاری مشغول بودند ؟

سال 47 را سال متفاوت سینمای ایران قلمداد می کنند . در سالهای پیش بودند انگشت شمار کسانی که بر خلاف جریان آب شنا کردند ، فرخ غفاری با شب قوزی ، ابراهیم گلستان با خشت و آینه و فریدون رهنما با سیاوش در تخت جمشید .

آغاز گر سال 47 ، ناصر ملک مطیعی با فیلم جاده زرین سمرقند است . فیلمی که صرفا مایه تاتری داشته و با ساخته شدن فیلم آن به اثری کم مایه و عاری از آغاز و پایان بدل میشود . تهیه کننده این فیلم جمال مجتهدی صاحب سینما های میامی ، سیلوانا و اروپا است . پس از این فیلم ناصر ملک مطیعی فیلم دیگری نساخت و ترجیح داد تا با کلاه شاپوی خود پول بسازد .

از فیلم های متفاوت سال 47 باید به فیلم کشتی نوح اشاره کنم .در کشتی نوح ، سینمای ایران به پهنه آبهای خلیج فارس قدم میگذارد و از کافه و رقص مهوش و زد و خورد و زیر زمین های تاریک که محل جنایتکاران است فاصله میگیرد .خسرو پرویزی کارگردان فیلم کشتی نوح ، در این سال دو فیلم دیگر به نامهای سکه دو رو که برداشتی از فیلم اسکناس یک میلیون پوندی رونالد نیم و دنیای پوشالی را بر اساس فیلم داماد شارلاتان و نمایشنامه اسکار نوشته کلود مانیه میسازد .

سومین فیلم نوروزی سال 47 ، طوفان بر فراز پاترا با شرکت فردین ، پوران و چند هنرپیشه ایالیائی است که با صرف هزینه ای برابر با 500 هزار دلار ساخته میشود .این فیلم محصول مشترک ایران و لبنان بود . از معروفترین فیلم های مشترک این سال باید به فیلم : حالا روحت را به خدا بسپار که در ایران با نام مردانه بکش به نمایش در آمد اشاره داشت .از ایران فردین و همایون و ار آمریکا فابیو تستی و جف کامرون در این فیلم بازی می کنند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\th.jpg

فردین در نقش کلانتر دنور سیتی

شکست مادی این فیلم باعث شد تا دیگر فردین به فکرساختن فیلم مشترک نیفتد .

وسترن بازی ایرانی ها تنها عایدی که داشت شکست بود . پس از شکست فردین ، در کمال تعجب شاهد فریب خوردن نصرت الله منتخب تهیه کننده الماس 33 هستیم . این فرد با اینکه در فیلم الماس 33 کلی مال از دست داده بود ، فریب حکمت آقا نیکیان را می خورد و برای ساختن فیلم وسترن دشت سرخ ، آنهم در ایران !!!!!!! سرمایه گذاری می کند . آقانیکیان ادعا می کند که در ایتالیا دستیار جرج کیوکر وسترن ساز معروف ایتالیائی بوده

است . فیلم احمقانه دشت سرخ با شرکت بهروز وثوقی ، ایرج قادری و مارلین اشمیت با شکست سختی مواجه شده و آقانیکیان ایران را ترک می کند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\hqdefault.jpg

جلال مقدم از نخستین روشنفکرانی است که از در آشتی با سینمای تجاری در آمده و فیلم سه دیوانه را میسازد . جلال مقدم در یافته که امکاناتی که برای پازولینی و فدریکو فلینی در ایتالیا وجود دارد در ایران موجود نیست . او منطق را جایگزین احساس کرده و میگوید : اگر روزی به آن حد از بلوغ فکری و نبوغ برسیم که بخواهیم کار هائی در رده فلینی و پازولینی ارائه دهیم با اشکالات زیادی مواجه هستیم . مقدم به نوع اشکالات اشاره نمی کند . قدر مسلم این فیلمساز متفاوت به ساختار اجتماعی جامعه و خرافی بودن هموطنانش واقف است . جلال مقدم که کار سینما را با فیلمنامه نویسی شروع کرده بود ، این بار در مقام کارگردان سه دیوانه را میسازد . سه تفنگدار سینمای ایران ( سپهر نیا ، گرشا و متوسلانی ) این بار با سر محسن آراسته ضرب نمی زنند .فیلم جدی است و تماشاگر ایرانی ، فیلم جدی را نمی پسندد !سه دیوانه با شکست مالی ، تلفیق سینمای تجاری و روشنفکرانه بود .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\دانلود-فیلم-قدیمی-سه-دیوانه-1347.jpg

صاحبان سینما در ایران علاقمند سرمایه گذاری در امر ساخت فیلم میشوند . پرویز عقدائی که در اهواز سینما دارد ، پس از حشمت پور از تبریز ، روی فیلم قوس و قزح اسماعیل پور سعید سرمایه گذاری می کند .این فیلم کپی فیلم هندی گلها و سنگ هاست .

مهدی امیر قاسم خانی ، با کپی فیلم واکسی هندی ، چرخ بازیگر رابا شرکت فروزان ، همایون و منو چهر وثوق میسازد. بازار برداشت از فیلم های خارجی داغ است . فردین ، نمی خواهد از دیگران عقب بیفتد . او هم دست به کپی فیلم دیگر هندی بنام آشنا زده و فیلم معروف سلطان قلب ها را میسازد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\King_of_Hearts_(1968_film).jpg

 

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\e2d3c275cc146a9ae33c8bad627cc1b3.jpg

سلطان قلب ها ظرف سه هفته در 11 سینمای تهران یک میلیون تومان فروش می کند .

عباس کسائی نیز فیلم سنگ صبور را با کپی فیلم هندی سوگند میسازد . کپی کردن از فیلم های هندی وضع زننده ای برای سینمای ایران به وجود می آورد .

حال نوبت به مهدی میثاقیه میرسد تا او هم با کپی فیلم صفحه شکسته زکی مورن خواننده ترک ، مرد حنجره طلائی را با شرکت گلپایگانی بسازد . اکبر گلپایگانی که برای اولین بار جلوی دوربین قرار گرفته نه استعداد بازیگری دارد و نه جذابیت یک هنر پیشه را .

این فیلم با شکست سختی مواجه میشود .

از اتفاق های غیر منتظره در سینمای ایران باید به فیلم شوهر آهو خانم ساخته داود ملا پور اشاره داشت . این فیلم بر اساس داستان شوهر آهو خانم نوشته علی محمد افغانی ساخته میشود . جالب اینجاست که این فیلم به مدت 8 ماه در اداره کل نظارت و نمایش به انتظار مجوز نشسته بود و هیچ کس از تولید آن خبر نداشت . زمانیکه مجوز گرفت ، هیچ سینمائی حاضر به نمایش آن نشد . کارگردان ناشناس و هنر پیشگان هم گمنام تر از کارگردان ( عدیله اشراق و حسین اشراق ). با توصیه و سفارش دو سینمای سعدی و پلازا از یک فرصت مرده ، از ششم آذر این فیلم را نمایش دادند . انتظار غیر منتظره بود . استقبال مردم طوری بود که برای گرفتن بلیط میبایستی آنرا از بازار سیاه می خریدند و یا دو سانس در صف انتظار می ایستادند . در مدت سه هفته ، نمایش این فیلم در دو سینما نزدیک به 500 هزار تومان فروش می کند .هزینه ساخت و تبلیغ این فیلم تنها 180 هزار تومان بوده است .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\شوهر آهو خانم3.jpg

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\Shohare Ahookhanoom (1).jpg

سال 1347 ، سینمای ایران به کارگردانی خوش آمد میگوید که ارتباط نزدیکی با باور های اعتقادی مردم داشته و از هر فرصتی برای تشدید آن سود می جوید . کارگردانی که سال 1357 ادعا کرد که فیلم او باعث سرنگونی شاه و رژیمش شده است . کارگردانی که هفت تیر به کمر صحنه های محاکمه سینما رکس آبادان را فیلمبرداری و کارگردانی میکرد : مسعود کیمیائی .

C:\Users\Al\Desktop\خ.jpg

مسعود کیمیائی

نخستین فیلم این کارگردان ، بیگانه بیا نام دارد . تجربه این کارگردان دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران بود . مسعود کیمیائی در 7 مرداد 1320 خورشیدی در خیابان ری تهران به دنیا می آیدو با روی کار آمدن ملایان علیرغم بیکار شدن بسیاری او هم چنان به کار خود ادامه داده و به بدنه جمهوری اسلامی می چسبد .از کیمیائی ، مهر جوئی ، هژیر داریوش ، بهرام بیضائی وعلی حاتمی به عنوان موج نو در سینمای ایران یاد می کنند . از فیلم های مشهور کیمیائی میتوان به خاک ، بلوچ ، قیصر ، سفر سنگ ، گوزنها ، داش آکل ، رضا موتوری ،غزل ، دندان مار ، سرب و جرم و هم چنین فیلم های بی ارزش :سینما متروپل و سربازهای جمعه اشاره داشت . این کارگردان در جمهوری اسلامی به کارش ادامه داده و در سال 1381خورشیدی فیلم گوزنهای او از طرف دستار بندان اشغالگر به همراه فیلم باشو غریبه کوچک بیضائی به عنوان بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران شناسائی میشوند . مسعود کیمیائی خلاق ناموس و غیرت و چاقو است . او این سه فاکتور ویرانگر را به سینمای ایران تحمیل و تا فتنه خمینی ادامه داد . اندیشه های مسموم کیمیائی تشدید کننده فاجعه ای بنام قتل های ناموسی در ایران پیش و پس از فتنه خمینی است .در این راستا باید نوشته تحقیقی خانم پروین بختیار نژاد روزنامه نگار را راجع به فاجعه خاموش یا قتل های ناموسی را خواند تا متوجه موج نو در سینمای ایران بشوید . برای قیصر آنچه مهم است،نه عشق به دختر مورد علاقه وشیرینی خورده اش ، اعظم و نه مادرش میباشد ، بلکه قول او به زن رختشوئی است که باید او را به مشهد برده تا او به پا بوسی رضای تازی نائل شود . سایه اسلام ویرانگر در تمام فیلم های کیمیائی دیده میشود . در قیصر برادر بزرگ از مکه آمده و توبه کرده که دیگر دست به چاقو نزند . در ماه رمضان سحری و افطار فقر را بدهد .کیمیائی در قیصر خواهان پیاده شدن قانون قصاص اسلامی است .منتقدین اسلامی سینما از قیصر کیمیائی اسطوره ای ساختند و او را به عنوان سمبل ملی !!!! برای مبارزه با بی عدالتی ها بخورد مردم مسخ شده و اسلام زده ما دادند .در این راه ، نجف دریا بندری گوی سبقت را از دیگر ثنا گویان می رباید و قیصر را اوج سینمای ایران میداند . در فرم به فرم فیلم های کیمیائی جریان اسلامی جاری است .دائی دست نماز میگیرد ، مادر بر سجاده نماز نشسته و قیصر با رضای تازی درد و دل می کند .ایکاش ممیزان وزارت فرهنگ کمی شعور داشتند تا جلوی مشوق قتل های ناموسی و آنارشیسم را میگرفتند .

مسعود کیمیائی در آخرین فیلمش که در زمان دستار بندان اشغالگر ساخته و نام قاتل اهلی بر آن گذاشته به کارهای گذشته خود که سینمای ایران را در مسیری تاریک و هولناک قرار داد ادامه و از آنها دفاع می کند

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\large_4f8c4b05-e05e-4b5d-913a-fed021bf5287.jpg

در زیر به نقدی که توسط آقای محمود نامی در سایت سلام سینما نوشته شده توجه نشان دهید تا ببینید دید جوانان امروز با دید نسل دیروز چقدر تفاوت دارد .نسلی عقب مانده که برای دیدن خشونت و چاقو وخون به دفعات به دیدن فیلم قیصر شتافت .

وقتی پای فیلمی، امضای مسعود کیمیائی باشد، طبعا هم تماشاچیان خود را خواهد داشت، هم معتقدین و هم منتقدین اش را، پیرامون قاتل اهلی نقد های مختلفی نوشته شده که عموماً بر نگاه سینمائی متکی بوده است، در اینجا سعی میشود با پرهیز از ایراد شکلی به فیلم، که متاسفانه کم هم نبوده است، فیلم مذکور صرفاً از زاویه نگاه اجتماعی و سیاسی مورد توجه و نقد و بررسی قرار گیرد

مسعود کیمیائی سعی دارد در هفتاد و شش سالگی خود، فیلمی سیاسی بسازد که بمثابه یک مانیفست، ضمیمه سوابق و کارنامه قبلی وی گردد تا در آینده، مورد قضاوت تاریخ قرار گیرد، اما چون از نظر ذهنی، همچنان در گذشته سیر میکند، در شناخت زمان و تحولات ناشی از آن، دچار مشکل می شود و در نتیجه با تکیه به ابزارها و شکل و فرم کارهای قبلی، در رسیدن به چنین هدفی ناکام می ماند.

کیمیائی همچنان در دوره شاملو، حبیب، داریوش، قیصر، هزار دستان و…. بسر می برد و در پی همان شخصیت ها و مفاهیمی است که گوگوش در کیو، کیو، بنگ بنگ به دنبال آنها بوده است. برای یک خواننده دور از وطن، باقی ماندن و سیر در چنین عالمی عیب نیست، اما برای کیمیائی که در ایران زندگی می کند و در بطن حوادث و اتفاقات ریز و درشت جامعه قرار دارد، باقی ماندن در بستر اتفاقات گذشته، به معنی عدم درک و شناخت از جامعه، سیاست و اتفاقات حول آن تلقی می شود که برازنده نیست. کیمیائی باید تا کنون به این رسیده باشد که دیگر قاتل اهلی وجود ندارد، چون چاقو هیچگاه دسته خود را نمی برد، بلکه ما با ملت اهلی روبرو هستیم؟

در شرایطی که شبکه های اجتماعی غوغا می کنند، دفتر رسانه، به خانه ها نقل مکان کرده و روزنامه دیگر اهمیت خود را از دست داده است، کیمیائی باز در همان حال و هوای دهه 60، بر این گمان است که صفحه ای از روزنامه همچنان میتواند با تطمیع و تهدید تغییر یافته و تاثیر گذار گردد؟! کیمیائی نمی تواند، باور کند که اگر روزی، تک آهنگ بوی گندم داریوش، سبیل پر پشت قدرت، دشنه داش آکل و تیغ تیز قیصر، در نسل جوان انقلاب ایجاد می کرد، اکنون صد ها آهنگ و متن و نوشته و فیلم و کلیپ که روزانه از طریق تلگرام دست بدست می شوند، قدرت بلند کردن سید رسول کمر خمیده، از جای خود را هم ندارند، چه برسد به اینکه در او تحول هم ایجاد کنند؟!، چرا که نسل جوان، همانگونه که کیمیائی نیز خود معترف است، دغدغه هایش عوض شده و به دنبال ماجراجوئی و انقلاب نیست. مسعود جان، دوره تاثیر گذاری شعر و کتاب و ترانه و فیلم و روزنامه و …. گذشته است. دوره چریک بازی بسر آمده است؟

در فضائی که ملت بدون فوت وقت و در حداقل زمان ممکن، از طریق شبکه های اجتماعی، از اخبار و اطلاعات دست اول، اطلاع حاصل می کند، ساختن فیلم سیاسی بر اساس موضوع پیش پا افتاده و عادی مطروحه در قاتل اهلی، مثال انداختن سوزن در انبارکاه است.

قاتل اهلی به اعلامیه دست نویسی می ماند که همواره مخاطبین اندکی داشته است، موضوعاتی چون قاچاق دارو های تقلبی، پولشوئی، دزدی، اختلاس، پول نفت، دست اندازی به بیت المال، سفره انقلاب و…..چنان عادی وروزمره شده اند که دیگر کسی از شنیدن خبرهای حول آنها دچار شگفتی نمی شود؟! جناب کیمیائی، برادر مسعود، مفهوم سیاست در ایران، خیلی وقت است که عوض شده است؟! اما یک نسل، همچنان شبیه زندانیان نمایش حصار در حصار مخملباف باقی مانده است. اگر چه باور کردن موضوع چندان هم راحت نیست

کیمیائی عزیز، دوره خون ریزی و خون بازی تمام شده است، نسل جدید از ریخته شدن خون زالو و زالو صفتان بیزار و فراری است. برادر، اینقدر خون روی زمین نپاش، کسی نیست که آن را جمع کند؟

نسل گذشته که خوب می داند چه کرده است، اکنون صرفا به تماشای نتیجه عمل خود نشسته؛ و نسل جدید هم که خودت گفتی، دغدغه هایش چیز دیگری است. آنها بیش از  آنکه بخواهند، به دنبال مبارزه سیاسی باشند، به دنبال پیگیری دزدی و فساد و ….. این و آن باشند، به دنبال انقلاب باشند، دنباله رو چگوارا و صمد بهرنگی و شاملو و کیان و کمان باشند، به دنبال بهم نخوردن کنسرت خود هستند؟! آنها خیلی زودتر از اینها، سیاست را سه طلاقه کرده اند.

ما می خواهیم بدون سیاسی بازی، آینده خودمان را بسازیم

نسل جدید به دنبال دروغ نیست، دنبال نفاق و دوروئی نیست، صداقت دارد، رک گوست، دنبال تجارت کثیف و پول شوئی و …. نیست، راه خود را شناخته و به دنبال گرفتن دست یکدیگر، زندگی آرام و با عشق و علاقه است. در این میان، تو هنوز نتوانسته ای حصار دور خود را بشکنی، تا تکلیف خودت را با خودت برای همیشه مشخص بکنی؟ لذا همچنان در 40 سال پیش قدم میزنی، نمی خواهی و یا نمی توانی باور کنی که زمانه عوض شده است؟

دوره زدن رگ در حمام و یا اکنون که مدرن تر شده ایم در سونا، گذشته است. اورکت آمریکائی سبز

رنگ روزهای ابتدای پیروزی انقلاب را از تن خود

بیرون بیار، دیگر زمان گرفتن ژست انقلابی نیست، انقلاب خیلی وقت است که به پایان رسیده است؟!. برای نسلی که با بحران هویت روبروست، سخن از انقلاب گفتن، عبث و بیهوده است، دنبال انقلابی خوب و بد بودن خطاست، تو برای این نسل میخواهی، قیصر را زنده کنی ؟!

ای کاش رگه های تغییر در این فیلم سیاسی، چون تبلیغ برای سایپا، رستوران ایتالیائی….، رستوران فرانسوی…. که علی الاصول نمی بایست در چنین فیلمی جائی داشته باشند، جای خود را به تغییر در مسعود کیمیائی می داد. مسعود جان، اگر میخواهی فیلم سیاسی بسازی،سرب

2 را با محوریت ایرانی مهاجر آواره بساز. موضوعات پیش پا افتاده ای چون قاتل اهلی را رها کن، چشم و گوش همه از اینگونه اتفاقات پر است، دیگر کسی تمایلی به شنیدن خبر و دیدن فیلم قاتلان اهلی ندارد.

کیمیائی در قاتل اهلی میخواهد پرده را کمی بالا بزند تا روابط و اتفاقات مافیائی حاکم بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ را برملا سازد، اما چون در ارائه مفاهیم و نمونه ها و شخصیت سازی با محدودیت و ممیزی روبروست، در نتیجه عملا دست بسته عمل می کند و موفق به ارائه یک اثر ماندگار نمی شود. با اجازه مسعود خان ، به این معقوله باید بازی ضعیف بازیگران، ضعف لوکیشن ها، ضعف فیلمبرداری و….. را نیز اضافه نمود.

محمود نامی

به غیر از مسعود کیمیائی دو کارگردان دیگر هم به جمع سینماگران ایران می پیوندند : شاپور قریب با فیلم دختر شاه پریان و فریدون گله با فیلم شب فرشتگان .

در سال 1347 خورشیدی ، هیت وزیران در خصوص آئین نامه مربوط به نظارت بر نمایش و صدور پروانه نمایش جلسه تشکیل داده و در چهارده مورد به توافق میرسند .

اجرای هرگونه نمایش مستلزم اخذ پروانه نمایش میباشد .

هیات نظارت از نمایندگان وزارت فرهنگ و هنر ، اطلاعات ، کشور و شهربانی خواهند بود .

نمایش تمام و یا قسمتی از نمایش که متضمن نکات زیر باشد ممنوع است :اهانت به تو حید پروردگار ، ادیان ، کتب آسمانی ، پیامبران و مقدسات دین مبین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری و ائمه اطهار و هم چنین اهانت به معتقدات اقلیت های مذهبی .

اسائه ادب به مقام شامخ سلطنت و خاندان جلیل سلطنت .

تشویق و تحریک به هرگونه عصیان علیه رژیم سلطنت مشروطه ایران و اهانت به مقامات دولتی .

تبلیغ هر گونه مرام و مسلکی که به موجب قوانین و مقررات کشور ایران غیر قانونی شناخته شده باشد .

صحنه ها و موضوعات اهانت آمیز نسبت به مقدسات و مفاخر ملی و تاریخی .

نشان دادن اعمال رذیله و غیر انسانی

هر چیزی که مخالف عفت عمومی است

صحنه هائی که در آن جزئیات کشتن انسان و یا حیوانی نشان داده شود

نشست هیت وزیران و تصویب نامه ای که بخشی از آن ذکر شد بیشتر به جوک شبیه است تا واقعیت . آنچه در این تصویب نامه مشاهده میشود ترس از ملا و آخوند است . به راستی در کدام فیلم فارسی خصوصا در گسترده موج نو سینمای ایران شاهد مراعات ماده قانون های این تصویب نامه هستید . به فیلم های مسعود کیمیائی باز میگردم . بلوچ و صحنه های سکس بهروز وثوقی با ایرن بر خلاف عفت عمومی نبود ؟ تکه تکه کردن یکی از برادران آب منگل در حمام و همزمان با آن کشتن و سر بریدن گاو ها در کشتارگاه با خواست هیت وزیران هم خوانی داشت ؟

فیلم های 1347 سینمای ایران :

جاده زرین سمرقند – ناصر ملک مطیعی

کشتی نوح – خسرو پرویزی

طوفان بر فراز پاترا – فاروق عجرمه

مرد دو چهره – رضا بیک ایمانوردی

فردای با شکوه – صمد صباحی

غمها و شادیها – احمد صفائی

ببر مازندران – ساموئل خاچیکیان

گرد باد زندگی – نظام فاطمی

هفت دختر برای هفت پسر – محمد متوسلانی

من شوهر می خواهم – جواد قائم مقامی

دشت سرخ – حکمت آقا نیکیان

سه دیوانه – جلال مقدم

شکار شوهر – نصرت الله وحدت

بستر های جداگانه – ایرج قادری

بهرام شیر دل – امین امینی

عشق قارون – ابراهیم باقری

قوس قزح – اسماعیل پور سعید

پابرهنه ها – رحیم روشنیان

شاهراه زندگی – ایرج قادری

بیگناهی در شهر – منوچهر صادقپور

تحفه هند – فریدون ژورک

غروب بت پرستان – دکتر اسماعیل کوشان

چرخ بازیگر – مهدی امیر قاسم خانی

پنجه آهنین – مهدی میر صمد زاده

سلطان قلب ها – فردین

لوطی قرن بیستم – رضا صفائی

شعله های خشم – رضا صفائی

منهم گریه کردم – ساموئل خاچیکیان

سنگ صبور – عباس کسائی

دختر عشوه گر – فریدون ژورک

ماجرای شب ژانویه – نصرت الله وحدت

سکه دو رو – خسرو پرویزی

جام آسیا – هزیر داریوش

مرد صحرا – سیروس جراح زاده

مردانه بکش – مایلزدیم

تنگه اژدها – سیامک یاسمی

تونل – نادر قانع

دزد سیاهپوش – امیر شروان

چهار درویش – امین امینی

مرد حنجره طلائی – مهدی میثاقیه

هنگامه – ساموئل خاچیکیان

مرد روز – موسی افشار

ستاره هفت آسمون – حسین مدنی

آواره های تهران – عزیزالله بهادری

قدرت عشق – ماردوک الخاص و ربرت اکهارت

شوهر آهو خانم – داود ملاپور

آلونک – ماردوک الخاص

سر سخت – اسماعیل پور سعید

بر آسمان نوشته – سیامک یاسمی

یوسف و زلیخا – مهدی رئیس فیروز

ریکاردو – امین امینی

بیگانه بیا – مسعود کیمیائی

قمار باز – عباس کسائی

جاده تبهکاران – محمد زرین دست

بازی شانس – فاروق عجرمه

شب فرشتگان – فریدون گله

دلاور دوران – ابراهیم باقری

دنیای پوشالی – خسرو پرویزی

ازدواج ایرونی – احمد نجیب زاده

خشم کولی – اسماعیل ریاحی

دختر شاه پریان – شاپور قریب

جهنم سفید – ساموئل خاچیکیان

جنجال پول – پرویز خطیبی

سالار مردان – نظام فاطمی

پلی بسوی بهشت – محمد زرین دست

رودخانه وحشی – مهدی رئیس فیروز

چاکر شما کوچولو – رحیم روشنیان

خطا کاران – فاروق عجرمه

به امید دیدار – منوچهر صادقپور

فروردین سال 1348 خورشیدی سینمای ایران سازنده اولین فیلم ناطق خود را از دست میدهد . عبدالحسین سپنتا روی در نقاب خاک می کشد ، خیلی بی سر و صدا . نه کسی از او یاد می کند ونه سخنی و نه تجلیلی و نه بزرگداشتی از مردی که در زاده شدن سینمای ایران نقش ماما و زائورا داشت .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\trmr1448086829.jpg

عبدالحسین سپنتا

نیمه اول سال با سردی سپری میشود . فیلم های تکراری با مضامین یکنواخت و فعالیت برخی که هیچ شناختی راجع به فیلم و فیلمسازی ندارند . اسداله سلیمانی فر فیلم ستاره فروزان را میسازد که با شکست سختی مواجه میشود . رضا صفائی ، مکانیک خیابان امیر کبیر دیروز و کارگردان پر کار امروز 5 فیلم در این سال میسازد : پسران قارون ، جدائی ، عشق کولی ، تعطیلات داش اسمال ، و پاتو کفش من نکن . پرویز خطیبی فیلم بی سر و ته و پریشان تهران می رقصد را میسازد که با شکست مواجه میشود .

ساموئل خاچیکیان با ساختن فیلم نعره طوفان دست به خودکشی سینمائی میزند . سال 1348 سال افت کاری سینما گران دوره دوم سینمای ایران است . نصرت الله وحدت که از سکس به عنوان حربه نخست برای جلب مشتری سود می جوید با شکست فیلم یک دل و دو دلبر و توقیف فیلم تاکسی عشق ، تقریبا از دور خارج میشود . محمد زرین دست با ساختن فیلم شکوه قهرمان با شکست مادی سختی بر میخورد .عزیز رفیعی نیز با ساختن غول بیابونی تتمه اعتبارش را به باد میدهد . انگار با ته کشیدن تجربیات سینمائی سینما گران دوره دوم ( 1327 تا 1347 ) میدان برای سینما گران موج نو باز میشود .

از پائیز 1348 دوره سوم سینمای ایران آغاز میگردد .

دکتر هوشنگ کاووسی پس از یازده سال دوری از سینما فیلم خانه کنار دریا را میسازد . فیلم با ناکامی مواجه شده و ستاره سینما که مخالف سنتی کاووسی است در نقدی تند و غیر مسئولانه در قالب طنز به کاووسی می تازد .

مسعود کیمیائی قیصر را میسازد و سینمای جاهلی را با رنگ و بوی تازه به سینمای ایران پیشکش می کند . قیصر با مرگ آغاز شده و با مرگ پایان میگیرد . ایرانی هویت گم کرده به راحتی به دام مسعود کیمیائی گرفتار میشود . فرمان برادر بزرگ قیصر که به زیارت خانه خدا رفته و توبه کرده که دست به دشنه نبرد و بخاطر همین عدم بینش و درک نکردن حقایق و واقعیت های زمانه کشته میشود. از دید کیمیائی ، زمانه ، زمان نامردی هاست . زمانی است که اگر نزنی ، تو را میزنند . زمان ارزشهای پا در گریز است . زمانی است که سه دفعه اذان مغرب را بگن همه یادشون میره ما کی بودیم . سینمای کیمیائی سینمای دروغ بود . قیصر به راحتی دروغ میگوید . سینمای کیمیائی سینمای خرافه بود . قیصر ادعا می کند که آقا بخوابش آمده !!!! قیصر پروانه کشتار هزاران زن و دختر نوجوان را صادر کرد که به جوانی خندیده اند و پدر و برادران متعصب آنها این بیگناهان را بر اساس ناموس و غیرت و چاقوی اهدائی مسعود کیمیائی به هلاکت رسانده اند . کسی از خود نمی پرسد : چگونه مسعود کیمیائی که بی عدالتی های زمان شاه را می دید و علیه آن قمه می کشید ، در مدت چهل سال حکومت دستار بندان اشغالگر با این همه جنایت و دزدی و هتک ناموس صدایش در نمی آید ؟ محمود نامی در نقد فیلم قاتل اهلی کیمیائی چه خوب نوشته : چاقو دسته اش را نمی برد . مسعود کیمیائی بخشی از ساختار جمهوری اسلامی است . درست مثل محسن مخملباف ، ورزی ، میر باقری و مجیدی .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\گاو.jpg

 

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\200px-Gaav_movie_poster.jpg

فیلم گاو داریوش مهرجوئی بار نخست در جشن هنر شیراز به نمایش در می آید و گل می کند . دکتر کاووسی برای اولین بار یک فیلم فارسی را تحسین می کند . فریدون رهنما راجع به این فیلم میگوید : اهمیت فیلم بخاطر آنست که دور از راه و رسم فیلم های فارسی است .موضوع فیلم دور از عادت و سنت معمول در سینمای ایران است . کپی از فیلم خارجی نیست . اندیشه در آن به چشم می خورد نه معرکه گیری . دوائی در نقد خود می نویسد : گاو داریوش مهرجوئی راه انداختن سینمائی در سوای سینمای کاباره ای است . امیدواریم سرمایه گذاران سینمای ایران از گذاشتن مال در راه فیلم های غیر کاباره ای وحشت نداشته باشند .

گاو براساس داستان چهارم کتاب عزاداران بیل نوشته دکترغلامحسین ساعدی ساخته میشود .

برای فیلم گاو مهرجوئی به غیر از کاووسی و دوائی ، ابراهیم گلستان ، نجف دریا بندری ، هژیر داریوش و علی شعبانی مدیر انتشارات شعبانی که در لاله زار اقدام به چاپ تصنیف خوانندگان میکرد نقد نوشتند . ایرج پزشکزاد نویسنده کتاب دائی جان ناپلئون نیز برای گاو نقدی نوشته است . پزشکزاد می نویسد : در کار منتقدین سینمای ایران اگر دانائی مشهود بود ، صداقت و بیطرفی خیلی کم احساس میشد . آقای نجف دریا بندری فیلم قیصر را به اوج عزت رساند و آقای کاووسی آنرا به حضیض ذلت نشاند . آقای کاووسی گاو را در یک قدمی مرز فوق العاده دانست و منتقد دیگری آنرا فاقد ارزش دانست .این نوع اظهار نظر ها بشکلی که وجود دارد نه تنها سازنده نیست بلکه مخرب است . از دید پزشکزاد که فیلم های قیصر و گاو را نقد می کند ، قیصر را ایرانی شناسائی نمی کند . پزشکزاد باور دارد که قیصر بیشتر به ایتالیائی ها و سیسیلی ها شبیه است تا ایرانی . ایرانی ناموس پرست است . غیرتی است ولی نقشه کش و توطئه گر نیست که یک تن را بکشد ، بعد زندگی عادی داشته باشد ، به زیارت برود و بر گردد و دیگران را بکشد . اگر تمام پرونده های جنائی محاکم ایران را زیر و رو کنید ، مشابه پرونده قیصر را نمی یابید .

پزشکزاد در نقد فیلم گاو ، به نکاتی اشاره دارد که دیگران به آن نپرداخته بودند . پزشکزاد به استناد آمار گیری سال 1335 خورشیدی دولت به 58 هزار ده و آبادی اشاره می کند و می پرسد از میان این تعداد ده ، تنها یک ده را بمن نشان دهید که مثل ده مهرجوئی یک گاو داشته باشد . از محیط که بگذریم ، آدم های ده غلط هستند . مگر میشود که اهالی یک ده اینقدر بچگانه فکر کنند که باید گاو مرده را به چاه بیندازند تا مش حسن متوجه نشود ، بعد وقتی مش حسن به ده بر گشت ، مثل فیلم های وسترن که راهزنان به ده وارد میشوند و مردم به داخل خانه ها رفته و خود را پنهان می کنند ، برای دیدن مش حسن سرک بکشند . چرا منتقدین ما تنها دو رنگ سیاه و سفید را می بینند . نکند مابین این دو رنگ ، رنگ دیگری وجود ندارد .

وزارت فرهنگ و هنر نظر موافقی با گاو ندارد و آنرا پنهان نمی کند .گاو پس از دوسال به جشنواره فیلم ونیز فرستاده میشود . در شهریور 1350 نتیجه حضور گاو در جشنواره فوق العاده است . جیان کارلو ویگورلی منتقد سر شناس ایتالیائی در روزنامه کاترتینو تحت عنوان : کشف دوباره ایران می نویسد : گاو فیلمی است با یک استیل درخشان . گاو مهرجوئی علیرغم تصاویر و اکسیون های سوررئالیست بیشتر شبیه کارهای هومر است .سینمای مهرجوئی واقعی و سرشار از لمس های فلسفی است .

در خارج منتقدین و سینماگران مشهوری چون فلینی ، دسیکا و لو کینو ویسکونتی ، مهرجوئی را تحسین می کنند . در آن سال در فستیوال فیلم ونیز سه فیلم از آسیا نمایش داده شد : رقیب ساخته ساتیا چیت رای هندی ، دودسکادن ساخته اکیرا کوروساوا ژاپنی و گاو ساخته داریوش مهرجوئی که جایزه نصیب مهرجوئی گشت .

فیلم های سال 1348 سینمای ایران :

سه فراری – آرامائیس آقامالیان

پسران قارون – رضا صفائی

تکخال – فریدون ژورک

عدل الهی – تورکراینان اوغلو

عشق آفرین – احمد نجیب زاده

تهران می رقصد – پرویز خطیبی

قاتلین هم می گریند – عزیزالله بهادری

قهوه خانه قنبر – منوچهر صادقپور

گرفتار – محمود کوشان

نعره طوفان – ساموئل خاچیکیان

دو دل و یک دلبر – نصرت الله وحدت

قلب های طلائی – اسماعیل پور سعید

سوگند سکوت – ایرج قادری

شکوه قهرمان – محمد زرین دست

نسل شجاعان – دکتر اسماعیل کوشان

آخرین مبارزه – سیاوش شاکری

رابطه – ایرج قادری

پهلوان پهلوانان – ابراهیم باقری

جدائی – رضا صفائی

عشق کولی – رضا صفائی

دنیای پر امید – احمد شیرازی

روسپی – عباس شباویز

گناه ریبائی – سیروس جراح زاده

غول بیابونی – عزیز رفیعی

پاتو کفش من نکن – رضا صفائی

خانه کنار دریا – دکتر کاووسی

قصه دلها – حمید مجتهدی

ستاره فروزان – اسداله سلیمانی فر

مردان روزگار – مازیار پرتو

شهر آشوب – فریدون ژورک

قصر زرین – فردین

بابا کوهی – داود ملاپور

قیصر – مسعود کیمیائی

دنیای آبی – صابر رهبر

گربه را دم حجله می کشند – داود اسماعیلی

کاسب های محل – عباس دستمالچی

معجزه قلب ها – خسرو پرویزی

ضرب شست – موسی افشار

زن وحشی وحشی – عزیزاله بهادری

امشب دختری میمیرد – مصطفی عالمیان

جیب بر خوشگله – تور کراینان اوغلو

گربه کور – سردار ساکر

بهشت دور نیست – اسماعیل ریاحی

مالک دوزخ – امیر شروان

گاو – داریوش مهرجوئی

تعطیلات داش اسمال – رضا صفائی

سرود زندگی – مهدی رئیس فیروز

نعره گرگها – روبرت اکهارت

دنیای تاریک – داود ظفر اوغلو

بازی خطرناک – مهدی رئیس فیروز

ملعون – سید تانتاری

در سال 1349 خورشیدی با تکانی که دو فیلم گاو و قیصر در سال گذشته به سینمای ایران داده و لرزش آن در سال 49 هم چنان حس میشد ، 20 فیلم ساخته شده در این سال کارکردی بالای 700 هزار تومان داشتند که نشانه تحول و رونق اقتصادی سینمای ایران بود .

نوروز 49 را دکتر اسماعیل کوشان آغاز می کند . شیرین و فرهاد با شرکت هنرپیشه ترک جونیت آرکین ( فخرالدین ) که در اکران اول 900 هزار تومان فروش می کند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\shirin-farhad01.jpg

ایرج قادری ، فیلم سکه شانس را با حضور فردین و ملک مطیعی میسازد که با فروش 900 هزار تومان جزو فیلم های موفق تجاری سال 49 است .

سرهنگ محمد شب پره ، پدر شهرام شب پره خواننده پاپ ایران ، آخرین تلاشش را در سینمای ایران انجام داده و فیلم بابا کرم را به عنوان آخرین کارش عرضه می کند که با شکست کامل طرف میشود .

فیلم دور دنیا با جیب خالی خسرو پرویزی نزدیک به یک میلیون تومان فروش می کند .

مزخرف نویس سینمای ایران احمد نجیب زاده که مدتی است پا در کفش کارگردانی کرده با ساختن دو فیلم آینه زمان و جنجال عروسی نشان میدهد صفتی که بر او گذاشته ام ، دور از حقیقت و مغرضانه نیست .

در این سال فردی بنام کمال دانش ، در مقام فیلمنامه نویس و کارگردان سه فیلم عقاب طلائی ، مرد وحشی و مرد جنگلی را میسازد که تمامی آنها مبتذل ، سبک و بدون جاذبه هستند .

مهدی امیر قاسم خانی با ساختن قوزبالاقوز و حادثه جویان صلاح می بیند که با سینمای ایران خداحافظی کند .

در این سال فیلم دزد و پاسبان دکتر اسماعیل کوشان که فیلمنامه آنرا نصرت کریمی نوشته و در آن تقی ظهوری ایفا نقش می کند با فروش یک میلیون و دویست هزار تومان ، ششمین فیلم پر فروش این سال را رقم میزند .

تقی ظهوری به همراه علی اصغر گرمسیری و صادق بهرامی به مکه رفته و پس از مراجعت به ایران ، تقی ظهوری تصمیم می گیرد که دیگر فیلم بازی نکند . تقی ظهوری به عنوان هیز ترین و خانم بازترین چهره سینما مشهور عام و خاص بود .

تقی ظهوری در سال 1291 خورشیدی به دنیا آمد . او فارغ التحصیل دوره اول مدرسه هنر پیشگی بود . کار هنریش را از سال 1315 در تماشاخانه های لاله زار شروع کرد . اولین فیلم او واریته بهاری بود که در سال 1328 خورشیدی ساخته شد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\1. (1).jpg

وحدت – سیهلا – ظهوری

امیر شروان شکست سال قبل خود را با کپی کردن دو فیلم ترکی و هندی بنامهای آدم و حوا و قسمت جبران می کند . جالب اینجاست که این کارگردان حتی نام فیلم هندی را عوض نمی کند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\Kismat_1968.jpg

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\1797454_1426917590905776_3189250436990443102_n.jpg

منوچهر قاسمی بدون هیچگونه پیشینه سینما در این سال ظهور می کند و سه فیلم را در یک زمان میسازد ! ارادتمند شما عزرائیل ، بارگاه شیطان و جعفر و گلنار که بازسازی فیلم دختر لر سپنتا است . عرب زاده تهیه کننده خام و بی فکر که فریب این نوظهور را خورده بخاطر بدهی بالا به زندان می افتد .

در سال 1349 ، آرامائیس آقامالیان با ساختن یاقوت سه چشم به عنوان آخرین کار سینمائی اش با سینمای ایران خداحافظی می کند .او یاقوت سه چشم را با کپی و ادغام دو فیلم هندی جنجال یک عشق و دروغگوی بزرگ میسازد .

سعید مطلبی که قبلا فیلمنامه نویس بود در مقام کارگردانی فیلم کوچه مردها را میسازد . این فیلم آمیزه ای از فیلم مشهور راج کاپور ، سنگام و قیصر مسعود کیمیائی است ، که در اکران نخست 1.5 میلیون تومان فروش می کند .

رخداد مهم سال 1349 معرفی علی حاتمی است . کارگردان و فیلمسازی که محور کارش بر عرضه فولکلور و افسانه و سنت های ایرانی بنا نهاده شده . علی حاتمی با ساختن حسن کچل و چهل گیس می آید تا رنگ و بوی تازه ای به سینمای ایران بدهد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\th (3).jpg

حسن کچل در اکران نخست خود که در 15 سینمای تهران به نمایش گذاشته میشود 1.3 میلیون تومان فروش می کند . پس از موفقیت حسن کچل با شرکت پرویز صیاد ، حاتمی طوقی را میسازد . علی حاتمی به قصه ، به سنت و به قدیم علاقه دارد . از فیلم طوقی به عنوان پر فروش ترین فیلم سال 49 باید یاد کرد . 17 سینمای تهران این فیلم را نشان دادند و در اکران اول با فروش 1.7 میلیون تومان مواجه شدند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\toghi_poster.jpg

داریوش مهرجوئی پس از موفقیت فیلم گاو ، آقای هالو را میسازد .این فیلم در جشنواره فیلم سپاس ( 1350 خورشیدی ) برنده ی جوایز بهترین فیلم ، کارگردانی ، بازیگر زن اول فیلم ( خانم فخری خوروش ) بازیگر نقش دوم مرد ( عزت الله انتظامی ) و بهترین فیلمنامه ( علی نصیریان و داریوش مهرجوئی ) میشود .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\Haloo.jpg

مسعود کیمیائی با ساختن فیلم رضا موتوری در این سال ، موقعیتی مشابه داریوش مهرجوئی که فیلم آقای هالو را ساخته دارد ، اما به چنین توفیقی دست نمی یابد . رضا موتوری ، فیلمنامه ای ضعیف و غیر استوار دارد . این بار تعداد مخالفین کیمیائی بمراتب بیشترند . هوشنگ حسامی در روزنامه کیهان این فیلم را می کوبد و پرویز دوائی یک هفته بعد در مجله شپید و سیاه آنرا شاهکار سینمای ایران می نامد !! اینگونه بر خوردها تنها یک فکر را به ذهن می آورد : رفیق بازی با کارگردان و جنگ قلم بین دو منتقد فیلم . هوشنگ حسامی در نقد خود می نویسد : اجتماع امروز ما صاحب فرزندی حرامزاده است که از نتیجه تجاوز مظاهر سخیف فرهنگ غرب به بازارچه به وجود آمده است . این جمیز باند های امروز و کن مانیارد های دیروز و سیرانو های بی شمشیر و دون کیشوت های بی آسیاب ، کمتر مجال و عرصه تجلی پیدا می کنند . اوج جلوه آنها دو خط در یک خبر از حوادث شهری روزنامه هاست از زبان یک قالپاق دزد مفلوک که در اولین تلاش خود گیر افتاده و میگوید : من دزدی را از دیدن فیلم ها یاد گرفته ام .رضا موتوری یک جمیز باند مفلوک است . رضا موتوری نه در جلب منتقدان فیلم و نه تماشاگر توفیق لازم را ندارد .

جلال مقدم ، در این سال فیلم پنجره را به نمایش میگذارد . او با اینکارش خود را تسلیم سینمای تجاری ایران می کند . این فیلم جلال مقدم شباهت غریبی با فیلم جورج استیونس ، مکانی در آفتاب دارد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\Panjereh_poster_1.jpg

 

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\1951_A_Place_in_the_Sun.jpg

در این سال مرتضی و مصطفی اخوان صاحبان مولن روژ با کمپانی های پارامونت و کنتینانتال موفق به ساختن شبه هفت دلاور میشوند و نام قهرمانان بر فیلم خود میگذارند . در این فیلم الکه زومر ، استوارت ویتمن در کنار بهروز وثوقی ، آنوش ، همایون ، امیر جعفری به ایفای نقش می پردازند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\The_Invincible_Six.jpg

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\th (4).jpg

فیلم های سال 1349 سینمای ایران :

شیرین و فرهاد – دکتر اسماعیل کوشان

حسن کچل – علی حاتمی

شهر هرت – منوچهر صادقپور

سکه شانس – ایرج قادری

پسر زاینده رود – حسین مدنی

طلوع – برادران میناسیان

دور دنیا با جیب خالی – خسرو پرویزی

آینه زمان – احمد نجیب زاده

اجل معلق – نصرت الله وحدت

عقاب طلائی – کمال دانش

قصه شب یلدا – ساموئل خاچیکیان

قوز بالا قوز – مهدی امیر قاسم خانی

نامادری – عباس کسائی

آژیر خطر – میر صمد زاده

آفتاب مهتاب – حسین مدنی

تاکسی عشق – نصرت الله وحدت

علی بی غم – عباس کسائی

میوه گناه – محمود کوشان

فریاد انسانها – نادر قانع

آدم و حوا – امیر شروان

قسمت – امیر شروان

جمعه شیرین – بهرام ری پور

از یا رفته – محمد زرین دست

ارادتمند شما عزرائیل – منوچهر قاسمی

ساقی – جمشید شیبانی

چوب خدا- محمد سخن سنج

کمر بند زرین – پرویز خطیبی

جنجال عروسی – احمد نجیب زاده

جوانی هم عالمی دارد – عباس دستمالچی

یاقوت سه چشم – آرامائیس آقامالیان

خشم عقابها – ایرج قادری

آقای هالو – داریوش مهرجوئی

بارگاه شیطان – منو چهر قاسمی

رقاصه شهر – شاپور قریب

سوگلی – فریدون ژورک

رام کردن مرد وحشی – کمال دانش

لیلی و مجنون – سیامک یاسمی

طوقی – علی حاتمی

سفر پر ماجرا – داراب روح بخش

شهر گناه – محمد علی زرندی

رضا موتوری – مسعود کیمیائی

قهرمانان نمی میرند – سیروس جراح زاده

مردی از جنوب شهر – صابر رهبر

قهرمانان – ژان نگلسکو

دزد و پاسبان – محمود کوشان

جعفر و گلنار – منوچهر قاسمی

پنجره – جلال مقدم

زیبای جیب بر – رضا صفائی

مرید حق – نظام فاطمی

حسن فرفره – رضا صفائی

کوچه مردها – سعید مطلبی

پایان تاریکی – حسن شیروانی

دختر ظالم بلا – عزیزاله بهادری

شب اعدام – داود ملاپور

رسوائی – اسماعیل پور سعید

اسیر خشم – ممدوح

با مشاهده فیلم های سال 1349 و سکس بی پروا و خشونت موجود در فیلم ها ،به تصویب نامه هیت وزیران در سال 1347 که منع نمایش برای اعمال خلاف عفت و رذیلانه و تحریک علیه رژیم را خواهان بود باید خندید .

ادامه دارد

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »