به تارنمای فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای فرهنگستان جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این فرهنگستان دسترسی داشته باشید.
به فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

سینماتوگرافی – بخش چهاردم- دکتر روزبه آذربرزین

سینماتو گرافی در ایران

بخش چهاردهم

پژوهشی متفاوت در احوال سینما

پژوهشگر و راوی : دکتر روزبه آذربرزین

 

روزبه آذربرزین.jpg

سینمای جمهوری اسلامی در سال 1369خورشیدی :

جمهوری اسلامی و سینمای نامشروع آن از این سال بخدمت تروریست های عرب در آمده و دستمایه فیلم ساختن کارگردانهای تازی پرست آن لبنان و فلسطینی ها و مبارزه با اسرائیل میشود . موضع گیری و آتش افروزی علیه اسرائیل را اینک به سینما کشانده اند . آتش پنهان ساخته حبیب کاووش در این زمره از فیلم های تبلیغاتی و ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی است .

ابلیس فیلمی است که احمد رضا درویش می سازد و دستمایه کارگردان سقوط ارباس جمهوری اسلامی است که توسط ناو آمریکا در خلیج فارس سرنگون شد .( سال 2002 میلادی ) ، ارتباط این حادثه با مامور بخش کنترل فرودگاه ( خسرو شکیبائی ) و وصل کردن این مامور به سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی و تبعید خانواده او به خارج از کشور !!!!! و مرگ خانواده در ارباس مورد ذکر ، به اضافه اختلال روانی مامور بخش کنترل فرودگاه و خود کشی او حجم این فیلم را پر می کند . پس از سقوط ارباس جمهوری اسلامی و اظهار نظر کارشناسان ، محرز گردید که اشتباه ، یا قصد و عمدی بودن این حادثه از جمهوری اسلامی بوده و بی کفایتی و ندانم کاری و یا برنامه ریزی ماموران کنترل پرواز عامل مرگ مسافران ارباس بوده است .

هواپیمائی که توسط ناو آمریکا در خلیج فارس سقوط کرد

ابلهان جمهوری اسلامی ، هواپیمای جنگده اف 14 را در فرودگاه و ترمینال هواپیما های مسافربری قرار داده و ناو آمریکائی آنرا رصد می کند و زمانیکه هواپیمای مسافر بری به هشدار های ناو ترتیب اثر نمیدهد ، آنرا با موشک میزنند .

درست چند دقیقه قبل از زدن هواپیما قایقهای سپاه به یک ناوچه ی آمریکائی نزدیک شده بودند و یک پی – 3 هم در حوالی ناوچه پرواز میکرد . همانطوریکه اشاره کردم آمریکائی ها هواپیمای مسافر بری را با اف -14 که قبلا رد یابی کرده بودند اشتباه گرفتند . بعضی ها تفسیر شان این بود که ملایان جنایتکار برای مظلوم نمائی عمدا چنین کردند تا اذهان جهانی را منحرف کنند . در این حادثه 290 تن جان خود را از دست دادند .

جالب اینجاست که شماره پرواز این هواپیما در لیست فرودگاه هیچگاه ضبط نشده و بجای آن در لیست به شماره پرواز اف – 14 با کد 6700 اشاره شده است . چرا مسئولین جنایتکار جمهوری اسلامی هواپیمای جنگده را در ترمینال و باند هواپیما های مسافر بری قرار داده و نشانی از شماره پرواز این هواپیما در لیست وجود ندارد ، ظن بالا را قوی می کند . آمریکائی ها بابت این اشتباه ده ها میلیون دلار غرامت به بازماندگان این حادثه پرداختند .

شاپور قریب که در کارنامه فیلم سازیش رقاصه شهر ، بد نام ، خروس ، ممل آمریکائی ، بت شکن و…. کلی فیلم های جاهلی و کافه کاباره ای دارد در یک چرخش سد و هشتاد درجه ای ضمن کرنش برای ملایان فیلم بازگشت قهرمان را میسازد و از قوم میهن پرست کرد ، عوامل ضد انقلاب و باج گیر میسازد که با گروگانگیری به تحصیل پول می پردازند .

مجتبی راعی ، حسابدار که پس از فتنه ی خمینی به گروه تاتر سپاه پاسداران اصفهان پیوسته ، حسابداری را کنار میگذارد و وارد مجتمع دانشگاهی هنر میشود . نخستین فیلم او انسان و اسلحه ( 1367 ) بود و دومین فیلم او تابستان 58 است که او در این فیلم تبلیغاتی که حوزه سازمان تبلیغات اسلامی هزینه آن را پرداخته به دو فرد در جهاد سازندگی که به سیستان و بلو چستان رفته اند می پردازد . آن دو می خواهند با سخنرانی برای مردم دهات ، آنها را وادارند که از بین خود نماینده انتخاب کنند که خان مانع آن میشود !!! آنها هم مردم را علیه خان وادار به شورش می کنند .

تعقیب سایه ها فیلم دیگری از حوزه سازمان تبلیغات اسلامی است که کار ساخت آنرا علی شاه حاتمی انجام میدهد . این فیلم مربوط به بمب گذاریهای سازمان مجاهدین خلق در تهران است .

محمد ابراهیم سلطانی فر با ساخت فیلم توئی که نمی شناختمت . به سه داستان جداگانه راجع به جبهه و جنگ و رزمندگان سپاه و بسیج می پردازد . هزینه این فیلم تبلیغاتی توسط سیمای جمهوری اسلامی پرداخت میشود . اینک سینمای جمهوری اسلامی بطور کامل در دست رژیم ملایان است .

ساموئل خاچیکیان ، استاد دلهره و آلفرد هیچکاک ایران ، هنوز دلبسته سینمائی است که تمام عمر خود را صرف آن کرده است . او دریافته که اگر می خواهد در کنار معبود بماند باید به خفت آخوندی تن در دهد . چاووش فیلم دیگری از ساموئل خاچیکیان است که ماجرای پیر مردی بنام عمو هاشم را پیش می کشد که برای رفتن به مشهد و زیارت قبر رضای تازی گوزنی را شکار کند و به شر خر بفروشد تا هزینه سفر زیارتش تامین شود !!!

چشم شیشه ای نام فیلم دیگری از حوزه سازمان تبلیغات اسلامی است که حسین قاسمی جامی آنرا میسازد .

حسین قاسمی جامی ، متولد 1342 در تهران . آغاز فعالیت هنری با ساختن فیلم های سوپر 8 . با آغاز جنگ به عنوان یک بسیجی به جبهه رفت و در جنگ بود که مورد توجه روسای سازمان تبلیغات اسلامی قرار گرفته و دوربین 35 میلیمتری در اختیار او قرار دادند .

قاسم ، بسیجی عضو واحد تبلیغات راهی خط مقدم جبهه میشود و…. کار او فیلمبرداری از صحنه های جنگ است که با دیدن دشمن، دوربینش را کنار گذاشته ، تفنگ به دست میگیرد !!

حال با اطمینان میتوانم بنویسم که دور محسن مخلمباف علیرغم اینکه خیلی ها خواستند او را باد کنند و به عنوان یک روشنفکر بخورد مردم ما بدهند رسیده است . مخملباف متعلق به قشر اسلامی است که هیچگاه نمی تواند روشنفکر شود . او در پیله باور های مومیائی – مذهبی عقب مانده ترین دین جهان گرفتار است ، بنابراین توقع روشنفکری از او بیشتر به جوک میماند .مخملباف فیلم شب های زاینده رود را میسازد ، استاد دانشگاه فیلم او داد میزند : من نوشابه میخورم ، پس هستم !!!!! فیلم نه تنها در چارچوب آنچه فیلمساز ارائه داده فلسفی نیست بلکه مضحکه است . دکارت میگوید : من فکر می کنم ، پس هستم . مخملباف در شکل اسلامی آن میگوید : من پپسی میخورم ، پس هستم !!!! از دید مخملباف اندیشه و تفکر و درایت رمز هستی نیست . برای او وجود داشتن در دولا و راست شدن ، نوشابه خوردن و بلال به سق کشیدن است . مخملباف مثل تمام سینما گران سینمای نامشروع جمهوری اسلامی هیچ حرفی برای گفتن ندارد . او تنها اداء در می آورد که با آن میتواند از ابلهان بنیاد مستضعفان و سازمان تبلیغات اسلامی پول برای فیلم های بیمارش بگیرد .

عروس حلبچه ساخته ی حسن کار بخش با سرمایه گذاری مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ، از فیلم های ساخته شده سال 1369 سینمای جمهوری اسلامی است . فیلمی تبلیغاتی در راستای کوبیدن رژیم صدام حسین .

در پایان سال 69 ، ذهن بسته محسن مخملباف فیلم نوبت عاشقی را به سینمای جمهوری اسلامی عرضه و به مردم ما قالب می کند . مخملباف دزدی است که آثار سینما گران معروف جهان را بارها و بارها تماشا می کند و از هرکدام آنها تکه ای برداشته و با ذهن بیمار خودش آنرا اسلامیزه می کند . از دایره تنگ ذهنیت سنتی او هیچ چیز قابل ارزشی بیرون نمی آید . مخملباف مسلمان ، هیچگاه معاصر دنیا نبوده و نیست . او با قافله ی اسلام 1400 سال پیش حرکت می کند و هیچ شناختی راجع به دنیای امروز ندارد . او در دیروز یخ زده است . مخملباف را جمهوری اسلامی علم کرد تا ستون پنجمی در طبقه سینما گران موج نوئی داشته و کار آنها را علیرغم بی اعتباری ، ضایع تر کند . شب های زاینده رود فیلمی است بی مایه ، آشفته با یک شعار سطحی و شتابزده . پرداخت فیلم به راستی مایه شرمندگی است . تماشاچی با دیدن فیلم دنبال پیام میگردد، حتی دوساعت سرگرم شدن خود پیام است . خندیدن و فان داشتن پیام است . به راستی در فیلم های مخملباف چه پیامی نهفته است ؟تصور مخملباف از دنیائی که در آن زندگی می کند چیست ؟ چه مفهومی از انسان و اخلاق و ارزش های اجتماعی در فیلم هایش به چشم میخورد ؟ آنچه در فیلم های مخملباف به چشم میخورد جبر اندیشی اسلامی است که با تمام تلاش او ، از دید بیننده فیلم مخفی نمی ماند .

فیلم های 1369 سینمای جمهوری اسلامی :

آپارتمان شماره 13 : یدالله صمدی

آتش پنهان : حبیب کاووش

آخرین تلاش : سیامک اعتمادی

آوای دریا : رحمان رضائی

ابلیس : احمد رضا درویش

افسانه آه : تهمینه میلانی

بازگشت قهرمان : شاپور قریب

به خاطر همه چیز : رجب محمدین

پرده آخر : واروژ کریم مسیحی

تابستان 58 : مجتبی راعی

تعقیب سایه ها : علی شاه حاتمی

توئی که نمی شناختمت : محمد ابراهیم سلطانی فر

تیغ آفتاب : مجید جوانمرد

جستجو در جزیره : مهدی صباغ زاده

جنجال بزرگ : سیاوش شاکری

چاووش : ساموئل خاچیکیان

چشم شیشه ای : حسین قاسمی جامی

چون ابر در بهاران : سعید امیر سلیمانی

حکایت آن مرد خوشبخت : رضا حیدر نژاد

دخترک کنار مرداب : علی ژکان

در آرزوی ازدواج : اصغر هاشمی

در کوچه های عشق : خسرو سینائی

در مسلخ عشق : کمال تبریزی

دو فیلم با یک بلیت : داریوش فرهنگ

راز کوکب : کاظم معصومی

رنو تهران 29: سیامک شایقی

سایه خیال : حسین دلیر

سفر جادوئی : ابوالحسن داودی

سکوت : علی سجادی حسینی

شب بیست و نهم : حمید رخشانی

شب های زاینده رود : محسن مخملباف

شکار خاموش : کیو مرث پور احمد

شهر خاکستری : حسن هدایت

عروس : بهروز افخمی

عروس حلبچه : حسن کار بخش

عشق و مرگ : محمد رضا اعلامی

فرماندار : سید مرتضی مسائلی

علی و غول جنگل : مسعود رسام

کلنل : نور الدین یاد آور نیک روش

گالان : امیر قویدل

گروهبان : مسعود کیمیائی

گزل : محمد علی سجادی

مجنون : رسول ملاقلی

ملک خاتون : حسن محمد زاده

نقش عشق : شهریار پارسی پور

نوبت عاشقی : محسن مخملباف

همه یک ملت : حسین مختاری

سال 1370 خورشیدی

در مسخره ترین رژیم عالم که همه چیز آن با سفاهت مشتی ابله گره خورده است ، برنامه نوروزی سینما های تهران و شهرستانها اختصاص به مراسم مرگ و تشیع جنازه آخوند روح الله خمینی دارد . نکته قابل توجه کشیدن مردم مفت خور ایران به سالن سینما است که این تولید مزخرف را مجانی تماشا کنند . این فیلم با هزینه سازمان تبلیغات اسلامی و توسط جواد شمقدری سرهم شده است . نام فیلم را گذاشته اند : آفتاب و عشق !!!!!

با اینکه سیزده سال از فتنه ی خمینی گذشته ، ولی سینمای جمهوری اسلامی علاقه بسیاری به نشان دادن فساد و جنایت در رژیم شاه دارد . آقای بخشدار ، فیلمی است که خسرو معصومی آنرا ساخته و داستان زندگی یک خبرنگار است که تلاش می کند پرده از روی جنایات و اختلاس ماموران شاه بر دارد . ایکاش خسرو معصومی نیم نگاهی به امروز جمهوری اسلامی می انداخت تا معنی جنایت و اختلاس را بفهمد .

انفجار در اتاق عمل در زمره صد ها فیلم بی سر وته و هجوی است که بنیاد جانبازان و مستضعفان سرمایه آنرا داده و رحیم رحیمی پور آنرا کارگردانی کرده است . یک بسیجی مجروح را برای جراحی به اتاق عمل برده و بعد متوجه میشوند که یک بمب خوشه ای در بدن اوست و عمل نکرده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کارگردان سر سپرده رژیم ملایان ، مجید مجیدی سازنده فیلم محمد رسول الله . در بهار 1370 ، فیلم بدوک را برای به اکران در آمدن ،آماده می کند . قصه تلخ محرومان بلوچ که رژیم جمهوری اسلامی کوچکترین قدمی در راه رفاه آنها بر نمیدارد .

فیلم تبلیغاتی پرواز در نهایت ساخته ی محمد مهدی عسگر پور اختصاص به قهرمان سازی دو برادر بسیجی دارد که رامبو وار با نیروهای عراقی مبارزه می کنند . مهدی برادر کوچک اسیر میشود و محمد برادر بزرگتر او را نجات میدهد و ضمن اینکه زخمی شده ، از درمان گریخته و بار دیگر به جبهه بر میگردد .

عبدالله باکیده ( با فتنه ی خمینی و اشغال ایران توسط تازی پرستان دستار بند ، با اسم و اسم فامیل های عجیب و غریب و من در آوردی بسیاری مواجه شدیم که در زمان شاه فقید بگوشمان نخورده بود . نمونه آنرا میتوان در کارگردانهای سینمای جمهوری اسلامی بطور فراوان دید : شمقدری ، باکیده ، بیرنگ ، مسائلی ، رجب محمدین ، شورجه ، قاری زاده ، اسلاملو ، خامین ، خادم المله ، افشندی و….. ) با کپی داستان پرواز در نهایت ، فیلم پوتین را میسازد . در این فیلم بجای دو برادر ، چند بسیجی وجود دارند .

جهانگیر جهانگیری با ساختن فیلم تبعیدی ها به زندان برازجان در زمان شاه فقید اشاره دارد که تعدادی زندانی سیاسی پس از کودتای 28 مرداد 1332 به آنجا منتقل میشوند و رژیم شاه آنها با قاتلین هم بند می کند ، تا اینکه با راهنمائی یک زندانی سیاسی مسلمان بنام سید ، آنها موفق به فرار میشوند .

در فقر سوژه برای ساختن فیلم در جمهوری اسلامی ، خمره حرف اول و آخر را میزند . ابراهیم فروزش که این فیلم را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میسازد به ترک برداشتن خمره آب دبستانی در حاشیه کویر می پردازد که برای تعمیر آن بچه ها باید یک عدد تخم مرغ بیآورند . پشت سر معلم دبستان شایعه ای قوت میگیرد که معلم می خواهد تخم مرغ ها را بالا بکشد ! ولی او با زرده تخم مرغها نیم رو درست کرده و به بچه ها میدهد . خمره با سفیده تخم مرغ تعمیر نشده و بالاخره اهالی روستا تصمیم میگیرند تا یک خمره نو بخرند !!!!!!!

دادستان ساخته ی بزرگمهر رفیعا فیلمی است تخیلی از اقدام یک بازپرس دادگستری زمان شاه ( سال 1357)که سران یک شرکت معتبر آمریکائی را بجرم رشوه و پول شوئی دستگیر و به زندان انداخته است و گروهی از تکاوران آمریکائی که تجربه آزاد سازی چند خلبان آمریکائی را در هانوی ویتنام داشته اند می خواهند آنها رااز زندان جمهوری اسلامی آزاد کنند !!!!!! شانس آوردیم که بزرگمهر رفیعا فیلم هجوش را با عملیات طبس و آزادی گروگان های آمریکائی ارتباط نداد . بازپرس در زمان خمینی دادستان شده و با مراجعه به دیوان بین المللی لاهه ، آمریکا را محکوم کرده و غرامت سنگینی از آمریکائی ها میگیرد!!!!!

دلشدگان سیزدهمین فیلم سینمایی زنده‌یاد علی حاتمی است. او این فیلم را در سال ۱۳۷۰ کارگردانی کرد. از آنجا که داستان فیلم دربارهٔ موسیقی ایرانی است، سرشار از صحنه‌هایی است که به نوازندگی و فرهنگ اهالی موسیقی در دوران قاجار می‌پردازد. این صحنه‌ها با توانایی منحصربه‌فرد زنده‌یاد علی حاتمی در خلق فضاهای قدیمی همراه شده است. علی حاتمی این فیلم را به مناسبت هزاره باربد موسیقی دان توانای عهد ساسانی ساخته و آنرا به موسیقی دانهای ایرانی پیشکش کرده است .

در این فیلم بازیگرانی چون امین تارخ، اکبر عبدی، جلال مقدم، فرامرز صدیقی، سعید پور صمیمی، حمید جبلی، محمدعلی کشاورز، فتحعلی اویسی، جمشید هاشم‌پور، رقیه چهره‌آزاد، شهلا ریاحی، لیلا حاتمی و توران مهرزاد به ایفای نقش پرداخته‌اند.

در جو سینمای تبلیغاتی و فیلم های مبتذل جمهوری اسلامی که روح و روان را به سختی آزرده و می تراشد ، دلشدگان مرحمی است بر این زخم .

کارگردان گمنامی بنام حسین فردرو که نام فامیلش را باید در رده اسم های غریب جمهوری اسلامی گذاشت فیلمی به غایت مسخره با هزینه سیمای جمهوری اسلامی ، شبکه دوم میسازد بنام : دندان طلا . علی اکبر در سفر به شهر یک دست دندان مصنوعی تهیه کرده و به روستای خودش میبرد . اهالی پیر ده که هیچکدام دندان ندارند برای دزدیدن دندان مصنوعی او نقشه می کشند !!!! تا اینکه علی اکبر سه دانگ دندانش را به زینال نامی فروخته و بنا میشود یک روز او دندان را استفاده کرده و روز دیگر زینال !!!!! با بررسی چند ساله کارنامه ی فستیوالهای فیلم خارجی دنبال این فیلم گشتم ، شاید جایزه ای به آن تعلق گرفته باشد .

نکته قابل تاسف مربوط به جمشید مشایخی است که روزی در رده بازیگران طراز اول سینمای ایران بود و اینک باید نقش علی اکبر را بازی کند .

دندان طلا – یکی از احمقانه ترین فیلم های جمهوری اسلامی

کیانوش عیاری با برداشت از کتاب شاهزاده و گدا نوشته ی مارک تواین

فیلمنامه دو نیمه سیب را نوشته و نقش های آنرا به دو خواهر دوقلو به نام های لیلا و مریم مصدقی میدهد . یکی اعیان و دیگری گدا که در بهشت زهرا همدیگر را دیده و جایشان را با هم عوض می کنند !

زندگی و دیگر هیچ عباس کیارستمی دنباله فیلم خانه دوست کجاست که پس از وقوع زلزله رودبار پدر و پسری برای دانستن وضعیت بازیگران خردسالان فیلم خانه دوست کجاست ، راهی مناطق زلزله زده میشوند .

مهدی فخیم زاده بر اساس داستان آبکی پرویز نوری فیلم هجو ساده لوح را میسازد . رحمان شارلاتانی است که پول مردم را بالا کشیده و فرار می کند و به مسافر خانه دو دوست ، غلام و عبدالله میرود . رحمان بر اثر سکته قلبی میمیرد و صاحبان مسافر خانه از ترسشان فرار می کنند !!!!!! و پس از ده سال فرار و دربدری به آنها میگویند : رحمان سکته کرده و مرگ او طبیعی بوده است !!!!!!

بنیاد مستضعفان ، سازمان تبلیغات اسلامی ، سیمای جمهوری اسلامی شبکه های یک و دو ، بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی و…. را کم داشتیم که اداره عقیدتی سیاسی نیروی دریائی سپاه پاسداران هم به سلک تهیه کنندگان فیلم پیوست . با پول این سازمان عبدالجبار دلدار فیلم سهند دریا را میسازد .جالب اینجاست که این کارگردان هیچ سابقه کار و پیشینه هنری ندارد . فیلمبردار این اثر ، سید تقی رو سفید بوده و نقش اول فیلم را پسر 9 ساله کارگردان ، پرهام دلدار بازی می کند .

رسول صدر عاملی بر اساس یک داستان واقعی فیلم قربانی را میسازد . جوانی که با پدرش رابطه خوبی ندارد ، برای انتقام از او برادر ده ساله اش را که مورد توجه پدر است دزدیده و مورد اذیت و آزار قرار میدهد !!!! فیلم قربانی بیانگر سقوط اخلاقی همه جانبه در رژیم دستار بندان است . رژیمی که برای مردم ایران ارمغانی جز فساد ، خشونت ، دشمنی ، پاره شدن روابط انسانی و خانوادگی ، فقر و فلاکت و فحشا، دزدی و رشوه و اختلاس و بی آبروئی جهانی نیآورد .

برای شرکت دریک عروسی ، خانواده ای از شمال راهی تهران میشوند . در ابتدای فیلم هما روستا خطاب به دوربین و تماشاگران میگوید : ما به تهران نمیرسیم ، ما تمامی کشته میشویم . دیگر اقوام از خبر آگاه میشوند و مجلس عروسی تبدیل به عزا میشود . در این میان عروس و داماد فراموش میشوند !این فیلم در جشنواره فیلم فجر به عنوان بهترین فیلم سال شناخته میشود .

همواره در طول برگزاری دوره های جشنواره فیلم فجر، تفاوت فاحشی میان انتخاب داوران و انتخاب منتقدان وجود داشته است.

در دوره دهم (1370)، از ده بخش اصلی، داوران و منتقدان در چهار بخش به انتخاب یکسان رسیدند و در دو بخش انتخابهایشان خیلی به هم نزدیک بود.
قبل از آغاز جشنواره از حضور فیلم “بانو”ی مهرجویی جلوگیری شد و فیلم به مدت ده سال در محاق توفیف ماند. بازیهای عرت الله انتظامی، گوهر خیراندیش و بیتا فرهی، موسیقی ناصر چشم آذر، فیلمبرداری تورج منصوری و کارگردانی مهرجویی می توانستند از بخت های اصلی کسب سیمرغ باشند.

انتخابهای داوران و منتقدان:

بهترین فیلم:
داوران: نیاز (علیرضا داودنژاد)
منتقدان: مسافران

بهترین کارگردانی:
داوران: رخشان بنی اعتماد (نرگس)
منتقدان: بهرام بیضایی (مسافران)

بهترین فیلمنامه:
داوران: اصغر عبداللهی، حسن قلی زاده (خانه خلوت)
منتقدان: بهرام بیضایی (مسافران)

بهترین بازیگر نقش اول مرد:
داوران: فرامرز صدیقی (دادستان) – تقدیر: عزت الله انتظامی (خانه خلوت، ناصرالدین شاه اکتور سینما)
منتقدان: عزت الله انتظامی (ناصرالدین شاه اکتور سینما)

بهترین بازیگر نقش اول زن:
داوران: جمیله شیخی (مسافران) – تقدیر: فریماه فرجامی (نرگس)، ماهایا پطروسیان (دیگه چه خبر؟)
منتقدان: جمیله شیخی (مسافران)

بهترین فیلمبرداری:
داوران: مهرداد فخیمی (مسافران)
منتقدان: مهرداد فخیمی (مسافران)

بهترین تدوین:
داوران: محسن مخملباف، داود یوسفیان (ناصرالدین شاه اکتور سینما)
منتقدان: بهرام بیضایی (مسافران)

بهترین موسیقی متن:
داوران: محمدرضا علیقلی (نرگس) – تقدیر: مجید انتظامی (ناصرالدین شاه اکتور سینما)
منتقدان: مجید انتظامی (ناصرالدین شاه اکتور سینما)

بهترین بازیگر نقش دوم مرد:
داوران: مجید مظفری (مسافران)
منتقدان: مجید مظفری (مسافران)

بهترین بازیگر نقش دوم زن:
داوران: فاطمه معتمدآریا (مسافران)
منتقدان: فاطمه معتمدآریا (مسافران)

اسامی داوران بخش مسابقه سینمای ایران دهمین جشنواره فیلم فجر:
بهروز افخمی، خسرو سینایی، فرهاد صبا، رسول ملاقلی پور و پرویز مقدم

 

جمیله شیخی و بهرام بیضائی جایزه خود را از آخوند سید محمد خاتمی میگیرند .

ناصر الدین شاه آکتور سینما فیلم دیگری از محسن مخلمباف است که در پایان سال 1370 به نمایش در می آید .

این فیلم پرسر و صدا ترین فیلم در جشنواره دهم فجر بود . کسانیکه این فیلم را دیده اند به شباهت عجیب آن با فیلم زندگی و دیگر هیچ عباس کیارستمی پی میبرند . هر دو فیلم ، انرژی ظاهری خود را نه از درون خود ، بلکه از بیرون میگیرند .یکی از زلزله رودبار که هیچ ربطی به فیلم ندارد و این فیلم خانه دوست کجاست که بخش دوم خود را میسازد . ناصر الدین شاه آکتور سینما هم خود چیزی ندارد که ارائه دهد . فیلم دارای تدوینی عصبی و آشفته است که معلوم نیست هیت داوران جشنواره فجر به چه دلیلی جایزه بهترین مونتاژ را به محس مخلمباف و داود یوسفیان داده اند ؟ فیلم ادعا می کند که در ستایش از سینما است ، اما در واقع در ستایش فیلمساز است و نوعی نارسی پنهان که در تمام طول فیلم بچشم میخورد . نمایش کلیپ های قدیمی سینمای ایران در این فیلم چه معنائی میدهد ؟ محسن مخملباف می خواهد بگوید ، رضا موتوری و یا قیصر و یا لات جوانمرد فیلم های برتر سینمای ایران بوده و هستند ؟ در کار مخملباف هیچ منطقی وجود ندارد . چطور قیصر و سید فیلم گوزنها هم پالگی ناصر الدین شاه میشوند ؟ انتخاب این فیلم توسط هیت داوران جشنواره فجر ما را تنها به یک نتیجه میرساند : در جمهوری جهل اسلامی هم چیز و همه کس با هم مچ هستند و تفاوتی در آنها دیده نمی شود . به باور من این فیلم نه تنها نشانی از ستایش سینما در آن وجود ندارد ، بلکه توهینی است به سینمای دیروز ایران . این کار مخملباف را حتی در رده مونتاژ فیلم های قدیمی سینما نمی توان جا داد .

فیلم های 1370 سینمای جمهوریاسلامی :

آفتاب و عشق : جواد شمقدری

آقای بخشدار : صدر افشندی

آواز تهران : کامران قدکچیان

انفجار در اتاق عمل : رحیم رحیمی پور

اوینار : شهرام اسدی

بدوک : مجید مجیدی

بر خورد : سیروس الوند

بهترین بابای دنیا : داریوش فرهنگ

پرنده آهنین : سیروس تسلیمی

پرواز در نهایت : محمد مهدی عسگر پور

پوتین : عبدالله باکیده

تبعیدی ها : جهانگیر جهانگیری

جیب بر ها به بهشت نمی روند : ابوالحسن داودی

خانه خلوت : مهدی صباغ زاده

خمره : ابراهیم فروزش

دادستان : بزرگمهر رفیعا

دره شاپرک ها : فریال بهزاد

دلشدگان : علی حاتمی

دندان طلا : حسین فرد رو

دو نفر و نصفی : یدالله صمدی

دو نیمه سیب : کیانوش عیاری

دیگه چه خبر : تهمینه میلانی

رقص خاک : ابوالفضل جلیلی

زندگی و دیگر هیچ : عباس کیارستمی

ساده لوح : مهدی فخیم زاده

سالهای جوانی : هوشنگ درویش

سهند دریا : عبدالجبار دلدار

سیرک بزرگ : اکبر خواجوی

شتابزده : مهدی فخیم زاده

شقایق : مجید قاری زاده

شهر در دست بچه ها : محمد خادم المله

عشق من ، شهر من : علی قوی تن

عملیات کرکوک : جمال شورجه

قربانی : رسول صدر عاملی

قرق : احمد هاشمی

گربه آواز خوان : کامبوزیا پرتوی

گرگهای گرسنه : سیروس مقدم

مار : مجید جوانمرد

مخترع 2001 : امیر توسل

مدرسه پیر مرد ها : علی سجادی حسینی

مرغابی وحشی : مسعود کرامتی

مسافران : بهرام بیضائی

مسافران دره انار : یدالله نو عصری

موتو : محمد علی نظریان

ناصر الدین شاه آکتور سینما : محسن مخلمباف

نرگس : رخشان بنی اعتماد

نیاز : علیرضا داود نژاد

وصل نیکان : ابراهیم حاتمی کیا

هور در آتش : عزیزالله حمید نژاد

سال 1371

سال 1371 را با فقر سوژه به هنگام نوروز آغاز می کنیم . کیانوش عیاری با ساختن فیلم آبادانی ها ، دوساعت تماشاچی را دنبال پیدا کردن ماشین سرقت شده یک آبادانی مهاجر در تهران می کشد . اوج تراژدی فیلم زمانی است که عینک بچه صاحب ماشین هم در داخل اتو موبیل بوده است !!!!

آتش در خرمن فیلمی است ساخته ی سعید حاج میری که در آن به سر سپردگی بعضی ایرانی ها ی زمان شاه فقید نسبت به دشمن اشاره دارد . طالب ارباب ده مالکیه در ضدیت با رژیم ملایان ، راه ورود ارتش عراق را به داخل روستا هموار می کند . در سینمای جمهوری اسلامی تمام گزینه ها برای کوبیدن رژیم شاه مورد استفاده قرار میگیرد . ایکاش اظهار نظر مسئولین رژیم آخوندی بگوش سعید حاج میری رسیده بود که گفته اند : سوریه و دمشق برای ما مهمتر از آبادان است !!!!

نوبت تعزیه گردان سینمای جمهوری اسلامی ابراهیم حاتمی کیا میرسد تا فیلم هجو از کرخه تا راین را بسازد . یک مجروح شیمیائی ( علی دهکردی ) برای معالجه به آلمان اعزام میشود که خواهرش ( هما روستا ) با شوهر خواهر آلمانیش ( هانس نویمن ) سالهاست که در آلمان زندگی می کنند . برای لحظه دیدار نخست خواهر و برادر ، یک مرد را لباس زنانه پوشانده و با لانگ شات از او و علی دهکردی فیلم میگیرند ! تمام صحنه های فیلم از شعار های تو خالی پر است . کنار رودخانه ، وقتی علی با فارسی خل دست با خدا حرف میزند ، یک آلمانی مست و پاتیل بطری مشروبش را به رودخانه انداخته و به نماز می ایستد !!!!!!!!!!!

باز باران با هزینه سیمای جمهوری اسلامی و کارگردانی محسن محسنی نسب فیلمی است که به مسئله و مشکلات جنگ و بی برنامه گی مسئولین

رژیم می پردازد . علی در جنگ کشته میشود . صبا همسرش با امیر برادر علی ازدواج می کند و پس از مدتی علی به خانه بر میگردد !!!!!!

در زمان شاه فقید ، کسی حق کبوتر بازی در اطراف فرودگاه ها نداشت . این کار بخاطر خطری بود که هواپیما ها را تهدید میکرد . با روی کار آمدن ملایان هر کار درستی که انجام شده بود در ضدیت با رژیم شاه نادیده گرفته میشد . فیلم پرواز در پرواز نیز که توسط عبدالرحیم شرفی فریمانی و با هزینه اداره عقیدتی سیاسی نیروی هوائی ساخته شده بود بخاطر هشدار به دستار بندان بود که قانون منع کبوتر بازی را بار دیگر به اجراء بگذارند .

مسعود کیمیائی با ساختن فیلم رد پای گرگ ، به داستان دو دوست قدیمی صاق و رضا می پردازد که گذشته جالبی در زمان شاه نداشته اند . حال که بیست سال از انقلاب گذشته و رضا برای خودش کاره ای شده ، صادق او را برای عروسی پسرش به تهران دعوت کرده تا اورا بکشد تا راز بیست سال گذشته فاش نشود !

داریوش مهرجوئی نیز در رقابت با همتای موج نوئی خود مسعود کیمیائی فیلم سارا را میسازد . حسام برای درمان بیماری اش باید بخارج برود و سارا همسر او با قرض هزینه سفر اورا تامین می کند !! و به شوهرش میگوید : ارثیه پدری است ! سارا با کار شبانه روزی سعی بر دادن قرض خود دارد . کار سخت سارا و خستگی او از چشم همسرش سردی و بی مهری تلقی شده و حسام ، همسرش را از خانه بیرون می کند !!!

با تماشای دو فیلم رد پای گرگ و سارا تاسف عمیقی سراپای وجود ما را میگیرد و از خود سئوال می کنیم : اینها برترین های سینمای دیروز ما بودند که با سم پراکنی ملتی را بخاک سیاه نشاندند ؟

عیالوار ساخته پرویز صبری کپی ناشیانه و هجو فیلم تنها در خانه آمریکائی است .

 

جالب اینجاست که کلیه سکانس های فیلم آمریکائی در این فیلم وطنی با تکنیک و بازی بسیار ضعیف بازسازی شده است .

هنرپیشه نام فیلم دیگری از محسن مخلمباف است که در پایان سال 71 اکران می یابد . راجع به مخملباف در این پژوهش تاریخی سخن بسیار گفته ام . این فیلمساز تصورش از سینمای ملی و بومی ما درست تصور آن خام اندیشانی بود که فکر میکردند با رفتن شاه ، ایران زیر سلطه نعلین بهشت میشود و دیدیم که چه جهنمی از آب در آمد . مخملباف نیز با وهم اینکه فرشته نجات سینمای بومی ما است پا بمیدان گذاشت و خود را صالح ترین مصلح اجتماعی جا زد . موقعیت کسب شده از سوی دستار بندان مغز فندقی به او اجازه داد تا در تمام مقوله هائی که حتی یک سطر راجع به آنها دانش و آگاهی ندارد ، خودش را نخود هر آش کند . به باور من هیچ تفاوتی در کار های مخملباف دیده نمی شود .این تشابه را از توبه نصوح تا هنرپیشه می بینید . احساس به مخملباف دست داده است ، گوئی که او کاشف سینما است . گوئی او در جایگاه برادران لو میر ایستاده است . آشفتگی در تمام فیلم های مخملباف دیده میشود که حکایت از ذهن بیمار او دارد . مخملباف در سینمای جمهوری اسلامی بمثابه یک چشمی در شهر کوران است . مخملباف بدون آگاهی از هنر سینما ، فیلم میسازد و چون تفکر و دیدی در جامعه ی او وجود ندارد ، ساخته هایش را کسانی بها میدهند که در رده ی خود او و یا عقب مانده ترند . مخملباف در تمام طول این سالها دری ساخته است که چار چوب ندارد . او تراوش های مغز بیمارش را نو آوری میداند و لایق فیلم شدن . صحنه های فیلم او مملو از خرافات است . مکث بر روی ادرار کودک چه جایگاهی میتواند در داستان و فیلمنامه های او داشته باشد ؟ شخصیت آشفته ی هنرپیشه ( اکبر عبدی ) به سبب کژاندیشی های کارگردان مرا بیاد فیلم هامون داریوش مهرجوئی می اندازد . آشفتگی های روحی یک روشنفکر که بنا بود نماینده ی روشنفکران امروز جهان سوم باشد که حتی کوچکترین حق و حقوق همسرش را ندیده میگیرد . وقتی می نویسم که ایرانی در سینمای بیمار و نامشروع جمهوری اسلامی گرفتار است ، برخی ها ناراحت شده و این برداشت مرا بی لطفی و بی مهری به هنر هفتم در میهنم میدانند .

آخرین فیلم به نمایش در آمده در سال 1371 ، ساخته ی مسعود جعفری جوزانی بنام یک مرد یک خرس میباشد . سوژه فیلم چند دهه است که دیگر وجود خارجی ندارد و سالهای درازی است که حتی از ذهن پا به سن گذاشته ها پاک شده است . آوردن خرس به پایتخت و نمایش با آن . لم لعلی ( از اسم های من در آوردی در جمهوری اسلامی ) با خرسش به شرق تهران آمده و با رقصاندن خرس می خواهد غم مردم فقیر و گرسنه محل را بزداید !!!! کمالی فرد مرفه و صاحب تنها خانه ی نو ساز محله فقیر نشین که معلوم نیست چرا در آن محل زندگی می کند ، علم مخالفت را با لم لعلی و خرسش بر میدارد . مامورین لم لعلی و خرسش را دستگیر کرده که با شورش اهالی محل او را آزاد می کنند !!

در چند جمله باید این سال را به پایان برد : سینمای جمهوری اسلامی را تنها در جهل ، خرافه و تبلیغ برای هیچ خلاصه کرد .

فیلم های سینمای جمهوری اسلامی در سال 1371 :

آبادانی ها : کیانوش عیاری

آتش در خرمن : سعید حاجی میری

آذر خش : احمد رضا درویش

آلما : اکبر صادقی

آهوی وحشی : حمید خیرالدین

اتل متل توتوله : محمد جعفری

از بلور خون : جمشید عندلیبی

از کرخه تا راین : ابراهیم حاتمی کیا

افسانه مه پلنگ : محمد علی سجادی

افعی : محمد رضا اعلامی

ایلیا نقاش جوان : ابوالحسن داودی

بازباران : محسن محسنی نسب

بازی بزرگان : کامبوزیا پرتوی

بر بال فرشتگان : جواد شمقدری

بندر مه آلود : امیر قویدل

بیا با من : مهدی ودادی

پرواز را بخاطر بسپار : حمید رخشانی

پرواز در پزواز : عبدالرحیم شرفی فریمانی

تماس شیطانی : حسن قلی زاده

جدال بزرگ : علی اصغر شادروان

چشمهایم برای تو : خسرو شجاعی

چکمه : محمد علی طالبی

چهار شنبه عزیز : حمید تمجیدی

حسنک : زهرا مهستی بدیعی

حمله خرچنگ ها : پرویز تائیدی

خانواده کوچک ما : شاپور قریب

خسوف : رسول ملاقلی پور

خون بس : ناصر غلامرضائی

دایان باخ : فرهاد پور اعظم

دلاوران کوچه دلگشا : حسن هدایت

دو همسفر : اصغر هاشمی

دیدار در استانبول : افشین شرکت

رابطه پنهانی : جهانگیر جهانگیری

راز چشمه سرخ : سید علی سجادی حسینی

راز خنجر : محمد حسین حقیقی

راه و بیراه : سیامک شایقی

رد پای گرگ : مسعود کیمیائی

سارا : داریوش مهرجوئی

سایه های هجوم : احمد امینی

شرم : کیومرث پور احمد

شکوه بازگشت : سیروس مقدم

صبح روز بعد : کیومرث پور احمد

صلیب طلائی : عبدالله باکیده

طعمه : فرامرز صدیقی

عیالوار : پرویز صبری

قافله : مجید جوانمرد

گل ها و گلوله ها : ناصر مهدی پور

گریز : ناصر مهدی پور

لبه تیغ : جمال شورجه

ماموریت آقای شادی : محمد رضا زهتابی

ماه عسل : حجت الله سیفی

مرد ناتمام : محرم زینال زاده

مردی در آئینه : ساموئل خاچیکیان

مریم و می تیل : فتحعلی اویسی

مستاجر : رحیم رحیمی پور

کهاجران : مهدی صباغزاده

نصف جهان : مرتضی شاملی

هنر پیشه : محسن مخملباف

یکبار برای همیشه : سیروس الوند

یک مرد یک خرس : مسعود جعفری جوزانی

ادامه دارد

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »