سینماتوگرافی در ایران – بخش بیستم- دکتر روزبه آذربرزین

سینماتوگرافی در ایران

بخش بیستم

پژوهشی متفاوت در احوال سینما

پژوهشگر و راوی : دکتر روزبه آذربرزین

روزبه آذربرزین.jpg

این بخش از پژوهش را به صاحبان اصلی سینمای میهنم : آرامائیس آقامالیان ، موسی افشار ، امین امینی ،محسن آراسته ، آرام ، آرمان ، علی آزاد ، نوذر آزادی ، آنوش ، تاجی احمدی ، مرتضی احمدی ، ارحام صدر ، داریوش اسد زاده ، آربی اوانسیان ، اوانس اوگانیانس ، اردشیر ایرانی ، عزت الله انتظامی ، حسین امیر فضلی ، ایرن ، ایلوش ، صادق بهرامی ، بهرام بیضائی ، رضا بیک ایمانوردی ،عنایت بخشی ، پوری بنائی ، عبداله بوتیمار ، هوشنگ بهشتی ، غلامحسین بهمنیار ، پرخیده ، عزیزاله پیشوائیان ، جلال پیشوائیان ، علی تابش ، جواد تقدسی ، مازیار پرتو ،فخری خوروش ، رقیه چهره آزاد ، رفیع حالتی ، آذر حکمت شعار ، فریبا خاتمی ، ایران دفتری ، دلیله نمازی ، مهین دیهیم ، منصور سپهر نیا ، خسرو پرویزی ، جعفر پناهی ، محمد علی جعفری ، ابوالقاسم جنتی عطائی ، علی حاتمی ، ساموئل خاچیکیان ، پرویز خطیبی ، هژیر داریوش ، فرزان دلجو ، ابوالقاسم رضائی ، شکراله رفیعی ، عزیزاله رفیعی ، صابر رهبر ، اسماعیل ریاحی ، بهرام ری پور ، مهدی رئیس فیروز ،گرشا رئوفی ، محمد زرین دست ، ژاله علو ، حسن رضیانی ، ایرج رستمی ، داود رشیدی ، رحیم روشنیان ، فریدون ژورک ، عبدالحسین سپنتا ، حمید سمندریان ،فرخ ساجدی ، سارنگ ، سپیده ، غلامرضا سرکوب ، سهیلا، مینو شفیع ، رضا شفیع ، عباس شباویز ، امیر شروان ، شهلا ریاحی ،شهین ، سهراب شهید ثالث ، جمشید شیبانی ، احمد شیرازی ، کامران شیر دل ،آذر شیوا ، ایرج صادقپور ، احمد صفائی ، پرویز صیاد ، مصطفی عالمیان ، مرتضی عقیلی ، محمد رضا فاضلی ، نظام فاطمی ، محمد علی فردین ،جهانگیر فروهر ، محسن فرید ، معز الدین فکری ، ایرج قادری ، جواد قائم مقامی ، کامران قدکچیان ، شاپور قریب ، شورانگیز طباطبائی ، ، پرویز کاردان ، امیر هوشنگ کاووسی ،محمد علی کشاورز ، محمد تقی کهنموئی ، نصرت اله کریمی ، دکتر اسماعیل کوشان ، عباس کیار ستمی ، پرویز کیمیاوی ، ابراهیم گلستان ،نعمت اله گرجی ، حسین گیل ، فریدون گله ،گوگوش ، تقی ظهوری ، محمد متوسلانی ، امیر مجاهد ، نصرت اله محتشم ، علی محزون ، مجید محسنی ، جمشید مشایخی ، تقی مختار ، حسین مدنی ، عزت اله مقبلی ، جلال مقدم ، ناصر ملک مطیعی ، امان اله منطقی ، مهدی میثاقیه ، داریوش مهرجوئی ،مرجان ، عباس مصدق ، بهمن مفید ، عزت الله مقبلی ، محسن مهدوی ، جمشید مهرداد ، سید علی میری ، رضا میر لوحی ،نادره ، فریده نصیری ، علی نصیریان ، نیلوفر ، امیر نادری ، غلامحسین نقشینه ، منوچهر نوذری ، منوچهر وثوق ، سعید نیوندی ، جعفر والی ، نصرت الله وحدت ،بهروز وثوقی ، زکریا هاشمی ،اکبر هاشمی ، محمد علی همایون ،یدی ، اسداله یکتا ، خسرو هریتاش و سیامک یاسمی پیشکش می کنم .

سال 1386 خورشیدی و سینمای نامشروع جمهوری اسلامی . سالی که سینمای جمهوری اسلامی رکورد فیلم های خرافی و ابلهانه را می شکند .

آتش سبز ، ساخته ی محمد رضا اصلانی ، فیلم هجوی است که حکایت از سرنوشت دختری بنام نار دانه ( مهتاب کرامتی ) دارد که در کودکی ناف او را برای یک مرد مرده !!!! بریده اند .

آتشکار ، نام فیلمی با شرکت حمید فرخ نژاد و به کارگردانی محسن امیر یوسفی است که در آن حمید فرخ نژاد با روح پدرش درگیری دارد !!!!!

آن مرد آمد ، نام فیلمی است از حمید بهمنی که در آن یک جانباز جنگ به دنبال علت نجات خودش در جنگی است که تمام همقطارانش در آن کشته شده اند !!!!!!! پس از جنگ جهانی دوم ، دولت های اروپائی و ژاپن دست به دامان روانشناسان و روان کاوان و متخصصین جامعه شناسی شدند تا آثار شوم جنگ را از ذهن بازماندگان پاک کنند و چه دردا که آخوند مرده خور و مشتی عقب مانده دوربین به دست در زنده نگهداشتن آثار مخرب جنگ با هم در رقابت هستند . در این زمره فیلم آخرین نقش ساخته ی رضا ضیائی دوستان هم قرار دارد .

فیلم احضار شدگان به کارگردانی آرش معیریان و قلم زنی پریشان مغزی بنام حجت قاسم زاده نیز فیلم هجو و غرق اوهام و خرافه ای است که حکایت از دو برادر دارد که یکی از آنها گرفتار توهم میشود و تمام افراد خانواده برادرش را می کشد و پس از دستگیری توسط پلیس ، متوجه میشود که تمام افراد خانواده زنده اند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حال او مثل نویسنده و کارگردان فیلم مشکل روحی دارد ، چگونه افراد پلیس او را بجرم قتلهای متعدد دستگیر می کنند !!!

فیلم خرافی و ابلهانه استشهادی برای خدا ، ساخته علیرضا امینی نیز بر گفته ما مهر تائید میزند : فتحی سوزن بان قطار وقتی مرگش را پیش بینی می کند !!! به روستا رفته و از اهالی روستا استشهادی مبنی بر اینکه آدم خوبی بوده تهیه که شب اول قبر به نکیر و منکر ارائه دهد !!!

نام فیلم بیان کننده هجو تفکر و محتوی فیلمی است که شهرام مکری بنام : اشکان ، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر !!!!! ساخته است . دو دست برای سرقت از یک جواهر فروشی دنبال دزد سومی هستند که با آنها همکاری کند !!!!!!!

در نظامی که بخاطر چپاول دولتمردان و اختلاس و یغماگری آخوند ها و آقا زاده های آنها ، نیمی از مردم ما به زیر خط فقر رفته و گور خواب شده اند ، معلوم نیست که ساختن فیلم بی محتوای : بی پولی ، چه معنائی دارد ؟ این فیلم توسط حمید نعمت الله ساخته شده است .

در میان ده ها فیلم بی ارزش این سال ، به ساخته ی محمد نوری زاد بنام پرچم های قلعه کاوه بر میخوریم که چگونه تیغ سانسور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از کنار آن رد شده است . داستان ایستادگی ایرانیان در مقابل سپاه مغول ، دستمایه محمد نوری زاد ، منتقد امروز جمهوری اسلامی و شخص آخوند دون پایه سید علی خامنه ای است .

فیلم تک درخت ها ، ساخته ی سعید ابراهیمی فر ، آن چنان بی مایه است که تعجب همگان را نسبت به هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده سر شناس ایرانی بر می انگیزد . روشن ، شاعر پیری است که وقتی میمیرد ، بچه هایش تلاش می کنند که او را هنرمند شناسانده تا جسدش را در قطعه هنرمندان دفن کنند !!!!!!!!! و در این راه موفق نمی شوند !!

تنها دوبار زندگی می کنیم ، ساخته ی بهنام بهزادی نیز در رده فیلم های هجوی است که در سال 1386 بر پرده سینما نقش بست . سیامک راننده مینی بوس که میداند یک هفته دیگر میمیرد !!!!!!! می خواهد کار هائی را انجام دهد که آرزویش را داشته !!

محمد حسین لطیفی در رقابت با سریالهای ترکی ، فیلم توفیق اجباری را با شرکت محمد رضا گلزار ، باران کوثری ، رضا عطاران میسازد . در این فیلم تمامی افراد با هم رابطه ای مشابه سریالهای ترکی دارند .

در راستای حمایت از تروریست های عرب و حزب الله لبنان که در راس خواسته های رژیم دستار بندان تازی پرست اشغالگر است ، سر سپرده ملایان عباس رافعی فیلم تولدی دیگر را میسازد که مربوط به زندگی یک ملوان لبنانی است که جهت در آمد بیشتر به افریقا رفته و بعد متوجه میشود که همسرش در جریان حمله اسرائیلی ها گم شده ، از این روی به لبنان برگشته و دنبال زن مفقود شده اش میگردد !!

در دنباله فیلمسازی خرافی به منظور غرق کردن مردم ایران در دریای خرافات که تز اصلی رژیم جمهوری اسلامی است ، فرزاد موتمن فیلم جعبه موسیقی را میسازد که ماجرای کودکی است که با فرشته ها ارتباط بر قرار می کند .

چراغی در مه ساخته ی پناه بر خدا رضائی که نام اول این کارگردان را برای بار نخست می شنوم که چگونه با آمدن جمهوری اسلامی با دنیائی از نام ها و نام فامیل های بیگانه و من در آوردی مواجه شدیم ، فیلمی بی محتوا و خسته کننده ارائه میدهد ، داستان رعنا دختری است که شوهرش را در جنگ از دست داده و همچنان به کوچه نگاه می کند ، شاید همسرش بر گردد . شغل او در نظامی که دم از انرژی هسته ای میزند چراغسازی است !!! رحمت دوچرخه سواری است که برای تعمیر فانوسش !!!!! به رعنا مراجعه می کند . با دیدن این نوار متحرک گفته کسانیکه میگویند : جمهوری اسلامی ، کشور را به چند سده پیش برده تحقق می یابد .

فرج الله سلحشوری یکبار دیگر با ساختن فیلم حضرت یوسف ، عناد خود را با فرهنگ ایرانی و سر سپردگی به فرهنگ تازیان نشان میدهد . فیلمی با شرکت کتایون ریاحی ، جعفر دهقان و پروانه معصومی .

در این بخش سری به یکی از نشست های آخوند سید علی خامنه ای با هنرمندان سر سپرده سینمای جمهوری اسلامی میزنم تا خواننده این نوشتار بیشتر با هدف شوم سران نظام و مزدوران آنها آشنا شوند .

آخوند خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز در ديدار رئيس سازمان صدا و سيما و جمعی از كارگردانان، نويسندگان، هنرمندان و دست اندركاران مجموعه های نمايشي صدا و سيما، جايگاه رسانه اسلامی و بخصوص بخش «هنرهای نمايشی و فيلم و سريال» را، مهم‌تر از هر زمان ديگر دانستند و با تشكر صميمانه از تلاشهای ارزنده مديران و هنرمندان رسانه اسلامی در اين زمينه افزودند: با استفاده از امكانات سخت افزاری و نرم افزاری از جمله تاريخ و فرهنگ جذاب و پر فراز و نشيب اسلامی، می توان فاصله زياد وضع موجود با وضع مطلوب را كاهش داد و پر كرد.

word-image-29.jpeg

word-image-30.jpeg

خانم پروانه معصومی نفر اول سمت راست تصویر در حضور آخوند خامنه ای .

خانم پروانه معصومی هنر پیشه رژِیم پهلوی و رژیم آخوندی

رهبر انقلاب اسلامی، هنرهای نمايشی را در «نگاه راهبردی به نقش رسانه در عرصه فرهنگ‌سازی اسلامی »، بسيار تأثيرگذار خواندند و افزودند: واقعيات نشان می دهد كه صدا و سيما و بويژه بخش هنرهای نمايشی، نقش بسيار مهمی در حال و آينده كشور برعهده دارند.
ايشان رسانه اسلامی را، مركز هدايت فكری جامعه برشمردند و با اشاره به تعبير حضرت امام خمينی درباره صدا و سيما افزودند: اين دانشگاه بزرگ اسلامی بايد همچون قله‌ای عظيم و سرچشمه ای هميشه جوشان، زلالِ معارف الهي – انساني – اجتماعي – فرهنگي و سياسي را در زندگي مردم جاری سازد كه اين جايگاه بسيار مهم، تكاليفی اساسی را در مقابل مسئولان، دست اندركاران و همكاران هنرمند صدا و سيما قرار داده است
رهبر انقلاب اسلامی، استفاده دشمنان ملت ايران را از هنرهای نمايشي برای تأثيرگذاری در افكار عمومی، نشانه ای از ظرفيت عظيم اينگونه هنرها دانستند و خاطرنشان كردند: ملت بزرگ، زنده و هدفمند ايران اسلامی، داراي پيامهای ناب و سعادت آفرينی !!!! است و از اين لحاظ نيز بايد حقيقتاً در اعتلای هنرهای نمايشی اهتمام ورزيد و در اين زمينه سرمايه گذاری مادی و معنوی كرد.
ايشان، با اشاره به سخنان برخي هنرمندان در اين ديدار درباره دغدغه های روحی و روانی در ساخت آثار هنری و نيز مشكلات ناشي از پرداختن به برخي انتقادات افزودند: روح هنرمند، لطيف و ظريف است اما هنرمندان در اين زمينه حساسيت زيادی نشان ندهند و با اعتماد به نفس به كار بسيار مهم خود بپردازند.

آخوند خامنه ای، عبور از خط قرمزهای اخلاقی، دينی و فرهنگی را دارای ضررهای فراوان خواند و خاطرنشان كرد: در برخی سريال‌ها، نيازی به طرح اينگونه موارد ، اصولاً وجود ندارد و به هر حال مسائلی كه شرع مقدس لازم دانسته است، در توليدات هنری كاملا رعايت شود
ايشان، ترويج ارتباط غلط زن و مرد را از جمله مسائل كاملاً غيرلازم برشمردند و در تشريح مفهوم صحيح انتقاد به عنوان يك عنصر ضروری افزودند: به موازات طرح نقاط منفی و تاريك جامعه، بايد با طرح نقاط مثبت و ترسيم مبارزه شخصيتها و قهرمان‌های سريال با زشتی ها و پليدی ها، به گونه‌اي عمل كرد كه در نهايت ،آن نقاط منفی ،طرد و مغلوب شوند چرا كه در غير اين صورت، طرح نقاط منفی، عملاً به نق‌زدن‌های مكرر و سياه نمايی تبديل مي شود و در جامعه ياس و نوميدی ترويج مي كند. آنچه آخوند خامنه ای میگوید صرفا در راستای مشتی شعار گمراه کننده و کلیشه ای بیش نیست . این آخوند بخوبی میداند که سینمای جمهوری اسلامی و صدا و سیمای نظام بجز تازی پرستی ، بی وطنی و آموزش فحشاء ، دزدی ، شارلاتانیسم و خیانت و جنایت و خشونت توشه ای ندارد . آنچه سینمای جمهوری اسلامی انجام میدهد ، خواست دستار بندانی است که از سر سپردگان قلم و دوربین بدست خود می خواهد .
آخوند خامنه ای در همين زمينه افزود: در هر داستان و سرگذشتی ،در چالش خير و شر، انگيزه های سالم موجود برای مبارزه با جريان شر نيز، هنرمندانه به تصوير كشيده شود تا فضای واقعی جامعه در ذهن مخاطب ترسيم گردد. این آخوند دون صفت با شناخت کامل از فضای واقعی جامعه که در فساد همه جانبه غرق شده است به دنبال انگیزه های سالم میگردد !!!! براستی که وقاحت آخوند جماعت را پایانی نیست .
او ايستادگی تاريخي ملت ايران اسلامی در مقابل جبهه استكبار را منشا دشمنی صريح و آشكار قدرتهای بزرگ با اين ملت خواند و افزود: دوران كنونی از لحاظ سياسیدورانی استثنايی است اما بدون ترديد ملت مسلمان ايران اين گذرگاه دشوار را نيز پشت سر خواهد گذاشت و در هر حركتی از جمله آثار هنری و نمايشی بايد واقعيت مسلم اين دوران تاريخی، يعنی دشمنی قدرتهای زورگو با ملت مسلمان ايران را در نظر داشت و نقش خود را در مقابله با اين دشمنی ايفا كرد

آخوند خامنه ای، با اشاره به تاريخ كهن اين سرزمين ،ملت مسلمان ايران !!!! را از لحاظ تاريخی ملتی حقيقتاً عفيف و نجيب خواند و با يادآوری تلاش بی وقفه شبكه‌های بيگانه برای شكستن حريم عفاف و حجاب و ويران كردن بنيان خانواده در ايران افزود: آنهايی كه با اين ملت اسلامی ادعای دوستی می كنند با توليد فيلمهای سينمايیو تلويزيونی ضد اسلامی ، دشمنی خود را با تاريخ و فرهنگ اين ملت مسلمان پرافتخار آشكار كرده اند و در چنين شرايطی، هر كار نمايشی سياسی، بايد با هوشياری كامل صورت گيرد تا در جهت اهداف دشمن نباشد. آخوند خامنه ای که بنیان خانواده در ایران اشاره دارد که چگونه مورد تعرض فیلم های خارجی قرار گرفته است !!!! آیا این ابله نمیداند که صیغه و ترویج آن ریشه خانواده ها را سوزاند ؟
آخوند خامنه ای در تشريح انتظار رهبری نظام از جامعه هنرمندان بويژه دست اندركاران عرصه های فيلم و سريال تأكيد كرد: اگر شما در آثار خود با هوشياری و دشمن شناسی، ايستادگی تاريخی ملت مسلمان ايران را به زيبايی ترسيم كنيد، خود ، قهرمان يك داستان حقيقی می شويد و اثر نمايشی شما نيز مطمئناً جذاب تر و گيراتر خواهد بود و اين مسئله ای است كه از جامعه هنرمندان و بويژه هنرمندان فعال در صدا و سيما توقع می رود. دنیای اسلام ، مملو از سوژه و داستانهائی است که میتواند مورد استفاده شما قرار گیرد که خوشبختانه در این راستا دولت از هر گونه کمک دریغ نخواهد کرد . هدف اعتلای فرهنگ اسلامی این مردم است که شما باید بدان توجه داشته باشید .

در پشت هر لحظه اين گونه آثار فاخر، دريايی از كار و تلاش و ابتكار و خلاقيت وجود دارد و بايد واقعآً قدردان اين گونه كارها بود !!!

در ابتدای اين ديدار سيدعزت الله ضرغامی رئيس سازمان صدا و سيما در سخنانی با اشاره به جايگاه رسانه اسلامی به عنوان يك دانشگاه عمومی كه وظيفه هدايت و مديريت افكار عمومی را بر عهده دارد !!!!! گفت: صدا و سيما نقش و جايگاه ويژه ای در عرصه مواجهه با جنگ نرم دشمن دارد و بر همين اساس، رسانه اسلامی مهندسی و مديريت پيام در برنامه های مختلف از جمله برنامه های نمايشی را از طريق تعيين راهبردها، اهداف و اولويت ها در افق رسانه، بطور جدی در دستور كار قرار داده است. امروزه صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین عامل اشاعه جهل و خرافات عمل کرده و گفته های تازی پرست بی وطن ضرغامی که از این مرکز جهل به عنوان دانشگاه یاد می کند ، خنده دار است .

ضرغامي با اشاره به بررسی ساليانه بيش از دو هزار طرح و فيلمنامه در شوراهای طرح و برنامه شبكه های مختلف سيما خاطرنشان كرد: در حال حاضر مجموع توليد ساليانه برنامه های نمايشی اعم از سريال، فيلم و انيميشن در شبكه های اسلامی و استانی، دو هزار ساعت است كه در مقايسه با سال 82، پنج برابر شده است
وی مجموع پخش برنامه های نمايشی، فيلم و انيميشن در شبكه های داخلي و برون مرزیصدا و سيما را بيش از سي و سه هزار ساعت در سال بيان كرد و گفت: اين رقم در مقايسه با سال 82 به 9 برابر افزايش يافته است
رئيس صدا و سیما ميزان توليد و پخش سريالهای ايرانی را دو برابر سريالهای خارجی!!!!!!!!! و توليد و پخش فيلم هاي ايرانی را 44 درصد فيلم های پخش شده برشمرد و خاطرنشان كرد: در 6 سال گذشته 20 سريال با موضوع انقلاب اسلامی توليد و پخش شده كه 2 برابر توليد تمامی سالهای قبل از اين دوره است. ( در راستای زنده نگهداشتن مصائب جنگ و تزریق غم و غصه که نهایتا ناامیدی و یاس به دنبال دارد ) .
ضرغامی افزود: دهها اثر نمايشی ديگر نيز با موضوعات اعتقادی !!، نقد صهيونيزم !!، طرح و معرفی شخصيتهای برجسته اسلامی و دينی !!، دفاع مقدس !!، هشدارهای اجتماعی!! ، جنبش نرم افزاری علمی، كار و كارآفرينی !!!، ترويج كتابخوانی !!!!!!!، دستاوردهای هسته ای !!!، و روشنگری درباره جريانات انحرافی !!! توليد و پخش شده است.
سيدعزت الله ضرغامی با يادآوری تلاشهای صدا و سیما در تعميق و گسترش نهضت آزادانديشی !!!!!!!!! و بسط ايمان روشن بينانه دينی، به برخی اقدامات ديگر در صدا و سیمادر حوزه فيلم و سريال از جمله توليد سريالهای بلند شبانه، ساخت 650 فيلم داستانی تلويزيوني در 6 سال گذشته، تجربه های جديد در حوزه طنز، افزايش توليد تله تئاتر، ساماندهی موسيقی در مجموعه های نمايشی، راه اندازی برخیرشته هایجديد در مقاطع “كارشناسی، كارشناسی ارشد و دكترا “، و راه اندازی شبكه مستقل فيلم و سريال به زبان عربی اشاره كرد و گفت: رسانه اسلامی با گامهای استوار در ميدان جنگ نرم ايستاده است و در اين مسير از تمام ظرفيت های فكری و هنریجامعه كمك خواهد گرفت.

مسعود جعفری جوزانی كارگردان فيلم و سريالهای تلويزيونیاز جمله سريال در چشم باد در صحبتهای خود به انتقاد از وضعيت سينما و عملكرد مسئولان هنری در اين بخش پرداخت و گفت: در عرصه سينما زمينه لازم برای حضور فعال سينماگران مستقل و البته متعهد وجود ندارد و سينماگران يا بايد به سليقه نازل توزيع كنندگان، يا دستورات حزبی برخی مسئولان هنری و يا برخی كارهای افراطیتن دهند
وی با تأكيد بر لزوم عمل به رهنمودهای رهبر انقلاب اسلامی برای اعتلای فرهنگی !!!!!!!! در حوزه سينما، خواستار اعتماد مسئولان هنری به سينماگران امتحان داده !!!( سر سپرده ) ، ايجاد فضای لازم برای ورود كارگردانان به عرصه های نو و مسائل روز جامعه، مشورت با سينماگران و هنرمندان، و پرهيز از تنگ نظری و اعمال سليقه شخصیدر عرصه هنر و سينما شد

مسعود جعفری جوزانی

سيروس مقدم، كارگردان سريالها و فيلم های مختلف تلويزيونی و سينمايی نيز در اين ديدار با اشاره به تأسيس روزافزون شبكه های ماهواره ای بيگانه برای اثرگذاری بر افكار عمومی گفت: صدا و سيما براي پيروزی در مقابله با هجوم سنگين فرهنگی بيگانگان، بايد به امكانات مادی حقيقی و حقوقیكامل مجهز باشد.
اين كارگردان سينمايی – تلويزيونی با انتقاد از برخی محدوديتها در پرداختن به “نقاط ضعف صنفها، سازمانها و گروههاي مختلف اجتماعی” خواستار افزايش آستانه تحمل مسئولان و قشرهای مختلف اجتماعی شد..
محمدرضا ورزی از كارگردانهای سريال های تلويزيونی از جمله عمارت فرنگی و سالهای مشروطه به ضرورت ارتباط مراكز پژوهشی با برنامه سازان صدا و سيما در سريالهای تاريخی اشاره كرد و گفت نياز است مورخين طراز اول كشور به درخواست همكاری برنامه سازان تاريخی پاسخ مثبت دهند و به جاي نقد پس از ساخت سريال، نظراتشان را هنگام فيلمنامه نويسی بيان كنند.
اين كارگردان سريالهای تاريخي صدا و سيما با اشاره به نياز به فضاهای خاص برای فيلمبرداری اين سريالها افزود: ساخت شهرك تلويزيونیجديد و وسيع كاملاً ضروری است

محمد رضا ورزی و محمد رضا شریفی نیا . دو محمد رضای بدنام و سر سپرده جمهوری اسلامی .

برای شناخت محمد رضا ورزی و مزدور بودنش اشاره به سریال معمای شاه کافی است .

نکته قابل ذکر در مورد محمد رضا شریفی نیا این است که این مزدور جمهوری اسلامی ضمن سر پرستی کاروان حج هنرمندان ، از مامورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سینما و جامعه هنری است .

شهاب حسينی بازيگر سريالها و فيلم های مختلف تلويزيونی و سينمايی از جمله سریال موفق شهرزاد نيز در اين ديدار با اشاره به روزهای پايانی فيلمبرداری سريال شوق پرواز و پرداختن به زندگي سرلشكر شهيد خلبان عباس بابايی در اين سريال گفت: بايد با پرداخت زيبا و هنرمندانه شخصيت بزرگان و نخبگان اجتماعي – سياسي – علمی – فرهنگی – دينیو ورزشي، نسل جوان كنونی را در درك هويت اسلامی خود كمك كرد
شهاب حسينی گفت: هنرمندان، سربازان عرصه فرهنگ اسلامی هستند و بايد همچون “رزمندگان شجاع، مبتكر و مصمم دفاع مقدس “، به وظيفه سنگين خود در عرصه فرهنگ عمل كنند..

word-image-36.jpeg

محمدحسين لطيفی از كارگردانان سينما و مجموعه های تلويزيونی از جمله نردبان آسمان، وفا و روز سوم نيز با اشاره به تأثير فيلمها و كارهای مذهبی و دينی بر مخاطبان، گفت ورود به اين عرصه نياز به شجاعت دارد و نبايد به بهانه برخی ضعفها از ورود به ساخت فيلمهای مذهبی و دينی غافل شويم

word-image-37.jpeg

محمد حسین لطیفی که برای ساختن فیلم های مذهبی ، شجاعت را لازمه کار میداند !!!

مشكلات فنی ساخت فيلمهايی با مضمون دفاع مقدس، ضرورت حمايت قانونی از حقوق مؤلفين و مصنفين حوزه فيلم و سريال، از ديگر محورهای سخنان اين كارگردان سينما و سيما بود.
مهدی سجاده چی نويسنده سينما و تلويزيون از جمله نويسنده سريالهای خاك سرخ و شهريار با اشاره به جايگاه نويسندگان فيلم های سينمايی و تلويزيونی خواستار توجه بيش از پيش به اين ضعف و برطرف كردن اشكالات قانون فعلی مالكيت معنوی شد
وی همچنين شرايط كنونی سينما را نامناسب خواند و خواستار نگاه واقع بينانه و كارشناسی به مشكلات عرصه سينما شد

word-image-38.jpeg

دیدار نزدیک سر سپردگان سینمای جمهوری اسلام یا آخوند خامنه ای .

مزخرف سازی در سینمای جمهوری اسلامی وقتی به اوج میرسد که کارگردانی پریشان مغز بنام محمد علی سلیمان تاش با سود جوئی از بازی جمشید مشایخی و خسرو شکیبائی فیلم دوشیزه باران را میسازد .

جوانی بنام سام که دانشجوی سال آخر دانشگاه است با دختری بنام آناهیتا در گیر میشود که بعدا متوجه میشود ، دختر کوروش بزرگ است . به سخره گرفتن فرهنگ گهر بار ایران و نفی و نابودی آن پیش شرط فیلمسازی در ایران اسلام زده است .

روی خط صفر ساخته ی آرش قادری نیز در زمره فیلم های زنده نگهدارنده جنگ که رهبر کودن و ابله انقلاب ، خمینی آنرا موهبت الهی نامید ،میباشد که به روی پرده میرود . داستانی احمقانه که تنها میتواند از مغز آرش قادری تراوش کند . پس از گذشت ده سال از جنگ ایران و عراق در مرز این دو کشور جسدی پیدا میشود که دارای دو پلاک شناسائی ایرانی و عراقی است !!! بین دو خانواده ایرانی و عراقی بر سر گرفتن جسد مشاجره و دعوا در میگیرد !!!!

وای بحال جامعه ای که فیلمسازش مهر شاد کارخانی باشد . بدون تردید فیلم ریسمان باز که اصلا مشخص نیست این نام با سوژه کودکانه فیلم چه ارتباطی دارد ، در ردیف بدترین ساخته های سینمای نامشروع جمهوری اسلامی است . دو جوان 24 ساعت وقت دارند تا گاوی را از جنوب شهر به شمال شهر ببرند !!!!!!!!!!

سبیل مردونه نام فیلمی به غایت ابلهانه به کارگردانی جواد اردکانی است . نجمیه دختر شش ساله ای است که می خواهد برای عموی هفتاد ساله خود که عقب ماندگی ذهنی دارد دوچرخه بخرد !!!

در این سال شاهد نمایش فیلمی دیگر از محمد نوری زاد بنام سرزمین جنوبی من با شرکت هنرپیشگانی گمنام هستیم .

محمد نوری زاد

فیلم های سال 1386 سینمای جمهوری اسلامی

آتش سبز : محمد رضا اصلانی

آتشکار : محسن امیر یوسفی

آخرین نقش : رضا ضیائی دوستان

آن مرد آمد : حمید بهمنی

آواز گنجشیک ها : مجید مجیدی

احضار شدگان : آرش معیریان

استشهادی برای خدا : علیرضا امینی

اشکان ، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر : شهرام مکری

انتهای زمین : ابوالفضل صفاری

انعکاس : رضا کریمی

باد در علفزار می پیچد : خسرو معصومی

بازی خطرناک : حسن هدایت

به خاطر خواهرم : حجت الله سیفی

به همین سادگی : رضا میر کریمی

بی پولی : حمید نعمت الله

پرچم های قلعه کاوه : محمد نوری زاد

تسویه حساب : تهمینه میلانی

تک درخت ها : سعید ابراهیمی فر

تلافی : سعید اسدی

تنها دو بار زندگی می کنیم : بهنام بهزادی

توفیق اجباری : محمد حسین لطیفی

تولدی دیگر : عباس رافعی

جعبه موسیقی : فرزاد موتمن

جمشید و خورشید : بهروز یغماییان

چراغی در مه : پناه بر خدا رضائی

حضرت یوسف : فرج الله سلحشور

حقیقت گمشده : محمد احمدی

حنا بندان : قدرت الله صلح میرزائی

خاک آشنا : بهمن فرمان آرا

خروس جنگی : سید مسعود اطیائی

خواب زمستانی : سیامک شایقی

خواب لیلا : مهرداد میر فلاح

دایره زنگی : پریسا بخت آور

دایناسور : پرویز شیخ طادی

در شهر خبری نیست ، هست : سید رضا خطیبی

در میان ابرها : سید روح الله حجازی

دوشیزه باران : محمد علی سلیمان تاش

دیوار : محمد علی طالبی

رفیق بد : عباس احمدی مطلق

روی خط صفر : آرش قادری

ریسمان باز : مهر شاد کارخانی

زمانی برای دوست داشتن : ابراهیم فروزش

زمزمه بودا : حسین قاسمی جامی

زن دوم : سیروس الوند

زنها فرشته اند : شهرام شاه حسینی

سایاب : کار گروهی

سبز کوچک : غلامرضا رمضانی

سبیل مردونه : جواد اردکانی

سرزمین جنوبی من : محمد نوری زاد

سرزمین گمشده : وحید موساییان

سفر به سرزمین دور : ساسان پسیان

سهم گمشده : حسن نجفی

شب : رسول صدر عاملی

شب حورا : شهاب ملت خواه

شبی در تهران : بهرام کاظمی

صد سال به این سالها : سامان مقدم

فرزند خاک : محمد علی آهنگر

قرنطینه : منوچهر هادی

کتونی سفید : محمد ابراهیم معیری

کلاغ پر : شهرام شاه حسینی

کنعان : مانی حقیقی

ماه وش : محمد در منش

ماهیگیر کوچک : عبدالجبار دلدار

مجنون لیلی : قاسم جعفری

محافظ : محمد جواد کاسه ساز

محیا : اکبر خواجویی

مخمصه : محمد علی سجادی

مظفر نامه : محمد رضا ورزی

ملودی : جهانگیر جهانگیری

منفی هجده : اصغر نصیری

نشانی : فریدون حسن پور

هامون و دریا : ابراهیم فروزش

هر شب تنهائی :رسول صدر عاملی

همخانه : مهرداد فرید

همیشه پای یک زن در میان است : کمال تبریزی

سال 1387 خورشیدی

پس از سالها تماشای فیلم های رنگی به ساخته ی عبدالرضا کاهانی بنام آن جا که بصورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است بر میخوریم . فیلمی با شعار دهان پر کن : اگر اطراف خانه ام را حصار بکشی میروم و اگر حصار را بر داری میمانم .در آن موقع ، سی سال از اشغال سرزمین ما توسط ملایان گذشته بود و آخوند ها ایران را به بزرگترین زندان جهان تبدیل کرده بودند و آقای کاهانی نه تنها نرفت ، بلکه ماند و برای آخوند ها فیلم ساخت .

سینمای جمهوری اسلامی دست از سر جنگ بر نمی دارد . این بار کارگردانی بنام عباس احمدی مطلق با فیلم آن سوی رودخانه به داستان بی مایه ای از یک خبرنگار جنگی که با کمک یک بسیجی ، دو سرباز عراقی را به اسارت میگیرد!!!!! می پردازد . در همین زمینه ، فیلمی بنام ، به کبودی یاس ساخته ی جواد اردکانی هم داریم که داستانی بمراتب کودکانه تر از فیلم اولی دارد .

تعدادی دانشجو هنگام تحقیق روی آب به مولکول های اکسیژن و هیدروژن !!!! بر میخورند و فیلم هجو آناهیتا با شرکت میترا حجار و شهاب الدین حسینی و نرگس محمدی ایفاگر نقش ستایش در سریالی بهمین نام توسط عزیزاله حمید نژاد ساخته میشود .

کمال تبریزی با ساختن فیلم از رئیس جمهور پاداش نگیرید ، به هر چه دام است اعم از دو پا و یا چهار پا سور میزند . رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی به کاردار ارشد وزارت امور خارجه که پست سفیری دارد و در کشور های مختلف سفیر بوده به عنوان جایزه در خوش خدمتی هزینه سفر حج و زیارت بتکده کعبه را میدهد !!!!!!!

از ما بهتران نام فیلمی است از مهرداد فرید که در آن به داستان روزنامه نگاری ناموفق می پردازد که برای کسب اشتهار و معروفیت دست روی ضعف جامعه ی اسلام زده ما ، یعنی خرافات گذاشته و با انتشار نوشته هائی در خصوص رمالی و دعا نویسی به شهرت میرسد .

مهرداد فرید فیلم هائی چون آرامش در میان مردگان و همخانه را ساخته است .

رضا عطاران و الناز شاکر دوست در فیلم از ما بهتران

فقر سوژه سینمای نامشروع جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار داده است . این فقر بیشتر متوجه تیغ سانسوری است که در دستهای آخوند هاست ، هر چند که تربیت شدگان این سینما با مغز های فندقی خود چیزی برای گفتن و ساختن ندارند . بر خورد خیلی نزدیک ، نام فیلمی است از اسماعیل میهن دوست که تماشاچی باید 90 دقیقه شاهد بررسی یک تصادف در اتو بان باشد .

مدتهاست که سینمای جمهوری اسلامی به داستان مردم لبنان دل مشغول شده است . بن بست ساخته ی مرتضی آتش زمزم ، داستان دیپلمات لبنانی است که مقیم ایران بوده و برای تعطیلات می خواهد به وطنش بر گردد !

دلال های سینمائی که سوراخ دعا را پیدا کرده اند و دریافته اند که با ارائه هر بنجولی که در آن نام قرآن و محمد و علی و فاطمه زهرا باشد میتوانند پول گرفته و نوار متحرکی بسازند ، فیلم پائیز ساخته ی ناصر شفق را روانه بازار بی رونق سینمای جمهوری می کنند . پائیز نام دختر کردی است که هجو نامه قرآن را از حفظ است و با بستن چشم هایش و مالیدن دست روی رنگها ، آنها را تشخیص میدهد !!!!!!!!!!

شیر تو شیر عجیبی از پریشانی مغز در سینمای جمهوری اسلامی به وجود آمده است . پدر های امانتی ساخته ی وحید نیکخواه آزاد در این راستا به داستان کودکی می پردازد که به کتابخانه میرود تا در میان اوراق کتابها پدر دلخواهش را پیدا کند !!!!!! او پدر کاسبش را به کتابخانه برده به امانت میگذارد و یک پدر ورزشکار با خود بخانه میبرد !!!!!!

پرداختن به زندگی عربها قصه بی رنگ و روئی است که به زور به تماشاچی ایرانی تحمیل شده است . فیلم موش ساخته ی شاهد احمد لو نیز یکی ازاین تحفه هاست که به زندگی دو عراقی می پردازد .

پسر تهرونی ساخته ی کاظم راست گفتار با شرکت محمد رضا شریفی نیا و امین حیائی نیز از لحاظ داستان چیزی کمتر از پدران امانتی ندارد . سروش جوانی است که از آمریکا به ایران بر گشته و پدرش از او می خواهد که تا ازدواج کند . سروش که در کارنامه عشقی خود 5 بار نمره ردی دارد موافق اینکار نیست . او ج ابتذال فیلم زمانی است که پدر از فرزندش سفته و چک میگیرد و میگوید : اگر ازدواج نکنی آنها را به اجرا ء میگذارم !!!!!!!!!!!!!!

حیفم آمد که راجع داستان فیلم پوست موز ساخته ی علی عطشانی با شما سخن نگویم . بهر حال خلاقیت سینمای جمهوری و فیلمسازان آن را کسی باید ضبط تا آیندگان از آن بی بهره نماند .

در فیلم پوست موز ، جوان ثروتمندی بنام حمید ( حمید فرخ نژاد ) بر اثر تصادف به کما میرود و روحش !!!!!!! عاشق دختری ( بهنوش طباطبائی ) در عالم غیب !!!!!! میشود . جوان از کما بیرون آمده ولی دنبال عشق عالم غیبی خود است .از آنجا که در اسلام خودکشی حرام است ، به او میگویند اگر دنبال عشق خود بروی ، سر از جهنم در میآوری !!!!!!!!!!!!

بیرون آوردن مردگان !!!!! نیز نام فیلمی از جواد افشار است که به داستان چهار دانشجو می پردازد که برای درس آناتومی ( تشریح ) راهی غسالخانه ای در دل جنگلهای شمال میشوند !!!!!! حال چرا آنها در دانشکده پزشکی و زیر نظر استاد راهنما اینکار را نمی کنند ، سئوال بی جوابی است که در حجم پریشان مغزی دست اندر کاران سینمای جمهوری اسلامی گم میشود .

محاکمه در خیابان به کارگردانی مسعود کیمیائی داستان ازدواج امیر ( پولاد کیمیائی ، پسر کارگردان فیلم ) با مرجان ( نیکی کریمی ) است که شب عروسی مشخص میشود که عروس خانم شوهر داشته و از او یک بچه دارد !!!!!!!!!!!!!!! نویسنده فیلمنامه که باید آنرا هجو نامه نامید ، خود مسعود کیمیائی است . این نحوه ازدواج که در هیچ کجای دنیا مشابهش را نمی یابید ، تنها اختصاص به سینمای جمهوری اسلامی دارد .

نامزد آمریکائی من !! نام فیلمی از داود توحید پرست است که در آن دختری زیبا و ثروتمند در عناد با پسران فقیر و جنوب شهری می خواهد ثابت کند که تمامی آنها برای لای جرز خوبند !!!!!! دیدن آنوس فیلم که فیلم را معرفی می کند و با عبارت : بچه های جنوب شهر برای لای جرز خوبند ، تماشاچی را مبهوت می کند .

در راستای اشاعه خرافات و فرو بردن مردم در جهل کامل که تز شوم رژیم آخوندی است کریم آتشی فیلم نطفه شوم را میسازد . پرداختن به فیلم های سینمای نامشروع جمهوری اسلامی یکی از مشکل ترین و زجر آورترین کارها برای یک پژوهشگر است که سقوط همه جانبه اخلاقی و یخ زدگی ذهن و فکر را در تمام سطوح می بیند و میبایستی آنها را برای نسل های آینده به عنوان سندی تاریخی که چگونه فرهنگ یک کشور را به ابتذال و نابودی کشیده است حفظ و بازگو کند .

وقتی همه خوابیم ، فریاد کنایه وار کارگردان صاحب نام سینمای ایران بهرام بیضائی از سقوط عاطفه و سستی بنیاد خانواده ها و مسائل پشت پرده و مافیا بازی تهیه کنندگان و اعمال نظر آنها در ساخت فیلم در قالب اثری جنائی و بکش بکش است . دو فیلم در یک فیلم !

ماجرای ساخت این فیلم هم در نوبه خود فیلمی است که باید به آن اشاره کنم .

نیرم نیستانی( بهرام بیضائی ) در حال کارگردانی فیلمی به نام وقتی همه خوابیم براساس فیلم نامه پرند پایا است، با این داستان: چکامه چمانی که همسر و فرزندش را در تصادف اتومبیل از دست داده و وکیل خانواده راننده خاطی به او برای دادن رضایت فشار و مزاحمت وارد می کند با مرد تازه از زندان آزاد شده ای به نام «نجات شک وندی» آشنا می شود. نجات برای چکامه تعریف می کند که زمانی به دلیل مسائل مالی برادران همسرش، ترنج در حبس بوده و با پولی که ترنج با مایه گذاشتن از شرافت خود (فاحشه گری ) فراهم می کند آزاد می شود.

ترنج وقتی می فهمد نجات پی به ماهیت کارش برده خودکشی می کند و نجات این بار به اتهام قتل ترنج به زندان می افتد. اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد می شود. حالا خانواده نجات برای این که او همسر بی وفایش را نکشته طردش کرده اند و برادران زنش نیز برای مرگ خواهرشان در پی کشتنش هستند. چکامه در ازای فرستادن نوار کاست توضیحات نجات درباره مرگ ترنج برای چاوشی ها (برادران ترنج) از نجات می خواهد خواهر معتادش، لبخند را که در سانحه اتومبیل کنار شوهرش بوده بکشد.نجات در ابتدا تردید نشان می دهد ولی پس از ملاقاتی مجدد با لبخند از او می شنود که این چکامه بوده که با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتیاد سوق داده و اوست که باید کشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترک می کند. چکامه در حالی که پالتوی «نجات» را پوشیده با برادران ترنج مقابل سینمایی سوخته (یادگار انقلاب شکوهمند 57 ) قرار می گذارد و آن جا را محل استقرار نجات معرفی می کند. برادران ترنج به تصور این که او نجات است با چاقو زخمی اش می کنند.نجات متوجه ماجرا می شود و خود را به چکامه می رساند، چکامه در حال مرگ به نجات اعتراف می کند که اصلا خواهری ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ایفا کرده و در واقع می خواسته خودش کشته شود تا دیگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نکند.(تا به اینجای خلاصه داستان مربوط به فیلمی بود که قرار است «نیرم نیستانی» بسازد) سینمایی «وقتی همه خوابیم» به نوعی یک فیلم با دو روایت داستانی می باشد. از این جا به بعد بیضایی به مشکلات و زد و بندهای سینمایی می پردازد

ادامه خلاصه داستان؛

نیستانی فیلم را با بازی «پرند پایا» در نقش چکامه و «مانی اورنگ» در «نقش نجات» به خوبی پیش می برد که در میانه کار، تهیه کنندگان به او خبر می دهند سرمایه گذارانی حاضرند نیمی از هزینه فیلم را پرداخت کنند به شرط آن که نقش نجات را «شایان شبرخ» بازیگر بی استعداد سینما بازی کند. مقاومت نیستانی فایده ندارد و به رغم ناراحتی همگان این اتفاق رخ می دهد و… در نیمه دوم فیلم بیضایی به گونه ای به پشت پرده سینما و مسائل آن می پردازد و مافیای مادی دنیای تصویر را بررسی می کند.موضوع «فیلم در فیلم» با اشاره به مناسبات سینمایی و پشت پرده آن در سینمای ایران چندان کم سابقه نیست، رویکرد بیشتر این فیلم ها مبتنی بر یک جور نگاه منفی به مسائل پشت پرده سینماست، مصداق هایی مانند اجحاف در فیلم نامه نویسی و کارگردانی یا قربانی شدن ایده های سینمایی در برابر سرمایه گذاری (اتفاقی که در قسمت دوم فیلم وقتی همه خوابیم می افتد) شبح کژدم، بلندی های صفر و عشق فیلم از سری فیلم هایی می باشد که با این محوریت ساخته شده است. مسئله اعتیاد در سینما در فیلم های باد و شقایق و میکس، مشکلات اقتصادی و خانوادگی منتهی به ابتذال در سینماگران در سینمایی هنرپیشه و… «وقتی همه خوابیم» نمونه ای برجسته از این نوع ساختار است که در این گونه از روایت ماندگار خواهد بود.قصه فیلم «وقتی همه خوابیم» قصه تلخی می باشد و بیننده قرار است در فضایی تیره و سنگین غوطه ور شود. فضایی کاملا رمزآلود و پردغدغه ای که گوشه های پنهان زیادی برای کشف دارد.بارها و بارها گفته ایم، اگر از سینمایی «سگ کشی» خوشتان آمده، مطمئنا این اثر بیضائی را نیز خواهید پسندید و اما اگر پیچیدگی های آن را درک نکرده اید، «وقتی همه خوابیم» نیز شما را گیج خواهد کرد، وقتی همه خوابیم در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۸۷ به اکران عمومی رسید و بعد از مدت کم و غیرقابل انتظاری وارد شبکه خانگی شد. هر چند که علاقه مندان به آثار بیضایی و منتقدان سینما «وقتی همه خوابیم» را در قیاس با دیگر آثار او پسرفتی حتمی می دانند.بازیگرانی چون مژده شمسایی (همسر بیضایی)، علیرضا جلالی تبار، حسام نواب صفوی ،شقایق فراهانی که با رفتن گلشیفته عرصه برای خواهر مهیاتر شده است، مجید مظفری، هدایت هاشمی، سحر دولتشاهی و حسین محب اهری در فیلم بازی می کنند.

بهرام بیضائی در حال هدایت همسرش مژده شمسائی در فیلم وقتی همه خوابیم.

در اعمال نظر سرمایه گذار ارشد فیلم در روند ساخت فیلم اشاره کردم که میبایستی او را معرفی نمایم : آقای محمود شجاعی .البته نباید ایشان را با شاعری بنام محمود شجاعی که در سال 1394 در گذشت اشتباه کرد .

سینمای جمهوری اسلامی ، سینمای عجایب جهان است ! در این سینما عاشق شدن و ازدواج کردن شکل طبیعی ندارد ! فریدون حسن پور بر اساس اندیشه های پرتش ابتداء داستانی مسخره بنام پای پیاده می نویسد ، برای ساختن نوار متحرک آنرا به پریشان مغز پولداری بنام علی لدنی ارائه میدهد و فیلم یکساعت و نیمه پای پیاده با شرکت هنرپیشه نچسب سینمای جمهوری اسلامی محمد رضا فروتن ساخته میشود . در خانواده جعفر عشق مقدس است !!!!!!! افراد خانواده تا عاشق نشوند زن نمیگیرند !!!!!!!! انگار در مابقی خانواده ها به سر در خانه اشان یک تابلو آویزان می کنند که دو تا دختر و یک پسر برای ازدواج موجود است .

حسن فتحی ، راه درازی دارد تا به سریال مشهور شهرزاد برسد . او میبایستی سیاه مشق هائی در سینمای جمهوری اسلامی بنویسد تا پله ها را در این صنعت که در انحصار آخوند هاست بالا برود . پستچی سه بار در نمیزند ، نام فیلمی از او با شرکت محمد رضا فروتن و باران کوثری است که مرا یاد فیلم لانا ترنر و جان گار فیلد بنام پستچی همواره دوبار زنگ میزند انداخت . در فیلم حسن فتحی مردی برای تسویه حساب های خصوصی با دوستش ، دختر او را به گروگان میگیرد .

در سینمای هالیوود بکرات شاهد تماشای فیلم هائی بوده ایم که مربوط به سالهای آینده است . برای مثال :گودزیلا 2023، کاپ 2029 ،2050 و مسابقه مرگ در 2050 .

سینمای جمهوری اسلامی هم در رقابتی سالم ! فیلم تهران 1500 را میسازد . این فیلم که ساخته ی بهرام عظیمی است ، تهران را در 113 سال آینده نشان میدهد .

چرا ایران اسلام زده از نظر مرگ و میر جاده ای در دنیا مقام نخست را دارد ؟ این مشکل اجتماعی که در هرج و مرج و بی قانونی و عدم مراعات حق و حقوق دیگران و نهایتا در نامردمی بودن رانندگان خلاصه میشود و رژیم دستار بندان اشغالگر خواهان تشدید هر بیشتر آنست ، سوژه فیلم کارناوال مرگ ساخته ی حبیب اله کاسه ساز با نوشته روانکاوانه رضا اعظمیان است . در این فیلم به رفتار های ناهنجاری که موجب تصادف و مرگ و میر جاده ای در ایران میشود ، پرداخته میشود .

مسافر کربلا یا مسیر عشق ساخته ی بیژن شکر ریز در زمره فیلم های تبلیغاتی نظام اشغالگر جمهوری اسلامی است که در آن یک کودک یازده ساله قالیچه دائی اش را که آرزوی مادر بزرگش برای اهدا به قبر حسین تازی است به عنوان نذر امام حسین به کربلا میبرد . سینمای جمهوری اسلامی در جا انداختن فرهنگ گریه و مویه و پر و بال دادن به نابود کنندگان ایران و فرهنگ آن از هیچ تلاشی چشم پوشی نمی کند .

میزاک که معنی آنرا در فرهنگ لغات نیافتم و به نظر میرسد که گویش مازندرانی باشد نام فیلمی است که کارگردانی بنام حسن علی لیا لستانی با کپی ناشیانه و دل بهم زنی از فیلم نگاه کن چه کسی صحبت می کند با شرکت جان تراولتا و کریستی آلی آنرا میسازد . بازیگران فیلم میزاک عبارتند از : جمشید مشایخی ، داریوش ارجمند ، فاطمه معتمد آریا و محمد رضا فروتن .

فیلم های سال 1387 سینمای جمهوری اسلامی

آرزوهای بایگانی شده : مصطفی رزاق کریمی

آقای دزد : شهرام شاه حسینی

آن جا : عبدالرضا کاهانی

آن سوی رودخانه : عباس احمدی مطلق

آناهیتا : عزیزاله حمید نژاد

آوای زندگی : علی شاه حاتمی

اخراجیها 2: مسعود ده نمکی

از رئیس جمهور پاداش نگیرید : کمال تبریزی

از ما بهتران : مهرداد فرید

امشب شب مهتابه : محمد هادی کریمی

اینک رستگاری : فرزاد موتمن

بر خورد خیلی نزدیک : اسماعیل میهن دوست

بن بست : مرتضی آتش زمزم

به کبودی یاس : جواد اردکانی

به هدف شلیک کن : محمد کتیرائی

بیداری : فرزاد موتمن

بیست : عبدالرضا کاهانی

پاتو زمین نذار : ایرج قادری

پای پیاده : فریدون حسن پور

پائیز : ناصر شفق

پدر های امانتی : وحید نیکخواه آزاد

پستچی سه بار در نمی زند : حسن فتحی

پسر آدم ، دختر حوا : رامبد جوان

پسر تهرونی : کاظم راست گفتار

پنالتی : انسیه شاه حسینی

پوست موز : علی عطشانی

پوسته : مصطفی آل احمد

تاکسی نارنجی : ابراهیم وحید زاده

ترانه تنهائی تهران : سامان سالور

تردید : واروژ کریم مسیحی

تهران در جستجوی زیبائی ، اپیزود اول : داریوش مهرجوئی

تهران در جستجوی زیبائی ، اپیزود سوم : مهدی کرم پور

( اپیزود دوم این فیلم نیمه کاره رها شد و معلوم نیست چرا برای بخش بعدی اپیزود سوم انتخاب شده است ؟)

تهران 1500 : بهرام عظیمی

تیغ زن : علیرضا داود نژاد

جنین : مهدی علمی نیا

چار چنگولی : سعید سهیلی

چشمک : جهانگیر جهانگیری

چوب خط : کار گروهی

چهره به چهره : علی ژکان

چهل سالگی : علیرضا رئیسیان

چیز هائی هست که نمیدانی : فردین صاحب الزمانی

چینوت : حسن کاربخش

حرکت اول : فرهاد نجفی

حریم : سید رضا خطیبی

حوالی اتوبان : سیاوش اسعدی

حیران : شالیزه عارفپور

خاطره : نادر طریقت

خدای چیز های کوچک : قاسم جعفری

خیابان بیست و چهارم : سعید اسدی

در شب عروسی : رضا قهرمانی

در باره الی : اصغر فرهادی

دعوت : ابراهیم حاتمی کیا

دل شکسته : علی روئین تن

دلخون : محمد رضا رحمانی

دلداده : قدرت الله صلح میرزائی

دنیای پر امید : هوشنگ درویش پور

دو خواهر : محمد بانکی

دوزخ ، برزخ ، بهشت : بیژن میر باقری

دویدن در میان ابرها : امین فرج پور

ده رقمی : همایون اسعدیان

زندگی با چشمان بسته : رسول صدر عاملی

زندگی شیرین : قدرت اله صلح میرزائی

سایه وحشت : عماد اسدی

سفر مرگ : حسن آقا کریمی

سوپر استار : تهمینه میلانی

سوگند : شاپور قریب

شب واقعه : شهرام اسدی

شبانه روز : امید بنکدار

شکار روباه : مجید جوانمرد

شکارچی : رفیع پیتز

صبح روز هفتم : سید مسعود اطیائی

صداها : فرزاد موتمن

صندلی خالی : سامان استرکی

طاووس های بی پر : جواد مرد آبادی

طلا و مس : همایون اسعدیان

عصر روز دهم : مجتبی راعی

عیار 14 : پرویز شهبازی

فرزند صبح : بهروز افخمی

فرود در غربت : سعید اسدی

قبل از دعوت : ابراهیم حاتمی کیا

قطعه 88 : رحمان حقیقی

قند تلخ : محمد عرب

کارناوال مرگ : حبیب ال کاسه ساز

کتاب قانون : مازیار میری

کریستال : محسن محسنی نسب

کلانتری غیر انتفاعی : یداله صمدی

کلبه ( بیرون آوردن مردگان ) : جواد افشار

کودک و فرشته : مسعود نقاش زاده

کیش و مات : جمشید حیدری

کیمیا و خاک : عباس رافعی

لالائی : منیژه حکمت

لوح فشرده : حبیب اله بهمنی

مانا : علیرضا رزازی فر

محاکمه در خیابان : مسعود کیمیائی

مدیوم : علی توکل نیا

مروارید : سیروس حسن پور

مسیر عشق ( مسافر کربلا ) بیژن شکر ریز

مصائب چارلی : علیرضا سعادت نیا

معبد جان : محمد درمنش

ملک سلیمان : شهریار بحرانی

موج سوم : آرش سجادی حسینی

موش : شاهد احمد لو

میزاک : حسین علی لیا لستانی

نامزد آمریکائی من : داود توحید دوست

نطفه شوم : کریم آتشی

نظام از راست : محمد رضا ورزی

نفوذی : احمد کاوری

نیلوفر : سابین ژمایل

وقتی همه خوابیم : بهرام بیضائی

هفت و پنج دقیقه : محمد مهدی عسگر پور

یک اشتباه کوچولو : محسن دامادی

یک گزارش واقعی : داریوش فرهنگ

یک وجب از آسمان : علی وزیریان

ادامه دارد

پاسخی بگذارید