سینماتوگرافی در ایران – بخش نوزدهم- دکتر روزبه آذربرزین

سینماتو گرافی در ایران

بخش نوزدهم

پژوهشی متفاوت در احوال سینما

پژوهشگر و راوی : دکتر روزبه آذربرزین

سال 1383 خورشیدی

روزبه آذربرزین.jpg

در این سال 67 فیلم ساخته شده توسط کار گردانهای تحت کنترل و سانسور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بر پرده سینما ها نقش بسته و ویدئو و سی دی آنها در شبکه خانگی پخش شده است .

نخست به سراغ ساخته ی حسن فتحی میرویم که بعد ها با ساختن سریال شهرزاد به معروفیت رسید . ازدواج به سبک ایرانی با شرکت داریوش ارجمند که با طرفداری از سید علی خامنه ای جنایتکار و دغلکار بزرگ علی شریعتی سایز مغز خود را که به اندازه فندق رشد نکرده به آگاهی عموم رساند و مورد یورش مردم در سوشیال مدیا قرار گرفت و هم چنین هم بازی گوگوش ، سعید کنگرانی . داستان فیلم عاشق شدن یک جوان آمریکائی بنام دیوید به شیرین دختر حاج ابراهیم سر پولکی است و در این فیلم تماشاچی با واقعیتی بر خورد می کند که تنها در نبوغ مینو فرشچی نویسنده فیلمنامه و پرداخت حسن فتحی نهفته است و آن رمز و راز ازدواج به سبک ایرانی است ! بر اساس تفکرات نویسنده و کارگردان فیلم آنچه ازدواج ایرانی را با سایر ازدواج ها متفاوت میسازد ، تنها در مسئله ختنه داماد است ! به سخره گرفتن درایت و شعور تماشاچی ایرانی هم با مونتاژ عکس در فتو شاپ از ویژه گی های دیگر فیلم است .

فیلم انتخاب ساخته ی تورج منصوری ، بر اساس یافتن همسر بر روی اینتر نت بنا نهاده شده که تا به چه اندازه با ساختار اجتماعی ما سازگار است یا خیر ، من را با آن کاری نیست . هوشنگ فرنوش مدیر یک آژانس مسافر بری که منشی اش را صیغه کرده در فکر دور کردن دخترش ریما و فرستادن او بخارج است . ریما مهندس کامپیوتر است و می خواهد مرد دلخواهش را از طریق اینتر نت پیدا کند که موفق نمی شود و آخر فیلم سودابه ، دوست ریما او را با جوانی بنام کیان آشنا کرده و آن دو با هم ازدواج می کنند . پدر ریما که ازدواج دخترش را می بیند ، منشی صیغه ای اش را به عقد دائم خود در می آورد !!!!!!

بدون هیچ تعارف و پرده پوشی در سال 1383 در برخورد با ساخته ی ایرج کریمی ، فیلم باغهای کندلوس باید اظهار کنیم که بی محتوا تر از این فیلم تا کنون تماشاچی سینمای جمهوری اسلامی ندیده است . فیلمی سر در گم که تنها وقت تماشاچی را گرفته و او در انتهای فیلم با عصبانیت سالن نمایش را ترک می کند . سه دوست که با گشت زنی در قبرستان می خواهند به لایه های درونی عشق !!!!!!!!!!!!!!! برسند .

سینمای بیمار جمهوری اسلامی در برزخ عجیبی که نشانگر طرز تفکر مشتی دستار بند و سر سپرده های آنهاست گرفتار آمده است .

از آنجا که اساس و بنیاد سینمای جمهوری اسلامی در نهی فرهنگ گهر بار ایران و پرداختن به فرهنگ بیابانی و زمخت اعراب است ، نادر طالب زاده فیلم بشارت منجی را که مربوط به زندگی یحیی بن زکریا پیامبر بنی اسرائیل است را میسازد . فیلمی تبلیغاتی و سراسر شعار و دروغ که به هیچ وجه جنبه مستند سازی ندارد .

خبر نگار و فیلمبردار صحنه های جنگ ایران و عراق ، ابراهیم حاتمی کیا اینک خود را به عنوان کارگردان و فیلمساز به سینمای جمهوری اسلامی چسبانیده است . او در ساخته ی خود : به رنگ ارغوان با شرکت حمید فرخ نژاد و خزر معصومی گریزی تبلیغاتی به سازمانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی میزند . شفق ، از عوامل گروه های چپ که از ایران گریخته است برای دیدن دخترش ارغوان به ایران بر میگردد . بهزاد دوست ارغوان از ماموران امنیتی جمهوری اسلامی است که سعی بر دستگیری پدر ازغوان دارد .

بید مجنون ، ساخته ی مجید مجیدی از داستانی بر خور دار است که از دید های مختلف باید مورد ارزیابی قرار گیرد . یوسف استاد دانشگاه که در سن هشت سالگی بر اثر جرقه آتش بینائی خود را از دست میدهد !!

( حال چگونه ، آنهم در کشوری مثل ایران ، یک فرد نابینا میتواند بر کرسی استادی دانشگاه تکیه بزند ، از آن حرفهاست ) از زندگی آرام و دوست داشتنی !! بر خور دار است . در سن 45 سالگی او مبتلا ء به بیماری خطرناکی میشود که برای درمان باید به فرانسه برود . در فرانسه در معاینه چشمان او متوجه میشوند که کوری او بخاطر جرقه آتش نبوده !!( درود به آقای مجید مجیدی که ناجوانمردانه دانش چشم پزشکان ما را به زیر سئوال می کشد ) . چشمان جناب یوسف خان پس از 37 سال کوری ، بینا میشود . حالا استاد دانشگاه ، زن و بچه هایش را نمی شناسد !!! در این فیلم، پریشانی روان کارگردان فیلم ، مجید مجیدی لحظه ای دست از سر تماشاچی بر نمیدارد .

سید رحیم حسینی کارگردان حوزه هنری جمهوری اسلامی بر اساس داستانی لوس از مجتبی خشک دامن ، کمدی اعصاب خرد کنی را بنام پیک نیک در میدان جنگ را میسازد .سهراب ( علی صادقی ) جوان روستائی در جبهه جنگ مسئول نگهداری قاطر های گردان است و بخاطر اشتباهی سر از خط مقدم جبهه در می آورد .

تراژدی جنگ خانمانسوز ایران و عراق این بار دستمایه محمد بزرگ نیا برای ساختن فیلم جائی برای زندگی میشود . این فیلم با شرکت عزت الله انتظامی ، هدیه تهرانی و هانیه توسلی به مشکلات جنگ در پاره کردن ارتباط های خانوادگی و عاطفی می پردازد . با شروع جنگ ایران و عراق خانواده عیدی محمد که ساکن ایلام است با مشکل بزرگی مواجه میشود . یکی از داماد های او عراقی است و او تصمیم میگیرد تا به عراق رفته و چه بسا با ایرانی ها بجنگد .

ابوالقاسم طالبی نیز با ساختن فیلم جنگ کودکانه ، به مشکلات و آوارگی های ناشی از جنگ می پردازد که چگونه یک کودک 12 ساله عراقی کلیه اعضای خانواده خود را از دست داده و به دنبال برادر گم شده اش سر از اردوگاه های ایران در می آورد .

از سینمای جمهوری اسلامی میتوان به عنوان بزرگترین عامل اشاعه خرافات و جهل نام برد ، هدفی که نظام دستار بندان همواره خواهان آن بوده است . در جهل مطلق فرو بردن مردم به منظور کولی گرفتن و چاپیدن آنها .فیلم خوابگاه دختران ساخته ی محمد حسین لطیفی با قلم گردانی ایرج طهماسب که زمانی تنها گوینده و دوبلور فیلم بود و به یمن روی کار آمدن ملایان کارگردان و فیلمساز شد به مسئله مضحک روح و اجنه همراه با ایجاد ترس با آویزان کردن لباس عروسی خونین می پردازد .

از سینمای جمهوری اسلامی به غیر از عامل اشاعه خرافات ، فحشای اسلامی ( صیغه ) آموزش دزدی و اختلاس و شارلاتانی ، خیانت ، دروغ ، بی وطنی و صد البته تازی پرستی باید به مسئله اوهام پروری هم اشاره کنم . فیلم بی سر و ته و عاری از محتوای دیشب باباتو دیدم آیدا ساخته ی رسول صدر عاملی در این مقوله می گنجد . زنی با موهای طلائی و چه وحشتناک و زشت که به انگشتانش لاک قرمز زده !!!!!! هر شب به خواب آیدا می آید و او را زجر میدهد و آیدا در می یابد که زیبائی و درد !!!!!!! دو جزء تفکیک ناپذیر هستند !!

تهمینه میلانی با ساختن فیلم زن زیادی بار دیگر فریاد داد خواهی خویش را در جامعه مرد سالار از جور و ستمی که به زنان روا میدارند سر میدهد و باز در هیاهوی نظام ضد بشری جمهوری اسلامی گم میشود .

زن زیادی خانم میلانی از طرف دیگر به پاشیده شدن شیرازه خانواده در جامعه ی فاسد اسلامی اشاره دارد که چطور زن و مرد مثل نقل و نبات بهم خیانت می کنند .

سیما ، معلمی است که مثل هزاران معلم دیگر در فقر و بدبختی زندگی کرده و بار همسر عیاش و زنباره خود را به دوش می کشد . روزی احمد شوهر سیما میگوید که یکی از دوستانش فوت کرده و باید زن او ،صبا را به روستایش ببرد . در بین راه در مسافر خانه ای توقف می کنند و در آنجا متوجه میشوند که معلم آن شهرک کوچک هم زنش را بجرم خیانت کشته . آن معلم که رحیم نام دارد در دیداری غیر منتظره با سیما به او میگوید که شوهر صبا بخاطر اینکه زنش را به این و آن می فروخت کشته شده است !!!! و احمد ، شوهر تو به صبا چشم دارد !!! در سینمای جمهوری اسلامی شیر تو شیر عجیبی حکمفر ما است و آنچه به چشم میخورد فحشاء و خیانت است که سوژه اصلی فیلم های فارسی است .

وقتی شارلاتانیسم از بنیاد های سینمای جمهوری اسلامی است ، ساختن فیلمی بنام شارلاتان با شرکت امین حیائی و جواد رضویان کمدین دون پایه و شارلاتانی که در مقابل دوربین تلویزیون گریه کرده و خواهان آمدن امام زمان است ، بسیار بی مزه جلوه می کند . این فیلم به کارگردانی آرش معیریان ساخته شده است .

به شارلاتانی در سینمای جمهوری اسلامی اشاره کردم . عروس فراری که نامی است تکراری در سینمای ایران ، ساخته ی بهرام کاظمی است که بر محور داستان آسمون جلی که میخواهد برای ثروتمند شدن ، دختر پولداری را فریب دهد می چرخد . دکتر اسماعیل کوشان در سال 1337 فیلمی با نام عروس فراری با شرکت ناصر ملک مطیعی و دلکش میسازد .

در این سال فیلم کمدی انتقادی مکس ، ساخته ی سامان مقدم رکورد دار فروش فیلم در سینمای جمهوری اسلامی میشود . پس از شعار های دغلکار بزرگ سید محمد خاتمی مبنی بر گفتگوی تمد نها ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصمیم میگیرد تا از یکی از موسیقی دانهای لس آنجلسی برای اجرای کنسرت در ایران دعوت به عمل آورد . ایمیل ارسالی بر حسب تصادف به دست خواننده ای در ردیف جلال همتی و عباس قادری می افتد . داستان طنز گونه فیلم بر اساس کار های کوچه و بازاری این خواننده در ایران پیش میرود .

نیکی کریمی هنرپیشه زن سینمای جمهوری اسلامی ، بدون هیچ گونه تجربه فیلمسازی و کارگردانی با راضی کردن دو سرمایه گزار به نامهای حسن رجب علی بنا و جهانگیر کوثری فیلم بی سر و ته یک شب را که نوشته ی خود اوست میسازد . قصد نیکی کریمی بازگو کردن قصه یک زن با مسائل و مشکلات جامعه ی اسلام زده ایران است که در این راه ناموفق است . این فیلم با شکست مالی مواجه میشود .

فیلم های سال 1383 سینمای جمهوری اسلامی

آلبوم : رضا حیدر زاده

ازدواج به سبک ایرانی : حسن فتحی

ازدواج صورتی : منوچهر مصیری

اسپاگتی در هشت دقیقه : رامبد جوان

انتخاب : تورج منصوری

بازنده : قاسم جعفری

بازی : غلامرضا رمضانی

باغ های کند لوس : ایرج کریمی

بشارت منجی : نادر طالب زاده

به رنگ ارغوان : ابراهیم حاتمی کیا

بید مجنون : مجید مجیدی

بیدار شو آرزو : کیانوش عیاری

پشت پرده مه : پرویز شیخ طادی

پل سیزدهم : فرهاد غریب

پیک نیک در میدان جنگ : سید رحیم حسینی

تر دست : محمد علی سجادی

تنهام نگذار : علیرضا توانا

تنهائی باد : وحید موسائیان

جائی برای زندگی : محمد بزرگ نیا

جدا افتاده : داود موثقی

جزیره آهنی : محمد رسول اف

جنگ کودکانه : ابوالقاسم طالبی

حیات : غلامرضا رمضانی

خوابگاه دختران : محمد حسین لطیفی

خیلی دور ، خیلی نزدیک : رضا میر کریمی

در بدر ها : امیر حسین صدیق

دیشب باباتو دیدم آیدا : رسول صدر عاملی

رازها : محد رضا اعلامی

رستگاری در 8 و بیست دقیقه : سیروس الوند

روزی که حسنی مرد شد : کورش دالوند

زخم زیتون : محمد رضا آهنج

زن زیادی : تهمینه میلانی

سالاد فصل : فریدون جیرانی

سرود تولد : علی قوی تن

سگ های ولگرد : مرضیه مشکینی

شاخه گلی برای عروس : قدرت الله صلح میرزائی

شارلاتان : آرش معیریان

شکوفه های سنگی : عزیزالله حمید نژاد

شوریده : محمد علی سجادی

صحنه های خارجی : علیرضا رسولی نژاد

طبل بزرگ زیر پای چپ : کاظم معصومی

عروس فراری : بهرام کاظمی

عروسی حسین : رهبر قنبری

غاز وحشی : محمود رضا ثانی

غروب شد بیا : انیسه شاه حسینی

کافه ترانزیت : کامبوزیا پرتوی

کافه ستاره : سامان مقدم

کوچولوی خوش شانس : بابک نوری

کوچه های باریک : علی زمانی عصمتی

گرداب : حسن هدایت

گل یخ : کیومرث پور احمد

گیلانه : رخشان بنی اعتماد

ما همه خوبیم : بیژن میر باقری

ماجراهای اینتر نتی : حسین قناعت

ماهی ها عاشق میشوند : علی رفیعی

مجرد ها : اصغر هاشمی

مرثیه برف : جمیل رستمی

مرزی برای زندگی : رضا اعظمیان

مکس : سامان مقدم

من بن لادن نیستم : احمد طالبی نژاد

مواجهه : سعید ابراهیمی فر

نقاب : کاظم راست گفتار

نگاه : سپیده فارسی

هشت پا : علیرضا داود نژاد

یک تکه نان : کمال تبریزی

یک شب : نیکی کریمی

سال 1384 خورشیدی :

از فیلم های موفق این سال ، ساخته ی خانم تهمینه میلانی بنام آتش بس است که بعد ها قسمت دوم آن هم ساخته شده است . خانم میلانی با تکیه بر اصول روانشناسی تلاش می کند تا میان زوج های جوان که برای هر مسئله ای به اختلاف خود دامن میزنند ، راه چاره ای پیدا کند . در فیلم خانم میلانی هنر پیشگانی چون مهناز افشار ، محمد رضا گلزار و آتیلا پسیانی ایفا نقش می کنند .

آتش بس 1

آتش بس 2 با شرکت بهرام رادان و میترا حجار

مهرداد فرید بر اساس نوشته ی خود : آرامش در میان مردگان فیلمی با همین نام میسازد . در سرزمینی که مردگان ارج و قرب بیشتری از زنده ها دارند . در سرزمینی که مرده پرستی ، انسان دوستی را تحت شعاع خود قرار داده و غم و یاس جای شادی و شعف را گرفته است ، انتظار ساخت چنین فیلمی دور از توقع دستار بندان و سر سپردگان دوربین به دست آنها نیست . طیبه ( گلاب آدینه ) پیرزنی است که سالهاست در گورستان کار می کند ، تا اینکه با زنی ثروتمند که هر روز برای دیدن قبر مرده اش به گورستان می آید آشنا میشود و بنا به دعوت او به خانه اشرافی او میرود . اینک ذهن بیمار کارگردان از شهر و هیاهوی آن ، از شلوغی خیابانها ، فریاد دستفروش ها ، بازی پر صدای کودکان در پارک و… کابوسی برای پیرزن میسازد تا اورا دوباره به میان مردگان بکشد و آرامش را به او ارزانی دارد !!!!!!!

از فیلم های با ارزش سال 1384 باید به فیلم آفساید ساخته جعفر پناهی اشاره داشت . فیلمی که با به نمایش در آمدنش فصلی در تاریخ مبارزات زنان ایران اسلام زده در مقابل زور گوئی های مشتی دستار بند بیمار به وجود آورد . دختری با پوشیدن لباس پسرانه قصد دیدار بازی فوتبال ایران و بحرین را دارد ولی بنا به ممنوعیت تماشای بازی فوتبال توسط زنان ، دستگیر میشود .در این جا ، جای دارد که این بخش از پژوهش خود را به روان پاک آزاده ی آبی پوش ، سحر خدایاری پیشکش کنم که با مرگ خود در های استادیوم فوتبال را به روی زن ایرانی گشود .

سحر خدایاری

تازی پرست سینمای جمهوری اسلامی ، محمد رضا ورزی که سوراخ دعا را خوب پیدا کرده و دریافته که چطور با پشت به وطن کردن ، پشت به فرهنگ گهر بار ایران زمین و پرداختن به فرهنگ بیابانی حجاز میتوان چند صباحی آسوده زندگی کرد و فخر فروخت ، فیلم ابراهیم خلیل الله را میسازد . پیامبری که جاکشی اش شهره عام و خاص است . پیامبری که شگفت انگیز ترین پیمان تاریخ جهان را با خدای ابله و عقب مانده خود بست : در سفر پیدایش باب 17 می خوانیم : در زمانیکه ابراهیم 99 ساله بود ، خدا بر او ظاهر شد و به او گفت : به شرط اینکه هر فرزند پسری که در خانواده تو به دنیا بیآید و او را ختنه کنی ، خدا نسل او را در دنیا فراوان کند و در آینده از نسل او پادشاهان به وجود خواهند آمد ! ختنه ، پیمان جاودانی خدا با ابراهیم است . پیامبر جاکشی که 13 سال تمام زنش سارا را که او را خواهر خودش معرفی کرده بود به زیرفرعون مصر انداخت چه فروزه نیکی دارد که محمد رضا ورزی با پول ملت تیره روز و یغما شده ما بخواهد زندگی سراپا ننگش را به تصویر بکشد ؟

چند میگیری گریه کنی ، کمدی تاثر انگیزی است از بیکسی افراد و به استقبال مرگ رفتن که نویسنده آن محسن تنابنده و کارگردانش شاهد احمد لو است . در این فیلم منوچهر نوذری پیر مردی است که برای مردنش به ایران بر میگردد و چون کسی را ندارد از پیش مراسم تدفین خود را برنامه ریزی و ضبط می کند تا پس از مرگ مردم اجاره ای برایش گریه کنند !!!!!!!!! حال گریه مردمی که او آنها را خریده چه دردی را دوا می کند ، سئوالی است که نه نویسنده و نه کارگردان نمی توانند و یا نمی خواهند به آن پاسخ دهند .

چه کسی امیر را کشت ، نام فیلمی درهم و برهم و فوق العاده خسته کننده از کارگردانی بنام مهدی کرم پور است که با وجود هنر پیشگانی چون نیکی کریمی ، خسرو شکیبائی ، الناز شاکر دوست ، امین حیائی ، آتیلا پسیانی ، محمد رضا شریفی نیا ، مهناز افشار و علی مصفا که هرکدام از آنها میتواند تماشاچی را به سالن سینما بکشند ، ساخته میشود . فیلمی که در نهایت با شکست مالی سخت مرتضی رزاق کریمی تهیه کننده آن روبرو میشود .

امیر مردی است که همسرش ، دخترش ، شریکش ، روانکاو خانوادگیش ، دوستش ، ، دوست دوران کودکیش ، زن صیغه ای اش همه و همه بخون او تشنه اند و می خواهند او را بکشند !!! امیر هم راننده اش را کشته و اتو موبیل او را به آتش میکشد تا با خیال آسوده از شر کسانیکه میخواهند او را بکشند راحت شود !!!!! حال این امیر چه جانوری است که همه خواهان مرگ او هستند ، سئوالی است بی جواب .

سر سپرده سینمای جمهوری اسلامی ، مسعود کیمیائی زمانیکه کفگیرش به ته دیگ میخورد ، فیلم حکم را میسازد . فیلمی که در آن هیچ چیز تازه ای به چشم نمی خورد . خون و اسلحه و پول اینک در فیلم های کیمیائی جای ناموس و دشنه و غیرت را گرفته اند که در نهایت باز به خون ختم میشود .

خاک سرد ساخته ی رضا سبحانی با بازی هنر پیشه نچسب سینمای جمهوری اسلامی محمد رضا فروتن ، فیلم ملال انگیزی است که در خاتمه اش تماشاچی افسوس وقت از دست رفته و پول داده اش را میخورد . کلنگ زدن در قنات خشک و در عالم خیال شنیدن صدای آب و فقر و بدبختی خانواده بخاطر اصرار احمقانه پدر خانواده در ماندن و خاک را زیر و رو کردن .

نو آوری در سینمای جمهوری اسلامی اشکال عجیب و غریبی دارد . با تماشای فیلم شاعر زباله ها ساخته ی محمد احمدی و با شرکت لیلا حاتمی با کمال تعجب می بینیم که چطور یک رفتگر با مراجعه به منازل برای بردن زباله آنها پی به اسرار و مشکلات خانواده ها برده و در این راه خود را در گیر مسائل مادی و عاطفی می کند !!

محمد نوری زاد منتقد امروز جمهوری اسلامی و شخص سید علی خامنه ای ، فیلم شاهزاده ایرانی را با شرکت داریوش ارجمند و یوسف مرادیان میسازد . شاهزاده ای که شرط به سلطنت رسیدنش رفتن به مرز و دستگیری پهلوان مرزبان خود و بستن کتف او و آوردنش به پایتخت است !!! سوژه ای بس آبکی و چه بسا ابلهانه . کسی بخواهد پهلوان سرزمین خود را خوار کند از یکطرف و سوی دیگر کدام مرزبانی میتواند از دستور شاه تمرد کند و مقابل ولیعهد او به ایستد .

ایرج طهماسب که با ساختن فیلم های کلاه قرمزی برای خودش به غیر از کار دوبله اعتباری کسب کرده است با ساختن فیلم زیر درخت هلو ، فیلمی مملو از خرافات را بخورد تماشاچی ایرانی میدهد . در خانواده عارف پور رسم است که افراد خانواده یک روز پیش از مرگ در خواب می بینند که فردا ساعت 5 بعدازظهر خواهند مرد !!!!!!! بزرگ خاندان عارف پور در خواب مرگ خود را می بیند ! از این روی 24 ساعت وقت دارد تا پسرش را داماد کند !!! اوج ابتذال فیلم زمانی است که تمام زنان محله برای ازدواج با مسعود صف می کشند . خواب جهنم دیدن بخاطر مجرد بودن ، مسعود را وادار به ازدواج می کند . نویسنده این مزخرف نامه به غیر از ذهن بیمار ایرج طهماسب ، کمدینی است بنام حمید جبلی که خود او در این فیلم با فاطمه معتمد آریا همبازی است .

فیلم های سال 1384 سینمای جمهوری اسلامی

آتش بس : تهمینه میلانی

آرامش در میان مردگان : مهرداد فرید

آفساید : جعفر پناهی

آکواریوم : ایرج قادری

ابراهیم خلیل الله : محمد رضا ورزی

از دور دست : رامین محسنی

اسب : بابک محمدی

این ترانه عاشقانه نیست : رحمان رضائی

باغ آلوچه : بهروز شفیعی

باغ فردوس ، پنج بعدازظهر : سیامک شایقی

بر باد رفته : صدرا عبدالهی

به آهستگی : مازیار میری

به نام پدر : ابراهیم حاتمی کیا

پا بر هنه در بهشت : بهرام توکلی

پروانه در مه : محمد جواد کاسه ساز

پرونده هاوانا : علیرضا رئیسیان

پیشنهاد 50 میلیونی : مهدی صباغ زاده

تقاطع : ابوالحسن داودی

تله : سیروس الوند

جای او دیگر خالی نیست : مهرداد خوشبخت

جائی در دوردست : خسرو معصومی

جنایت و جنحه : حمید رضا محسنی

چپ دست : آرش معیریان

چند کیلو خرما برای مراسم تدفین : سامان سالور

چند میگیری گریه کنی : شاهد احمد لو

چوپان دروغگو : سیروس حسن پور

چه کسی امیر را کشت : مهدی کرم پور

چهار شنبه سوری : اصغر فرهادی

حکم : مسعود کیمیائی

خاک سرد : رضا سبحانی

خانه روشن : وحید موسائیان

دم صبح : حمید رحمانیان

راه طی شده : عباس رافعی

رقص با ماه : عبدالرضا کاهانی

رویای خیس : پوران در خشنده

زاگرس : محمد علی نجفی

زمان می ایستد : علیرضا امینی

زمستان است : رفیع پیتز

زیر درخت هلو : ایرج طهماسب

ستاره ها جلد اول !! : فریدون جیرانی

ستاره ها جلد دوم !! : فریدون جیرانی

ستاره ها جلد سوم !! : فریدون جیرانی

( بار نخستی است که برای فیلم از جلد اول ، دوم و سوم استفاده میشود ) .

سرتو بدزد رفیق : علی عبدالعلی زاده

سرخی سیب کال : محمد علی طالبی

سفر به هیدالو : مجتبی راعی

شاعر زباله ها : محمد احمدی

شام عروسی : ابراهیم وحید زاده

شاهزاده ایرانی : محمد نوری زاد

شب بخیر فرمانده : انیسه شاه حسینی

شبانه : امید بنکدار

شغال : اصغر نصیری

شهر آشوب : یداله صمدی

صحنه جرم ، ورود ممنوع : ابراهیم شیبانی

عروسک فرنگی : فرهاد صبا

عشق ممنوع : سید ضیا الدین دری

عصر جمعه : مونا زندی حقیقی

قتل آنلاین : مسعود آب پرور

قلقلک : مسعود نوابی

کارگران مشغول کارند : مانی حقیقی

کاندیداتور : محمد درمنش

گزارش مریم : اسماعیل براری

گفتگو با سایه : خسرو سینائی

گل یا پوچ : ابوالفضل جلیلی

مار و پله : حمید نعمت الله

ماست و چیپس : شهره لرستانی

محکومین بهشت : حجت الله سیفی

مسیح : نادر طالب زاده

نوک برج : کیومرث پور احمد

وقتی همه خواب بودند : فریدون حسن پور

هفت رنگ : مازیار محمد ی نژاد

هوو : علیرضا داود نژاد

یادداشت بر زمین : علی محمد قاسمی

یک بوس کوچولو : بهمن فرمان آرا

سال 1385 خورشیدی

نامگذاری فیلم ها در سینمای جمهوری اسلامی علیرغم نامهای تکراری از یک بی سلیقگی خاص حکایت دارد که در بیشتر موارد هیچ مناسبتی بین نام فیلم و محتوای آن به چشم نمی خورد . به برخی از نامهای فیلم در سال 1385 توجه نشان دهید تا متوجه منظور من بشوید : آدامس بادکنکی با محتوای مردی که از مرگ میترسد ! آن سه !!! آنکه دریا میرود !! اگر میتونی منو بگیر که کپی نام فیلم تام هنکس ولئوناردوکاپیرو )است.Catch me if you can(

بازهم سیب داری !!! با محتوای جنگ قدرت بین دو گروه . پاپیتال !! کتک زدن مردی که مرتب زنش را میزند . پسران آجری !! تصمیم کبرا !! خواستگار محترم !! خون بازی !! روز بر می آید !! سومین روز پس از مرگ !! گاهی واقعی !! مصائب دو شیزه !! من و دبورا !! وقت لطیف شن !! یک قدم تا خدا !!و هر چه تو بخوای یا تعطیلات آخر هفته !!!!

میم مثل مادر ساخته ی رسول ملاقلی پور و با شرکت گلشیفته فراهانی داستان کودکی است که بیماریش را ناشی از استنشاق گاز های سمی دوران جنگ ایران و عراق توسط مادر حامله اش میدانند . سهیل پدر کودک که دیپلمات جمهوری اسلامی است تلاش می کند تا بچه اش را به یک آسایشگاه بسپارد ولی مادر کودک مخالف اینکار است .

رهاورد فراهانی نام اصلی گلشیفته فراهانی است که در 19 تیرماه 1362 خورشیدی در تهران به دنیا آمد .پدر او بهزاد فراهانی و خواهرش شقایق فراهانی هنر پیشه سینمای جمهوری اسلامی است . در مرداد 1378 خبر ممنوع الخروج شدن او از جهنم جمهوری اسلامی به دنبال ایفای نقش در مجموعه دروغ ها اعلام شد .او در این سریال بدون حجاب در کنار لئوناردو کاپیرو دیده میشود . پاسپورت او را توقیف کرده و چند بار از سوی دادگاه انقلاب مورد بازجوئی قرار میگیرد . در سال 1999 میلادی و در سالهای ریاست جمهوری دغلکار بزرگ محمد خاتمی او که تنها 16 سال داشت بخاطر بازی در فیلم درخت گلابی داریوش مهرجوئی مورد حمله اوباش جمهوری اسلامی قرار گرفته و پشتش را با اسید سوزاندند . گلشیفته در خارج از کشور در گفتگو با بی بی سی گفت : رفتاری که با من در ایران شد و بی اعتمادی که از یک سری مسئولین دیدم که در واقع پوست مرا غلفتی کندند ، باعث شد که دلم چنان بشکند که نتوان جمعش کرد .

گلشیفته فراهانی نخستین بار در برابر دوربین ژان موندینو ، عکاس سر شناس فرانسوی و برای مجله مادام فیگارو لخت شد

گلشیفته فراهانی و لئوناردوکاپیرو

جایزه ها :

سال نتیجه رده جشنواره برای بازی در فیلم
نامزدشده بهترین نقش اول زن دوره نهم جشن خانه سینما ماهی‌ها عاشق می‌شوند
نامزدشده بهترین نقش اول زن دوره هشتم جشن خانه سینما بوتیک
نامزدشده بهترین نقش اول زن دوره دهم جشن خانه سینما[۳۰] میم مثل مادر
برنده جایزه هیئت داوران دوره سی و هفتم جشنواره بین‌المللی فیلم رشد میم مثل مادر
نامزدشده بهترین نقش اول زن دوره بیست و دوم جشنواره بین‌المللی فیلم فجر بوتیک
برنده جایزه بهترین بازیگر زن دوره بیست و ششم جشنواره بین‌المللی فیلم سه قاره نانت (فرانسه)[۳۱] بوتیک
برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما «اشک سرما»
نامزدشده بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر 《همیشه پای یک زن در میان است》
بهترین بازیگر

انتخاب نویسندگان و منتقدان

بیست و دومین جشنواره فیلم فجر «بوتیک» و «اشک سرما»
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر بخش بین‌الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر درخت گلابی

تاتر

سال نام تئاتر نقش یادداشت
۱۳۸۲ مریم و مرداویج مریم
۱۳۸۳ نرگس سیاه کارگاه
۱۳۸۴ مفتش فیروزه در ایران ممنوع شد
۱۳۹۱ یک رؤای خصوصی در آمریکا و کانادا به روی صحنه رفت.
فیلم‌شناسی گلشیفته فراهانی
سال نام فیلم نقش کارگردان یادداشت
۲۰۱۹ داکا سام هرگربو محصول بنگلادش
۲۰۱۸ شبی که جهان را می‌خورد دومینیک روشه
قسمت بالایی نیل برگر همکاری با نیکول کیدمن
دختران آفتاب بهار اوا هوسون
۲۰۱۷ آواز عقرب‌ها آنوپ سینگ
دزدان دریایی کارائیب: مردگان حکایت نمی‌کنند[۳۵] شانسا یواخیم رانینگ و اسپن سندبرگ
۲۰۱۶ آلتامیرا کونچیتا هیو هادسن
پترسون لورا جیم جارموش
بدبیاری‌های سوفی کریستف اونوره
۲۰۱۵ دو دوست مونا لویی گرل
۲۰۱۴ گلاب مریم جان استوارت
بهشت میا هانسن-لووه
اکسودوس: خدایان و پادشاهان[۳۶] نِفِرتاری ریدلی اسکات
۲۰۱۳ سرزمین شیرین فلفلی من گُوِند هنر سلیم
۲۰۱۲ سنگ صبور[۳۷] عتیق رحیمی
درست مثل یک زن رشید بوشارب
۲۰۱۱ قاعدهٔ سه لویی گرل فیلم کوتاه
۲۰۱۰ اگر بمیری، می کشمت سیبا هنر سلیم
خورش آلو با مرغ ایران مرجان ساتراپی
جای اژدها لیلا رولند جافه
۱۳۸۷ مجموعه دروغ‌ها عایشه ریدلی اسکات
درباره الی سپیده اصغر فرهادی
شیرین خودش عباس کیارستمی
همیشه پای یک زن در میان است مریم کمال تبریزی
۱۳۸۶ دیوار ستاره محمدعلی طالبی بازنویسی فیلمنامه
۱۳۸۵ سنتوری هانیه داریوش مهرجویی
نیوه‌مانگ نیوه مانگ بهمن قبادی
گیس بریده مریم جمشید حیدری
میم مثل مادر سپیده رسول ملاقلی پور
۱۳۸۴ به نام پدر حبیبه ابراهیم حاتمی کیا
۱۳۸۳ ماهی‌ها عاشق می‌شوند توکا علی رفیعی
۱۳۸۲ اشک سرما روناک عزیزالله حمیدنژاد
بابا عزیز نور ناصر خمیر
بوتیک اِتی حمید نعمت‌الله
۱۳۸۱ جایی دیگر رها مهدی کرم پور
دو فرشته آذر محمد حقیقت
۱۳۸۰ زمانه زمانه حمیدرضا صلاحمند
۱۳۷۹ هفت پرده فرشته فرزاد مؤتمن
۱۳۷۶ درخت گلابی میم داریوش مهرجویی

گلشیفته فراهانی و آنتونیو باندراس

بدون تردید خانم گلشیفته فراهانی هنر مندی است آزاده که هیچگاه تسلیم دستار بندان اشغالگر سرزمینش نشد و نام ایران و ایرانی را در زمانیکه بخاطر عملکرد زشت ملایان بی اعتبار و بی آبرو گشته است ، اعتباری و آبروئی بخشید .

 

دو پوستر از فیلم سنگ صبور با شرکت گلشیفته فراهانی به کارگردانی عتیق رحیمی کارگردان افغان .

سال 1385 سال درخشش خانم گلشیفته فراهانی بود . از این هنرمند فیلم دیگری بنام گیس بریده ساخته ی جمشید حیدری به نمایش در آمد که جامعه اسلام زده ی ایران را تکان داد .

مریم دختر جوانی است که در جامعه ی مرد سالار ایران اسلام زده مقابل تعصب احمقانه پدر سخت گیرش می ایستد .

فیلم بعدی خانم گلشیفته فراهانی ساخته ی داریوش مهرجوئی ، سنتوری است که این فیلم نیز در سال 1385 یکی از تاثیر گذارترین فیلم های سینمای جمهوری اسلامی است که به نظر میرسدکه رژیم ملائی قدرت و تیزی قیچی سانسورش را از دست داده است . علی ( بهرام رادان ) نوازنده چیره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان در اوج معروفیت به دام اعتیاد می افتد . همسر جوانش هانیه ( گلشیفته فراهانی ) او را ترک می کند که کاری غیر متعارف در سینمای ملائی است . علی مدتها در چادر و در میان دیگر معتادان زندگی می کند تا اینکه او را به آسایشگاه معتادان میبرند تا او ترک اعتیاد کند و در آخر فیلم زمانیکه پاک شده است از مسئولین می خواهد تا او را بخارج و به میان اجتماع نفرستند !! چون او اطمینان دارد که بیرون و در جامعه فاسدی که جمهوری اسلامی ساخته اعتیاد مجدد منتظر اوست .

اخراجی ها ، ساخته ی پاسدار مسعود ده نمکی ،که بخش های دو و سه آنهم ساخته شد ، کمدی پول سازی است که با برداشت از فیلم فرار بسوی پیروزی ساخته جان هیوستون با شرکت سیلوستر استالونه ، مایکل کین ، فوتبالیست مشهور پله ، و بابی مور آنهم بطور واژگونه بشرحی که خواهم داد ساخته شده است .

در اخراجی ها ی مسعود ده نمکی ، مجید دزد و جیب بر عاشق دختر گیوه دوزی بنام میرزا میشود که شرط ازدواج با دختر میرزا رفتن به جبهه جنگ ایران و عراق است . در جبهه با دوستان خلافکار خود که اسیر عراقی ها شده اند ، تیم فوتبالی تشکیل میدهند که باید با آنها مسابقه بدهند . در فیلم هیوستون ، تعدادی از سربازان آمریکائی که در جنگ جهانی دوم به اسارت آلمانها در آمده اند ، باید مقابل تیم سربازان آلمانی مسابقه فوتبال داده و در صورت بازنده شدن اختیاری آزادی خود را به دست بیآورند ، اما آنها بر تیم آلمان پیروز شده و در آخر فیلم وقتی زیر رگبار مسلسل سربازان آلمانی قرار میگیرند ، قهرمانانه جان میدهند .

رذالت پاسدار ده نمکی در آلوده کردن چنین داستانی با مشتی لومپن دزد و جیب بر تنها در هنر سینمای جمهوری اسلامی نهفته است .

فیلم های سال 1385 سینمای جمهوری اسلامی

آخرین ملکه زمین : محمد رضا عرب

آدامس بادکنکی : احمد حسنی مقدم

آدم : عبدالرضا کاهانی

آفتاب بر همه یکسان میتابد : عباس رافعی

آن سه : نقی نعمتی

آنکه دریا میرود : آرش معیریان

اتوبوس شب : کیومرث پور احمد

اخراجیها : مسعود ده نمکی

ارابه مرگ : رضا اعظمیان

ارتفاع 45/6 : سیامک شایقی

اقلیما : محمد مهدی عسگر پور

اگه میتونی منو بگیر : شاهد احمدلو

ایستگاه بهشت : نادر مقدس

باز هم سیب داری ؟: بایرام فضلی

بچه های ابدی : پوران درخشنده

بد شانس : بابک نوری

بی وفا : اصغر نعیمی

پاپیتال : اردشیر شلیله

پاداش سکوت : مازیار میری

پارک وی : فریدون جیرانی

پایان راه : افسانه منادی

پسران آجری : مجید قاری زاده

تصمیم کبرا : سیروس حسن پور

تله روباه : علیرضا اسحاقی

چند روز بعد : نیکی کریمی

چهار انگشتی : سعید سهیلی

حافظ : ابوالفضل جلیلی

حس پنهان : مصطفی رزاق کریمی

خاتون : سیروس الوند

خدا نزدیک است : علی وزیریان

خواستگار محترم : داود موثقی

خون بازی : رخشان بنی اعتماد

داشتن و نداشتن : افشین صادقی

دختر میلیونر : اکبر خامین

در مه بخوان : فریدون حسن پور

دریای پارس : کار گروهی

دستهای خالی : ابوالقاسم طالبی

رامی : بابک شیرین صفت

روایت های ناتمام : پوریا آذر بایجانی

راننده تاکسی : مهدی صباغ زاده

رز بی خار : محمد علی نجفی

رمز : محمد علی سجادی

روز باران : اسماعیل براری

روز بر می آید : بیژن میر باقری

روز سوم : محمد حسین لطیفی

رئیس : مسعود کیمیائی

زن بدلی : مهرداد میر فلاح
ژانی گه ل : جمیل رستمی

ساعت 25 : مسعود آب پرور

ستایش : محمد رضا رحمانی

سر بلند : سعید تهرانی

سر گیجه : محمد زرین دست

سنتوری : داریوش مهر جوئی

سینه سرخ : پرویز شیخ طادی

سنگ ، کاغذ ، قیچی : سعید سهیلی

سوغات فرنگ : کامران قدکچیان

سومین روز پس از مرگ : پرویز شیخ طادی

سه زن : منیژه حکمت

صبحی دیگر : ناصر رفائی

عاشق : افشین شرکت

غیر منتظره : محمد هادی کریمی

فقط چشماتو ببند : علیرضا امینی

قاعده بازی : احمد رضا معتمدی

قصه دلها : هوشنگ درویش پور

قصه عشق : بیژن بیرنگ

قفل ساز : علامرضا رمضانی

کلاهی برای باران : مسعود نوابی

کویر خون : خسرو سینائی

گاهی واقعی : رامین لباسچی

گرگ و میش : قاسم جعفری

گناه من : مهر شاد کارخانی

گوشواره : وحید موسائیان

گیس بریده : جمشید حیدری

لبه پرتگاه : بهرام بیضائی

مادر زن سلام : خسرو ملکان

ماه شب چهارده : محمد علی طالبی

مثل یک قصه : خسرو سینائی

محاکمه : ایرج قادری

مصائب دوشیزه : سید مسعود اطیابی

مقلد شیطان : افشین صادقی

من و دبورا : سید ضیا الدین دری

مهمان : سعید اسدی

میم مثل مادر : رسول ملاقلی پور

مینای شهر خاموش : امیر شهاب رضویان

نسکافه داغ داغ : علی قوی تن

نسل جادوئی : ایرج کریمی

نصف مال من ، نصف مال تو : و حید نیکخواه آزاد

نیما یو شیج : نادر کجوری

نیوه مانگ : بهمن قبادی

وقت لطیف شن : فریدون میر خانی

هدف اصلی : قدرت الله صلح میرزائی

هر چی تو بخواهی ( تعطیلات آخر هفته ) : محمد متوسلانی

یک قدم تا خدا : علی عطشانی

ادامه دارد

پاسخی بگذارید