سینماتوگرافی در ایران- بخش نُهُم

سینماتوگرافی در ایران

بخش نهم

پژوهشی متفاوت در احوال سینما

پژوهشگر و راوی : دکتر روزبه آذربرزین

در پایان سال 1351 خورشیدی علی حاتمی از جبهه سوم سینماگران ایران ، فیلم ستار خان را میسازد که با انتقاد دکتر شفیع امین ، نماینده مجلس شورای ملی ایران مواجه میشود . دکتر شفیع امین غیر مستقیم خطر موج نوئی های سینما را به آگاهی نخست وزیر ، امیر عباس هویدا میرساند :جناب آقای هویدا ، نخست وزیر معظم و محبوب ، با عرض سلام و ارادت تصدیع میدهد در خصوص فیلم ستار خان ، پریروز امکان توضیح کامل حاصل نشد . این است ناچارا با توجه به احساسات ملی – میهنی و احترام به خدمتگزاران این آب و خاک مقدس باستانی درگذشته و حال در نهایت صدق و صفا و بدون ذره ای نظر شخصی به استحضار میرساند که این فیلم با مندرجات تاریخ مشروطیت وفق نمی دهد و دور از حقیقت است و خدمات رجال صدر مشروطیت و جانبازان مشروطیت را درست نشان نداده ، بلکه وارونه جلوه داده اند که از نظر ملی – میهنی صلاح نمی باشد . خواهشمندم مقرر فرما ئید ، دو تن مورد اطمینان خودتان این فیلم را ببینند و نتیجه را به حضور عالی گزارش دهند تا تصمیم قاطع اتخاذ فرمائید . حتم دارم راضی نخواهید شد با حیثیت ملی یک جامعه از طرف عده ای مغرض بازی شود . جناب آقای همایونفر هم فیلم را مشاهده کرده اند . لطفا تحقیق فرمائید . ارادتمند دکتر شفیع امین 15 اسفند 1351خورشیدی .امیر عباس هویدا نخست وزیر زیر این نامه می نویسد : مذاکره شد . بایگانی شود !!!!

سال 52 را سال یورش خشونت و سکس بی پروا باید نامید . محتوائی که ضربه های سنگینی بر سینمای ما وارد آورد . آغاز سال 52 با فیلم جبارسرجوخه فراری ساخته امان منطقی شروع میشود . سکس ، خشونت ، طنز ، رقص ، آواز تمامی در فیلم جدید امان منطقی حضور دارند . با این فیلم پر فروش نام فردین بار دیگر سر زبانها می افتد .

امان منطقی سرمست از باده فروش فیلم جبار سر جوخه فراری فیلم شیخ صالح را با کپی از فیلم زنده باد زاپاتای الیا کازان میسازد .

رضا صفائی به عنوان پر کار ترین کارگردان سینمای تجاری با کپی فیلم انگلیسی آوائی در تاریکی ، فیلم معشوقه را میسازد . فیلم بعدی صفائی که کمدی بسیار لوس و بی مزه است با نام جعفر جنی و محبوبه اش با شکست مواجه میشود . آخرین فیلم صفائی ، بیگانه هم که طعنه به فیلم های پرسوز و گداز هندی میزند توفیقی به دست نمی آورد . نصرت الله وحدت که زمانی در سینمای ما وزنه ای بود و با دست خودش تمام اعتبارش را به آب سپرد بار دیگر در سال 1352 با فیلم کی دسته گل به آب داده باز میگردد . این فیلم در اکران اول یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان فروش می کند .

حسن ساسانپور کارگردانی که در ترکیه فیلم های مشترک با ایران را میساخت ، با شکست سخت فیلم فرزند شمشیر که در اکران اول فقط دویست هزار تومان فروش کرد ، دیگر حاضر به ساختن فیلم مشترک با ایران نشد . سال 52 سال بد اقبالی نصرت الله کریمی بود . عیالوارش که با شکست مواجه شد و فیلم خوش غیرت او که بازسازی فیلم آپارتمان بیلی وایلدر بود توقیف شد . منوچهر نوذری با خوش خیالی ، تمام پس اندازش را صرف ساختن فیلم خیالاتی می کند که تنها به مدت یک هفته روی پرده بوده و با شکست سختی که میخورد ، نوذری را از سینمای ایران اخراج می کند . محمد رضا فاضلی در سال 52 موفق به ساختن چهار فیلم میشود : جنوبی ، براساس زندگی مهوش ، مغربی که کپی فیلم اتللو بود . مصطفی لره که کپی فیلم صادق کرده بود و مامور ما در کراچی . قدرت الله احسانی فیلم بی پروای بدکاران را میسازد که با شکست سنگین در های آریانا فیلم را برای همیشه می بندد .

سال 52 ، پرونده منوچهر قاسمی با دوفیلم بی ارزش شلاق و هفت مرد دلاور و حسین قاسمی وند با فیلم باجناق بسته میشوند .

پرویز صیاد ، فیلم صمد به مدرسه را میسازد . فیلمی که در مجموع توانست چهار میلیون تومان فروش کند . این فیلم پر فروش ترین فیلم سال 52 بود .

موفقیت صمد به مدرسه میرود از دید منتقدان اینگونه تفسیر شده بود : سینمای ایران به تبعیت ناشیانه از سکس و خشونت ، خانواده ها را از دست داده بود و سالن سینما ها را جوانان عزب اشغال کرده بودند . فیلم صمد نیاز خانواده ها را بر آورد .

فریدون ژورک با کپی فیلم پیشتازان مرگ ، سراب را میسازد که در اکران اول شش صد هزار تومان فروش می کند .

رضا میرلوحی در رقابت با محمد رضا فاضلی که فیلم مغربی را بر اساس داستان اتللو ساخته ، او نیز با کپی فیلم اتللو ، فیلم شورش را میسازد .

داود اسماعیلی با کپی فیلم کت بالو ، فیلم غول را میسازد که با فروش نسبتا خوب همراه است .

از فیلم تنها و گلها ساخته ابوالقاسم ملکوتی باید نام ببرم که تنها 70 هزار تومان فروش کرده و تهیه کننده را به ورشکستگی رساند .

منوچهر انور، تاترچی در تجربه سینمائی اش فیلم شهر قصه را میسازد که بر خلاف تاترآن با شکست مواجه میشود . تاتر شهر قصه بیژن مفید از محبوب ترین و مشهور ترین نمایشات در دهه پنجاه بود .

آرامش در حضور دیگران ، نخستین فیلم بلند ناصر تقوائی است که در سال 1349 ساخته شد و پس از چهار سال وقفه به نمایش در آمد .

این فیلم بر اساس نوشته دکتر غلامحسین ساعدی ( شبچراغ ) ساخته شد . این فیلم از روز بیست و دوم فروردین 1352 در سینما کاپری تهران به نمایش در آمد .آرامش در حضور دیگران تقوائی ، انتخاب فضای پوشیده و تاریکی است که جنون پنهانی و آرام آدم های طبقه متوسط و مرگ آدم های پوسیده جامعه آنروز ایران را فاش می کند . تقوائی موفق در نشان دادن آدم هائی است که در خلاء محض عاطفی و حسی ، بدون هیچ رابطه امید بخشی ، در تاریکی درختان و شب پر ازدحام تهران بزرگ ، یایه های گمشده و خیال های سوخته را با وحشت و هراس تعقیب می کنند . در این فیلم ، تقوائی دست به فضاسازی خاصی میزند که تا آن زمان در سینمای ایران شاهد آن نبودیم . خفقان حاکم بر خانه به وضوع قابل لمس است . این فیلم با اعتراض جامعه پرستاران ، نمایشش متوقف میشود .

ناصر تقوائی

این کارگردان ، نویسنده و طراح صحنه در سال 1368 و در زمان اشغال دستار بندان تازی پرست ، با ساختن فیلم ای ایران ، نشان داد که هویت نداشته و چگونه تسلیم آخوند ها میشود . ای ایران ، داستان ناسپاسی ناصر تقوائی و محمد علی سلطلن زاده را به شکلی تهوع آور بیان میدارد . اکبر عبدی ( سر گروهبان مکوندی ) در پایان حکومت شاه فقید به فرماندهی ژاندارمری ده ماسوله منصوب میشود . مکوندی که در فساد و تباهی !!!!! غرق است ، نتوانسته در ماسوله نظم را بر قرار کند و در این ده حکومت نظامی !!!!!!!! اعلام می کند .ولی اهالی با جعل سند به گروهبان مکوندی ارتقاء درجه داده !!!!!!! و او بخاطر این لطف مردم !!!!!!!! حکومت نظامی را لغو می کند و از معلم مدرسه ( حسین سرشار ) می خواهد تا برای روز ارتقا درجه او سرودی بنویسد . ناصر تقوائی با بیشرمی در سروده گل گلاب ، ای ایران … ای مرز پرگهر دست میبرد و در آخر فیلم پسر مکوندی به پدر پشت کرده و به صف طرفداران کر و کور خمینی وژن می پیوندد . در این شرم نامه که با آن فیلم ای ایران ساخته میشود ، به غیر از اکبر عبدی و حسین سرشار که مزد خوش خدمتی خود را از آخوند ها گرفت و او را در یک تصادف ساختگی در آبادان به قتل رساندند ، حمید جبلی ، ثریا حکمت ، پوراندخت مهمین ، محمد ورشوچی ،غلامحسین نقشینه ( دائی جان ناپلئون ) واکبر معززی ایفای نقش ناسپاسان را به عهده داشتند . موسیقی متن این فیلم از ناصر چشم آذر و فیلمبرداری آنرا محمود کلاری انجام داد .

سال 52 ُسال ارائه سه اثر برتر سینمای ایران توسط امیر نادری است .

تنگنا ، تنگسیر و ساز دهنی .

تنگنا با فروش 380 هزار تومان ، تهیه کننده این فیلم علی عباسی را ناامید می کند . از آنجا که نادری در فیلم هایش قهرمان پروری نمی کند و آخر فیلم هایش با غم و مویه تمام میشود ، مورد توجه تماشاگران سینمای ایران قرار نمیگیرد . دربدری آدمها و بی هدفی آنان در زندگی دستمایه امیر نادری برای فیلم سازی است .تنگنا مستقیما به زندگی مردم کوچه و بازار مربوط میشود . امیر نادری در حقیقت دست به یک گونه جامعه شناسی میزند . مردمی که هیچگاه در باره آنها به صورت یک عنصر جامعه فکر و تحقیق نشده است . اگر فیلم نادری ، تنگنا ناموفق بود بخاطر این است که مردم دوست ندارند بدبختی خود را باز بینی کنند . مردم ما سینمای رضا صفائی و سیامک یاسمی را دوست دارند که مردی را از قعر اجتماع به همه چیز برساند . او را داماد قارون کند و مرد بخاطر صداقت !! و پاکدامنی !! ولی بدون کوچکترین علم و تجربه صاحب کارخانه پدر زنش شود .

برداشت نام فیلم در جمهوری اسلامی که ده ها مورد آنرا دیده ایم.

فیلم بعدی امیر نادری ، ساز دهنی است که بد جوری به جماعت تماشاگر شبیخون می زند . سازنده فیلم میان دو دنیای واقع گرایانه و نماد گرایانه چنان بلاتکلیف است که تماشاگر آگاه را به داوری دوگانه می کشاند .

برخی از منتقدین سینمائی ، تنها برای اینکه برگهای نشریه خود را پر کنند چنین نقد می کنند که : مگر ساز دهنی چه قیمتی دارد ، که راجع به آن فیلم ساخت !!!!!!

امیر نادری این فیلم را برای کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان میسازد .

تنگسیر امیر نادری به اکران در می آید . این فیلم بر مبنای نوشته صادق چوبک بر اساس اتفاق واقعی که در سال 1303 خورشیدی در بوشهر رخ میدهد ، ساخته میشود . امیر نادری میگوید : من فیلم را تنها بر اساس نوشته آقای چوبک نساختم . من چند بار به بوشهر رفتم و در آنجا با پیرمردهای بسیاری صحبت کردم که برخی از آنها شاهد ماجرای زائر محمد بودند . نقد های آن زمان در مورد این فیلم آن چنان آبکی است که حیف از اتلاف وقت و خواندن و بازگو کردن آنها . البته کمتر منتقدی جرات آنرا داشت که در آن زمان به آخوند بگوید بالای چشمت ابرو است

.

زائر محمد تنگستانی برای گرفتن پول خود از کسانیکه مال او را بالا کشیده اند ، به مبارزه بر می خیزد . این مبارزه در ابتداء جنبه خصوصی دارد که بعد ها به مبارزه گروهی مردم که آنها نیز حقشان توسط بازاری های بوشهر که در پناه آخوند های این شهر هستند تبدیل میشود . زمانیکه از او می خواهند تا اجازه دهد که حضرت عباس تقاص او را از ستمگران بگیرد ، زائر محمد که اکنون او را شیر محمد می خوانند میگوید : مگر من خودم عاجزم که حضرت عباس تقاص مرا بگیرد .

شوربختانه تمامی منتقدین فیلم از ترس آخوند ها ، سکوت کرده و تنها به اختلاف داستان تنگسیر و فیلم اشاره کرده اند . آن زمانیکه نویسندگان ما میبایستی حقایق فیلم را بیان و به آگاهی مردم برسانند با سکوت خود ، راه سقوط ایران را برای دستار بندان اشغالگر تازی پرست هموار میکردند .

در سال 1352 خسرو یحیائی که تحصیلات سینمائی خود را در آمریکا به اتمام رسانده ، فیلم زنجیری را با شرکت فرج ساجدی و نیلوفر میسازد . این فیلم که بسیار بچگانه بوده و بیشتر به فیلم هائی میماند که نوجوانان با دوربین هشت میلمتری میسازند ، با شکست مالی سختی مواجه میشود

فیلمبرداری بسیار بد قاسمی وند نیز به شکست فیلم کمک می کند . عین همین نوع فیلمبرداری را خصوصا در فیلم هائی که در جمهوری اسلامی ساخته شده ، شاهدیم . برای مثال فیلم دو روی سکه ساخته محمد متوسلانی که توسط رضا بانکی فیلمبرداری شده به نوار تاریک و متحرک دوساعته شبیه است تا فیلم سینمائی .

این بارمسعود کیمیائی با دستمایه قرار دادن داستان اوسنه بابا سبحان محمود دولت آبادی فیلم خاک را میسازد . کشش ذهنی مسعود کیمیائی بسوی فاجعه است که احتمالانقطه تمرکز وحشت برای ضمیر نا آگاه اوست .، مسعود کیمیائی چنان متاثر است که هر چه در عمق آن فرو میرود ، به انتهای وحشت مطلق نمی رسد . در خاک ،کیمیائی طبق معمول به کوبیدن فئودالیسم و طبقه حاکم مشغول است . کیمیائی فراموش کرده که امروز مسئله فئودالیسم تغییر کرده و دیگر به زمین مربوط نیست ، نه آنطوریکه کیمیائی به حیثیت و

شرف زمین !!!!! دلبسته است

.

قدر مسلم این است که نقطعه ضعف کیمیائی همیشه فیلم نامه های او بوده است . فیلمنامه های او همواره از دو عامل مهم رنج برده اند : اول ، از هم گسیختگی ساختمان داستان و عدم علیت و ارتباط منطقی بین حوادث سطحی، ظاهری و واقعیت و دوم : عدم شناخت عاطفی – حسی و در مراحل بعدی علمی – ادراکی . کیمیائی در فیلم خاک بدون اینکه متوجه شود به ورطه تورم شعار گونه دیالوگ ، مجرد گوئی و دور شدن از آداب و سنن ده افتاده است . کدام دهاتی ایرانی را سراغ دارید که برادر گوش بر شکم زن برادر بگذارد تا صدای قلب جنین او را بشنود ؟ در تمام فیلم های این کارگردان بخوبی متوجه میشویم که او با معده و روده فکر می کند نه با مغز و چه درد بزرگی است که بسیاری ازاو به عنوان کارگردان صاحب نام سینمای ایران نام میبرند . زن فرنگی فیلم خاک سمبل امپریالیسم سرمایه داری صنعتی غرب است که دارد اهرم استثمار فلاحت مکانیزه شده را به دست میگیرد تا جلوی گاو آهن را برای شخم زمین بگیرد .

کدام تماشاچی از بوی سیاست زشت و ضد ملی مسعود کیمیائی متاثر نمی شد ؟ پس از نمایش خاک ، محمود دولت آبادی سخت به مسعود کیمیائی تاخت ، که تو با دخل و تصرفت در داستان من رنگ خشونت رسوا دهنده ای به آن داده ای. آیا سرنوشت شخص مبارز جنون و در نهایت نابودی اوست ؟. فیلم از ایرادهای تکنیکی پر است . وقتی صالح را تا گردن در خاک فرو کرده اند و باران سیل آسائی می آید ، حرکت ماشین غلام با گرد و خاک زیاد همراه است . یا زمانیکه در بیابان غلام در ماشین را باز می کند تا مادرش را به گرگها بسپارد !!! انعکاس نور پروژکتورها در شیشه اتوموبیل دیده میشود . زیر ابرو برداشتن شوکت زن روستائی تو ذوق میزد . صالح را از داخل گودال و از زیر خاک و باران خارج می کنند اما لبا سش تمیز و خشک است . مذهب و گریه و زاری و ابوالفضل ابوالفضل گفتن در فیلم های کیمیائی همیشه جا داشته و دارد ، همانطوریکه فاجعه سازی در فیلم های او حد و مرز ندارد .

کیمیائی نمی خواست تا نظام کهنه فئودالی را بررسی کند ، اشاره او به پسله و عوارض آن است. در صد ارباب زن فرنگی در ایران به صفر نزدیک است . کدام زن فرنگی را شما سراغ داشتید تا در زمان شاه فقید با امکانات شهری فراوان و رفاه ، ده را به شهر ترجیح دهد ؟

نکته تاثر آور فیلم زمانی بود که مردم ده با اینکه مرگ مصیب را می بینند ، اما با گرفتن یک کیلو گوشت شتر به صالح و بابا سبحان پشت می کنند . کیمیائی با اینکار مردم ده را بسته بندی کرده و از مقابل پای ارباب فرنگی و غلام ،مزدور جنایتکار ارباب بر میدارد .

خاک با فروش دو میلیون تومان در اکران اول ، از فروش خوب بر خوردار بود .

حسین رجائیان تحصیلکرده سینما از آمریکا در بازگشت به ایران فیلم هشتمین روز هفته را میسازد که اولین و آخرین کار اوست . این کارگردان به سرطان مبتلاء و میمیرد .

در سال 52 شاهد دو رخداد سینمائی دیگر هستیم : یک اتفاق ساده ساخته سهراب شهید ثالث و مغولهای پرویز کیمیاوی .

سهراب شهید ثالث ، متولد 1322 خورشیدی . فارغ التحصیل کنسرواتور مستقل سینمای فرانسه . مستند سازی که پس از هفت سال مجال ساختن فیلم یک اتفاق ساده را پیدا می کند .

زنده یاد سهراب شهید ثالث

در آن زمان نقد های بسیاری بر این فیلم رفت که بسیارشان مثبت بود . پرویز دوائی در پاسخ معترضین نوشته بود : چرا شما هیچ اعتراضی به ارنست همینگوی که در داستان نویسی شیوه سهراب شهید ثالث را دارد ، نمی کنید ؟ حالا که یک ایرانی اینکار را کرده معترض شده اید ؟ آربی اوانسیان پس از تماشای فیلم گفت : یک اتفاق ساده ما را به نگاه دعوت می کند . زمان حال ما را به مقایسه ، مجادله و معامله می کشد .نگاه ما میتواند به هرز برود یا بالعکس .

طبیعت بیجان ، فیلم تحسین بر انگیز دیگری از سهراب شهید ثالث

اسماعیل نوری علا ء ، تجزیه طلب و خائن امروز نیز میگوید : من یک اتفاق ساده را به عنوان یک فیلم قابل عرضه به فستیوال جدی نمی گیرم !!! من اگر اعتراضی به این فیلم دارم بیشتر به خاطر حضور در فستیوال است !!

این اظهار نظر را از کسی می شنویم که در سینمای ایران به سال 1350 فیلم جاهل مآبانه ایوب را نوشت . در همان سال فیلم مردان سحر را ساخت و در سال 1351 فیلم مطرب را . نوری علاء در سال 1358 ایران را ترک گفته و به انگلیس رفته و کماکان در راستای خیانت های خود سردسته تجزیه طلبان خارج از کشور است .

در مردان سحر اسماعیل نوری علاء ، آقای معز ثروتمند معروف و آقا زاده اش جهان ، هر دو عاشق زنی بنان مهین هستند . پدر برای اینکه پسرش را از سر راه بردارد ، او را وادار به نزاع با پهلوان محل می کند و پهلوان پسر را می کشد !!!

در مطرب اسماعیل نوری علاء ، مردی دزد پس از مدتها از زندان آزاد میشود و در مسیر حادثه ای حاضر میشود برای حفظ آبروی دختر فریب خورده ای که حامله است ، با او ازدواج کند !!!!!! صاحب بچه بر گشته و هردوی آنها کشته میشوند و فرد دزد بچه را به فرزند خواندگی قبول می کند .

فکر علیل اسماعیل نوری علاء و خالق آثار جاویدان سینمای ایران !!!!!: ایوب ، مردان سحر و مطرب وقتی یک اتفاق ساده سهراب شهید ثالث را می بیند یخ میزند .

سهراب شهید ثالث مثل بسیاری از سینماگران نعلین بوس ، وجود آخوند را تحمل نکرد و به آمریکا آمد و شوربختانه در شرق آمریکا در فقر مرد . او پول نداشت تا قبض تلفن آپارتمانش را بپردازد . اگر او تلفن داشت با دیدن علائم اولیه سکته قلبی میتوانست 911 را آگاه کند و زنده بماند .

در کنار اسماعیل نوری علاء ، هوشنگ طاهری ، جمشید ارجمند ، هوشنگ حسامی و ش. ناظریان از این فیلم بدگوئی و در مقابل این عده آربی اوانسیان ، احمد رضا احمدی ، منوچهر انور ، بهرام ری پور ، رضا سهرابی و فریدون معزی مقدم زبان به تمجید آن گشودند .

مغولها ، نخستین ساخته پرویز کیمیاوی .

پرویز کیمیاوی متولد 1318 خورشیدی ، فارغ التحصیل مدرسه ی وژیرار و مدرسه ایدک فرانسه . او نیز پس پنج سال مستند سازی فیلم بلند مغولها را میسازد . این فیلم در جشنواره هنر باعث معروفیت او میگردد . البته فیلم مستند و کوتاه او پ ، مثل پلیکان که در طبس خراسان ساخته بود ، موجب شناسائی اش شده بود .

کیمیاوی دکور را دوست نداشت ، هنر پیشه های معروف و حرفه ای را دوست نداشت . او ایده و خواسته هایش را در محل با امکانات موجود بنا می گذاشت .او از حالت حکایتی و رپرتاژِ گریزان بود . تمام دیالوگ فیلم هایش سر صحنه پایه گذاری میشد . در پ، مثل پلیکان آقا سید علی میرزا دنیای خودش را داشت و کسی حرفایش را به او دیکته نمی کرد . شوربختانه آقا سید علی در زلزله مهیب طبس در سال 1357 جان باخت

پرویز کیمیاوی عاشق فیلم های صامت است . او میگوید : آدم هنری را نمی شناسد ، مگر تاریخچه آن را بخوبی نداند . کیمیاوی با ساختن مغولها به جستجوی سینما میرود . مغولها ار لحاظ فرم در تمام تاریخ سینمای جهان یکتا است .

زلزله مهیب طبس – شهریور 1357 خورشیدی

.

پرویز کیمیاوی

فیلم های سال 1352 سینمای ایران :

جبار سر جوخه فراری – امان منطقی

کاکا سیاه – امیر شروان

پریزاد – سیامک یاسمی

شهر قصه – منو چهر انور

معشوقه – رضا صفائی

زن باکره – ذکریا هاشمی

کی دست گل به آب داده – نصرت الله وحدت

آرامش در حضور دیگران – ناصر تقوائی

تنگنا – امیر نادری

فرزند شمشیر – حسن ساسانپور

پاپوش – اسماعیل پور سعید

عیالوار – پرویز نوری

بندری – کامران قدکچیان

زنجیری – خسرو یحیائی

هلوی پوست کنده – عباس دستمالچی

خیالاتی – منو چهر نوذری

کیفر – عبدالله غیابی

جنوبی – محمد رضا فاضلی

جعفر جنی و محبوبه اش – رضا صفائی

بد کاران – قدرت الله احسانی

قیامت عشق – هوشنگ حسامی

شلاق – منوچهر قاسمی

ناخدا – امیر شروان

با جناق – حسین قاسمی وند

گریز از مرگ – ناصر محمدی

خورشید در مرداب – محمد صفار

بیقرار – ایرج قادری

آقا مهدی کله پز – منو چهر صادقپور

خوشگذران – نصرت الله وحدت

نامحرم – عزیزالله بهادری

نعمت نفتی – عباس کسائی

غریب – غلامرضا سرکوب

صمد به مدرسه میرود – پرویز صیاد

حریص – ایرج رضائی

سراب – فریدون ژورک

در آخرین لحظه – ناصر محمدی

عروس و مادر شوهر – جواد طاهری

جنگجویان کوچولو – دکتر اسماعیل کوشان

قصه شب – فردین

گدای میلیونر – محمود کوشان

طاهر – قدرت الله بزرگی

دشمن – خسرو پرویزی

خاک – مسعود کیمیائی

شیخ صالح – امان منطقی

علی کنکوری – مسعود اسدالهی

قصه ماهان – جواد طاهری

صخره سیاه – مازیار بازیاران

بلند پرواز – احمد صفائی

هشتمین روز هفته – حسین رجائیان

شورش – رضا میر لوحی

گرگ بیزار – مازیار پرتو

کج کلاه خان – صابر رهبر

مترس – عزیزالله بهادری

مروارید – اسماعیل پور سعید

محبوب بچه ها – جواد طاهری

پسر خوانده – جمشید شیبانی

نفرین – ناصر تقوائی

اکبر دیلماج – خسرو پرویزی

مکافات – کامران قدکچیان

دل خودش می خواد – سیامک یاسمی

بوسه بر لبهای خونین – ساموئل خاچیکیان

یک اتفاق ساده – سهراب شهید ثالث

بی حجاب – ایرج قادری

قربون زن ایرونی – رضا صفائی

ساز دهنی – امیر نادری

مغربی – محمد رضا فاضلی

تعقیب تا جهنم – ربرت اکهارت

خروس – شاپور قریب

تنگسیر – امیر نادری

قربون هر چی خوشگله – نظام فاطمی

روسیاه – اسماعیل پور سعید

غول – داود اسماعیلی

ناخدا با خدا – نصرت الله وحدت

تنها و گلها – ابوالقاسم ملکوتی

مردها و نامرد ها – عباس کسائی

مغولها – پرویز کیمیاوی

مصطفی لره – محمد رضا فاضلی

شرور – ناصر محمدی

تیغ آفتاب – امیر شروان

بیگانه – رضا صفائی

هفت مرد دلاور – منوچهر قاسمی

مامور ما در کراچی – محمد رضا فاضلی

سال 52 دولت امیر عباس هویدا به فکر برگزاری هفته فیلم سینمای جوان ایران از بیست دوم تا بیست نهم فروردین 1352 در پاریس می افتد . در این خصوص مهرداد پهلبد وزیر فرهنگ و هنر جزئیات امر را به آگاهی نخست وزیر میرساند : این برنامه به نحو مطلوب و رضایت بخشی در پاریس برگزار شد . طبق اظهار نظر سفارت شاهنشاهی ایران و گزارش نماینده این وزارت، عرضه آثار هنری سینمای ایران از لحاظ اقتصادی و شناساندن بیشتر کشور ، نتایج بسیار ارزنده ای در بر داشته است ، بطوریکه هم اکنون چندین فیلم از فیلم های سینمای ایران در فرانسه خریدارانی پیدا کرده است . برای فیلم های مشترک هم مذاکراتی انجام شده است . مجاهدت جناب آقای بوشهری مدیر عامل و رئیس هیت مدیره خانه ایران در پاریس و توجه خاص ایشان در حسن اجرای این برنامه حائز کمال اهمیت بوده است . درنظر است که هفته فیلم ایران در کشورهای انگلستان ، بلژیک ، دانمارک ، پاکستان ، مصر و الجزایر هم برگزار شود .خواهشمند است دستور فرمائید برای کمک به اجرای این برنامه دویست هزار تومان در اختیار وزارت فرهنگ و هنر قرار گیرد . وزیر فرهنگ و هنر : مهرداد پهلبد .

عبدالمجید مجیدی ، وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز نظر مساعدی نسبت به اجرای هفته سینمای ایران در شهرهای مختلف جهان دارد .سازمان برنامه و بودجه برای تمام موارد این اجراها اعم از هزینه های زیر نویس فیلم ها ، چاپ برو شور ، اعزام هنرمندان و کارگردانها ، حمل و نقل و گمرگ و تبلیغات محلی مبلغ چهار صد هزار تومان تعین بودجه می کند .

در دیماه 1352 تلویریون دانمارک می خواهد تا فیلمی تحت فرنام پانوراما که برای دولت ایران خوشایند نیست را نشان دهد که جلوی نمایش آن به عللی که مشخص نشد گرفته میشود . پرویز سپهبدی ، سفیر ایران در دانمارک به وزیر امور خارجه عباسعلی خلعتبری پشنهاد می کند تا یک تخته قالی به عنوان تشکر به کسی که مانع نمایش فیلم شده اهدا شود . وزیر مشاور ، هادی هدایتی ، موافقت نخست وزیر را گرفته و قالیچه ای به مبلغ چهار هزار تومان خریداری و به کپنهاک می فرستند .

سال 1353 سینمای ایران را با سخنرانی خانم شمس الملوک مصاحب سناتور مجلس سنا آغاز می کنم . ایشان در جلسه علنی روز دو شنبه سیزده خرداد 1353 در مورد فیلم های سینمائی تذکراتی میدهد که به آن می پردازم .

ده سال پیش ، یعنی در اسفند 1343 کودک چهار ساله ای به نام بهمن آقا خان تهرانی ، در حالیکه جلوی خانه اش مشغول بازی بود ، مفقودشدو سپس جسد او را در جعبه ای کنار جاده یافتند . پیش از او طفل بیگناه دیگری بنام رضا ودودی را با شکنجه به قتل رسانده بودند . بنده در تاریخ چهارشنبه نوزدهم اسفند 1343 مشروحا راجع به حمایت اطفال صحبت کردم و مخصوصا اشاره کردم که مکتبی در حال پیدایش و رشد و توسعه است و آن مکتب فساد و جرم و جنایت است . من از دولت چند سئوال کردم و به دولت هشدار دادم که عوامل و ریشه های آنرا بیابند و خشک کنند . در اردیبهشت 1344 ، وزرای دادگستری و اطلاعات پاسخ هائی دادند و وعده هائی که این وعده ها مانند 999 وعده های دیگر خوبان وفا نکرد . امروز عمق فاجعه به جائی رسیده که بچه ها را جلوی در خانه ، از دو قدمی اتوموبیل پدر و مادر و از جلوی مدرسه می دزدند و به فجیع ترین وضع می کشند . آدم کشی و قتل و تجاوز و خشونت در آداب و هنجار و فلسفه فرهنگ و زندگی و تعلیم و تربیت ما نبوده ( ایکاش امروز کسی چون دکتر شمس الملوک مصاحب در مجلس شورای اسلامی داشتیم تا به فساد و جنایت گسترده در جامعه اسلام زده ی ما بپردازد ، هرچند خود رژیم عامل اصلی قتل و جنایت و دزدی است ) .

آدم کشی را ، قتل و جنایت را ، بچه دزدی را به ما تحمیل کرده اند . فرهنگ ما فرهنگی است سرشار از عالی ترین عواطف انسانی و بشر دوستی و احترام به حقوق بشر . امروز مکتبی مقابل مکتب ما قد علم کرده است که به مردم ما درس خشونت ، آدم کشی ، بی اعتنائی به حقوق افراد ، عرق خوری ، عربده کشی ، چاقو کشی ، پشت پا زدن به تقوا و عفت و اخلاق میدهد . معلمان ورزیده و بسیار ماهر آن کارگردانهای سینمای ما هستند . وقتی نوجوانان ما می بینند که به سهولت میتوان قاچاق مواد مخدر کرد ، به سهولت میتوان آدم کشت ، زیر ماشین گرفت ،به حریم دیگران تجاوز کرد ، وقتی دو ساعت راجع به مزیت چاقو وچاقو کشی برای او داد سخن میدهند و آنرا با نور و رنگ و صدا جلا میدهند ، تا اعماق روح افراد نفوذ می کند . ببینید چه چیزهائی را بنام فرهنگ ملی و آداب و سنن ایرانی به مردم تحویل میدهند . در کجای قومیت و فرهنگ ما تا به کسی گفتند احوالت چطور است سر طرف را میبرند و یا جوابش با گلوله میدهند ؟ این موج ، نابود کنندگان فرهنگ ما هستند . تمام فرهنگ ما از دید این افراد ، از قهوه خانه ، گذر لوطی صالح و چاقو و چاقو کشی و زن بدکاره و جاهل عرق خور و مشتی الفاظ پوسیده و خاک گرفته قدیمی و چاله میدانی شروع و به آن ختم میشود . فیلم های سینمای ما نمونه کامل بی ذوقی ، بی هنری ، بی فکری ، بی هدفی ، نداشتن اندیشه و ابتکار و زائیده تخیلات زبون و خرافی و سر کوفته غرایز و امیال و هوا و هوس است که جز سر کشی و عصیان و طغیان و فساد نمی آموزد . آداب لوطی گری و عیاری و فتوت و جوانمردی عبارت شده از چاقو و قمه پرشال کمر ، قیافه های مفلوک که آثار اعتیاد و ادبار از آنها نمایان است .

پس از سخنان خانم سناتور مصاحب ، غلامرضا کیانپور وزیر اطلاعات و جهانگردی در ارتباط با عزت الله یزدان پناه مشاور و معاون پارلمانی

نخست وزیر بر ضرورت سخت گیری در امر صدور مجوز نمایش فیلم ها تاکید می کند . مهرداد پهلبد نیز در این زمینه خواهان آن است که تهیه کنندگان و کارگردانهای سود جو به مشاغل دیگری بپردازند !!

در هشت آبان 1353 ، اتحادیه سینما داران تهران اعلام می کند که در سه ماهه اخیر سینماهای دنیا ، مهتاب ، مونت کارلو ، فری ، فیروزه ، جهان و امپریال بخاطر مشکلات مالی و عدم دخل و خرج تعطیل شده اند . بهای بلیط سینما در ایران ارزان و عوارض شهرداری بسیار است .

سال 53 ، سال فروکش هیاهوی جبهه سومی هاست . از این فرصت به دست آمده سینماگران تجاری ایران سود برده و ممل آمریکائی را شاپور قریب میسازد که با فروش دو میلیون و یکصد هزار تومان ، پر فروش ترین فیلم سال 53 میشود . شارلاتان هفت خط و دزدی که با قالپاق دزدی در استادیوم آریا مهر به هنگام مسابقه فوتبال به تماشاگران معرفی میشود ، عشق رفتن به آمریکا را دارد . او با کمک یک فاحشه که برای زنی مرد باره و پولدار کار می کند ، موفق به گرفتن ویزای آمریکا شده ولی در فرودگاه او را بجرم دزدی میگیرند و در دادگستری دوستش حسن پپه را می بیند که برای او در حالیکه در زندان بوده ، حرف از داشتن پمپ بنزین در آمریکا میزده .

عزیزاله بهادری هم به کپی کردن فیلم های هندی ادامه داده و دو فیلم گل پری جون و سلام بر عشق را میسازد . گل پری جون کپی سه فیلم هندی سیتا و گیتا ، رام و شام و حلال و حرام و سلام بر عشق هم کپی فیلم هندی داغ است .

محمود کوشان هم با تغیراتی کوچک در فیلم مرده و جاده های ناصر ملک مطیعی ، فیلم جدید اوستا کریم نو کرتیم را میسازد .

پرویز کاردان با تصور اینکه اگر مراد برقی را به سینما بیآورد ، میتواند با آن پول بسازد ، فیلم مراد برقی و هفت دخترون را میسازد که با شکست مالی مواجه میشود . فروش این فیلم به پانصد هزار تومان هم نمی رسد . فیلم میرم بابا بخرم امان منطقی که دنباله بابا نان داد اوست

موفقیتی کسب نمی کند .

امیر شروان هم که داستانهایش ته کشیده با کپی فیلم بلوچ ، فیلم ترکمن را میسازد که تنها شش صد هزار تومان فروش دارد .

فریدون ژورک با ساختن آقا مهدی وارد میشود ، پای بندی خود را به سینمای جاهلی و چاقو کشی ابراز میدارد .

رضا میرلوحی پس از تپلی در راه سقوط گام بر میدارد . آقای جاهل را با کپی ناشیانه از فیلم رقاصه ساخته و چون فیلم مواظب کلات باش او بیش از یک میلیون تومان فروش می کند ، او با سینمای جبهه سومی خداحافظی و به سلک جاهل سازان سینمای ایران در می آید .

در سال 53 به کم فروش ترین فیلم سینمای ایران بر میخوریم ، سر طلائی بر مبنای زندگی همایون بهزادی بازیکن سر شناس تیم ملی فوتبال که آنرا شعاع الدین مصطفی زاده ساخته و رکود فروش 180 هزار تومانی را نصیب خود می کند . پرویز صیاد در گرایش بسوی سکس در سینمای بومی و نقش آن در کشیدن تماشاچی به سالن سینما ، فیلم صمد آرتیست میشود را میسازد .

این فیلم یک میلیون و هشتصد هزار تومان فروش می کند .

وحدت ، چسبیده به حربه سکس ، فیلم شوهر کرایه ای ، بازسازی فیلم مسافری از بهشت خود اوست که در سال 1342 از روی فیلم الساندرو بلازتی ( چهار قدم در ابرها ) کپی کرده بود .

کپی دوم فیلم بلازتی ، یعنی شوهر کرایه ای مملو از سکس بجا و بی جا یک میلیون و سیصد هزار تومان فروش می کند .

سال 53 ، سال فیلم سازی امیر مجاهد و فرزان دلجواست . این دو با کپی فیلم دوستان لوئیس گیلبرت ، دوستان ، فیلم یاران را میسازند .

 

نمونه دیگری از کپی نام فیلم های قدیمی در سینمای جمهوری اسلامی

در این سال سعید مطلبی با کپی فیلم ستیزه جویان استانلی کرامر ، ناجور ها را با شرکت فردین و بیک ایمانوردی میسازد .

 

ناجورها

فریدون گله ، زیر پوست شب را با شرکت مرتضی عقیلی در نقش قاسم سیاه ، آسمون جلی که برای داشتن سکس با یک توریست خارجی دنبال جا می گردد !!!را میسازد . این فیلم به مدت 77 روز در سینما کاپری نشان داده میشود و 900 هزار تومان تنها از این سینما فروش می کند .

نگاه فریدون گله متفاوت از دیگران به آدم هائی است که در یک شهر بزرگ مثل تهران جائی نداشته و ناچارند در حاشیه زندگی کنند و در خود فرو روند . در این فیلم نشانی از قهرمان پروری و چاقو کشی و رقص کاباره ای نیست .

مرتضی عقیلی و سوزان گیلبر در زیر پوست شب

محمد متوسلانی هم فیلم سازش را با شرکت بهروز وثوقی ، شارلاتان هفت خطی که با خالی بندی خود را به پست رئیس انجمن شهر میرساند، فصل جدیدی در کار متفاوت خود ارائه میدهد . همواره شناخت ما از متوسلانی ، شرکت در گروه سه تا ناقلا ( سپهر نیا ، گرشا و متوسلانی ) بوده است . محمد متوسلانی در قالب بازیگر ، فیلمنامه نویس و کارگردان با ممنوعیت کار و چهره در رژیم دستار بندان اشغالگر مواجه نشد و برای سینمای جمهوری اسلامی کلی فیلم ساخته است. در سازش آدمها شناسنامه دارند . تمام آدمهای فیلم را میتوان در دور و بر خود دید .

مسافر عباس کیارستمی ، کاری خارج از روال سینمای تجاری ، فیلمی متفاوت و بحث بر انگیز نظیر سایر فیلم های او ست .

عباس کیارستمی ، متولد اول تیرماه 1319 خورشیدی . فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران . کارمند اداری پلیس راه . تیتراژ ساز فیلم های فارسی . اولین فیلمی که تیتراژ آنرا کیارستمی ساخت ، هاشم خان بود . او در سال 1354 بخش تولید فیلم های آموزشی را در کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان تاسیس کرد . اولین کار سینمائی او فیلم کوتاه نان و کوچه بود . از فیلم های او میتوان به : گزارش ( 1357) ،خانه دوست کجاست ( 1365) مشق شب ( 1367)، کلوزآپ ( 1368 ) ، زندگی و دیگر هیچ ( 1370 ) ، زیر درختان زیتون ( 1372 ) اشاره داشت . عباس کیارستمی بر اثرتشخیص و درمان اشتباه در تاریخ چهارده تیرماه 1395 در تهران جانش را از دست میدهد . برای او تشخیص سرطان دستگاه گوارش میدهند و بعد آنرا تکذیب می کنند و او را بخاطر عفونت مورد عمل قرار میدهند . کاری که انجام ندادن آنرا یک دانشجوئی که دوران انترنی خود را می گذراند ازآن آگاه است . دندان عفونی را نمی کشند ، چه برسد به کانون عفونت داخل بدن که با جراحی موجب سپتی سمی شده و مریض را می کشد . . جالب اینجاست که عباس کیارستمی قربانی سفارش شیخ حسن روحانی و وزیر جنایتکار بهداشت ، حسن قاضی زاده هاشمی شد. قاضی زاده هاشمی همان کسی است که در مورد بیماران سرطانی میگوید : دولت زیر بار مخارج سنگین برود که یک مریض سرطانی دو سال بیشتر عمر کند !! به باور من ، با شناختی که ازاین دو جنایتکار دارم ، عباس کیارستمی به دستور آنها به قتل رسید ، چون جمهوری اسلامی تحمل دگر اندیش مطرحی چون عباس کیارستمی را نداشت .

 

عباس کیارستمی و مزار او در آرامشستان توک مزرعه

از فیلم مسافر عباس کیارستمی به عنوان بی نقص ترین فیلم سینمای ایران یاد می کنند .

اسرار گنج دره جنی در پوشش یک کمدی ساده به انتقاد از هیت حاکم پرداخته و مسائل سیاسی را با دیدگاه و پیام طنز بیان می کند . این فیلم ساخته ابراهیم گلستان سازنده فیلم خشت و آینه است .

 

او دومین فیلم بلندش را زمانی نمایش میدهد که از ساختن فیلم اول او ده سال گذشته است .

ابراهیم گلستان . متولد 1301 در شیراز . فارغ التحصیل دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران . در سال 1335 خورشیدی استودیو فیلمبرداری گلستان فیلم را تاسیس کرد . فعالیت او در سینمای حرفه ای به سال 1341 و فیلم چرا دریا توفانی شد ، بر میگردد .

ابراهیم گلستان

گزندگی لحن گلستان در فیلم اسرار گنج دره جنی تا بدان اندازه تلخ است که بیشتر شبیه سرزنش و تحقیر است . این فیلم در سینما کاپری با توفیق زیاد مواجه میشود .

سال 53 ، سال شناخت واقعی بهمن فرمان آرا است ، کارگردانی که با ساختن خانه قمر خانم این تصور را به ما میداد که یک رضا صفائی و یا یک فریدون ژورک دیگر به سینمای ما اضافه شده است . اما شازده احتجاب او چیز دیگری بود .

بهمن فرمان آرا . متولد 1321 خورشیدی در اصفهان . فارغ التحصیل رشته ی کارگردانی از یو سی ال ا کالیفرنیا . او در تلویزیون ملی ایران به مدت سه سال برنامه هفتگی در خصوص سینمای جهان داشت .

 

بهمن فرمان آرا

بهمن فرمان آرا ، شازده احتجاب را بر مبنای کتابی با همین نام ، نوشته هوشنگ گلشیری میسازد . فیلم از فساد جاری در یک خانواده قجری که امروز زندگی می کنند ، پرده بر میدارد . نسلی که از میان رفته و تنها خاطرات با شکوه گذشته برایش باقی مانده . قصه شازده احتجاب ، داستان زندگی صد ها هزار آواره دور از وطن است که در فتنه خمینی جایشان در کشورشان نبود . برخی ها با این درد کنار آمدند و آنرا پذیرفتند و بسیاری دق کرده و مردند . شازده احتجاب گرفتاری بزرگش این است که در دهه 1350 زندگی می کند ولی خاطراتش مربوط به زمان قاجاریه است .شازده احتجاب ، مثل هزاران ایرانی آواره که در زمان شاه فقید نام و آوازه ای داشتند ، بین دو زمان به دام افتاده است . در زمان حال زندگی کردن ولی در گذشته سیر کردن طعم تلخی به زندگی میدهد . شازده می بیند که پدر بزرگ او حق کشتن داشته ، برادرش را با گذاشتن بالش بر دهانش و نشتن روی صورت اومقابل زن و فرزندان او می کشد! و دستور به در آوردن چشم میدهد .

فیلم شازده احتجاب درسومین جشنواره فیلم تهران درخشید . هیت داوران جشنواره : میکلوش یانچو ، جیلوپونتوکورو، گابریل فیگه روآ، شادی عبدالسلام ، روبن مامولیان ، سیمی گاروال ، پیتر شامونی و آلن روب گریه ، یک صدا این فیلم را ستوده و جایزه بهترین فیلم به مفهوم مطلق را به آن دادند . فیلم به مدت دوماه در سینما کاپری میدان 24 اسفند به نمایش در آمد . انتخاب سینما کاپری برای نمایش فیلم های متفاوت سینمای ایران بخاطر نزدیکی این سینما به دانشگاه تهران بود .

فیلم های 1353 سینمای ایران :

اوستاکریم نوکرتیم – محمود کوشان

ممل آمریکائی – شاپورقریب

گل پری جون – عزیزالله بهادری

مراد برقی و هفت دخترون – پرویز کاردان

میرم بابا بخرم – امان منطقی

آقارضای گل – مهدی رئیس فیروز

هرجائی – فریدون ژورک

جوجه فکلی – رضا صفائی

گروگان – احمد شیرازی

پری خوشگله – سیامک یاسمی

یاور – عباس کسائی

کنیز – کامران قدکچیان

حسین آژدان – رضا صفائی

زیر پوست شب – فریدون گله

دختران بلا، مردان ناقلا- نظام فاطمی

آقای جاهل – رضا میر لوحی

سر طلائی – شعاع الدین مصطفی زاده

خوشگلا عوضی گرفتین – خسرو پرویزی

صمد آرتیست میشود – پرویز صیاد

شوهر کرایه ای – نصرت الله وحدت

بنده خدا – رضا صفائی

بزن بریم – داریوش کوشان

یاران – محمد دلجو

دکتر و رقاصه – خسرو پرویزی

صلوه ظهر – سعید مطلبی

سازش – محمد متوسلانی

ماشین مشتی ممدلی – محمد رضا فاضلی

جوانمرد – فریدون ژورک

مظفر – مسعود ظلی

شکست ناپذیر – رضا میر لوحی

عروس پا بر هنه – سیامک یاسمی

ناجور ها – سعید مطلبی

ابر مرد – داود اسماعیلی

تهمت – کامران قدکچیان

مرغ همسایه – محمود کوشان

این دست کجه – مهدی رئیس فیروز

هیاهو – محمد صفار

سلام بر عشق – عزیزالله بهادری

دروغگوی کوچولو – نظام فاطمی

مسافر – عباس کیا رستمی

قفس – ایرج قادری

الکی خوش – اسماعیل پور سعید

اسرار گنج دره جنی – ابراهیم گلستان

آب توبه – محمد رضا فاضلی

مو سرخه – عبدالله غیابی

آقا مهدی وارد میشود – فریدون ژورک

مواظب کلات باش – رضا میر لوحی

گلنسا در پاریس – رضا صفائی

مرد شب – اسماعیل پورسعید

ماجراجویان خشن – مهدی رئیس فیروز

مرگ در باران – ساموئل خاچیکیان

فرار از بهشت – نصرت الله وحدت

شازده احتجاب – بهمن فرمان آرا

مهدی فرنگی – محمد رضا فاضلی

مسلخ – هادی صابر

تشنه ها – محمود کوشان

آب – حبیب کاوش

میر نصیر و غول نگون بخت – بهنام جعفری

در سال 1354 شاهد حضور جدی مسعود اسدالهی هستیم . محمود ( نام اصلی) اسدالهی در سال 1323 خورشیدی در تهران به دنیا آمد .او فارغ التحصیل دانشکده ی هنر های دراماتیک است . کار هنری را با بازی در تاتر در سال 1341 آغاز کرد . فعالیت او در سینما به سال 1347 با فیلم آرامش در حضور دیگران که نمایش آن به سال 1352 کشیده شد ، به عنوان بازیگر آغاز شد . اسدالهی سازنده سریال موفق طلاق در زمان شاه بود . فیلم های او عبارتند از : علی کنکوری ( 1352) ، بابا خالدار ( 1354) ، همسفر ( 1354) و قرنطینه ( 1362) .

همسفر او با شرکت دو چهره پولساز سینمای ایران ، بهروز وثوقی و گوگوش موفق به کارکرد استثنائی فیلم میشود . نمایش همسفر در نوروز 54 با کارکردی برابر با دو میلیون و سیصد هزار تومان ، ضعف های مسعود اسدالهی را می پوشاند . وقتی به ضعف اسدالهی اشاره می کنیم منظور پرداخت خام فیلم و فقدان کارائی اوست . فیلم بابا خالدار او چون تنها 650 هزار تومان فروش می کند ، ضعف کارگردانی را بهتر نشان میدهد . مسعود اسدالهی سالهاست که در لس آنجلس زندگی می کند .

مسعود اسدالهی

فیلم پرفروش بعدی ، صمد خوشبخت میشود ساخته پرویز صیاد است و در اکران اول یک میلیون و هفت صد و پنجاه هزار تومان فروش می کند .

خسرو پرویزی هم با ساختن فیلم همت موفق میشود تا دو میلیون و پانصد هزار تومان بسازد .

امان منطقی با کپی فیلم بابانان داد ، فیلم جدید خود را بنام شبگرد ساخته و این آخرین کار اوست . وزارت فرهنگ و هنر به او وام سنگینی میدهد تا فیلم حماسی و میهنی تپه 303 را بسازد که با فتنه خمینی این فیلم نیمه تمام میماند . سال 54 علیرضا داود نژاد به سلک فیلمسازان ایران می پیوندد . این کارگردان که تمامی اعضای خانواده خود را به سینمای ایران تحمیل کرده از سازندگان فعال فیلم در جمهوری اسلامی بشمار میرود .

رضا صفائی هم چنان در راه کپی فیلم قدم بر میدارد . او فیلم عبور از مرز زندگی را با کپی فیلم فرانسوی دومرد در شهر میسازد .

مازیار بازیاران هم برای بار چندم کپی فیلم سنگام را ساخته و نام هم قسم روی آن میگذارد .

فریدون ریاحی ، پسر اسماعیل ریاحی و شهلا هنر پیشه مشهور ایران ، در کار مستقل خود فیلم زیبای پررو را میسازد که با کارکردی برابر یک میلیون و سیصد هزار تومان خواست کارگردان تازه از راه رسیده را بر می آورد ولی این آخرین کار فریدون ریاحی است .

فرخ غفاری آخرین فیلمش را تحت نام زنبورک میسازد . این فیلم در جشنواره فیلم کان ( 1973 میلادی ) به نمایش در می آید . مهدی میثاقیه صاحب سینما کاپری ، این فیلم را برای یک هفته نمایش میدهد و بعد آنرا بر میدارد . مهدی میثاقیه به فرخ غفاری میگوید : اگر فیلم تو در مدت یک هفته این میزان پول را نسازد ، من آنرا برمیدارم . نکته جالب در نمایش زنبورک این بود ، با آنکه شب آخر نمایش در تمام سانس ها سالن پر بود ، ولی چون نتوانسته بود در مدت یک هفته به رقم مورد دلخواه مهدی میثاقیه برسد ، جلوی نمایش آن گرفته شد . طنز فیلم در شروع آن تلخ بوده و تماشاچی را هدف قرار میدهد . فیلم ماجرای سه مرد است که در معصومیت خود گم شده اند . فیلم آشفته و سر در گم است .

غریبه و مه بهرام بیضائی پس از دوسال که در ساخت آن وقت صرف شد ، متفاوت از رگبار به نمایش در می آید .در غریبه و مه مرکز ثقل تولید زن است . محور اصلی فیلم بر دوش رعنا (پروانه معصومی )استوار است .رعنا تا مدتها عکس العمل است تا اینکه به عمل در می آید . رعنا قوانین ده را زیر پا میگذارد و آرام آرام عصیان می کند . غریبه و مه داستان نو شدن زمین و مرگ و رستاخیز است که در قالب تمثیلی یک زن نشان داده میشود . این فیلم را در جشنواره فیلم تهران نشان میدهند ، ولی نظر داوران به شازده احتجاب و گوزنها معطوف بود .

فیلم به جشنواره لندن و قاهره میرود و جایزه میگیرد . نمایش عمومی این فیلم در سینما کاپری تنها دویست و ده هزار تومان عایدی دارد .

در سال 54 شاهد فیلم طبیعت بیجان سهراب شهید ثالث هستیم . فیلمی که جوایز جشنواره های خارج از ایران را درو می کند . این فیلم را در سینما کاپری نشان دادند و فروش آن تاسف بار بود .180 هزار تومان .

سال 54 مسعود کیمیائی با ساختن گوزنها به زندگی یک چریک مخالف رژیم شاه که در جریان سرقت بانک زخمی شده و پناه بردن او به دوست قدیمی اش که سخت اعتیاد دارد می پردازد . پایان فیلم ، اجتماع انبوه افراد پلیس به وضوع نشان میدهد که دزد یک چریک است که کیمیائی اورا بزرگ کرده و خانه و معتاد و همسایگان تهیدست و بدبخت ، ملت هستند . پس از نمایش این فیلم ، ساواک که بخوبی به نیت کیمیائی پی برده فیلم را توقیف می کند و معلوم نیست روی چه برنامه و توطئه ای ، فیلم پروانه نمایش میگیرد . در فتنه خمینی مسعود کیمیائی که توقیف یکساله فیلمش موجب خشم او شده میگوید : فیلم من رژیم شاه را سرنگون کرد !!! کیمیائی ، گوزنها را با برداشتی از فیلم هلندی خانواده ساخته لودویک دبوئر میسازد .

فیلم های سال 1354 سینمای ایران :

همسفر – مسعود اسدالهی

پاشنه طلا – نظام فاطمی

صمد خوشبخت میشود – پرویز صیاد

زنبورک – فرخ غفاری

شبگرد – امان منطقی

چشمان بسته – خسرو پرویزی

هوس – ایرج قادری

مهر گیاه – فریدون گله

جنجال – رضا صفائی

فرار از حجله – جواد طاهری

دزد سوم – عباس شباویز

غریبه و مه – بهرام بیضائی

دفاع از ناموس – رکنی

سارق – رکنی

پلنگ در شب – سعید مطلبی

قسم – امیر شروان

بوف کور – کیومرث درم بخش

صدای صحرا – نادر ابراهیمی

تیرانداز – رضا صفائی

مشکی – ناصر محمدی

طبیعت بیجان – سهراب شهید ثالث

انگشت نما – اسماعیل پور سعید

همخون – کامران قدکچیان

همت – خسر پرویزی

هم قسم – مهدی رئیس فیروز

کمین – کامران قدکچیان

شرف – عزیزالله بهادری

رانده شده – سیامک یاسمی

زیبای پر رو – فریدون ریاحی

فاصله – مرتضی عقیلی

راننده اجباری – ناصر محمدی

مجازات – مهدی فخیم زاده

خانه خراب – نصرت الله کریمی

هدف – ایرج قادری

شب غریبان – محمد دلجو

فراشباشی – ایرج صادقپور

تعصب – تقی مختار

عموفوتبالی – سعید مطلبی

اسلحه – ناصر محمدی

رقیب – اسماعیل پور سعید

هیچکی بابا نمیشه – داریوش کوشان

کینه – عباس کسائی

اخم نکن سرکار – امیر شروان

دختر نگو بلا بگو – جمشید شیبانی

چشم انتظار – فریدون ژورک

حسرت – نظام فاطمی

ذبیح – محمد متوسلانی

نیزار – محمود کوشان

خدا حافظ کوچولو – رضا عقیلی

کندو – فریدون گله

مرد نا آرام – سیروس قهرمانی

در غربت – سهراب شهید ثالث

به امید دیدار – هوشنگ شفتی

شاهرگ – علیرضا داود نژاد

غلام زنگی – قدرت الله بزرگی

عبور از مرز زندگی – رضا صفائی

گوزن ها – مسعود کیمیائی

رفیق – ایرج قادری

دو آقای با شخصیت – امیر شروان

مرد شرقی و زن فرنگی – شاپور قریب

بابا خالدار – مسعود اسدالهی

مادر دوستت دارم – داریوش کوشان

آلوده – اسماعیل پور سعید

در بررسی اسناد ساواک ، وزارت امور خارجه ، وزارت کشور و نخست وزیری به سندی بر خوردم که در ارتباط با سینما نیست و مربوط به موسیقی میشود و آن ارتباط هنری ایران و عراق در زمان صدام حسین است . ارتباطی که با آمدن خمینی وژن پاره شد و پس از دخالت های روح الله خمینی در اوضاع داخلی عراق ، جنگی آغاز شد که نتایج شوم آنرا همه میدانند . در این سند که به تاریخ دهم اردیبهشت پنجاه و چهار است حسین شهید زاده سفیر ایران در عراق ، ضمن گزارش برنامه هایده و مهستی در بغداد به وزیر امور خارج ، دکتر خلعت بری ، به استقبال صدام حسین از گسترش برنامه های فرهنگی بین ایران و عراق اشاره شده است .

ادامه دارد

پاسخی بگذارید