به تارنمای فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای فرهنگستان جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این فرهنگستان دسترسی داشته باشید.
به فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

سینماتوگرافی در ایران- بخش پانزدهم

سینماتو گرافی در ایران

بخش پانزدهم

پژوهشی متفاوت در احوال سینما

پژوهشگر : دکتر روزبه آذربرزین

 

روزبه آذربرزین.jpg

سینمای جمهوری اسلامی در سال 1372 خورشیدی

نمایش فیلم در نوروز و روزهای نخست بهار که در زمان شاه فقید ، همواره با فیلم های شاد و کمدی نورمن ویزدم و جری لوئیس توام بود ، در زمان آخوند ها تغییر روش یافته و تبدیل به مرثیه و خون و خون ریزی شد . چند سالی است که در ایام نوروز ، فیلم های جنگی و تبلیغی که پاسداران و بسیجی ها در آنها نقش قهرمان و ناجی مردم و پاسدار مرز و بوم هستند نمایش داده میشود . آخرین شناسائی که محصول حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی است با کارگردانی علی شاه حاتمی در زمره یکی از فیلم های بی ارزش سینمای جمهوری اسلامی است .بازیهای بسیار ضعیف بازیگران ، شعار های کودکانه ، ضعف فیلمبرداری از فیلم نوار متحرکی ساخته که تنها به درد نشان دادن در مراکز بسیج و پادگانهای سپاه پاسداران میخورد.

جعفر سیمائی برای مجتمع فرهنگی لوچ !!!!!! ( سالهاست با اسامی عجیب و غریب که کوچکترین نشانه ای از ذوق و سلیقه ندارند مواجه هستیم ) فیلم آنها هیچکس را دوست ندارند را میسازد . دستمایه سناریست ( مجتبی اقدامی ) و کارگردان فیلم ، داغ بودن مسئله اتم و بمب اتمی و دانشمندانی است که باید توسط سیا و موساد به قتل برسند !!! و نیروی انتظامی و امنیتی به راحتی این تشکیلات جهانی را منهدم و نابود می کنند .

سالهاست که تازی پرستی و دوری از هویت و ملیت ایرانی وسیله کسب در آمد برای تازی پرستانی شده که به خواست آخوند ها و در ضدیت با فرهنگ ایران فیلم میسازند . فرج الله سلحشور کارگردان فیلم ایوب پیامبر که در ضمن خود او نقش ایوب را بازی می کند ، سر سپرده رژیم ملایان است که با قلم و دوربینش ، تیشه به ریشه فرهنگ ایران میزند . در سرزمین اسلام زده ی ما که ضدیت با ناسیونالیسم ملی

حاکم است ، ساختن فیلم هائی نظیر ایوب پیامبر ، محمد رسول الله ، مختار و…… باعث میشود که ایرانی در بین دو فرهنگ اسلامی و ایرانی سر در گم شود .

بلندی های صفر ساخته حسین علی فلاح لیا لستانی و محصول سازمان سینمائی چشم سوم !!!! فیلمی است که تماشاگر ساده اندیش سینمای جمهوری اسلامی را عصبانی می کند . یک نویسنده و نقاش ( شاهرخ غیاثی ) بین خود و ونگوگ نقاش هلندی شباهت هائی می بیند !!! که موجب در گیری او با ونگوگ میشود !!!

حسین علی فلاح لیالستانی ، متولد 1340 در یکی از روستا های گیلان است که در نام فامیل خود حقگو هم دارد ( فلاح حقگو لیالستانی ) . از کودکی به فعالیت های هنری علاقمند بوده . نخستین کار او ساختن فیلم مستند و کوتاه آب و هوای ناحیه معتدل کوهستانی است . او علاوه بر فیلم ناکام بلندیهای صفر که با ضرر بالا مواجه شد فیلم عاشق فقیر را در سال 1373 میسازد .

ساموئل خاچیکیان ، کارگردان بلند آوازه ی سینمای ایران که هم چنان دلبسته سینماست با محدودیت ها آنچنانی ملایان ، فیلم بلوف را با شرکت خسرو شکیبائی میسازد . نویسنده این فیلم علی شاه حاتمی است که چند برگ از هجو نامه قرآن که در شش سده پیش نوشته شده و به سرقت رفته است ، دستمایه او برای نوشتن این فیلم است در این فیلم ارتباط ساموئل خاچیکیان را با فیلمی از خودش که در زمان شاه ساخته و نام منهم گریه کردم را دارد می بینید . قصه همان قصه قدیمی است و این بار سرقت هجو نامه قرآن را به آن افزوده اند تا ملا پسند شود .

بازار در افتادن با سازمان سیا و موساد و پیروزی نیرو های امنیتی جمهوری اسلامی روز به روز داغ تر میشود . کریم آتشی با ساختن فیلم پنجاه روز التهاب به جنگ سازمان اطلاعاتی آمریکا ( سیا ) رفته و توطئه آمریکائی ها برای ضربه زدن به رژیم جمهوری اسلامی که در نطفه خفه میشود ، موضوع فیلم اوست .

مهدی فخیم زاده نیز با ساختن فیلم تاواریش علیرغم میل باطنی ملایان به جنگ کا . گ. ب روسیه میرود . فیلمی به غایت بچگانه و مبتذل .

در تابستان 1372 ، مردم ایران شاهد نمایش یکی از مهمل ترین و بی مایه ترین فیلم های تبلیغاتی جمهوری اسلامی بودند . فیلم تونل ، ساخته مجتبی راعی و با سرما یه بنیاد مستضعفان . تعدادی بسیجی در جنگ ایران و عراق به محاصره در آمده و بخاطر رهائی از مهلکه تونل میزنند !!!!!!!! قدر مسلم مجتبی راعی بارها به دیدن فیلم فرار بزرگ با شرکت استیو مک کوئین و چارلز برونسون رفته است .

سازنده فیلم تونل ، مجتبی راعی در ساخته ی دیگرش ، جای امن که سناریست آن دروغگوئی بنام جابر قاسم علی است به کشتار 17 شهریور میدان ژاله می پردازد . سعید و فاطمه که در میدان هستند از سربازان ارتشی که آتش بر روی مردم گشوده اند فیلمبرداری می کنند . سعید کشته میشود و فاطمه دوربین او را برداشته و فرار می کند و دوساعت تمام ساواک دنبال فاطمه است که دوربین را از او بگیرد !!!!! وقتی می نویسم که سینمای جمهوری اسلامی نامشروع است ، بخاطر آنست که به تبعیت از اسلام تنها دروغ را مایه ی رسیدن به اهداف شوم خود میداند . در 17 شهریور 57 ، آنهائیکه بر روی مردم بی دفاع آتش گشودند ، مزدوران عرب بودند ، نه ارتشیان ما . به راستی ننگ ابدی بر مجتبی راعی و جابر قاسم علی باد .

پنج تن به اسامی مجتبی اقدامی ، مهدی سجاده چی ، رضا کیانیان ، محمد باقر جعفری زاد و یدالله صمدی دور هم جمع میشوند و پس از ماه ها همفکری فیلمنامه ای بنام دم رل می نویسند و به دست یدالله صمدی میدهند تا احمقانه ترین فیلم تاریخ سینما را بسازد . دم رل جوان زور مندی است که دلتنگ مبارزه است !!!! و کسی را پیدا نمی کند تا با او مبارزه کند . بخاطر پیدا نکردن حریف شروع به اذیت و آزار مردم می کند !!!! تا اینکه یک تن پیدا میشود که مقابل او به ایستد ، ولی از بخت بد زنبور او را نیش زده و او فوت می کند !!!!! عزرائیل به دیدار دم رل آمده و تا صبح به او مهلت میدهد تا کسی را پیدا کند !!! کسی پیدا نمی شود تا اینکه زنش اعلام آمادگی می کند و خداوند که این فداکاری را می بیند ، دم رل و زنش را می بخشد !!!! و بدین سان سینمای یک مملکت در دست مشتی منگول و عقب مانده ذهنی دست و پا میزند .

سینمای جمهوری اسلامی بشکل ترسناکی در راستای ساختن فیلم های خرافی تلاش می کند . روز فرشته به کارگردانی بهروز افخمی ، زندان دیو به کارگردانی حسن محمد زاده ، سجاده آتـش به کارگردانی احمد مراد پور و هبوط به کارگردانی احمد رضا معتمدی در رده فیلم های بی ارزشی هستند که تنها خرافه و خرافه پروری را تشویق می کند .

نوبت به سینماگر متفاوت ساز جمهوری اسلامی ، عباس کیارستمی میرسد و فیلم زیر درختان زیتون او بر پرده سینما جا میگیرد . جوان بنائی در رودبار به خواستگاری میرود ولی چون خانه ندارد به او دختر نمی دهند !! زلزله می آید و همه بی خانمان میشوند و جوان بنا خوشحال که حالا هیچکس خانه ندارد !!!!

بیوگرافی کامل عباس کیارستمی

نام:عباس عباس کیارستمی

نام خانوادگی:کیارستمی

تاریخ تولد:1319/4/1

تاریخ وفات:1395/4/14

محل تولد:تهران

محل وفات:پاریس

عباس کیارستمی 1 تیر 1319 در تهران متولد شد ، او فیلمنامه نویس، تهیه کننده، کارگردان، کارگردان هنری، تدوین گر، نقاش، شاعر و عکاس بین المللی بود.

کیارستمی از سال1970 میلادی در عرصهٔ سینما شروع به فعالیت کرد، او بیش از 40 فیلم سینمایی، کوتاه و مستند ساخته است. از مهم ترین آثار وی می توان به:سه گانه کوکر، کلوزآپ (1990)،طعم گیلاس (1997)، باد ما را خواهد برد (1999) و کپی برابر اصل (2010) اشاره کرد.

کیارستمی علاوه بر سینما در عرصه های دیگر هنری از جمله شعر، عکاسی،  موسیقی، طراحی گرافیک، طراحی و نقاشی نیز فعال بود. او را باید در زمره سینماگران موسوم به موج نوی سینما در ایران به شمار آورد.

کیارستمی برنده چندین جایزهٔ بزرگ سینمایی است. کیارستمی پنج بار نامزد دریافت جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن شد و در سال 1997 در پنجاهمین دورهٔ جشنواره فیلم کن برای فیلم طعم گیلاس موفق به دریافت این جایزه گردید.

وی در جشنواره های متعدد معتبر فیلم جهان به عنوان داور حضور داشته است و با 4 دوره حضور به عنوان داور در جشنواره فیلم کن در سالهای 1993، 2002، 2005 و 2014 در بین هنرمندان ایرانی پیشتاز است.

کیارستمی در مدرسهٔ جم در قلهک با آیدین آغداشلو همدرس شد. نخستین تجربهٔ هنری او نقاشی بود او این هنر را تا پایان دوران نوجوانی همچنان ادامه داد تا آنجا که در سن 18 سالگی توانست در یک مسابقهٔ نقاشی برندهٔ جایزه شود. وی اندکی پس از این کامیابی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد. او در دانشگاه بیشتر به فراگیری نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت و در هنگام تحصیل برای تأمین هزینه های زندگی به عنوان پلیس راهنمایی رانندگی مشغول به کار شد.

کیارستمی از سال 1340 یعنی در دهه 1960 به عنوان نقاش تبلیغاتی در آتلیه 7 و یکی دو مؤسسهٔ دیگر به کار طراحی جلد کتاب، پوستر و آگهی های بازرگانی پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال 1346 در سازمان تبلیغاتی نگاره به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم وسوسهٔ شیطان ساختهٔ محمد زرین دست بود.

طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم های قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را داشت به کانون رفت و در سال 1349 فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت.

در سال 1351 فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم مسافر در سال 1353 مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایه گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شده اند.

عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال 1997 جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرده است.

کیارستمی در 1969 با پروین امیرقلی ازدواج کرد و در سال 1982 از او جدا شد. آن ها از این پیوند، صاحب دو پسر به نام های احمد و بهمن شدند. فرزند دوم او بهمن کیارستمی در سال 1993 در سن 15 سالگی مدیر فیلم برداری و کارگردان شد و فیلم مستند سفری به دیار مسافر را ساخت.

کیارستمی از جمله کارگردانانی است که پس از فتنه 1357 ایران در کشور باقی ماند. او بر این باور بود که تصمیم به ماندن، مهم ترین تصمیم او برای زندگی حرفه ای اش بوده است.

دهه 1970 میلادی (بین سال های 1348 تا 1358 )

در راستای ساخته شدن و روی کار آمدن موج نوی سینمای ایران عباس کیارستمی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران کمک کرد تا بخشی جدید برای فیلم سازی ساخته شود. از این رو فیلم 12 دقیقه ای کیارستمی به نام نان و کوچه در سال 1348/1349 ساخته شد. دو سال بعد فیلم زنگ تفریح ساخته و پس از آن، کانون محفلی شد برای ساخت فیلم های ایرانی. در این دهه با پوست انداختن سینمای ایران عباس کیارستمی شروع به ساخت فیلم هایی با محوریت فردگرایی کرد.

کیارستمی پس از فیلم تجربه، فیلم مسافر را در سال 1352/1353 ساخت.

کیارستمی در سال 1353-1354 دو فیلم کوتاه به نام های من هم می توانم و دو راه حل برای یک مسئله را کارگردانی کرد. مدتی بعد نیز فیلم رنگ ها و پس از آن فیلم لباسی برای عروسی را به نمایش در آورد. فیلم لباس عروسی دیپلم افتخار جشنواره بین المللی فیلم مسکو، دیپلم ویژه هیئت داوران و جایزه ویژه تلویزیون ملی ایران در یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان تهران را از آن خود کرد. نخستین فیلم بلند عباس کیارستمی در دوران فیلم سازی اش، فیلم 112 دقیقه ای گزارش است که در سال 1355/1356 به نمایش در آمد. همچنین دوسال بعد وی فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم را ساخت.

دهه 1980 میلادی ( بین سال های 1358 الی 1368 )

کیارستمی در آغاز این دهه چند فیلم کوتاه را کارگردانی کرد که از جمله آن ها می توان به بهداشت دندان، به ترتیب یا بدون ترتیب، همسرایان و همشهری اشاره کرد. شروع موفقیت های جهانی عباس کیارستمی را می توان از سال 1365/1366 با فیلم “خانه دوست کجاست؟” در نظر گرفت. طوریکه این فیلم توانست جوایز بیشماری نظیر پلنگ برنزی، جایزه کنفدراسیون بین المللی هنر سینما، جایزه فیبرشی و جایزه فیلم منتخب انجمن منتقدان فیلم از جشنواره فیلم لوکارنو را از آن خود کند. همچنین این فیلم مدال طلای شهر در جشنواره فیلم جیفونی را از آن خود کرد.

دهه 1990 (بین سال های 1368 الی 1378)

دهه سوم از پنج دهه کاری عباس کیارستمی که در آن شاهد آثار زیادی از او هستیم.

اولین فیلم وی در این دهه «کلوزآپ» نام دارد که ترکیبی است از فیلم و مستند. کلوزآپ روایت گر داستان واقعی زندگی شخصی به نام حسین سبزیان است که خود را جای محسن مخملباف معرفی می کند. در انتها و زمانی که مخملباف واقعی ظاهر می شود، شخصیت داستان در دادگاه دلیل کار خودرا علاقه زیاد و دیوانه وار خود به سینما را مطرح می کند. کلوزآپ قدمی دیگر برای بیشتر شناخته شدن کیارستمی در خارج از ایران برداشت. همچنین این فیلم پس از چندین سال (سال 1390/ 1391) توسط نشریه سایت اند ساونددر فهرست 50 فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت.

حال به سراغ سه فیلمی می رویم که از نگاه منتقدین به عنوان سه گانه کوکر یا سه گانه زلزله شناخته می شود. اولین فیلم از این سری «خانه دوست کجاست» به حساب می آید و دومین قسمت از دید منتقدین خارجی سینما «زندگی و دیگر هیچ» نام دارد. زندگی و دیگر هیچ ساخته کیارستمی در سال 1371 توانست برنده جایزه نوعی نگاه در چهل و پنجمین جشنواره فیلم کن شود. داستان فیلم زلزله روستای کوکر در سال 1369 را روایت می کند. یک پدر و پسر که پس از رخ دادن این زلزله از تهران به سمت منطقه زلزله زده می روند تا از سلامت دو پسر روستایی آگاه شوند. حال در این بین روستاییان زلزله زده و زندگی طاقت فرسا آن ها را مشاهده می کنند. طی آن سال کیارستمی توانست جایزه روبرتو روسلینی را دریافت کند که در واقع اولین جایزه دوران هنری اش در زمینه کارگردانی بود.

و در آخر فیلم «زیر درختان زیتون» که منتقدان آن را سومین قسمت از این سه گانه می نامند. از طرفی منتقدانی همچون آدرین مارتین عقیده دارند که این سه گانه همانند یک مثلث است. هر ضلع قصد دارد تا داستانی جدا را برای ما نقل کند. حال این داستان ها علاوه بر بازی کردن با ذهن بیننده یک دیگر را به هم متصل می کنند. در خانه دوست کجاست شاهد وقایع قبل از زلزله هستیم و چطور رخ دادن اتفاقات را تماشا می کنیم تا به زیردرختان زیتون و وقایع بعد از زلزله می رسیم. فیلم زیردرختان زیتون در سال 1373/1374 توسط میراماکس فیلمز در آمریکا منتشر شد و این فیلم تحسین شده باعث شد تا عباس کیارستمی برای اولین بار نامزد دریافت نخل طلا جشنواره فیلم کن شود.

کیارستمی در لومیر و شرکا با 40 کارگردان مطرح جهان از جمله دیوید لینج همکاری داشته است

فیلم بعدی کیارستمی در سال 1375/1376 با نام گیلاس ساخته شد. گیلاس را می توان معروف ترین اثر کیارستمی نامید. فیلمی که توانست جایزه نخل طلایی کن در همان سال را برای وی به همراه داشته باشد. در کنار آن ستایش منتقدین را به همراه داشت. مجله تایم در سال 1383 از این فیلم جز 10 فیلم برتر تاریخ جشنواره کن نام برد. طعم گیلاس زندگی مردی را روایت می کند که تنها یک هدف در سر می پروراند و آنهم خودکشی است!!

عباس کیارستمی در ادامه موفقیت هایش در سال 1377-1378 فیلم «باد مارا خواهد برد» را اکران کرد. این فیلم جایزه شیرنقره ای فیلم ونیز و فیپرشی جشنواره فیلم ونیز را کسب کرد و به عنوان صد اثر برتر سینمای جهان از نگاه برگزارکنندگان جشنواره بین المللی فیلم تورنتو انتخاب شد. یکی از ویژگی های خاص باد مارا خواهد برد، این بود که در طول فیلم کمتر پیش می آمد تا ما هنرپیشه ها را ببینیم! مدام در حال دیدن لوکیشن های مختلفی هستیم که صدای بازیگر برروی آن ها قرار داده شده است.

دهه 2000 (بین سال های 1378 الی 1388)

در سال 1379 عباس کیارستمی به همراه سیف الله صمدیان به درخواست صندوق بی المللی توسعه کشاورزی سازمان ملل متحد برای ساخت فیلمی مستند راهی اوگاندا شدند. وی طی 10 روز مستند ای بی سی آفریقا (ABC Africa) را ساخت. جف اندرو، منتقد کمپانی تایم اوت، در مورد این فیلم گفته است که این مستند همانند 4 ساخته قبلی کیارستمی در مورد مرگ و میر انسان ها نیست ولی مرگ و زندگی را تحت الشعاع قرار داده است.

حال به سراغ یکی دیگر از فیلم های کیارستمی می رویم. درست یک سال پس از مستند ای بی سی آفریقا، وی طی یک فیلم به نام ده (10) زندگی یک زن ایرانی را به تصویر کشید. یک زن که در اتومبیل خود نشسته و طی سکانس ّهایی با ده شخص مختلف به صحبت کردن می پردازد. آو اسکات، منتقد سینما، در مورد این فیلم می گوید که کیارستمی بزرگترین کارگردان ایرانی در سطح بین المللی بوده و می داند چگونه فیلم خود را به بهترین شکل بسازد. وی به خوبی می داند اتومبیل وسیله ای است که ماه ها در آن به تفکر می نشینیم یا به گفت وگو می پردازیم.

در سال 1381/1382 برای اولین بار کیارستمی دست به ساخت فیلمی زد که نه دیالوگ محور است و نه بازیگری دارد! در اصل فیلم 5 سکانس از سواحل و شهر خیخن اسپانیا را به نمایش گذاشته که هر سکانس در حدود 15 دقیقه نمایشش به طول می انجامد. کیارستمی طی نمایش فیلم از بینندگان می خواهد که در صورت خسته شدن به هیچ وجه سالن را ترک نکنند. اگر خسته شدید می توانید چشم هایتان را بسته و از موسیقی زیبای این فیلم لذت ببرید. در راستای این فیلم بار دیگر جف اندرو به ستایش کیارستمی می پردازد. کیارستمی در این دهه جایزه آکیرا کوروساواجشنواره فیلم سانفرانسیسکو برای یک عمر دستاورد هنری و دکترای افتخاری دانشگاه اکول نرمال سوپریور و دانشگاه سوربن را بدست آورد.

فیلم شیرین عباس کیارستمی، تصویرگر نگاه 113 بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است.

دهه 2010 ( بین سال های 1388 تا 1398)

در سال 1389 اولین فیلم کیارستمی به نام «کپی برابر اصل» در خارج از ایران فیلم برداری و تولید شد. این فیلم روایت گر داستان رویارویی یک زن فرانسوی با مردی انگلیسی بود. پیتر بردشاو، منتقد روزنامه گاردین عقیده دارد فیلم کپی برابر اصل عجیب ولی زیباست. در طول فیلم ما شاهد زنی هستیم که شدیدا پرانرژی است ولی رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهد. وی در ادامه صحبت هایش این سبک فیلم سازی را مختص به خود کیارستمی دانسته و اعلام کرده با این که این سبک انحصاری وی است ولی موفقیتی در آن دیده نمی شود. از طرفی راجر ایبرت کیارستمی را ستایش کرده و گفته که با این روش او به خوبی می تواند به فیلم فضا و حس دهد.

در همین سال فیلم کپی برابر اصل توانست جواز حضور در جشنواره کن را بدست آورد و ژولیت بینوش، بازیگر زن این فیلم، توانست جایزه نقش اول را از جشنواره کن بدست آورد. همچنین جدای از نامزد شدن کیارستمی برای دریافت نخل طلایی آن هم برای چهارمین بار در جشنواره فیلم کن، توانست جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم دالاس فورت وورث را بدست بیاورد. در ادامه موفقیت های وی، عباس کیارستمی در سال بعد برای پنجمین بار نیز برای فیلم یک عاشق نامزد دریافت نخل طلایی جشنواره فیلم کن شد. در سال 1391/1392 توانست نشان افتخار دولت ژاپن و در سال بعد نشان دکوراسیون علوم و هنر اتریش را از آن خود کند.

کیارستمی در بسیاری از جشنواره های فیلم به عنوان داور حضور داشته است که می توان از جشنواره فیلم کن در سال های 1993، 2002، 2005 و 2014 به عنوان برجسته ترین آن ها یاد کرد. همچنین در سال 2005 سرپرست داوران در بخش دوربین طلایی جشنوارهٔ فیلم کن بود. او در سال 1985 در جشنوارهٔ فیلم ونیز در سال 1990 در جشنوارهٔ فیلم لوکارنودر 1996 در جشنوارهٔ فیلم سن سباستین، در 2004 در جشنواره فیلم سائو پائولو، در 2007 در جشنوارهٔ فیلم کاپالبیو به عنوان سرپرست داوران و در سال 2011 در جشنواره فیلم کاستندورف صربستان به داوری پرداخت. او در بسیاری از جشنواره های فیلم در سراسر اروپا مانند جشنوارهٔ فیلم استوریل پرتغال، به طور مرتب حضور دارد.

کیارستمی و فیلم کلوزآپ ساخته وی، در جریان بیستمین جشنواره بین المللی فیلم پوسان 2015 در رده بندی برترین هنرمندان و فیلم های قاره آسیا، در میان 10 هنرمند و اثر شاخص قاره قرار گرفتند. عباس کیارستمی در فهرست 10 کارگردان برتر سینمای آسیا، پس از یاسوجیرو اوزو و هو شیائو-شین در رده سوم برترین ها قرار گرفته است. آکیرا کوروساوا، ساتیا جیت رای، وونگ کار وای، اپیچاتپونگ ویراستاکول، جیا ژانکه، کنجی میزوگوچی و ادوارد یانگ رتبه های بعدی این رده بندی را به خود اختصاص داده اند.

روزنامه گاردین در سال 2011 در گزارشی فهرست 40 کارگردان بزرگ معاصر سینمای دنیا را منتشر کرد. عباس کیارستمی در مکان ششم این لیست و بالاتر از بسیاری از چهره های نامدار سینما همچون دیوید کراننبرگ، دیوید فینچر، استیون سودربرگ، پدرو آلمودوار و گاس ون سنت قرار گرفت.

در سال 2015 در یک نظرسنجی که توسط وب سایت فرانسوی لاسینتک (سینماتک) از 26 کارگردان برجسته معاصر سینمای جهان انجام شد، عباس کیارستمی محبوب ترین چهره سینمای ایران از دیدگاه این گروه از موفق ترین کارگردانان حال حاضر سینمای جهان بود.

کیارستمی تجربه های متفاوتی در زمینه های مختلف نظیر آهنگسازی، طراحی صحنه، پوستر و لباس، تدوین و حتی بازیگری و رهبری اپرا داشته است، وی همچنین در زمینهٔ عکاسی طبیعت شناخته شده است. او به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نام های حافظ به روایت عباس کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته است. 

نمایشگاه های عکس کیارستمی در ایتالیا، انگلستان، ژاپن، چین و موزه هنرهای معاصر تهران برپا شده است. در حراجی کریستی دبی به تاریخ 1 مه 2008 میلادی، عکسی از کلکسیون عکس های عباس کیارستمی به قیمت حدود 130 هزار دلار فروخته شد در ادامه این کار نمایشگاه دیگری از آثار کیارستمی در موزه هنر شهر امپراتوری، در قلب پکن برگزار شد. همچنین او دو نمایشگاه عکس در گالری گلستان برگزار کرده است. همچنین کیارستمی پوستر اصلی یازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران را طراحی کرد. کیارستمی در این پوستر، با استفاده از نماد دو درخت در امتداد عدد یازده و المان های سینمایی در پس زمینه سفید، به نوعی طراوت، رشد و بالندگی سینمای ایران را مورد توجه قرار داده است.

به همین سادگی و یک حبه قند ساخته رضا میرکریمی نیز فیلمی بود که به خط عباس کیارستمی تیتراژ اولیه آن نوشته و به دست کیارستمی پوستر آن طراحی شده بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلمهای قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی نیز از دیگر اثرهای مورد توجه کیارستمی در طراحی بود.

کیارستمی در سالهای اخیر کارگاه های آموزشی متعددی را در شهرهای مختلف ایران و خارج از کشور برای هنرجویان برگزار کرده است. او زمانی به فرانس پرس گفته بود:«هر سال در چهار یا پنج کارگاه که هر کدام ده روزی به طول می انجامد، شرکت می کنم و هر بار سعادت بزرگی برای من است. بسیار مشتاق و بی تاب برای این کار هستم؛ چون همیشه علاقه مندم از زمان خود استفاده ای کنم.» او اضافه کرده بود:«زمانی از خودم احساس رضایت دارم که به این جوان ها بیاموزم و مطمئن هستم همان اندازه که به جوانان تدریس می کنم از آن ها یاد می گیرم.»

کیارستمی رهبری دو گروه اپرا را نیز در شهرهای پاریس و لندن به عهده داشت. او سابقه اجرای موفقیت آمیز اپرا زن ها همگی همان جورند را در جشنواره هنری فرانسه را در کارنامه خود دارد. همچنین عباس کیارستمی طراحی دکور صحنه، طراحی پوستر، بروشور و بلیت های کنسرت های مشکاتیان را انجام داده است.

کیارستمی داور سومین دوره جایزه معماری میر میران بود و همچنین درکنار تقوایی، بهمن جلالی و سیف الله صمدیان به داوری اولین مسابقه عکس فرش دست باف در ایران پرداخت. کیارستمی به همراه چند تن از معماران ایرانی نیز نمایشگاه آثار معماری هفتم را برگزار نمود.

بیماری و مرگ عباس کیارستمی

در تاریخ 7 فروردین 1395 کیارستمی در پی شدت گرفتن مشکلات جسمی، با نظر پزشکان معالج در بیمارستان بستری شد. در تاریخ شنبه 14 فروردین 1395 خبری مبنی بر اینکه عباس کیارستمی از سرطان دستگاه گوارش رنج می برد منتشر شد. کیارستمی به دلایل متعدد، از جمله خونریزی داخلی، چهار عمل جراحی را پشت سر گذاشت. اولین عمل، عمل جراحیِ درمانی بود. دومین عمل به دلیل خونریزی داخلی صورت گرفت و سومین عمل برای برداشتن کیسه صفرا و آخرین عمل به دلیل عفونتِ پیشرفته بوده است. در ادامه روند درمان وی رو به پیشرفت گزارش شده و طول درمان بنا به تشخیص تیم معالج برای کنترل شرایط بیماری، عباس کیارستمی در خواب مصنوعی به سر می برد.

کیارستمی پس از گذراندن دورهٔ نقاهت در تهران برای ادامهٔ درمان با آمبولانس هوایی کمپانی MK2 با هزینه تهیه کننده فیلم آخرش که ساخته نشد، راهی فرانسه شد اما پس از چند روز به دلیل لخته شدنِ خون، سکته مغزی کرد و در پاریس درگذشت. 
بعد از درگذشت عباس کیارستمی، کمپین پیگری پرونده پزشکی او توسط گروهی از سینماگران و علاقمندان به کیارستمی راه اندازی شد، هدف این کمپین پیگیری روند درمان عباس کیارستمی در ایران و فرانسه است و قصد دارد تا مشخص کند آیا در روند درمان این کارگردان قصوری از طرف تیم پزشکی رخ داده است یا خیر.

البته کار کمپین بجائی نرسید . قدر مسلم حتی یک دانشجوی رشته پزشکی در مقطع انترنی خوب میداند که بیماری را که عفونت داخلی دارد ، نبایستی عمل کرد .

عباس کیارستمی پیش از وفات

فیلم های سینمای جمهوری اسلامی در سال 1372

آخرین شناسائی : علی شاه حاتمی

آنها هیچکس را دوست ندارند : جعفر سیمائی

امید : حبیب کاوش

ایوب پیامبر : فرج الله سلحشور

بازیچه : تورج منصوری

بدل : جهانگیر جهانگیری

بلندی های صفر : حسین علی فلاح حقگولیالستانی

بلوف : ساموئل خاچیکیان

پاد زهر : بهرام کاظمی

پرتگاه : بهرام ری پور

پناهنده : رسول ملاقلی پور

پنجاه روز التهاب : کریم آتشی

تابع قانون : محمد علی بهرامی

تاواریش – رفیق : مهدی فخیم زاده

ترانزیت : علی سجادی حسینی

تونل : مجتبی راعی

تیک تاک : محمد علی طالبی

جاده عشق : رجب علی محمدین

جای امن : مجتبی راعی

جنگ نفت کش ها : محمد رضا بزرگ نیا

چشم شیطان : حسن هدایت

حماسه مجنون : جمال شورجه

خاکستر سبز : ابراهیم حاتمی کیا

دت یعنی دختر : ابوالفضل جلیلی

دره هزار فانوس : احمد رضا گرشاسبی

دم رل : یداله صمدی

دو روی سکه : محمد متوسلانی

راننده سفیر : شفیع آقا محمد یان

روز فرشته : بهروز افخمی

زندان دیو : حسن محمد زاده

زیر درختان زیتون : عباس کیا رستمی

زیر سایه کنار : جواد ارشاد

سپید یال : محسن محسنی نسب

سجاده آتش : احمد مراد پور

سوئ ظن : کاظم معصومی

سهراب تا سهراب : عباس شیخ بابائی

سه مرد عامی : سیامک تقی پور

شعله های خشم : حمید رضا آشتیانی پور

ضربه آخر : داود موثقی

عبور از تله : غلامرضا رمضانی

کودکانی از آب و گل : عطا الله حیاتی

کودک قهرمان : کمال تبریزی

مسافر غریب : یوسف جمادی عرب

نان و شعر : کیومرث پور احمد

هبوط : احمد رضا معتمدی

همسر : مهدی فخیم زاده

همه دختران من : اسماعیل سلطانیان

سال 1373

تاریخ نگار سینمای ایران ، جمال امید که عمری در نظام شاهنشاهی فخر فروخت در چرخشی بوقلمون گونه بسوی دستار بندان اشغالگر ضمن تمجید از ملایان که سینمای ایران در عصر پر بلای آنها مشروعیت پیدا کرده و صاحب اعتبار شده ، با گذاشتن دست در دست سر سپرده رژیم حسن هدایت ، سناریوی آخرین بندر را می نویسد .

مشتی خرد گم کرده مسلمان در سال 1314 خورشیدی چند تن از رجال آن زمان را به قتل میرسانند و ماموران در تعقیب آنها ، تمامی را بجز یک زن جوان بنام هانیه را کشته و هانیه به بوشهر و نزد متولی یک مسجد میرود .و کارآگاه محمد علوی مامور اداره تامینات سیستم رضا شاهی که با متولی مسجد نسبت فامیلی دارد در صدد نجات هانیه بر می آید !!!!! جمال امید و حسن هدایت آن زمان را با سال 1357 اشتباه گرفتند . تحریف تاریخ در کشور اسلام زده ی ما سابقه ای طولانی داشته و تنها منحصر به قلم مسموم پشت به وطن کرده ها نیست .

منوچهر مصیری بر اساس فیلمنامه ای از ابوالفضل آهنچیان دهات ایران را با پادگان سپاه پاسداران ادغام کرده و به دست دهاتی های ایران بازوکا و مسلسل سنگین 50 میلی متری میدهد تا رامبو وار هم ولایتی های خود را درو کنند . آخرین خون با داستانی ابلهانه و بچگانه با شرکت جمشید هاشم پور ( رامبوی سینمای جمهوری اسلامی ) و فرامرز قریبیان ساخته میشود .

جمشید هاشم پور و فرامرز قریبیان در فیلم آخرین خون

کریم آتشی فیلمی تحت فرنام انتهای قدرت می سازد . محور این فیلم تبلیغاتی صرفا بر اصل سرکوب مجاهدین و گروه های چپی است که نظام جمهوری اسلامی آنها از بین برد .

بادکنک سفید ، ساخته جعفر پناهی ، کسی که ملایان او را از فیلمسازی باز داشته اند ، به روی پرده می آید .

نوروز هم مانند بسیاری از مناسبت های دیگر سهمی در فیلم های سینمای ایران داشته که البته نسبت به بسیاری از ایام دیگر این نقش پررنگ تر بوده است و فیلمسازان به فراخور داستانشان به روزهای آغازین سال جدید پرداخته اند. این پرداخت یا در حد تقارن زمان روایت داستان با نوروز بوده و یا بستر اصلی فیلمنامه بوده است.

نوروز در «بادکنک سفید» جعفر پناهی با فیلمنامه ای از عباس کیارستمی سوژه‌ اصلی فیلم است. دختری که برای خرید ماهی قرمز سفره‌ هفت‌ سین مشکلاتی را پشت سر می‌گذارد .

یک‌ ساعت‌ و‌نیم به تحویلِ سال باقی مانده‌است. دخترِ خردسالی، به‌ نامِ راضیه، برای خریدِ ماهیِ سفره‌ی هفت‌ سین از مادرش یک پانصدتومنی می‌گیرد، اما اسکناس را گم می‌کند. راضیه در تلاش برای پیداکردنِ اسکناس، با آدم‌های مختلف و اتفاقاتِ جالبی روبه‌ رو می‌شود. چیزی به پایانِ سال نمانده که راضیه با کمکِ برادر و چوبِ یک ‌بادکنک ‌فروشِ غریب، اسکناس را به‌ دست می‌آورند. راضیه ماهی را می‌خرد و به خانه می‌ رود. سال تحویل می‌شود. همه به خانه‌هاشان رفته‌اند. اما پسرکِ بادکنک‌ فروش، که یک بادکنکِ سفید به چوبش وصل است، جایی ندارد که برود

به این فیلم رژیم اسلامی جایزه میدهد و سپس سازنده اش را از کار فیلمسازی باز میدارد .

بادکنک سفید در جشنواره جهانی فیلم کن فرانسه به سال 1995 میلادی جایزه دوربین طلائی را میبرد . علاوه بر فستیوال کن ، این فیلم در فستیوال فیلم ژاپن و برزیل نیز جوایز اول را میگیرد .

آیدا محمد خانی در بادکنک سفید

کامران قدکچیان ، فرزند بازیگر قدیمی سینما ، احمد قدکچیان که عمری برای سینمای ایران در زمان شاه فقید تلاش کرده بود و فعالیت های سینمائیش را از سال 1339 خورشیدی با بازی در فیلم دوستان یکرنگ آغاز کرد . در زمان حکومت ملایان رنگ عوض کرده و از جهنمی که دستار بندان اشغالگر برای مردم ایران ساخته اند ، در فیلم بهشت پنهان ، کشوری میسازد که خارجی ها آرزوی زندگی در آنرا دارند . کوپر سیاستمدار آمریکائی با ازدواج دخترش ملیکا با یک دانشجوی ایرانی بنام علیرضا مخالف است . کوپر یک آدمکش ایرانی بنام خسرو را استخدام می کند که علیرضا را در پاریس بکشد ولی خسرو در معاشرت با علیرضا منصرف شده و ترتیب فرار علیرضا و ملیکا را به ایران !!!!! میدهد .

حجم سینمای جمهوری اسلامی با فیلم های تبلیغاتی جنگ که اغلب آنها با پول سازمان تبلیغات اسلامی ساخته شده اند ، پر شده است . حمله به اچ 3 ساخته ی شهریار بحرانی ، خط آتش به کارگردانی سید علی سجادی حسینی که این کارگردان به هنگام فیلمبرداری در اراک مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته میشود . فیلمسازان مغز فندقی جمهوری اسلامی ، آنقدر از تکنیک های تروکاژ سینما بی اطلاع هستند که از گلوله حقیقی در فیلم هایشان استفاده می کنند . دشت ارغوانی ساخته ی نادر مقدس ، دل و دشنه به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی ، دیدار ساخته ی محمد رضا هنرمند ، راه افتخار به کارگردانی داریوش فرهنگ ، ستارگان خاک ساخته ی عزیزالله حمید نژاد ، سفر به کارگردانی علیرضا رئیسیان ، ضربه طوفان ساخته ی علی قوی تن ، کوسه ها به کارگردانی حمید رضا آشتیانی پور ، کیمیا به کارگردانی احمد رضا درویش و منطقه ممنوع ساخته ی رضا جعفری در زمره فیلم های مربوط به جنگ ایران و عراق میباشند .

در سینمای جمهوری اسلامی ، رکن اساسی فیلمسازی بر محور تازی پرستی قرار دارد . روز واقعه به کارگردانی شهرام اسدی داستان جوانی است بنام عبدالله که شب عروسی خود با شنیدن ندائی سر به بیابان گذاشته و عصر عاشورا به کربلا میرسد !!!! و بنا به تصور بهرام بیضائی نویسنده این فیلمنامه حقیقت را بر سر نیزه می بیند !!! براستی بهرام بیضائی را باور این است که حسین آزاده بود و در راه حقیقت کشته شد ؟ اگر چنین است وای بحال سینمای ایران که چنین پشت به وطن کرده هائی دارد.

زمین آسمانی به کارگردانی محمد علی نجفی نیز از این قماش است . فیلمسازی می خواهد ، فیلمی در خصوص ساخته شدن بت خانه کعبه به دست ابراهیم بسازد . بهر حال باید نان خورد ، ولو اینکه این نان را آخوند به نجاست آلوده کرده باشد .

مسعود نوائی در فیلم سالهای بیقراری شمشیرش را برای خانه نشین کردن زن ایرانی از رو می بندد . اعظم در کنکور دانشگاه قبول میشود ولی شوهرش جهان خیر و زندگی زناشوئی آنها پاشیده میشود .

سال 1373 ، محسن مخملباف با فیلم سلام سینما باز میگردد .پس از درج یک اعلان در روزنامه مبنی بر خواستن هنرپیشه ، پنج هزار جوان در باغ فردوس شمیران به محل فعلی خانه سینما مراجعه می کنند و مورد مصاحبه و اجرای نقش در مقابل محسن مخملباف قرار میگیرند . براستی چه کسی پروانه و اعتبار به محسن مخملباف داده بود تا در جایگاه اساتید فن و تحصیلکرده های سینما بنشیند ؟

فیلم های سینمای جمهوری اسلامی در سال 1373 خورشیدی:

آخرین بندر : حسن هدایت

آخرین خون : منوچهر مصیری

آرایش مرگ : افشین شرکت

آرزوی بزرگ : خسرو شجاعی

الو الو من جوجوام : مرضیه برو مند

انتهای قدرت : کریم آتشی

بادکنک سفید : جعفر پناهی

بخاطر هانیه : کیومرث پور احمد

بشیر : احمد رمضان زاده

بوی خوش زندگی : ابوالحسن داودی

بهشت پنهان : کامران قدکچیان

بی تو هرگز : هوشنگ درویش پور

پرواز از اردوگاه : حسن کاربخش

پری : داریوش مهرجوئی

تجارت : مسعود کیمیائی

حالا چه شود : محمد جعفری

حامی : قدرت الله صلح میرزائی

حسرت : محمد حسن زاده

حمله به اچ 3 : شهریار بحرانی

خط آتش : سید علی سجادی حسینی

خلع سلاح : علیرضا داود نژاد

درد مشترک : یاسمین ملک نصر

در کمال خونسردی : سیامک شایقی

دشت ارغوانی : نادر مقدس

دل و دشنه : مسعود جعفری جوزانی

دو خواهر : کامبوزیا پرتوی

دیدار : محمد رضا هنرمند

دیوانه وار : کامران قد کچیان

راز گل شب بو : سعید خورشیدیان

راه افتخار : داریوش فرهنگ

روز دیدنی : فرزین مهدی پور

روز شیطان : بهروز افخمی

روز واقعه : شهرام اسدی

روزهای خوب زندگی : مهدی صباغ زاده

روسری آبی : رخشان بنی اعتماد

رویای نیمه شب تابستان : داریوش مودبیان

زمین آسمانی : محمد علی نجفی

ساز ستاره : محرم زینال زاده

سالهای بیقراری : مسعود نوائی

ستارگان خاک : عزیزالله حمید نژاد

سر بلند : فتحعلی اویسی

سفر : علیرضا رئیسیان

سلام سینما : محسن مخملباف

شاهین طلائی : قدرت الله صلح میرزائی

ضربه طوفان : علی قوی تن

عروسی خون : مجید جوانمرد

کاکادو : تهمینه میلانی

کلاه قرمزی و پسر خاله : ایرج طهماسب

کوچه و موزه : کاظم بلوچی

کوسه ها : حمید رضا آشتیانی پور

کیمیا : احمد رضا درویش

مجازات : جهانگیر جهانگیری

مرد پنجم : سید محسن شهابی

مرضیه : اسفندیار شهیدی

مروارید سیاه : جبیب الله بهمنی

من زمین را دوست دارم : ابوالحسن داودی

منطقه ممنوع : رضا جعفری

مهریه بی بی : اصغر هاشمی

می خواهم زنده بمانم : ایرج قادری

نگاهی دیگر : حسین مختاری

نیش : همایون اسعدیان

هدف : بهرام کاظمی

یاران : ناصر مهدی پور

یک شب غریبه : حسین قاسمی جامی

سال 1374 سینمای جمهوری اسلامی

با نگاهی به اسامی کسانیکه در جمهوری اسلامی فیلم میسازند و کارگردانهای قدیمی سینمای ایران متوجه اختلاف فاحش تعدادی در این دو دوره میشوید . در گذشته ای سینمای ایران ، کسانی به صندلی کارگردانی می نشستند که گذشته از آگاهی های تکنیکی فیلمسازی ، قدرت تخیل ، نبوغ نویسندگی و ابتکار داشتند و بنا به خواسته خود فیلم می ساختند . اما در جمهوری اسلامی ، فیلمساز کسی است که یکبار دستش به دوربین هشت میلیمتری خورده و مهمتر از همه زمانی بسیجی بوده و در جنگ ایران و عراق شرکت داشته . از آنجا که سرمایه گذار اصلی در ساخت فیلم بنیاد های دولتی هستند ، بنابراین خواست فیلمساز به کنار رفته و آنچه آخوند مغز فندقی می خواهد بصورت نوار متحرک ساخته میشود .

کریم آتشی : بسیجی که روزهای اول جنگ به جبهه رفت و کارگردان سینما شد .

حمید رضا آشتیانی پور : با سر هم کردن فیلم هشت میلیمتری الفبای انقلاب فیلمساز شد .

شفیع آقا محمدیان : با ساختن فیلم مستند : انقلاب اسلامی فراسوی مرزها ، توانست نظر ملایان را جاب کند .

جمشید آهنگرانی فراهانی : با ساختن فیلم هشت میلیمتری پرش در سینمای آزاد اراک به جمع فیلمسازان جمهوری اسلامی پیوست .

امرالله احمد جو : فیلمبردار تلویزیون رضائیه و سازنده مجموعه تلویزیونی کوچک خان جنگلی .

عباس احمدی مطلق : در دبیرستان کار تاتری میکرد . پس از فتنه ی خمینی سرپرست اداره کل تحقیقات و روابط سینمائی !!!! وزارت ارشاد اسلامی شد .

جواد ارشاد : زیست شناس و علاقمند به فیلم سازی ! مدرس انجمن سینمای جوان کرمان !!

همایون اسعدیان : سازنده فیلم های مستند هشت میلیمتری . در بیشتر فیلم ها به عنوان عکاس کار میکرد .

محمد رضا اسلامو: مستند ساز در واحد جهاد سازندگی ، سپاه پاسداران و سازمان تبلیغات اسلامی . نام فامیل عجیب و غریب او برایش موقعیت های خوبی پیش آورد.

عباس بابویهی : مسئول تولید فیلم در مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی !!

فرامرز باصری : دستیار فیلمبردار در وزارت ارشاد اسلامی و سازنده فیلم حماسه قرآن .

شهریار بحرانی : کار با گروه تلویزیونی سپاه پاسداران .

اسماعیل براری : فعالیت در گروه تلویزیونی جهاد سازندگی و جنگ .

عبدالحسن برزیده : کار هنری را با نمایش های مدرسه شروع کرد ! با آغاز جنگ به جبهه رفت و تاتر : حافظون محدودالله را به صحنه برد .

محمد کاظم بلوچی : فعالیت هنری با بازی در نمایش نهضت حروفیه . مدرس دانشکده ی سینما و تاتر جمهوری اسلامی .

حبیب الله بهمنی : سازنده سری بر نامه های آموزشی برای نیرو های انتظامی جمهوری اسلامی .

کمال تبریزی : قائم مقام و مسئول بخش آموزش فیلمسازی در مرکز اسلامی آموزش فیلم جمهوری اسلامی .

حمید تمجیدی : مونتاژ کار صدا و سیمای جمهوری اسلامی که با ساختن فیلم هشت میلمتری در همسایگی باران ، فیلمساز شد .

امیر توسل : به قصه نویسی و موسیقی علاقه داشت !

او سازنده فیلم بچگانه مخترع 2001 است .

منصور تهرانی : از طریق خواندن مجلات با تکنیک سینما آشنا شد !!!!! اولین کار او ساختن فیلم از فریاد تا ترور نام داشت که نویسنده و کارگردان و آهنگساز فیلم بود.

رضا جعفری : فعالیت در واحد تصویر سپاه پاسداران با عکاسی از صحنه های جنگ .

قاسم جعفری : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی . عکاس جبهه های جنگ .

محمد جعفری : آغاز فعالیت با ساختن فیلم هشت میلیمتری در سینمای آزاد و سازنده فیلم ذوالجناح !!

ابوالفضل جلیلی : پذیرفته شده دانشکده هنر های دراماتیک که بخاطر جو مذهبی شدید خانواده اش نتوانست وارد آن دانشکده بشود . بعد ها که استقلال پیدا کرد !!!! در تلویزیون برای بچه ها فیلم میساخت .

یوسف جمادی عرب : فعالیت در واحد هنر های بنیاد شهید و مسئول بخش فرهنگی کمیته پارس آباد تبریز .

غلامرضا جنت خواه دوست : فیلمساز جنگ .

مجید جوانمرد : عضو سینمای آزاد اهواز که ده فیلم هشت میلیمتری ساخته است . در جمهوری اسلامی به کار مستند سازی روی آورد .

ابراهیم حاتمی کیا : تحصیل در مدرسه تعلیمات اسلامی . فیلمبردار جنگی با دوربین هشت میلیمتری . فیلمبردار واحد تبلیغات سپاه پاسداران . سازنده فیلم هویت و از کرخه تا راین .

سعید حاجی میری : مونتاژ فیلم انقلابی بزرگتر از انقلاب اول که راه را برای پیشرفت او تا مقام کارگردانی باز کرد .سرپرست مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی آماتور .

فریدون حسن پور : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی .

محمد حسن زاده : در 14 سالگی فیلم های هشت میلیمتری می ساخت و در سال 1360 به تلویزیون رفته و فیلمساز میشود

محمد حسین پور : چون همسرش جهان خادم المله ،

در کار فیلمسازی است ، او نیز فیلمساز میشود .مجموعه تلویزیونی مهمان امام هشتم از ساخته های ایشان است .

محمد حسین حقیقی : فارغ التحصیل رشته مهندسی پترو شیمی و علاقمند به هنر سینما ! ساختن فیلم های مستند در جهاد سازندگی خوزستان و جبهه های جنگ .

عزیزالله حمید نژاد : علاقمند به هنر نقاشی و عکاسی ! فعال در واحد جنگ تلویزیون.

غلامرضا حیدر نژاد : از کودکی به کار های هنری علاقه نشان میداد ! عضو انجمن سینمای جوانان خراسان .دانشکده هنر های دراماتیک را با مدرک فوق دیپلم رها کرد .

جمشید حیدری منفرد خوی : در دوران دبیرستان در تاتر مدرسه همکاری داشت ! نمایشنامه یک ساعت انتظار را برای نمایش در تلویزیون آماده کرد که هیچگاه پخش نشد !! . فیلم مرگ قو ، هیچگاه به نمایش در نیآمد !!!

اکبر خامین : سازنده فیلم های هشت میلیمتری برای سینمای آزاد اصفهان .

سعید خورشیدیان : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی . موسس شرکت سینمائی مانا فیلم در شیراز .

سید علی خوش نشین : مسئول واحد صدا و تدوین وزارت ارشاد اسلامی .

حمید خیر الدین : فعال در واحد تلویزیون سپاه پاسداران و فیلمبردار جنگ .

سیف الله داد : فارغ التحصیل رشته ی جامعه شناسی . سرپرست تولید رادیو و تلویزیون شیراز . سانسورچی شورای بررسی فیلمنامه و بازبینی فیلم جمهوری اسلامی .

علیرضا داود نژاد : مامور اداره آگاهی . این کارگردان جمهوری اسلامی از تمام افراد خانواده اش تا مادر بزرگ و مادر همسرش در بازی فیلم هایش سود میبرد .

سید احمد رضا درویش : تصویر بردار جبهه جنگ .

سید ضیا الدین دری : با وقوع فتنه ی خمینی درسش را در انگلیس نیمه کاره رها کرده و به ایران آمده و فیلمساز میشود !

مجتبی راعی : حسابدار و عضو گرو تاتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی .

رحیم رحیمی پور : علاقمند به شعر و کار های هنری ! ابتدا در رشته علوم آزمایشگاهی پذیرفته میشود ولی آنرا خیلی زود رها می کند و جذب مرکز اسلامی مطالعات فیلمسازی !!!!! میشود .

رحمان رضائی : از کودکی به نقاشی علاقه داشت ! دو ماه در کلاس آموزش بازیگری احمد کاشانی شرکت جست !!

علیرضا رئیسیان : فوق دیپلم نساجی و رنگرزی . گذراندن یک دوره از کلاس های فیلمسازی سینمای جوان و کارگردان سینمای جمهوری اسلامی شدن .

محرم زینال زاده : کار هنری را با شرکت در نمایشنامه های دبیرستان آغاز کرد . او کارشناس تاتر اداره آموزش و پرورش شهرستان خوی است .

سید محمد علی سجادی حسینی : کار هنری را در اهواز آغاز کرد . منشی صحنه فیلم افق و مرگ بخاطر کارگردانی فیلم خط آتش در اراک بخاطر اصابت گلوله !!

تصور کنید که اگر کار های تکنیکی و ایمنی در آمریکا با وجود این همه فیلم های کشت و کشتار صورت نگیرد ، میبایستی تا کنون یک کارگردان زنده نداشته باشیم .

فرج الله سلحشور : از بانیان حوزه هنری و اندیشه ی اسلامی . بازیگر نقش اول فیلم بیمار توبه نصوح محسن مخلمباف.

اسماعیل سلطانیان : فعال در تاتر کرمانشاه . در سال 1349 یک دوره شش ماهه را در مرکز آموزش هنر های دراماتیک زیر نظر آتش تقی پور گذراند . فیلمنامه هایش هیچکدام تصویب نشدند . تا اینکه جذب حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شد .

محمد ابراهیم سلطانی فر : خبرنگار و فیلمبردار جنگ .

علیرضا سمیع آذر : فوق لیسانس معماری . بدون کوچکترین تجربه، فیلمساز سینمای جمهوری اسلامی شد .

سعید سهیلی : سر پرست حوزه هنری مشهد .

حجت الله سیفی : سازنده فیلم های هشت میلیمتری و فیلم بلند لیله القدر !

جعفز سیمائی : فارغ التحصیل رشته تاریخ از دانشگاه اصفهان .

علی اصغر شادروان : مسئول انجمن سینمای جوان اهواز .

علی شاه حاتمی : منشی فیلم گور کن و کارگردان امروز سینمای جمهوری اسلامی.

سیامک شایقی : کارگردان فنی تلویزیون .

خسرو شجاعی : فعال در سپاه پاسداران و معاونت فرهنگی بنیاد جانبازان .

جواد شمقدری : دانشجوی دانشگاه علم و صنعت که به فیلمسازی علاقمند است ! مستند ساز و در عین تحصیل رئیس مرکز گسترش نیروی انسانی معاونت سینمائی وزارت ارشاد بودن !!!!!

جمال شورجه : چند دوره را در مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی دیده و سپس جذب حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی میشود .

سید محسن شهابی : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی است .

پرویز شهبازی : فارغ التحصیل صدا و سیمای جمهوری اسلامی .مستند ساز .

عباس شیخ بابائی : با تحصیلات نیم تمام در دانشکده هنر های دراماتیک . راهیان شهادت فیلمی از او بود که راه کارگردان شدن را به او نشان داد .

مهدی صباغ زاده : از اعضای سینمای آزاد مشهد که با ساختن فیلم های ا6 میلیمتری کار خود را آغاز کرد .

ایرج صغیری : از شاگردان فریبکار بزرگ علی شریعتی که با نمایشنامه نویسی آغاز بکار کرد . یکبار دیگر ابو ذر از قلم مسموم او تراوش کرده است .

قدرت الله صلح میرزائی : کارگردان تاتری بنام می خواهم به جبهه بروم که نمایش آن در تالار فردوسی دانشگاه تهران راه را برای فیلمساز شدن او باز کرد .

ابوالقاسم طالبی : فارغ التحصیل رشته حقوق قضائی . دستیار کارگردان در فیلم بر بال فرشتگان .

علی عبدالعلی زاده : عضو گروه جهاد تلویزیون رضائیه .

محمد مهدی عسگر پور : معاونت بخش جنگ بنیاد فارابی و جانشین مدیر سینمائی تجربی وزارت ارشاد .

کیانوش عیاری : سرپرست سینمای آزاد اهواز .

حسین فرخی : فعال در ستاد مرکزی سپاه پاسداران ، روابط عمومی نخست وزیری ، انجمن اسلامی دانشجویان و جهاد دانشگاهی .

حسین علی فلاح حقگولیالستانی : از کودکی به فعالیت های هنری علاقمند بود !

مجید فهیم خواه : فعالیت در سینما را از انجمن سینمای جوانان رشت شروع کرد .

حسین قاسمی جامی : بسیجی و فیلمبردار جنگ در واحد تلویزیون سپاه پاسداران .

علی قوی تن : فعالیت هنری در دوره راهنمای تحصیلی !! کارگردان 12 نمایشنامه .

حسن کار بخش راوری : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی .

محمد کاسبی : از اعضای موسس حوزه هنر و اندیشه ی اسلامی .

علی اکبر کوهکی : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی .

احمد رضا گرشاسبی : گذراندن یک دوره آموزش فیلمسازی در مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی و یک دوره یکساله در جهاد دانشگاهی .

محمد حسین لطیفی : انیمشن ساز سازمان تبلیغات اسلامی .

مجید تالش مجیدی : سر سپردگی او به ملایان و تازی پرستیش شهره عام و خاص است . آغاز به کار با ساخت فیلم کوتاه انفجار و بعد ها ساخت فیلم محمد رسول الله با هزینه دویست میلیون تومان .

حمید رضا محسنی : لیسانس گرافیک و مدرس دانشکده ی سوره .

محسن محسنی نسب : دستیار کارگردان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی .

رجب محمدین : آغاز به کار های سینمائی در ادیت وبازی در ساختن فیلم های هشت میلیمتری دوستانش !! او رشته کارگردانی تاتر را تمام کرده و به سینما روی آورده است .

محسن مخلمباف : کار های تعزیه خوانی در دوران دبیرستان .. عضو گروه تروریستی بلال حبشی و کسی که در سن هفده سالگی یک پلیس را خلع سلاح می کند و مجروح میشود . عضو حوزه هنر و اندیشه ی اسلامی .

احمد مراد پور : با دیپلم ردی . مستند ساز جنگ . همکاری با حوزه هنری .

احمد رضا معتمدی : اقتصاد دان ، مدرس فلسفه ! منطق ! الهیات ! و علوم انسانی ! بمدت 15 سال ، بدون کوچکترین تجربه در امر سینما .

مهدی معدنیان : سازنده فیلم های فریاد مجاهد و سیم خاردار که هیچکدام از آنها به نمایش در نیآمد .

خسرو معصومی : فعالیت با ساختن فیلم های هشت میلیمتری .

سیروس مقدم : منشی صحنه فیلم رد پائی بر شن .

رسول ملاقلی پور : تحصیلات : سیکل دبیرستان . کار در دندانسازی و ریسندگی . عکاس خیابانی در زمان فتنه ی خمینی و پخش عکس ها در مساجد . راننده تاکسی . جذب شدن به حوزه هنری و فیلمبرداری با دوربین سوپر هشت از سخنرانیهای خمینی در قم . عکاس و فیلمبردار جنگ .

خسرو ملکان : دیپلم فنی . پس از فتنه ی خمینی با عنوان نویسنده و کارگردان فیلم زخمه شناخته شد !!

فرزین مهدی پور : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی .

ناصر مهدی پور : فارغ التحصیل مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی.

عباس ناصری : فعالیت در جهاد سازندگی خراسان .

محمد علی نظریان : اقتصاد دان . با ساختن چند فیلم سوپر هشت ، بدون هیچگونه تجربه سینمائی کارگردان شد .

یدالله نو عصری : عضو سینمای آزاد تبریز و سازنده فیلم زائر خلف .

حسن هدایت : فارغ التحصیل مدیریت صنعتی . یکی از سر سپردگان رژیم آخوندی و طرفدار میرزا کوچک خان جنگلی تجزیه طلب .

محمد رضا هنرمند : عضو سازمان تبلیغات اسلامی و مدرس این تشکیلات حکومتی.

همانطوریکه ملاحظه کردید ، بالای نود درصد کارگردانهای امروز سینمای جمهوری اسلامی نظیر مابقی سران حکومتی هیچگونه سواد آکادمیک نداشته و دست پرورده کسانی هستند که تازی پرستی و ضدیت با فرهنگ ایران سر لوحه کار آنهاست .

ادامه دارد .

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »