هفتم آبان – جشن اَمُردادگان

هفتم آبان – جشن اَمُردادگان

گل چمبک(زنبق) نماد اَمُرداد و جشن اَمُردادگان 

واژه شناسی

اَمِرِه تات Amərətāt درپهلوی «اَمُردات»– در پارسی امروز «اَمُرداد» (به نادرست «مُرداد» هم گفته می شود). چم آن را در برگردانهای گوناگون: (گزندناپذیری) – (نامیرایی) – (جاودانگی) – (رستگاری) –(فناناپذیری)- (نیروی زندگی) آورده اند.  

اَمُرداد یکی از فروزه ها یا پرتوهای هفت گانه گوهر هستی بخش خداست.

اَمشاسپندان و جایگاه آنها در هستی شناسی ایرانی

    اَمشاسپند در اوستای نو اَمشَ سپِنتَ Amesha Spenta و در پهلوی اَمِشُ سپَند یا اَمَهر سپَند  یک نامواژه ی سه بهری از زبان اوستایی است. بهر نخست آن « اَ » که نشان نایی است مانند [بی]- [بدون].

 بهر دوم  مِشَ mesha  از ریشه ی مَر به چم مُردن. 

بهر سوم سِپنتَ Spenta به چِم ورجاوند یا مقدس 

همکرد این سه بهر می شود:  ورجاوند جاودانه 

در اوستا و در همه ی دیگر نامه های پهلوی از این باشندگان مینوی که پاسداران جهان گیتی و جهان مینُو هستند پیاپی یاد شده است .

شمار «امشاسپندان» یا پرتوهای خداوندی شش تا است که با خود  هُرمَزد (خداوند جان و خرد) که در بالای آنها جاگرفته شماره ی راز واره ی هفت را پدید می آورند.  جایگیری امشاسپندان چنین است:

1- هُرمَزد یا اَهورَه مزدا و گاه [ایزد سروش] و گاه سپِنتَ مئینیُو Spenta Mainyu   

2- وهومنه Vohu manah در پهلوی وَهمَن و در پارسی بَهمَن همکرد دو واژه ی «وهو» به چم خوب، نیکو، و «مَنَ» به چم: اندیشه، منش، کردار، و آرِش آن:  خِرَد ستوده –  مَنش نیک – بهترین منش- خرد اهورایی –- پاک سرشت- نهاد روش- اندیشه ی پاک و میان میان ها. در سرودهای زرتشت «بهمن» یا « اندیشه ی نیک» آرش بسیار گسترده تری دارد، از سویی به دور از هرگونه زشتی، دور رویی، فریبکاری، پیمان شکنی، تباهی، ویرانگری، بی سروسامانی، پریشانی، بد هنجاری، دروغگویی و هر گونه پتیارگی است، از سوی دیگر در بر دارنده ی خرسندی و شادمانی دیگران و پیشبرد جهان بسوی بهترین ارزش هاست، در سرود چهل و سوم یسنا بیش از دیگر سرودهای زرتشت با کردوکار « بهمن» آشنا می شویم:

  

1/43

مزدا اهورای همه توانا چنین بر نهاده است: بهروزی از آنِ کسی است، که دیگران را به بهروزگاری برساند. نیرو و پایداری را براستی از تو خواستارم. ای آرمَیتی (=پارسایی، پرهیزکاری) برای نگاهبانی از اَشَه( = اردیبهشت، هنجار هستی) فَرّ و شکوهی را که پاداش زندگی در پرتو «منش نیک» (= بهمن) است بهمن ارزانی دار.

2/43

همچنین بهترین پاداش از آن او باد، ای مزدا، کسی که [برای دیگران] خواستار روشنایی است، بدو ارزانی خواهد شد. از «سِپَندترین مَینُو»ی خویش و در پرتو «اَشَه» ( اردیبهشت) دانشِ برآمده از «منش نیک»(بهمن) را به ما بخش تا در زندگانی دیرپای خویش همه روزه از شادمانی بهره مند شویم.

3/43

پس براستی، بهترین نیکی ها بهره ی آن کس خواهد شد که در زندگیِ اَستومَند و مَینُوی، ما را به راه راستِ بهروزی – راهِ جهان اَشه(جهان به هنجار) که جایگاه اَهورَه است- رهنمونی کند. ای مزدا، دلدادگان تو در پرتو نیک آگاهی (بهمن) و پاکی به تو خواهند پیوست.

4/43

ای مزدا، ترا توانا و پاک شناختم ، آنگاه که دانستم در پرتو توانایی ات، آرزوهای ما برآورده خواهند شد، آنگاه که دریافتم اَشَوَنان (=نیکان) و دُروندان (=بدکاران) را پاداش [پادافره] خواهی بخشید، آنگاه که پی بُردم در پرتو گرمای «آذرِ» تو – که نیرومندی اش از اَشَه(هنجار هستی)است- نیروی منش نیک( بهمن) به من روی خواهد آورد .

5/43

ای مزدا اَهورَه، ترا پاک شناختم، آنگاه که در سرآغازِ آفرینشِ زندگی دیدمَت، و دریافتم که چگونه تا پایانِ گردش آفرینش، کردارها و گفتارها را با هنر خویش، مُزد بر نهاده یی: پاداش نیک برای نیکان و سزای بد برای بدان.

6/43

ای مزدا، بدان هنگام که « سِپَند مَینُو»ی تو فراز آید، «شهریاری مینوی» ( =شهریور) و منش نیک(بهمن) با کُنِشِ خویش، جهان را به سوی «اَشَه» (= اردیبهشت) می بَرَند و «آرمَیتی » (=اسفند) رادمردان را به سوی خردِ نافریفتنی تو رهنمونی خواهد کرد. 

7/43

ای مزدا اَهورَه، براستی ترا پاک شناختم، آنگاه که «مَنِشِ نیک» (بهمن) نزد من آمد و پرسید: – «کیستی و از کدامین خاندانی و در برابر پُرسشها و دودلی های روزانه ی زندگیِ خویش و جهانِ پیرامونِ خود، کدامین راه را می نمایی و می شناسانی؟.

8/43

آنگاه نُخُست بدو پاسخ گفتم: – « منم زَرتُشت که با همه ی توش و توانِ خویش، دشمنِ سرسختِ دُروندان (دروغگویان و بدکاران) و پناهِ نیرومندِ اَشَوَنانم» ای مزدا، خواستارم تا بدان هنگام که ستایشگر و سرود خوان تو ام، همواره از «شهریاری مَینُویِ» بیکران تو( شهریور) بر خوردار باشم .

9/43

ای مزدا اَهورَه، براستی ترا پاک شناختم، آنگاه که «مَنِشَ نیک» (بهمن) نزد من آمد و پرسید:- «چگونه خود را باز می شناسی؟» و من بدو پاسخ دادم:- « با دهشِ آن نماز که نزدِ آذر تو می گزارم تا بدان هنگام که مرا توش و توان هست، به «اَشَه» (اردیبهشت، هنجار هستی) خواهم اندیشید.

10/43

پس تو مرا به سوی «اَشه» (اردیبهشت) که همواره آن را فرا خوانده ام- رهنمونی کن تا با پیروی از «آرمَیتی»( اسفند= مهرورزی، فروتنی) بدان دست یابم. اینک بپرس از ما و بدان سان که می خواهی، ما را بیازمای، چرا که پُرسِش و آزمون تو ، رهبران را نیرومندی و برتری می بخشد.(1)

11/43

ای مزدا اَهورَه ترا پاک شناختم، آنگاه که «مَنِشِ نیک» (بهمن) نزد من آمد و من نخستین بار از گفتار تو آموختم و دریافتم که بُردنِ پیام تو به میان مردمان دشوار است(مردم سخنان دروغین و فریبنده را دوست دارند)، اما آنچه را که به من گفتی بهترین است، و به سرانجام خواهم رساند.

12/43

بدان هنگام که مرا فرمان دادی: « به سوی اَشَه ( اردیبهشت = هنجار هستی) روی آور و آن را فر اشناس»، سخنی هرگز ناشنیده به من گفتی : – بکوش تا سروش در اندرون تو راه یابد و پرتوِ دهشِ ایزدی را دریابی که به هر دو گروه پاداش و پاد افره می بخشد.

13/43

ای مزدا اَهورَه، ترا پاک شناختم، آنگاه که «مَنِشِ نیک» (بهمن) نزد من آمد تا آماج و آرزوی مرا دریابد: – «مرا زندگانی دیرپای ارزانی دار که هیچ کس جز تو نتواند بخشید، آن زندگانی آرمانی که در شهریاریِ مَینوُیِ تو(شهریور)، نوید آن داده شده است.

14/43

 ای مزدا، آنچنان که فرزانه مردِ توانایی، دوستی را به مهربانی پناه می بخشد، تو نیز با « شهریاریِ مَینُوی» خویش(شهریور) و در پرتو «اَشَه»(اردیبهشت)، پیروان مرا پناه بخش تا من و همه ی آنان که « مَنثَره» (= سخن پاکِ خداوندی) ترا می سرایند، بپا خیزیم و از آموزشهای تو پشتیبانی کنیم.

15/43

ای مزدا، ترا پاک شناختم، آنگاه که «مَنِشِ نیک» (بهمن) نزدِ من آمد و مرا آموخت که اندیشیدن در آرامِش، بهترین راهِ دانش اندوزی است و هشدار داد که رهبر هرگز نباید مایه ی خشنودی دُروندان شود، چه، آنان همواره با اَشَوَنان دشمنی می ورزند.

16/43

ای مزدا اَهورَه، پس زَرتُشت، «سِپندترین مَینُو»ی ترا برای خویشتن برگزید. بشود که «اَشَه» زندگی اَستومَند ما را نیرو بخشد. بشود که «آرمَیتی» (=اسفند) و  «شهریاری مَینویِ» تو (= شهریور) تو زندگی ما را درخشان کنند. بشود که «مَنِشِ نیک» (= بهمن) کردارهای ما را پاداش دهد.  

در اوستای نو « بهمن» یکی از اَمشاسپندان، و نماد اندیشه ی نیک، و خرد و پیش دانشی آفریدگار است. «بهمن» آدمی را از (خردِ کاربند) بهره می بخشد و بیاری نیک منشی در برابر پتیارگی های اهریمن توانمند می سازد، اوست که زرتشت را هنگام زاده شدن از دستبرد اهریمن و دیوان پاس داشت و روان زرتشت را در خواب به بارگاه اهورایی رهنمون شد. «بهمن» همانند «آذر» « پسر اهورا مزدا» خوانده شده و در روز پسین کردار مردمان را می سنجد و «هُرمَزد» ارزش نیک و بد کار مردمان را به یاری او در می یابد. «اهورَه مزدا» بیارمندی او جهان را به کالبَد هستی درآورد، او راهنمای نیکوکاران و اَشَوَنان به بهشت است . خویشکاری بهمن در گیتی، پرورش و نگاهداری همه ی جانوران سودمند است . خروس که در سپیده دمان به بانگ خویش مردمان را از خواب بر می انگیزد و به نیایش و کار و کوشش فرا می خواند، و نیز جامه ی سپید، و گل یاسمین سپید ویژه ی بهمن اند. دومین روز از ماه و یازدهمین ماه سال را بنام اوست . دومین روز از ماه بهمن جشن بهمنگان است. 

3-     اَشَه وَهیشتَ Aša Vahišta   در پهلوی «اَشاوَهیشت»،  در پارسی امروز «اُردیبهشت»، و چمِ آن را: (هنجار هستی)- (سامان آفرینش) – (ریتم کیهانی) – (نظم  و هنجار فرمانروا بر روان آدمی)- (فروزه رستگاری و پیروی از قانون تغییر ناپذیر طبیعت) – (پیشرفت دهنده ی جهان و خواست اهورایی) – (مظهر راستی و درستی و پاکی و پارسایی) – (قانون سیر تحول و تکامل بشر)- (قانون خداوندی و ناموس خلقت)-( نظم و قانون در زندگی) – (اصل پیشرفت جهان) و… جز اینها آورده اند. این واژه 180 بار در سرودهای اشو زرتشت ورجاوند بکار رفته است. در اوستای نو اهورَه مزدا او را از نیروی خرد خود آفریده و نگاهبانی مرغزارها و گیاهان را بدست او سپرده است، بیاری او بود که گل و گیاه و درخت نیروی رویش  بالش یافتند.«اردیبهشت» باز دارنده دیو خشم،  و دور کننده ی بیماری است. سومین روز از هر ماه، و دومین ماه سال بنام اوست. «اردیبهشت یشت» در ستایش شکوه خداوندی و کردوکار اوست. دومین روز از ماه اردیبهشت جشن اردیبهشتگان است

4-  خشَثرَوَیِریَه Xšaθra Vairya در پهلوی شَهرِوَر، در پارسی امروز شهریور و چم آن را: (نیروی فرمانروایی) – (شهریاری دلخواه) – (شهریاری آرمانی) – (توانایی مَینُوی) – (بکار گرفتن همه ی نیروهای آدمی در پیشبرد و نوسازی جهان) – ( فرمانروایی بر روان فرماینده یا نفس اماره)- ( کارو کوشش در راستای بهزیوی مردمان) – ( نیروی اراده و کوشش) – ( خویشتن داری و چیرگی برخود) (توانایی و نیروی ایزدی) و… دانسته اند. این واژه در«گاتها» ( سرودهای اشوزرتشت ورجاوند) 55 بار بکار رفته و همانندی بسیار با «وهومن» (اندیشه ی نیک) دارد. در اوستای نو یکی از پرتو ها یا فروزه های مزدا اهورَه،  و همراه با دو امشاسپند دیگر «بهمن و اردیبهشت» نماد پدر خدایی مزدا اهوراست. در جهان مینوی نماد شهریاری و فرّ و شکوه فرمانروایی خداوند، و در گیتی نگاهبان توپالها و پاسدار فَرّ و پیروزی شهریاران دادگر، و یاور بینوایان و یاری رسان ستمدیدگان و مستمندان است، او را مَینوی مهربانی و جوانمردی هم خوانده اند.  روز چهارم هر ماه، و هفتمین ماه سال بنام او، و روز چهارم از ماه شهریور جشن شهریورگان است.  

5- سپِنتَ آرمَیتی Spənta] Armaiti در پهلوی«سپندارمَت» در پارسی «سِپَندارمَذ»،«اسفندارمَذ»  و «اسفند» یک نامواژه ی دو بهری از زبان اوستایی است، بهر یکم آن «سپِنتَ» بچم:  ورجاوند، ستودنی، مقدس… و بهر دوم « آرمیتی » که چم آن را در برگردان های گوناگون:  (اندیشه) – (از خود گذشتگی) – (بُردباری) – (سازگاری) – (فروتنی)- ( درست اندیشی)- (تراز مَنِشی) – (مهر به هستی)- (پاکدامنی)- (خِرَد ایزدی) – (راست مَنِشی) – (اندیشه ی رسا) – ( اندیشه ی فزاینده)- (اندیشه ی بیدار) – (کارهای ستودنی) و… جز اینها دانسته اند. در «گاتها» ( سرودهای اشوزرتشت ورجاوند) تنها بهر دوم آن: « آرمیتی » 34 بار آمده است.  در اوستای نو نام یکی از «امشاسپندان»، و همراه با «خُرداد» و «اَمُرداد» گروه سه گانه ی «اَمشاسپند بانوان»، که نماد مادر خدایی «اهوره مزدا» هستند را پدید می آورند. همانگونه که «بهمن» و «آذر» پسران اهوره مزدا شمرده می شوند، «سپندارمذ بانو» و «ایزد بانو اَرِدویسورَ آناهیتا» نیز دختران خدا هستند. «سپندارمذ»  در گیتی نگاهبانِ زمین و نگران باروری و سرسبزی آن است. روز پنجم از هر ماه، و دوازدهمین ماه سال بنام است و هفتمین روز از ماه اسفند «جشن اسفندگان» برگزار می شود.

6-   هَوروَتات  Haurvatāt  در پهلوی «خُردات» یا «هُرداد» و در پارسی امروز «خُرداد».  چم آن را در برگردان های گوناگون: (رسایی) – (خودشناسی) – (تندرستی)- (خرمی)- (بی کم و کاستی) و(کمال) دانسته اند. بباور زرتشتیان اشوزرتشت ورجاوند در روز خرداد از ماه فروردین زاده شد و در چنین روزی به پیامبری رسید و  گشتاسب در خرداد روز دین پذیرفت و رستاخیز نیز در روز خرداد از ماه فروردین خواهد بود ، از این رو «خرداد روز» از ماه فروردین را نوروزبزرگ می گویند. نام این امشاسپند بانو همواره با نام «اَمشاسپند بانو اَمُرداد» همراه می شود. در جهان اَستومَند، نگاهبانی آب خویشکاری بزرگ اوست. چهارمین یشت از یشت های بیست و یک گانه ی اوستا ویژه ی ستایش و نیایش خرداد، سومین ماه سال، و ششمین روز ماه بنام اوست و روز ششم در ماه خرداد «جشن خردادگان» برگزار می شود. در «گاتها» این نام همراه با «اَمرداد» سیزده بار بازگفت شده است.

7-   اَمِرِه تات  یا  اَمرداد  در اوستای نو همراه با دو امشاسپند بانوی دیگر (خرداد و سپندارمذ ) نماد مادر خدایی گوهر هستی بخش خداست. « اَمُرداد» در جهان مَینُو نماینده ی پایداری و جاودانگی اهوره مزدا، و در جهان اَستومَند، نگاهبان گیاهان و خوردنی هاست.  پنجمین ماه سال و هفتمین روز ماه به نام او، و گل «چمبک» (زنبق) ویژه ی اوست. ایزدان «رشن» ( ایزد دادگری) و « ارشتات» ( ایزدراستی و درستی)  و « زامیاد» ( ایزد زمین)  از همکاران او و «زیریچ» (دیو گرسنگی) یکی دستیاران بزرگ اهریمن همِستار اوست.

در گرامی نامه ی «بندهشن» در باره ی امشاسپند بانو «اَمُرداد» می خوانیم:

« اَمُردادِ بی مرگ سرورِ گیاهان بی شمار است، زیرا او را به گیتی گیاه خویش است، گیاهان را رویانَد و رَمّه ی گوسفند را افزاید، زیرا همه ی دامها از او خورند و زیست کنند، و به فرشکردِ سوشیانت و نو سازی جهان نیز اَنوش از اَمُرداد آرایند. اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه آن اَمرداد(از او) آسوده یا آزرده بود…» 

خیام در نوروز نامه نوشته است:

« اَمُرداد ماه یعنی خاک، داد خویش بداد از بَرها و میوه های پخته که در وی به رسایی رسد و نیز هوا در وی مانند غبار  خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و بخش او از آفتاب، مر برج اسد را باشد. »

در گرامی نامه بُندَهِش برگردان دکتر مهرداد بهار می خوانیم:

« امُردادِ بی‌مرگ، سَروَرِ گیاهانِ بی‌شمارست، زیرا او را به گیتی، گیاه، خویش است. گیاهان را رویانَد و رَمهِ گوسفندان را افزاید، زیرا همه ی دام‌ها از او خورَند و زیست‌کنند. به فِرَشکردِ ( نوگردانیِ جهان و زندگی در پایانِ کارِ جهان به سالاریِ سوشیانت، رهاننده‌یی از تبارِ زرتشت)  نیز «انوش» (خوراکِ بی‌مرگی)  را از اَمُرداد آرایند. اگر کسی گیاه را رامِش بخشد یا بیازارد، آن گاه امُرداد [از او] آسوده یا آزَرده بُوَد…

هفتمین روز از هر ماه و ماه پنجم سال بنام اوست. روز اَمُرداد در ماه اَمُرداد جشن اَمُردادگان و هنگام خوش باشی و شادی پراکنی است. از آنجا که اَمشاسپند اَمُرداد نماد نامیرایی و جاودانگی و در جهان گیتی نگهبان رُستنی ها است، بهتر این است که این جشن را در کوه و جنگل و سبزه زار و هر جا که درخت و گل  سبزه هست برگزار کنیم و سپاس داده های زمین را بجای آوریم.

ایرانشناس گرانمایه، «دکتر شاهین سپنتا» پیشنهاد کرده است که «جشن اَمُرداد گان» را روز ملی پاسداری از جنگل‌ها بنامیم. پیشنهاد بسیار پسندیده یی است ولی نه بگونه یی که نام جشن را از آن برداریم، «جشن امردادگان» یادگار نیاکان فَرمَند ما در هزاره های تاریخ است و به همه ی جنگلهای جهان می ارزد، فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ پیشنهاد «دکتر شاهین سپنتا» را بدین گونه پشتیبانی می کند: نام این شاد روز ایرانی همان که هست باید بماند، ولی آماج از برگزاری آن: پاسداری از آب و خاک و گیاه و جانور (بویژه جنگلها) و فراخواندن همگان به این کوشش ملی باشد. 

گل ویژه ی جشن اَمُردادگان  

 درگرامی نامه ی بندهش، آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان می رود، از میان گل‌ها، «چمبگ- زنبک – زنبق» گل ویژه امرداد شناسانده شده و آمده است که: «… این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است، و باشد که گوید:… چمبک، اَمُرداد را … خویش است…»                   

شاد روز اَمُردادگان بر همه ی دوستداران فر و فرهنگ ایرانشهر خجسته باد.

پانویس:

1 –  عیسی به شاگردان گفت:

« پس شما باین طور دعا کنید: ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد ، ملکوت تو بیاید، اراده ی تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود، نان کفاف ما را  امروز  به ما بده ، و قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم، «و ما  را  به آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده » زیرا ملکوت و قوت . جلال تا ابد الآباد از آن تُست.( انجیل متی باب ششم)

شگفت انگیز است که زرتشت سده ها پیش از عیسی به اهورامزدای خود می گوید:

« اینک بپرس از ما و بدان سان که می خواهی، ما را بیازمای، چرا که پُرسِش و آزمون تو ، رهبران را نیرومندی و برتری می بخشد.

اشتراک گذاری