به تارنمای دانشگاه جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید . دانشجویان و کاربران گرامی برای نامنویسی و پیوستن به دانشگاه جهانی کورش بزرگ و جاگیری در دانشپایه های این کانون آموزشی باید اپلیکسشن این دانشگاه را بر روی تلفن های دستی خود کار بگذارید. این اپلیکیشن در بر گیرنده ی «آموزش ایرانشناسی » – «گاهشمار ایرانی» – «واژه یاب هومر» – «برگردان دبیره میخی به پارسی» – «تالار گفتگو» – «شناسه کاربری» – «واژه نامه انگلیسی به پارسی» – « آزمون» و… می باشد. پس از نام نویسی و پذیرش سامه های برنهاده شده می توانید از این گنجینه ی دانش بهره مند شوید.
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای دانشگاه جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این دانشگاه دسترسی داشته باشید.
به دانشگاه جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

پاسخ فرمانده سرخ پوستان به رییس جمهور آم ریکا در باره ی فروش زمین

در سال ۱۸۵۴ [فرانکلین پیرس Franklin Pierce ] چهاردهمین رییس جمهورآمریکا[ ۱۸۵۳ تا ۱۸۵۷] به سرخ پوستان [سوکوامیش Suquamish ] پیشنهاد کرد که زمین های خود را در برابر دریافت پول به دولت آمریکا بفروشند.

Related image

فرانکلین پیرس

سیاتلSeattle فرمانده ی سرخ پوستان آن سرزمین در پاسخ رییس جمهور گفت:

« چگونه می توان آسمان، و یا گرمای یك سرزمین را خرید یا آنها را فروخت؟ پنداشت چنین چیزی برای ما بسیار ناگواراست. درجایی که ما دارنده ی شادابی هوا و درخشندگی آبها نیستیم، چگونه می ‌توان آنها را از ما خرید؟ هربخشی از خاك این سرزمین برای مردم من مقدس است. هر برگ سوزنی درختان كاج، هر کرانه ی شنی این سرزمین، مِهی كه در دل جنگل‌های تاریك پیچیده است، هر حشره‌یی كه طبیعت را پاك می سازد، و سدای هر حشره ، در زندگی و در یادمان مردم من از ارزش بسیار والایی برخوردار است..

هنگامی که مردان سپید می ‌روند تا درمیان ستارگان گام نهند، مردگان آنها زادگاهشان را از یاد خواهند بُرد. ولی مردگان ما هرگز این سرزمین زیبا را كه مادر مرد سرخ است، ازیاد نخواهند بُرد. ما بخشی از زمین هستیم و زمین بخشی از ماست. گل‌های خوشبو خواهران ما، و آهوان- اسب‌ها – و شاهین بزرگ برادران ماهستند. خاره سنگ های بلند – شیره ی گیاهان در دل سبزه‌ ها – گرمای بدن اسبان كوچك – و سگها و مردمان، همه وابسته به یک خانواده اند… آب پاکیزه یی كه دررودخانه‌ ها و جویبارها روان است، آب نیست، خون نیاكان ماست. اگر ما این سرزمین را به شما بفروشیم، باید بیاد داشته باشید كه این ‌جا مقدس است، باید به فرزندان خود نیز آموزش دهید كه این ‌جا سرزمین مقدس است، و باز تاب هرگوشه ی آن، در آب‌های درخشان دریاچه‌هایش، بازگو كننده ی رویدادها و پیشامد های مردم من خواهد بود. زمزمه آب، سدای نیاكان من است.

C:\Users\Karmina\Desktop\dd9b1afee28cfdf0e46ee464972c51c4.jpg

سیاتل فرمانده ی سرخپوستان سوکوامیش

رودخانه‌ها، برادران ما هستند، ما را سیراب می کنند. کرجی های ما را به پیش می‌ رانند، و كودكان ما را خوراک می دهند. اگرما سرزمین مان را به شما بفروشیم، باید همواره بیاد داشته باشید، و به فرزندان خود نیز آموزش دهید كه رودخانه‌ها برادران ما هستند، و از این پس باید مانند برادران خود با آنها مهربان باشید. ما می‌دانیم كه مردان سفید رفتار ما را در نمی یابند. برای آنها هر بخشی از زمین، با دیگر بخش‌های آن یکی است زیرا مرد سفید، بیگانه‌یی است كه شبانه هر آن ‌چه می‌خواهد از زمین به یغما می‌ بَرَد. برای مرد سپید زمین مانند یك برادر نیست، مانند دشمن اوست. هنگامی آن‌ را فراچنگ خود گرفت، باز هم به پیش می‌ رود. او آرامگاه نیاکان خود را پشت سر می ‌نهد، و بهره فرزندان خود را از یاد می ‌برد. او با مادرِ خود، زمین، و با برادر خود، آسمان، مانند چیزهایی رفتار می ‌كند كه می‌ توان آنها را خرید، یا به یغما بُرد، یا این‌ كه مانند گوسفندان یا گوهرهای درخشان به فروش رسانید. او با سیری ناپذیری و فزون خواهی ‌اش زمین را نابود می‌ كند و جز بیابانی خشك وبی بَر و بار، چیزی در پشت سر بر جای نمی نهد.

نمی‌دانم، راه ما با راه شما یکی نیست. چشم انداز شهرهای شما، چشمان مرد سرخ را می‌آزارد. ولی شاید این برای آن باشد كه مرد سرخ، چیزی از ارزش های شما درنمی یابد.

در شهرهای شما، هیچ جای آرام و خاموشی نیست، جایی كه بتوان به هنگام بهار، سدای باز شدن برگ‌ ها را شنید، و یا جایی كه بتوان به سدای ملایم بال زدن حشرات گوش فرا داد. هیاهوی شهرهای شما، گوش را می‌آزارد. اگرآدمی نتواند فریاد مرغ شب، و یا گفتگوی وزغ ‌هایی كه شباهنگام در كنار بركه‌یی گردآمده‌اند را بشنود، زندگی چه ارزشی می‌تواند داشته باشد؟ من یك مرد سرخ هستم و چیزی از ارزشهای شما نمی دانم. سرخپوست‌ها سدای ملایم باد را بر روی بركه‌ها، و بوی باد آمیخته با شادابی باران، و بوی درختان كاج را دوست دارند .

آدمی بدون جانوران چه خواهد كرد؟ اگر همه ی جانوران از میان بروند، آدمی در تنهایی و انزوای بزرگ روانش خواهد مُرد. زیرا هر آنچه كه برای جانوران رُخ دهد، زودخواهد بود که برای آدمی نیز رُخ خواهد داد، همه چیز به هم پیوسته است

باید به فرزندان خود بگویید كه زمینِ زیر پایشان، خاكستر نیاكان ماست، باید به این سرزمین ارج بگذارند. به فرزندان خود بگویید كه این زمین سرشار از روان نیاکان ماست. به فرزندان خود آموزش دهید كه زمین مادر ماست، همان‌گونه كه ما این ‌را به فرزندان خود آموختیم. هر آن ‌چه كه بر زمین روا گردد، بر فرزندان زمین نیز روا خواهد شد.

آدمی، تار سرنوشت را نمی ‌تَنَد، او خود نیز تنها رشته‌یی تنیده در میان این تار است. هر آن‌ چه بر این تار روا دارد، برخود روا داشته است.

این سخنان شورانگیز سیاتل راهنمای بسیاری از جنبشهای زیست بومی در روزگار ما بوده است. شایان یاد آوری است که کانون استان واشنگتن در پایانه ی شمال باختری آمریكا به بپاس گرامیداشت او سیاتل نام گرفت.

ایکاش آخوندهای با عمامه و آخوندهای بی عمامه یی که دستار سیاه را بر مغزشان بسته اند و با زشت ترین رفتارها، برنیابوم اهورایی ما فرمان می رانند، اندکی از بینش و منش این مرد بزرگ را می داشتند…ایکاش سخنان او را می شنیدند تا درازا و پهنای زشتی خود را در آیینه ی اندیشه های اوببینند، ایکاش می دانستند که در فرهنگ ایران نیز زمین مادر ، و آسمان پدر است، مولوی می گوید:

زمین چون [زن] فلک چون [شو] خورند فرزند چون گربه

من این [زن] را و این [شو] را نمی دانم، نمی دانم

در گاهشمارایرانی روز پنجم هرماه سپنت آرمئیتیSpenta Armaiti یا اسفند نام دارد که نام یکی از امشاسپند بانوان، و از پرتوهای شش گانه ی گوهرهستی بخش خدا، و نگهبان زمین است. اوست که زمین را خرّمی می بخشد، اوست که چراگاههای سبز و خرم پدید می آورد… اوست که درختان بارده را ببار می نشاند و میوه های خوش آب و رنگ را بوی خوش و مزه ی خوش می بخشد.. اوست که جانوران را در زایش و بالش یاری می رساند او دختر اهوره مزدا و مادر گلها و گیاهان و درختان و جانوران و مردمان و پاسدار مهربان زمین است. در انجمن آسمانی همواره در کنار پدر می نشیند.

زنان و مردان خردمندی که در پرورش گل و گیاه و جانور، و پاسداری از داده های زمین می کوشند، لبخند شادمانی بر لبان سپندارمذ می نشانند و در پرتو مهر او آسایش و رامش به خانه های خود می برند، ولی دروغگویان و پیمان شکننان و خشم آوران و آزار دهندگانِ جان، آسیب زنندگان به آب و خاک و گیاه و جانور مایه ی رنج و بیزاری او را فراهم می آورند.

نوشته ی زیر، ژرفای اندوه این مهربان مادر را فرا دید ما می گذارد:

سال سیاه محیط زیست

«برداشت از تارنمای تابناک»

پدیدار شدن نشانه های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه ترین باغ گیاه شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در کمتر از هفتاد دقیقه، سوختن چهل هزار هکتار از رویشگاه های جنگلی ایران، مجوز احداث جاده در تالاب میانکاله، رکوردشکنی آلودگی هوا در تهران و چند کلانشهر دیگر و در مورد اخیر دفن بی خردانه زباله های کلاردشت در جنگل های رنگین و منحصر به فرد جهان در عباس آباد…

« ایران یکی از ده کشور اصلی تخریب کننده محیط زیست در جهان است»

این اعتراف کسی نیست، جز آقای «محمد جواد محمدی زاده» ریاست سازمان حفاظت محیط زیست که این جمله را در همان آغازین روزهای صدارتش بر سبزترین صندلی کابینه دهم انجام داد. البته بعدها خبری از قول وی منتشر شد، مبنی بر این که «موفقیت های سازمان در دوره ریاست او، رشدی سه برابری داشته است!».

شواهد بسیاری گویای این واقعیت است که محیط زیست ایران زمین با وجود پتانسیل های شگفت انگیز و منحصر به فرد جهانی، هم اکنون با روندی شتابان رو به نابودی و قهقراست. با وجود این ادعا، امروز شاید کمتر ناظر بی طرفی را بتوان پیدا کرد که عنوان {سیاه ترین سال محیط زیست ایران} را مناسب سال ۱۳۸۹ نداند، سالی که بیش از دویست هزار هکتار از محدوده طبیعی دریاچه اورمیه به نمکزار تبدیل شد، دریاچه پریشان با عنوان بزرگترین دریاچه آب شیرین داخلی کشور، کاملاً خشک شد و بسیاری دیگر از تالاب ها و دریاچه های دیگر کشور هم بدترین وضعیت خود را تجربه کردند که از آن میان، باید به تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشک، کم جان، هامون، مهارلو، میانکاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و … اشاره کرد.

این سیاهه، هنگامی نگران کننده تر می شود که بدانیم وضعیت بیشتر رودخانه های دایمی کشور هم در این سال، بسیار ناگوار بوده است که از آن جمله باید به کاهش شدید آب رودخانه کارون ـ که زمانی پرآب ترین رود ایران بود ـ اشاره شود، وضعیتی که سبب شده تا نزدیک یک میلیون نفر از نخل های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس تلف شوند. همین گونه خشک شدن رودخانه زاینده رود به عنوان تنها شریان حیاتی مرکز ایران فاجعه یی بود که کمتر مسئول و رسانه ای آن را جدی گرفته باشد.

همه و همه نشانه آن است که سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها نتوانسته از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بکاهد، بلکه در سالیان اخیر، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده است.

اما همه خبرهای بد، تنها به خشکسالی و اثرات متأثر کننده آن محدود نمی شود، چه، اگر با وجود مخالفت بسیاری از متخصصان محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست مجوز صدور و اکتشاف نفت در پارک ملی کویر و توسعه تأسیسات نفتی عسلویه در مجاورت منطقه حفاظت شده «مند» را می دهد، اگر پارک ملی نایبند در برابر چشمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، پرپر می شود، اگر بیش از یک ماه، ارزشمندترین پارک ملی کشور در گلستان می سوزد، اگر به بهانه انتقال لوله گاز بیش از هزاران درخت بلوط در دنا و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست قطع می شود، اگر شتاب سدسازی و طرح های انتقال آب، همچنان وضعیت پایاب بیشتر رودخانه ها و جلگه های حاصلخیز کشور را بحرانی تر می کند، اگر وزارت راه با نگاه صرف عمرانی و ضد محیط زیستی خود بدون درک ارزش افزوده اکولوژیک محیط زیست جنگل ابر بر احداث جاده در دل این زیباترین جنگل پای می فشارد، همه و همه نشانه آن است که سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها نتوانسته از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بکاهد، بلکه در سالیان اخیر، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده است.

و سرانجام، ضعف اعتقاد برخی از مسئولان و صاحب منصبان به موضوع محیط زیست و عدم پرداخت جدی به معضلاتی که روز به روز در شکل پیچیده تری نمایان می شود، در حالی رخ می دهد که مدیریت درست محیط زیست، یکی از مولفه های مهم مدیریت مطلوب به شمار می رود.

در این باره، البته از دستگاه های قانونگذاری و نظارتی مانند مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه نیز انتظار می رود هر یک رسالت خویش را ایفا کنند.

آمارها نشان می دهند، مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) نزدیک ۲/۱۴ میلیون هکتار است که البته در گذشته ‌نه چندان دور، این میزان به هجده میلیون هکتار می رسید، اما در اثر افزایش جمعیت، توسعه‌ شهرها و زمین های کشاورزی، ایجاد تأسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز و در پایان، بی توجهی مسئولان میزان آن کاهش چشمگیری یافته است.

از سوی دیگر، معضل آلودگی هوا امروز به یک تهدید جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله، جان بسیاری از انسان ها را می گیرد، به گونه ای که امروز آلودگی ناشی از گرد و غبار، ترافیک سنگین، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل ‌سوز (اتوبوس های دولتی)، نبود شبکه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی، وجود پالایشگاه ها در درون و حاشیه شهر، استقرار کارخانه‌ها و صنایع آلوده در حوالی شهرهای بزرگ، از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای کلان شهرها به شمار می آید.

از سوی دیگر، برخی کارشناسان محیط زیست بر این باورند که در سال های اخیر، روند منقرض شدن برخی گونه ها همچون قوچ ایرانی در مناطق خوش ییلاق بسیار دیده شده و این امر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار نگرفته است.

کارشناسان بر این باورند که در بیشتر مناطق حفاظت شده محیط بانان تجهیزات لازم برخورد با شکارچیان غیر مجاز را ندارند، بنابراین، برای مقابله با آنان همواره با مشکلات عدیده ای روبه رو هستند و این امر حتی انگیزه آنان را برای مقابله با شکارچیان از دست داده است.

«ایران یکی از ده کشور اصلی تخریب کننده محیط زیست در جهان است»

مسئولانی که حفاظت از محیط زیست کشور، وظیفه اصلی آنان است، چرا در برابر چنین رخدادهایی که خود مسبب اصلی آن هستند، سکوت می کنند و به کاستی ها و بی توجهی های خود اعتراف نمی کنند؟!

آلودگی هوا، افزون بر بروز پیامدهای منفی در حوزه اقتصادی، ضریب سلامت و بهداشت شهروندان را شدیداً در معرض خطر جدی قرار می دهد. سالانه نزدیک چهل هزار شهروند تهرانی به دلیل مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا كه چهار برابر بیشتر از نرخ مرگ و میر ناشی از بیماری ایدز است، می میرند.

سال هاست که طرفداران و فعالان محیط زیست در ایران به شنیدن خبرهای تخریب، آتش سوزی، شکار غیرقانونی، انقراض گونه های اندمیک، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها و آلوده شدن شتابان آب، هوا و خاک وطن عادت کرده اند، ولی پرسش این است که چرا این روند هنوز متوقف نشده است؟ بی گمان اگر مردم هر کشوری، ضرورت دفاع و پاسداری از محیط زیست را درک کنند، باعث خواهند شد که دولتمردان به سمت حفاظت از این مواهب طبیعی سوق یابند.

یکی از مهمترین مشکلات محیط زیست ایران فقر فرهنگی است، فقری همراه با فقر اقتصادی. در کشوری که بنا بر آمار رسمی، دست کم پانزده میلیون نفر زیر خط فقر مطلق اقتصادی زندگی می کنند و آمار غیر رسمی این رقم را تا ۳۵ میلیون نفر اعلام می کند از نقشی عمده در نابودی محیط زیست ایران برخوردار است.

برای پیشگیری از هجوم ریزگردها که سلامتی بسیاری از ایرانیان را در معرض خطر قرار داده است، چه همکاری بین سازمان محیط زیست و وزارت خارجه به انجام رسیده است؟ ـ چه کاری برای برآورد ارزش اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست ایران انجام پذیرفته، آیا اصولا ارزش گذاری اقتصادی محیط زیست طبیعی ایران جایگاهی در برنامه های بلند مدت سازمان محیط زیست دارد؟

اقدام سازمان حفاظت محیط زیست در برابر اقدام یک طرفه و بی سر و صدای امارات برای تغییر اکوسیستم طبیعی خلیج فارس و خشک کردن بخش های گوناگون این دریا برای پروژه های بلندپروازانه و عظیم نخیل چه بوده است؟

در همین راستا دوستداران محیط زیست منتظرند ببینند بیلان اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست در برابر صید مخفیانه و غیر مجاز و قاچاق حیات وحش نادر و در معرض انقراض ایران از جمله شاهین و هما و هوبره و دلیجه و عقاب و… به شیخ نشین های خلیج فارس که هر روز ابعاد وسیع تری می یابد، چه بوده است؟!

با توجه به گسترش روز افزون مواد غذایی غیر بهداشتی، بطری های پت برای انواع نوشیدنی ها و ظروف یک بار مصرف پلاستیکی که افزون بر بیماری زا بودن و افزایش احتمال سرطان برای مردم به شدت آلاینده محیط زیست هم است، چه هماهنگی هایی بین سازمان محیط زیست و وزارتخانه های بهداشت و صنایع شده است؟ و…

بدیهی است، بیان این نکات به معنای این نیست که افکار عمومی و رسانه ها به عنوان چشم بیدار مردم، انتظار حل همه این مشکلات را در یک دوره مدیریت داشته باشند، بلکه مسأله اینجاست که دستگاه های مسئول در این باره چه کارهایی انجام داده و چه تلاش هایی کرده اند؟ قطعا توقع زیادی نیست، اگر افکار عمومی به روشنی از فعالیت های مسئولین آگاه شده و از کم کاری های آنان گله مند باشند.

« اهریمن هنگامی که از کار افتادگی خویش و همه ی دیوان را از مرد پرهیزگار دید سُست شد و سه هزار سال به سُستی فرو افتاد. در آن سُستی دیوان جدا جدا گفتند: برخیز پدرما، زیرا که ما در گیتی آن گونه کارزار کنیم که هرمزد و امشاسپندان را ازآن، تنگی و بدی رسد.

ایشان جدا جدا بد کرداری خویش را به گستردگی بر شمردند، آن اهریمن تبهکار آرام نیافت و به سبب بیم ازمرد پرهیزگار، ازآن سُستی بر نخاست، تا آنکه [جهی] تبهکار [دختر اهریمن یا همان حکومت ننگین درفش اسلامی] در پایان سه هزار سال آمد و گفت که: « برخیز پدرما! زیرا من در آن کارزار چندان درد بر مرد پرهیزگار و همه ی جانوران هِلَم که به سبب کردار من زندگی نباید. فَرَّه ایشان را بدزدم، آب را بیازار، زمین را بیازارم، آتش را بیازارم ، گیاه را بیازارم، همه ی آفرینش هرمزد آفریده را بیازارم».

او آن بد کرداری را چنان به گستردگی بر شمرد که اهریمن آرامش یافت واز آن سستی فراز جَست…(مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، رویه 86)

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »