به تارنمای فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ خوش آمدید
سروده هایی از شاهنامه ی فردوسی بزرگ : چنین گفت موبد که مرد بنام / به از زنده دشمن بر او شاد کام ********** همه روی یکسر بجنگ آوریم / جهان بر بد اندیش تنگ آوریم********** بیا تا همه دست نیکی بریم / جهان جهان را به بد نسپریم********** نباشد همه نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار********** همان گنجِ دینار و کاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند********** سخن ماند از تو همی یادگار / سخن را چنین خوارمایه مدار********** بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی********** نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام********** جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز گفتنی********** به نام نکو گر بمیرم رواست / مرا نام باید که تن مرگ راست********** بخور آن چه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهد همی آبروی********** به گیتی به از راستی پیشه نیست / ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست********** چو با راستی باشی و مردمی / نبینی به جز خوبی و خرّمی********** به رنج اندر است ای خردمند گنج / نیابد کسی گنج نابرده رنج********** به نزد کهان و به نزد مهان / به آزار موری نیرزد جهان********** مکن بد که بینی به فرجام بد / ز بد گردد اندر جهان نام بد********** نگر تا چه کاری، همان بدروی / سخن هرچه گویی همان بشنوی********** تو تا زنده ای سوی نیکی گرای / مگر کام یابی به دیگر سرای********** سر مردمی بردباری بود / سبک سر همیشه به خواری بود**********
همه روزه به نامه سرای فرهنگستان جهانی کورش بزرگ سر بزنید و با پخش این مروارید های دانش افزا در میان یاران خود، بر دامنه ی این ابر دانش افشان بیافزایید .
از راه آیکون های بالا می توانید به رسانه های گوناگون این فرهنگستان دسترسی داشته باشید.
به فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ بپیوندید و در راستای بهروزگار مردم ایران از راه دانش افشانی با ما همازورشوید.
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود/که تارش خرد باشد و داد پود********** ز ما باد بر جان آن ‌کس درود/که داد و خرد باشدش تار و پود********** دگر آن‌که، «دانش» مگیرید خوار/ اگر زیر دستید اگر شهریار
با پشتیبانیهای مالی و یارمندیهای بیدریغ خود، بر توش و توان ما بیافزایید.
توانا بود هر که دانا بود****زدانش دل پیر برنا بود
زهر دانشی چون سخن بشنوی****از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن****بدانی که دانش نیاید به بُن
ندانی که ایران نشست منست****جهان سر به سر زیر دست منست**** چو ایران مباشد تن من مباد****بدین بوم و بر زنده یک تن مباد**** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم****از آن به که کشور به دشمن دهیم**** دریغ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان و شیران شود**** نمانیم که این بوم ویران کنند****همی غارت از شهر ایران کنند**** نخوانند بر ما کسی آفرین****چو ویران بود بوم ایران زمین**** اگر کشت خواهد تو را روزگار****چه نیکو تر از مرگ در کار زار

چگونه دین بازی ایرانیان دنیا را در خذافه فرود برد – بخش پایانی

چگونه دین بازی ما ایرانیان دنیا را در خرافه فرو برد

بخش پایانی

دکتر روزبه آذربرزین

روزبه آذربرزین.jpg

واقعه رژی و ایجاد نهضت ملی که به منظور مخالفت با دادن امتیاز تنباکو به انگلستان رخداد دو نتیجه بزرگ ببار آورد : جان گرفتن دوباره مفت خور های دستاربند و دخالت در امور کشور و دوم نفوذ این طبقه در بین مردم مسخ شده و بازیچه دست تازی پرستان . اینکار باعث شد تا دولت از موضع ضعف با این مسئله بر خورد کند . پس از مرگ میرزا محمد حسن شیرازی ، آخوند ها فاضل شر بیانی و شیخ محمود حسن ممقانی که در عتبات بودند در انتصابات دولتی دخالت و حتی دارای حق وتو بودند . ( خاطرات سیاسی امین الدوله ، رویه های 164 تا 168).

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\247px-Ayatollah_Shirzai.jpg

آخوند میرزا محمد حسن شیرازی

آخوند سید محمد حسن میرزا معروف به شیرازی فرزند سید محمود ، در صبح روز پانزدهم جمادی الاولی سال ۱۲۳۰ هجری به دنیا آمد وی در کودکی پدرش را از دست داد و سر پرستی او را دائی اش سید میرزا حسین موسوی معروف به مجد الاشراف به عهده گرفت .

در جمهوری اسلامی او را قهرمان ملی و پیشتاز مبارزات ضد استعماری معرفی کردند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\tanbaco.jpg

بر خلاف ادعای جمهوری اسلامی ، چنانچه از کارنامه و عملکرد آخوند های رژیم هویداست ، آنچه برای ملا اهمیت دارد ، حفظ قدرت ، سرکوب مردم و چاپیدن کشور و ملت است . آخوند هیچگاه در راه مبارزه با استعمار قدم بر نداشته که خود عامل استعمار و مواجب بگیر آنهاست .جمهوری اسلامی سالهاست که برای بیرنگ کردن تحصن و بست نشینی دستار بندان در سفارت انگلیس ( تیرماه 1285 ) که به مدت 21 روز ادامه داشت میکوشد ، ولی این داغ ننگ چنان زشتی ی به چهره آنان داده که هیچ متخصص زیبائی قادر به رفع آن نیست .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\300px-Tahason2.jpg

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\M27511_130990_00 - Copy.jpg

در مدت 20 شبانه روز ، یار غار آخوند ها ، یعنی بازاریان و در راس آنها حاج محمد تقی بنکدار شکم این مفت خور های تازی پرست بی وطن را سیر میکرد.

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\250px-Bonakdar.jpg

حاج محمد تقی بنکدار – سمت راست فرتور

این آخوند ها بودند که در میان توده های اسلام زده ما شایعه ساخته و پراکنده بودند که مشروطه خواهان می خواهند کشور را به خارجی ها بفروشند !( منبع بالا ، رویه های 231 تا 239 ) . آخوند ها به منظور تامین منافع طبقاتی و شخصی خود و با سود جوئی از حربه دین و دفاع و حفظ اسلام عزیز در صدد مبارزه با دولت وقت بر آمده ، به تحریک مردم از طریق مسجد و منبر و روضه حتی در خانه ها مبادرت ورزیده و با سود جوئی از ایمان مذهبی مردم و فریب آنها به تحکیم مقام و موقعیت صنفی خود پرداخته و می پردازند .هر دولتی که خواست جلوی این گروه مفت خور به ایستد و دست آنها را در امور مملکتی کوتاه کند با وا مصیبتا که دین از دست رفت … اسلام را از ما گرفتند … شریعت به خطر افتاده است ….. این چه ظلمی است که بر امت مسلمان روا میدارند و…. مواجه میشود . حربه ای که سده هاست کار می کند و هنوز برندگی خود را از دست نداده ، چون تیز کنندگان این خنجر خود ما هستیم

پانزده سال پیش ( آپریل 2006 میلادی ) در نشریه پیام ما آزادگان که بنیانگذار آن زنده یاد دکتر کورش آریا منش بود که به دست مزدوران جمهوری اسلامی در فرانسه به قتل رسید و سپس تا اکتبر سال 2005 انتشار آن توسط زنده یاد دکتر مسعود انصاری دنبال میشد و سپس به من( نویسنده نوشتار ) محول گردید. مبادرت به چاپ کاریکاتوری دردناک گرفتم که در زیر ملاحظه می کنید . 38 سال از عمر پیام ما آزادگان که بعد ها با موافقت دکتر مسعود انصاری” ما ” آن حذف گردید میگذرد . 38 سال است که تنها حرف ما که یکی است ، تکرارشده است، هم میهن ، ایران و ایرانی تنها یک دشمن واقعی دارد و آن اسلام است .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\IMG_5085.jpg

در سالهای 1323و 24 بنا بر آنچه گفته شده ، طبقه روحانیون در اصل مخالف مشروطیت بودند ، ولی از طرفی تمایل مردم به ملی گرائی و مبارزه با استبداد و اقدامات اواخر دوره قاجار توسط دولتمردان آن برای جلو گیری از جاه طلبی ملاها ، این طبقه انگل و مفت خور را وادار بدان نمود که ادای آزادیخواهی و مشروطه خواهی ، آنهم توسط اندک آخوند را در آورند .

در سال 1323 دولت قاجار آخوند میرزا محمد رضا ، مجتهد کرمان را به علت دخالت در امور غیر مذهبی و سوء استفاده از مقام روحانیت و احتکار غله به چوب و فلک می بندد و هم زمان نسبت به سایر دستار بندان سخت گیریهائی روا میدارد و به آنها گوشزد می کند که باید به وظایف مذهبی خود عمل کرده و از دخالت در امور دولت دست بر دارند . این کار دولت بمنزله زنگ خطری برای ملاهای مفت خور و جاه طلب به صدا در می آید . آخوند ها تصمیم میگیرند که بطور یکپارچه برای جلوگیری از تضعیف خود در برابر دولت قد علم کنند . در بحبوحه مبارزات بین دولت و آخوند ها ، سید جمال اصفهانی، واعظ معروف و مرشد طبقه دستار بندان در شوال سال 1323 به آخوند ها میگوید : وظیفه دینی آنها ایجاب می کند که به عنوان رهبران ملت و نواب امام زمان ، در حفظ جامعه شیعه ایران هر اقدامی که لازم است را انجام دهند . ( تاریخ بیداری ایرانیان ، پوشینه اول ، رویه 94 ) .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\page-9453.jpg

سید جمال واعظ اصفهانی

در نامه ای که آخوند سید محمد طباطبائی به مظفر الدین شاه نوشت ، خود را رهبر ملت خوانده و شاه را شخص اول دولت منظور میدارد .آخوند ها بهبهانی و طباطبائی نه از روی علاقه به مشروطه ، بلکه بخاطر مطالبی که شرح آن رفت ، تسلیم مشروطه خواهان شدند.در خواست آنها در راستای تاسیس عدالتخانه نشان از حفظ موقعیت طبقاتی آنها داشت . در آن زمان سه آخوند دیگر : سید مرتضی آشتیانی، سید محمد جعفر صدر العلما و سید جمال الدین افجه ای به طرفداری از آنها وارد میدان شدند .

آخوند طباطبائی در جمادی الاول سال 1324 در معروفترین نطق خود بجای تاسیس مجلس شورای ملی، درخواست تاسیس مجلس مشروعیه عدالتخانه را نمود . ( منبع بالا ، رویه 210 تا 213 ) .

در مقابل این آخوند ها ، دستاربندان حکومتی : سید ریحان الله ، شیخ عبدالنبی ، ملا محمد آملی و سید احمد طباطبائی که جیره خوار دولت بودند به طرفداری از دولت عین الدوله صف آرائی کردند . آخوند سید علی آقا یزدی که شاه از او تقلید میکرد !! اعلام بیطرفی نمود تا نقش میانجی را بازی کند . دولت اقدام به تبعید شیخ محمد واعظ کرده و آخوندی بنام سید عبدالحمید را به قتل میرساند . آخوند ها در اعتراض ، تهران را ترک گفته و به قم میروند . آخوند شیخ حسین شیخ العراقین ، دستار بند مشهور و متمول اصفهانی نیز به قم میرود . آخوند آقا نجفی که نامزدهای پست نمایندگی مجلس شورا از شهر اصفهان را شخصا و با استخاره !! تعین میکرد نیز به صف مخالفان تشکیل مجلس شورای ملی پیوسته و خواهان تشکیل عدالتخانه شد . مظفر الدین شاه ، شاه اسلام زده و بی کفایت قاجار در نطق افتتاحیه مجلس در شعبان 1324 که 17 دستار بند به عنوان

رهبران ملت در آن حضور داشتند ، از این رخداد شوم به عنوان اتحاد ملت و دولت یاد می کند . زمانیکه ملایان در قم بست نشسته بودند ، طرفداران قانون اساسی توانستند واژه ویرانگر اسلام را از روی مجلس شورای اسلامی بر داشته و آنرا با ملی جایگزین سازند .در سال 1357 خورشیدی و روی کار آمدن ملایان و تعین مجلس شورای اسلامی بجای مجلس شورای ملی ، خون هزاران میهن خواهی که با نثار جانشان نهال تازه پای مشروطیت را آبیاری کرده بودند ، پایمال شد . بدنبال تصویب قانون اساسی مورخ 14 ذیقعده 1324 ، موج نارضایتی جامعه آخوند ها را گرفت . در محرم همان سال ، شیخ فضل الله نوری ادعا کرد که در قانون اساسی ، حقوق مسلمانان از سایر اقلیت های مذهبی متمایز نشده . مگر میشود در یک کشور اسلامی که مذهب رسمی آن شیعه است ، حقوق یک فرد مسلمان شیعه با یک مسلمان سنی و زبانم لال با یهودی ، مسیحی و یا زرتشتی یکسان باشد ؟ بهائی ها که جزو مردم این مملکت حساب نشده و باید آنها را کشت ! محمد علی شاه قاجار که در پی جلب حمایت ملایان برای شکستن اساس انقلاب مشروطیت بود ، به جانبداری از شیخ فضل الله نوری بر آمد . این شاه مستبد و اسلام زده قاجار به مجلس دستور داد که اصول قانون اساسی باید بر موازین هجو نامه قرآن و یا شریعت محمد پایه ریزی و تنظیم شود .

در محرم همان سال ، دستار بندی بنام سید اکبر شاه بر بالای منبر با صراحت از قانون اساسی بد گوئی کرده و پا منبری ها به شورش علیه آن بر می انگیزد ، که ناموفق است . این آخوند به همراه آخوند ها شیخ زین الدین زنجانی ، سید محمد تفرشی و 80 دستار بند دیگر در حرم شاه

عبدالعظیم شهر ری بست می نشینند . در این زمان اتفاق های دیگری می افتد که نقاب از چهره آخوند بد کردار بدسرشت بر میدارد . در ماه های صفر و ربیع الاول 1326 گروهی از کشاورزان که از ظلم و تعدی و اجحاف آخوند ها ی مالدار نظیر حاج آقا حسین ، مجتهد ثروتمند اراک به ستوه آمده بودند به مجلس پناه میبرند . اختلاف نظر بین آخوند ها در شهرستانها بالا میگیرد . مردم تبریز از طرز رفتار آخوند میرزا حسن ، مجتهد آن شهر و گروهی از روحانیون تبریز به ستوه آمده و آنها را از شهر اخراج می کنند . نگرانی آخوند ها از ایجاد و تصویب قانون اساسی و پیروی آنها از شیخ نابکار فضل الله نوری تا ماه ربیع الثانی که امین السلطان با حمایت آخوند نوری به نخست وزیری انتخاب میشود ، در پس پرده و غیر آشکار بود . فضل الله نوری در مجلس بر ضد قانون اساسی موضع گرفته و پیشنهاد میدهد که یک گروه از روحانیون متشکل از 5 تن ، بنام کمیته تطبیق قوانین با مقررات اسلامی در مجلس به وجود آید

این آخوند وژن ، تعدادی از طلاب را بیرون مجلس گمارده بود تا علیه قانون اساسی شعار بدهند و نمایندگانی را که موافق قانون اساسی هستند مورد ضرب و شتم قرار دهند . مخالفت با قانون اساسی توسط دستار بندان به شهرستانها کشیده شد . حاج محسن اراکی تا آنجا که در توان داشت در این شهر طرفداران قانون اساسی را تحت فشار قرار داد .

این آخوند ثروتمند کسی است که در فیضیه اراک ، حجره نزدیک بیت خود را به خمینی 16 ساله که تازه از خمین به عنوان طلبه به اراک آمده بود داده بود .( 5 آذر ماه 1293 ) حاج محسن اراکی از دوستان نزدیک شیخ فضل الله نوری و از طرفداران پر و پا قرص ولایت فقیه بود .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\250px-Mojtahede_araki.jpg

حاج محسن سلطان آبادی اراکی مرشد خمینی

حاج محسن اراکی دارای 80 پارچه آبادی و ده بود . هزینه حوزه علمیه او نیز توسط انجمن مسلمانان هند پرداخت میشد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\pho1d2ac3bcf85c238c0b550a7c8d989448.jpg

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\pho648c1ccbf35ada1646669fb50a0ceefc.jpg

حوزه علمیه و بیت حاج محسن اراکی با آنکه ثبت میراث فرهنگی است به ویرانه ای تبدیل شده است .

حاج محسن اراکی ، فرزند میرزا ابوالقاسم در سال 1247 هجری به دنیا آمد . با ساخته شدن شهر اراک به دستور یوسف خان گرجی و به منظور جلب مردم برای سکونت در این شهر ، تعدادی از روحانیون منجمله جد حاج محسن اراکی ( آخوند سید احمد مکی ) و برادر دوقلویش ( سید محمد مکی ) ساکن اراک شدند . یوسف خان سید احمد مکی را در محله قلعه و برادرش را درمحله حصار جا داد . سرپرستی حوزه دینی سپهدار با سید احمد مکی بود که بطور ارثی ابتدا به میرزا ابوالقاسم پدر حاج محسن و سپس به خود او رسید . حاج محسن اراکی با نارنج خانم بیات ازدواج می کند و از اوصاحب 23 فرزند ( 10 پسر و 13 دختر ) میشود .(خاندان محسن اراکی ، خاکباز ، رویه های 21 تا 63 ).

زمانیکه انگلیس ها به منظور ساختن قم به عنوان پایگاه تشیع در مقابل نجف و کربلا ، آخوند عبدالکریم حائری یزدی را به این شهر فرستادند ، بنا به توصیه حاج محسن اراکی ، خمینی را که 21 سال داشت برای خدمت به او به قم فرستاد .خمینی به عنوان رئیس دفتر این آخوند در گام نخست ارتباط حائری را با مردم قطع کرده و گروهی را نزدیک حرم معصومه میگمارد که از جفت شدن دمپائی پیش پای حضرت حائری یزدی !! و شفا دادن ده ها کور !!! و سایر معجزات آخوند حائری برای زوار داد سخن بدهند . به دستور خمینی گروهی مواجب بگیر مامور شده بودند تا هنگام بیرون رفتن عبدالکریم حائری به بیرون خانه و خصوصا در صحن معصومه به پا های او افتاده و آنها را ببوسند . ( دیو مقدس ، دکتر روزبهانی ، انتشارات نیو هرایزون لس آنجلس ، رویه های 14 تا 22).

حوزه آیت الله عبدالکریم حائری یزدی ، دارای اندرونی ، بیرونی ، سفره خانه ،آبدارخانه،کتابخانه واطاق پذیرائی بود.در کنار این خانه مدرسه دارالشفاء قرار داشت که مرکز کار این آخوند بود .

در نیشابور آخوند حاج میرزا حسن با انجمن شهر مذکور که از مشروطیت طرفداری می کنند به مبارزه بر می خیزد . آخوند ملا قربانعلی در زنجان و آخوند سید جمال در قزوین مردم را به شورش علیه قانون اساسی وامیدارند . در جمادی الاول سال 1325 فضل الله نوری توانست کمیته تطبیق قوانین را به مجلس تحمیل کند . مخالفت آخوند ها با قانون اساسی و تشخیص درست این طبقه مفت خور انگل از پیاده شدن قانون اساسی عامل مخالفت آنها بود نه حفظ اسلام عزیز . آخوند بخوبی دریافته بود که قانون اساسی با خود قوانین جدید قضائی بهمراه آورده و دکان محاکم شرع را می بندد . آخوند دریافته بود که قانون اساسی ، سیستم آموزشی جدید و تعلیم و تربیت نوین به دنبال دارد و در مکتب خانه و مراکز فساد آنها را می بندد.

در صفر 1326 مجلس مزایای مربوط به تیولداری ( ملک و زمینی که پادشاه به برخی که بیشتر ملاها بودند ، داده تا از در آمد آن سود بجویند ) را لغو می کند . این اقدام مجلس که در رابطه مستقیم قطع منافع مالی آخوند هاست آنها را بیش از بیش عصبانی می کند . عین همین ماجرا در سال 1342 خورشیدی در جریان اصلاحات ارضی شاه فقید رخ میدهد که در آن زمان روح الله خمینی بخاطر از دست دادن 17 آبادی و ده، فتنه 15 خرداد 42 را به وجود می آورد .

آخوند نقیب السادات شیرازی با کمک تیولداران که بیشترین دستار بند هستند و تعدادشان به 500 تن میرسد در حضرت عبدالعظیم بست می نشینند . ( تاریخ مشروطه ایران ، احمد کسروی ، پوشینه اول ، رویه های 364 ، 375و376).

در زمان سه ماه تحصن ملاها در شاه عبدالعظیم ، فضل الله نوری به آرایش طبقه روحانیون علیه قانون اساسی می پردازد . او اعتراضات خود را اینک در پوشش مبارزه با تاسیس مدارس دخترانه و اختصاص بودجه روضه خوانی برای تاسیس کارخانه پنهان می کند . این ملای خشک مغز عقب مانده و جنایتکار باور دارد که تاسیس هر مدرسه دخترانه در ایران به منزله باز کردن یک فاحشه خانه است و ایجاد مجلس شورای ملی باعث ترویج آداب و رسومی خواهد شد که کفر و بیدینی را اشاعه میدهد و مجلس شورای ملی سبب تحریف قوانین و مقررات اسلامی خواهد شد . شیخ فضل الله نوری از برابری حقوق روحانیت با مردم عادی و خصوصا اقلیت های مذهبی وحشت دارد .

او خود را در سنگر مجازی اسلام و حفظ آن پنهان کرده است . نوری ایجاد پارلمان و قوانین آنرا مغایر روح اسلام و رسوم مقدس آن میداند !!

سئوالی که در اینجا برای من مطرح میشود این است : مگر چه مدت زمانی از تاریخ مشروطیت گذشته بود که علیرغم تمام سیاه کاری های آخوندها در امر سنگ اندازی و مخالفت با قانون اساسی ، همه را در سال 57 از یاد بردیم و خود را به چاه ویل جمهوری اسلامی انداختیم تا آنچه فضل الله نوری ها نتوانستند انجام دهند، به شکلی ترسناکی خمینی وژن و دستار بندان رژیم اسلامی انجام دهند ؟

شیخ فضل الله نوری می گفت : ما مردم مسلمان دارای یک قانون مقدس ازلی و آسمانی هستیم و نیازی به قوانین اروپائی نداریم . مجلس باید مرکزی برای امر به معروف و نهی از منکر باشد ! نه اینکه به مسائل کشوری بپردازد !!! آخوند فضل الله نوری نسبت به مشروطه حساسیت داشت و می خواست آنرا با مشروعه عوض کند . ( روزنامه شیخ فضل الله نوری ، تالیف رضوانی ، رویه 200 ) .

شیخ فضل الله نوری را در میدان توپخانه به دار کشیدند ، اما مخوف تر از او، روح الله خمینی در سال 57 بازگشت . خمینی به شیخ فضل الله نوری بی وطن خائن که با عملکرد ضد ملی اش به روحانیت داغ ننگ زد ، عنوان شهید مظلوم میدهد و در راه راندن ایران به خفقان فاشیتی و پس رفت اسلامی از وی سبقت میگیرد . در زمان شاه فقید ، علیرغم پیروزی ظاهری مشروطه ، سایه آخوند در همه جا و حتی به عنوان رئیس مجلس ( آیت الله کاشانی ) به چشم میخورد . کتابهای درسی توسط آخوند هائی چون بهشتی و با هنر با زیر بنای مذهبی در دسترس دانش آموزان قرار میگیرد .در بحبوحه انقلاب مشروطیت ، سیل روزنامه ها از هندوستان ، مصر ، لبنان و ایران به نجف سرازیر شد و طلاب نجف یک شبه سیاسی شده و خود را در صحنه سیاست ایران وارد نمودند . آنها خود را جندالله یا ارتش خدا نامیدند که امروز این نام در جنوب ایران نامی است آشنا که مسلمانان سنی برای خود انتخاب کرده اند . در نجف آخوند سید کاظم یزدی بزرگترین مخالف مشروطیت بود که در بین عوام و مردم ناآگاه و مسخ شده بیشترین محبوبیت را داشت . در هنگامی که فضل الله نوری در تحصن شاه عبدالعظیم بسر میبرد ، امین السلطان به قتل میرسد و خللی در کار نوری پیش می آید . محمد علی شاه بسوی مشروطه خواهان دست دوستی دراز می کند ولی حمله بی امان روزنامه ها او را منصرف و باردیگر به آخوند ها نزدیک میشود . سید محمد کاظم یزدی و سید اکبر شاه دو آخوند مرتجع شعار : ما دین نبی خواهیم ، مشروطه نمی خواهیم را روی زبان مردم اسلام زده ایران می اندازند . احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطه ایران جلد اول ، رویه 505 می نویسد : وقتی این دو آخوند به منبر میرفتند می گفتند : زنا بکن ، دزدی بکن ، آدم بکش ، اما نزدیک این مجلس مرو !!! ان الله یغفرالذنوب جمیعا . سید علی آقا یزدی و میرزا ابو طالب زنجانی دو آخوند متمول دیگر نهایت کوشش خود را برای شکست دادن مشروطه بکار میبردند .

در ذیقعده 1326 درست مشابه خرداد سال 1342 و بکرات در جمهوری اسلامی ، اراذل و اوباش دست پرورده آخوند ها که امروزه نام بسیجی بخود گرفته اند، در توپخانه تظاهراتی بر علیه مشروطیت و پارلمانتاریسم بر پا کردند. در این تظاهرات بسیاری از آخوند های درجه اول شرکت داشتند . دستار بندان در آن روز ، مشروطیت را دین مزدک اعلام کردند و فتوا دادند که ریختن خون مشروطه خواهان حلال است . اراذل و اوباش به غارت و مجروح و مقتول نمودن مردم دست زدند . ( ایران در دوره سلطنت قاجار، علی اصغر شمیم ، رویه 406).

علی اصغر شمیم در کتاب خود به سندی اشاره می کند که ادوارد براون آنرا به شاپشال فرمانده روسی گارد سلطنتی نسبت میدهد . این سند رسوا کننده نشان میدهد ، چگونه هزینه و مزد و پاداش اراذل و تبهکاران فاجعه آخوندی میدان توپخانه تامین شده است . این سند نشان میدهد که شاه قاجار با ودیعه گذاشتن نشان و تمثالهای خودش به همراه زر و زیور آلات و سه تسبیح مروارید و سپردن آنها به بانک استقراضی روس 60 هزار تومان وام گرفته تا جهت مبارزه با مشروطیت به عوامل چماق کش خود بدهد . حوادث توپخانه در حقیقت کودتای کوچکی بود از طرف محمد علی شاه که با کارگردانی آخوند ها : شیخ فضل الله نوری ، میرزا ابو طالب زنجانی و شیخ محمد آملی تدارک و اجرا شد . پس از شش ماه که از فاجعه توپخانه گذشت بود ، محمد علی شاه تصمیم به تخریب مجلس میگیرد . آخوند ها : میرزا هاشم و میرزا حسن مجتهد در تبریز ، کلیه آخوند ها رامتقاعد به ضدیت با قانون اساسی می کنند . آنها انجمن اسلامیه را تشکیل میدهند و اعلامیه پشت اعلامیه صادر میشود که : چون رافضین به عنوان طرفداری از قانون اساسی در صدد نابودی اسلام هستند ، بر همه مسلمانان واجب است که به منظور دفاع از دین مبین اسلام برای جهاد آماده شوند . ( تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز ، تالیف ویجاویه ، رویه های 20 تا 23 ).انجمن دیگری با نام ، انجمن آل محمد با شعار آل محمد مشروطه نمی خواهد توسط آخوند ابوالقاسم طباطبائی تشکیل میشود . شاه اسلام زده ایران ( محمد علی شاه ) از آخوند میرزا ابوطالب زنجانی برای به توپ بستن مجلس درخواست استخاره !!!!! می کند . با استخاره این آخوند دغلکار و جنایتکار و خوب آمدن آن ، محمد علی شاه در روز 23 جمادی الاول 1326 ، مجلس را به توپ می بندد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\78068_456.jpg

به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه قاجار

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\th.jpg

شاه مستبد و اسلام زده قاجار ، محمد علی شاه

از نکات قابل تامل در رخداد انقلاب مشروطیت و ثابت قدم نبودن ملایان در این امر باید به کتاب تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی اشاره داشت .کتاب مذکور در سال 1363 خورشیدی توسط انتشارات امیر کبیر چاپ مجدد میشود . آخوند کرمانی در ابتدا خود را طرفدار مشروطه نشان داده ( پوشینه اول ) و پیش از به توپ بستن مجلس ،

پوشینه دوم کتاب که در می آید ، دیگر نشانی از شور مشروطه خواهی در آن ملاحظه نمی شود . آخوند کرمانی از نهضت آزادیخواهی به عنوان یک ایده لوژی غیر لازم و هرج و مرج طلب نام میبرد که به وسیله تحصیلکرده های غیر مسلمان پایه گزاری شده و هدفش بر هم زدن نظم اجتماعی و ایجاد آشوب و نا امنی است !! چرخش 180 در جه ای این آخوند وقتی تجلی می کند که او میگوید : عنقریب امام زمان ظهور خواهد کرد !!!!!( کتاب الامام الظهور ، ناظم الاسلام کرمانی ، 1329 هجری ، چاپ تهران ) . پس از 1326 بکرات این آخوند میگوید : مشروطه در جامعه مسلمان ایران جائی ندارد و همه مردم ایران با آن مخالف هستند !!!( تاریخ بیداری ایرانیان ، پوشینه دوم ، رویه های 161 تا 164).آخوند کرمانی معتقد بود که در شهر 300 هزار نفری تهران ، به زحمت میتوان 100 تن را موافق مشروطه پیدا کرد !! ( منبع بالا ، رویه های 236تا 238) .

از آنجائیکه دروغ ، زیر بنای مذهب واپسگرا ، خون ریز و فاسد اسلام است ، تمامی آخوند به تبعیت از پیامبر زنباره ، دزد و دروغگوی اسلام ، محمد بن عبدالله ، به این زشت کاری دست میزنند .

نکته قابل توجه در آن بحبوحه ، تحصن آخوند سید علی آقا یزدی در حرم شاه عبدالعظیم بود . آین آخوند ، همان کسی بود که بلوای میدان توپخانه که منجر به کشته شدن شهروندان تهرانی شد را اداره کرده بودو بنا بود که محمد علی شاه از 60 هزار تومان پول قرضی از بانک روس ، مبلغی به او به عنوان دست خوش بدهد و چون این پول به او نمی رسد ، تحصن پیشه می کند ! ( خاطرات و اسناد ظهیر الدوله ، رویه 414).

در ذیعقده 1327 هجری ، نهضت مشروطه به اوج خود میرسد . آخوند فضل الله نوری از توطئه قتلی که بر ضد او تدارک دیده اند ، جان سالم بدر میبرد ، اما بشدت زخمی میشود .بسیاری از آخوند ها که خطر را حس میکنند ، بلافاصله رنگ عوض کرده و مشروطه خواه میشوند . در جمادی الثانی 1327 محمد علی شاه تسلیم مشروطه خواهان شد و در آخر این ماه از سلطنت خلع گردید . مشروطه خواهان ، آخوند ها : میرزا مسعود قزوینی ، حاج خمامی مجتهد رشت ، شیخ احمد فومنی و بحر العلمای رشتی به اضافه میرزا هاشم ، مجتهد تبریر را دستگیر و اعدام می کنند . ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران ، رویه های 407 و 408 می نویسد . به هنگام اعدام میرزا هاشم ، از جیب او 1000 پوند انگلیسی( 30 هزار تومان ) در آوردند که دولت آنها را ضبط کرد .

شیخ فضل الله نوری نیر پس از دستگیری در رجب 1327 در میدان توپخانه به دار آویخته شد . پسرش مهدی ، حاضر به تحویل گرفتن جسد پدرش نشد .

خیانت های ملایان در دراز نای تاریخ ایران از زمان صفویه تا امروز نیاز به کتابی مجزا و قطور دارد . در این زمان طولانی ، آنچه برای دستار بندان مطرح بوده ، تنها منافع طبقاتی این گروه انگل مفت خور بوده است . آخوند جماعت برای پیشبرد مقاصد ننگین و ضد ملی خود دست به هر دروغ و جنایتی زده است . در جریان انقلاب مشروطیت ، آخوند نابکار سید محمد کاظم یزدی ، اعلامیه هائی به امضاء بهائیان ایران

در طرفداری از مشروطه پخش میکرد که بعدا مشخص شد تمامی آنها جعلی بوده است . ( حیات یحیی ، دولت آبادی ، پوشینه دوم ، رویه 232).

بنا به باور من ، قانون اساسی و مشروطیت ، هیچگاه در ایران پیاده نشد و شکل نیم بند آن که در در دوران پهلوی ها بود ، آن چیزی نبود که خواست آزادیخواهان راستین ایران باشد . مگر میشود حرف از مذهب رسمی ، شیعه اثنی عشری زد و خود را آزادیخواه دانست ؟ مگر میشود پذیرفت که لااقل 5 دستاربند جامع الشرایط !! در مجلس یک مملکت حق وتو داشته باشند و باز سخن از آزادی و آزادیخواهی زد ؟ مجلس زمان شاه ما ، بدون هیچ کاستی ، خواست های شیخ بدکردارو جنایتکار شیخ فضل الله نوری را دنبال میکرد . مگر در زمان شاه نبود که آخوند جنایتکار ابوالقاسم کاشانی که دستور قتل سپهبد رزم آرا را به خلیل طهماسبی داده بود ، به عنوان رئیس مجلس شورای ملی بر کرسی ریاست پارلمان ایران تکیه زد ؟

بر طبق نوشته حائری در کتاب تشیع و قانون اساسی ، رویه 115 ، آخوند سید محمد بهبهانی که ملایان او را قهرمان ملی میدانند ، پیش از به قتل رسیدن در رجب 1328 با یاری آخوند های نجف علیه غربیهای بی دین به پا خاسته بود . در سال 1329 با حمله روسها به ایران ، بهانه حفظ اسلام عزیز در مقابل کمونیست های بی خدا ، بهترین دستاویز آخوند ها بود که از نا آگاهی توده ها به نفع خودشان سود ببرند . آخوند ها سید محمد کاظم یزدی ، شیرازی که بیطرفی اختیار کرده بود و خراسانی که در ظاهر طرفدار مشروطه بود با هم ائتلاف می کند و همزمان با آخوند های نجف برای حفظ سنگر دین مبین اسلام به صحنه سیاست ایران بر میگردند . ( تشیع و قانون اساسی ، رویه های 122و 123 ) .

رابرت گراهام در کتاب” ایران ” که در سال 1980 میلادی در نیویورک چاپ شد نوشته است : از زمانی که قانون اساسی در ایران به وجود آمد ، ملاهائی که با مشروطیت مخالف بودند ، پیوسته انتظار می کشیدند تا بنیاد قانون اساسی که منافع آنها را محدود کرده بود ، براندازند . با روی کار آمدن رضا شاه بزرگ ، اختیارات بی حد و حصری که آخوند ها داشتند ، محدود شده و با سرکوب ملایان ، جراحت التیام ناپذیری بر روح جاه طلبی آخوند وارد شد . جراحتی که سال 79 در قالب کینه ای بزرگ ایران را نابود ساخت .

با جلوس محمد رضا شاه پهلوی بر تخت سلطنت ، دستار بندان به میدان سیاست ایران باز گشتند . شاه تحصیلکرده ایران که دموکراسی را باور داشت ، به تازی پرستان بی وطن آزادی کامل داد تا به کار و حرفه خود که در حقیقت فریب و خدعه و میهن فروشی بود بازگردند .

علت اینکه آخوند ها در وقایع ملی شدن نفت دخالت نکردند این بود که دکتر محمد مصدق به عنوان یک رهبر ملی و ضد امپریالیست در ایران ظهور کرده بود و افکار و عملکردش به درست یا نادرست مورد تائید توده های مردم بود . اگر آخوند ها نتوانستند به عنوان نایب امام زمان در امر نفت دخالت کنند ، صرفا بخاطر وجود دکتر محمد مصدق بود .هر چند دو دوزه بازی کردن شیخ موذی و دغلکار آیت الله ابوالقاسم کاشانی و حزب خائن توده باعث شکافی عمیق بین طرفداران شاه و مصدق شد که هنوز هم ادامه دارد .

ابوالقاسم کاشانی در ابتداء از مصدق طرفداری میکرد و بنا به خصلت آخوندی( ابن الوقتی و منافع شخصی ) به رهبر ملی پشت کرد و به مخالفت علیه او بر خاست . پشت کردن کاشانی به مصدق درست کپی مخالفت شیخ فضل الله نوری به مشروطه خواهان بود . جمهوری اسلامی

و شخص خمینی از هر دو آخوند بی وطن ، نوری و کاشانی تجلیل کرده و عکس این دو آخوند خبیث را بر روی تمبر دولتی خود قرار داده است

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\th (7).jpg

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\Sheikh_Fazlollah_stamp.jpg

مجله اشپیگل آلمانی می نویسد : خمینی نه تنها با نهضت ملی مصدق هیچ گونه همکاری به عمل نیآورد ، بلکه پس از سقوط رژیم شاه با متمرکز کردن فکر مردم روی ضدیت با شاه و رژیم او ، کوشش کرد تا اذهان عمومی را از دکتر محمد مصدق پاک کند و مصدقیسم را بکلی از یاد مردم ببرد و نهضت ملی را در بین مردم خاموش کند .(اشپیگل ، 22 ژانویه 1979 ، رویه 101 ).البته اینکار خمینی در ابتدا به منظور پاک کردن اذهان عمومی مبنی بر اینکه نهضت ملی و اشخاصی چون بازرگان ، سنجابی ، فروهر ، پیمان ، حاج سید جوادی ، سیف پور فاطمی و… پلکان بالا رفتن خمینی شدند ، به عمل آورد و پس از خلع سلاح کامل ملی – مذهبی ها و کنار گذاشتن آنها ار صحنه سیاست کشور ، به منظور تفرقه و سودجوئی از نفاق بین طرفداران مصدق و شاه به این شکاف دامن زد .

در زمان مصدق آخوند ها و حزب خائن توده با هدف های مشترک که تضعیف سلطنت شاه و دادن کشور به بیگانگان بود عمل میکردند .

زمانیکه رضا شاه بزرگ ، عرصه سیاسی ایران را ترک کردند ، 27 تن از اعضای جوان گروه مارکسیست های 53 نفری زندانی که بزرگ علوی هم جزو آنها بود در تهران ، سیزده روز پس از استعفای رضا شاه بنیاد یکی از مخوفترین و ضد ایرانی ترین حزب را با عنوان بلند پروازانه و فریبکارانه حزب توده ایران اعلام کردند . حزبی در خدمت مقاصد شوم روسیه در ایران که در طول حیات ننگینش ضربه های هولناکی بر پیکر سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی ایران وارد کرد . این 27 تن افراد پشت به وطن کرده ، سلیمان اسکندری رادیکال را به عنوان دبیر کل حزب خود تعین کردند . اسکندری کسی بود که در تشکیل فرقه دموکرات در مجلس دوم شرکت داشت . اهداف چهارگانه و ابتدائی این گروه عبارت بود از : آزادی باقی مانده گروه 53 نفر از زندان ، به رسمیت شناساندن حزب خود ، انتشار روزنامه و کمرنگ کردن مذهب ، بدون تحریک آخوند ها !!!! در زمانی کوتاه و زیر 6 ماه ، این اهداف تامین شد . باقی مانده گروه 53 نفری هم آزاد شدند . دولت اجازه داد تا حزب برای مرگ تقی ارانی ، سالگرد بگیرد . نکته جالب توجه در مراسم سالگرد تقی ارانی این بود که حزب با نیت تحریک نکردن آخوند ها ، مراسم را کاملا اسلامی با روضه و تلاوت قرآن اجراء کرد. بعد ها در راستای فریب آخوند ها ، حزب توده برای آخوندخشک مغزی چون مدرس و فرخی شاعر ، مراسم بزرگداشت گرفت . روزنامه حزب نیز توسط عباس اسکندری ، پسر عموی سلیمان اسکندری هم چاپ شد . اعضای حزب شروع به فریب مردم کردند : ما می خواهیم توده های کارگران ، دهقانان ، تجار، صنعتگران و روشنفکران را علیه فاشیسم داخلی !! متحد کنیم . مبارزه ما علیه امپریالیسم !!!! زمین داران غایب ، سرمایه داران استثمار گر و صاحبان چپاولگر صنایع است . ( سخنرانی ایرج اسکندری در 13 شهریور 1323 ) .

زمانیکه ایران در آتش جنگ می سوخت و نارسائی های زیادی گریبان مردم را گرفته بود ، حزب توده ، هم خود را در مبارزه با دشمن روسیه ، یعنی هیتلر و موسو لینی گذاشته بود !! اعضای حزب بنا به مقتضیات روز و جو ضد کمونیستی حاکم بر ایران و نرنجاندن آخوند ها از به کار بردن واژه کمونیست برای حزب خود پرهیز کردند و به نام حزب توده ایران اکتفا نمودند . در آن زمان حزب دیگری در آذربایجان داشتیم بنام حزب کمونیست ایران که هم میهنان من راجع به آن و شخص پیشه وری آگاهی دارند . کارشناسان خام اندیش غربی فکر میکردند که پیشه وری ، حزب توده را رهبری می کند . سازمان سیا آمریکا هم تصورش این بود که حزب توده توسط کامران کنترل و هدایت میشود . آنها نمی دانستند که پیشه وری ، همان سلطانزاده ، کمونیست کهنه کار و کامران سر سپرده دیگر ، در جریان تصفیه استالین در 1930 میلادی از بین رفتند .

G.Lenczowski: Russia and the West in Iran 1918-1948

pp.223-225

در مهر ماه 1321 خورشیدن ، تعداد اعضای حزب در کل ایران 6 هزار تن بودند . که 1500 تن آنها را روشنفکران !!!!!! تشکیل میدادند . ( رادمنش ، خطاب به افراد شرکت کننده در کنفرانس تهران ، 10 بهمن 1321).

عباس اسکندری ، دبیر کل حزب بخاطر همکاری نزدیک با قوام اخراج میشود و مالکیت و مسئولیت روزنامه سیاست را از دست میدهد . روزنامه رهبر ، جای این نشریه را می گیرد . جدال های داخلی آغاز میگردد . روزنامه رهبر ، به پر و پای سید ضیاء که حزب توده را حزبی کمونیست شناسائی می کند ، می پیچد . حزب توده در یک سری شارلاتان بازی و در راستای فریب مردم ، خود را پای بند ، قانون اساسی مشروطیت جلوه میدهد . آنها به مردم می گفتند که هدفشان ، متحد کردن آنها علیه استمار گران بوده و تنها به ساختن یک جامعه دموکرات فکر می کنند !!( روزنامه رهبر ، 28 اردیبهشت 1323 ) . حزب ، خواب تغییر نظام را می بیند . ( چگونه نظام را تغییر دهیم ، از راه انقلاب یا مجلس ، روزنامه مردم 30 آذر 1322 ) . رهبران بعدی حرب توده از چهره های شناخته شده ای چون دکتر محمد بهرامی ، دکتر مرتضی یزدی ، ایرج اسکندری ، نورالدین الموتی ، عبدالحسین نوشین ، علی کباری ، نصرت الله اعزازی ، ابراهیم محضری ، رضا روستا ، دکتر فریدون کشاورز ، اردشیر آوانسیان ، دکتر رضا رادمنش ، علی امیر خیزی و ضیاء الموتی بودند . تمامی این افراد ، پشت به وطن کرده هائی بودند که با بورسیه دولت در زمان رضا شاه بزرگ به اروپا رفته تا بعد ها تخصص خود را در خدمت توده ها بکار گیرند . آنها خنجر به دست به ایران بازگشتند تا تیغ خود را در قلب مردم ایران فرو کنند .

دکتر بهرامی در برلین به دام تقی ارانی افتاد . مرتضی یزدی ، یکی از شناخته ترین جراحان ایران بود که شوربختانه کرسی استادی دانشگاه تهران را هم داشت و بسیاری از دانشجویان را فریب داد . ایرج اسکندری ، برادر زاده سلیمان اسکندری و فرزند یحیی میرزای اسکندری بود که در انقلاب مشروطه کشته شد . او نیز با بورسیه دولت به فرانسه رفت و در بازگشت به وطن در انتشار نشریه دنیا با تقی ارانی همکاری داشت . . نورالدین الموتی ، حقوقدان برجسته . عضو حزب دموکرات و تحریک کننده روستائیان منطقه الموت قزوین . عبدالحسین نوشین از مشهور ترین کارگردانهای تاتر ایران و فردی نزدیک به تقی ارانی . این فرد نیز با بورسیه دولت به فرانسه رفت تا تحصیل کند . علی کباری ، کارمند وزرارت راه و از همکاران روزنامه جنگلی های میرزا کوچک خان جنگلی که در گیلان ، خواهان تجزیه گیلان و الحاق آن به شوروی بود .. این پشت به وطن کرده ، نام رژیم خود را ، جمهوری سوسیالیستی شوروی ایران !!!!! گذاشته بود . در آن زمان وثوق الدوله ، تیمور تاش را مامور سرکوب این بیگانگان وطن فروش کرد . جنگلی ها تار و مار شدند ، قوای دولتی دکتر حشمت را که از نزدیکان میرزا بود دستگیر و در رشت به چوبه اعدام سپرد . در 28 مرداد 1299 خورشیدی ، وقتی ارتش شوروی به بهانه تعقیب روس های سفید به بندر پهلوی حمله می کنند ، جنگلی ها از این فرصت سود جسته و رشت را اشغال می کنند . روس ها ، این پشت به وطن کرده ها را تشویق می کنند تا تهران را بگیرند !

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\220px-Mirza_Kochak_Khan.jpg

میرزا کوچک خان جنگلی

عاقبت این پشت به وطن کرده ، یخ زدن در کوه های خلخال به هنگام فرار بود . این وطن فروش مورد تائید آخوندها ، علیرغم مرام کمونیستی او میباشد ، هر چند امروزه از سرسپردگی سید علی خامنه ای

به روسها کمتر کسی است که آگاه نباشد .

C:\Users\Al\Desktop\مم.jpg

تجلیل جمهوری اسلامی از دشمنان ایران

رضا روستا ، فارغ التحصیل مدرسه کشاورزی گیلان ابتدابه حزب سوسیالیست و سپس به شاخه جوانان حزب کمونیست پیوست . در زندان او با گروه 53 نفر آشنا شد .

دکتر فریدون کشاورز ، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران که با بورسیه دولت تحصیلاتش را در فرانسه تمام کرد .

اردشیر آوانسیان ، سرپرست شاخه جوانان حزب کمونیست ایران . او به مدت دو سال در روسیه بسر برد و در بازگشت زندانی شده و به گروه 53 نفر می پیوندد . انگلیس ها او را یکی از زیرک ترین اعضای حزب توده شناسائی کرده اند .

رضا رادمنش ، فیزیکدان که با پول مردم ایران به فرانسه رفت تا تحصیل کند . در فرانسه با تقی ارانی آشنا شد . او روزنامه مردم را انتشار میداد .

با روی کار آمدن رضا شاه بزرگ ، تحول عظیمی در اعزام دانشجو به

خارج از کشور به وجود آمد . تنها در سال 1301 خورشیدی ، 60 دانشجو برای فراگیری فنون نظامی به فرانسه رفتند . در سالهای بعد اعزام دانشجو برای رشته های دیگر در دستور کار قرار گرفت . در زمان رضا شاه و در شهریور 1308 خورشیدی برابر با تصویب لایحه وزارت معارف،100 دانشجوی ممتاز ایرانی با بورس دولتی عازم اروپا گشتند تا تحصیل علم و دانش بیاموزند، با اتمام تحصیلات به هر کدام مشاغل مهم اداری و دانشگاهی و لشکری مملکت اعطا شد تا زیربنای استقلال ملی میهنی کشور را فراهم کنند!!!!! رضا شاه نسبت به وزارت فرهنگ و شاگردان مدارس سخت علاقمند بود و مخصوصأ میل داشت وزارت فرهنگ از آن رخوت و سستی دیرینه اش بدر آمده کاری بزرگ را آغاز کند، بدستور وی وزارت معارف لایحه ای تنظیم کرد و آن را به مجلس پیشنهاد نمود که از آخر سال تحصیلی امسال برای مدت پنج سال، سالی یکصد نفر محصل جهت تحصیل در رشته های مختلف به اروپا اعزام شوند (بر حسب پیشنهاد وزارت فرهنگ، شاگردان اول و دوم دانشکده‌های دانشگاه تهران و دیگر مدارس عالی، برای اعزام به خارج در نظر گرفته شدند و این روند، تا بروی کار آمدن رژیم اسلامی همچنان با تغییری در جزئیات ادامه داشت)، چیزی نگذشت که مجلس لایحه را تصویب نمود و بودجه ای نیز توسط آقای تقی زاده وزیر مالیه وقت تهیه گردید و از میان محصلین واجد شرایط برای نخستین بار صد نفر انتخاب شدند تا به خارج اعزام گردند. در دیدار با دانشجویان انتخاب شده، رضا شاه به دانشجویان نزدیک شد و آنان به دور ایشان حلقه زدند. وی با یک

یک آنان دست داد و خطاب به آنها گفت؛ آیا میدانید که شماها برای چه به خارج میفرستیم؟ لحظه ای سکوت حکمفرما شد و سپس یکی از شاگردان جرأت به خرج داد و گفت؛ برای تحصیلات عالیه تا به مملکت خدمت بکنیم. شاه نگاهش را به او دوخت و بعد خطاب به محصلین گفت؛ ببینید آقایان! فرض میکنیم من و شما نسبت به هم وظایفی داریم. درست شد؟ وظیفه من مراقبت از شماهاست، و وظایف شماها اندوختن علم ودانش است تا میهن خود را بسازید .

در دورۀ رضا شاه چند دوره دانشجو به خارج از کشور اعزام گردید که همین افراد بنیانگذاران بسیاری از شاخه های علوم و فنون و صنایع نوین در ایران بشوند !!!! آنها به خارج رفتند تا با اندوخته علمی ، ایران را بسازند ، ولی در عوض ، این بیگانه پرستان بی وطن ، بازگشتند تا ایران را نابود و ایرانی را بخاک سیاه بنشانند . . مهمترین مقصد های دانشجویان ایرانی اعزامی، به ترتیب فرانسه و آلمان و انگلستان و در درجات بعدی آمریکا و …. بود، با کشور و مردم خود چه کردید ؟

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\960911-5.jpg

حزب خائن توده ، پس از نخستین کنفرانس تهران ، روی به شهرستانها کرده و خطه شمال ایران را مورد یورش خود قرار داد . اصفهان نیز پذیرای این پشت به وطن کرده ها شد . شوربختانه گروه و فرقه های سیاسی فریب حزب توده را خورده و در آنها ادغام میشدند که نمونه آن درمشهد ، گروه روشنفکران فارسی زبان ! و کارگران ترک زبان جامعه مهاجرین محلی ! بودند .

از بزرگترین خیانت ها حزب توده در حق مردم ما ، ایجاد شکاف های دهشتناک بین ایرانیان نقاط مختلف بود . این حزب خائن توده بود که خلق ترک ، خلق ترکمن ، خلق لر ، خلق بلوچ و خلق عرب را ساخت .

یکی دیگر از عملکرد های حزب توده ، دایر کردن شعبه در دل گروه ها بود . برای مثال در اتحادیه های آموزگاری ، در گردهم آئی شالی کوبان و توتونکاران شعبه باز کرده بود . ایران در تابستان 1322 در کام خائنین حرب توده فرو رفت . در شمال کشور در 30 شهر که بین ده هزار تا بیست هزار تن جمعیت بودند ، شعبه داشت . در جنوب کشور در 9 شهر بزرگ فعالیت داشته و در اصفهان ، اراک ، قم ، همدان ، کرمانشاه و همدان شبکه های مخفی داشت . در آن زمان حزب شش روزنامه رسمی داشت که خط مش آنرا کا گ ب و روسها تعین میکردند در انتخابات مجلس چهاردهم ، حزب توده 23 نامزد انتخاباتی از جمله ده تن از کادر مرکزی خود را داشت . در این موقع سلطانزاده یا همان پیشه وری معروف با حزب توده ائتلاف کرده بود ( رادمنش ، گزارشی از نتایج انتخابات ، روزنامه رهبر ، 13 مرداد 1323 ) .

توده های فریب خورده ایران بیشترین رای را به خائنین وطن دادند . این 23 نامزد انتخاباتی در مجموع 200 هزار رای را بخود اختصاص دادند که بیش از 70 درصد آرای ریخته شده در صندوق ها بود . ( روزنامه مردم ، 30 مهر 1322 ) .

وقتی سلیمان اسکندری مرد ، بیش از 25 هزار اصفهانی در مراسم تشیع جنازه او شرکت کردند .

گام بعدی در راه نفاق بین مردم ایران در کنگره حزب در مرداد 1323 بود که اعضا تصمیم گرفتند ، چون 44 تن از آذربایجان آمده اند ، زبان کنگره فارسی و ترکی باشد !!!! که با اعتراض دیگر هموندان نقاط مختلف ایران مواجه شد . ( روزنامه رهبر 16 شهریور 1323 ) .

این اقدام حزب توده ، حقیقت انکار ناپذیری را برملا می کند که نمایندگانی که از آذربایجان فرا خوانده شده بودند ، حتی قادر به تکلم زبان رسمی ایران که فارسی است ، نبودند . خیلی زود ماهیت کثیف حزب توده در آن سالها رو شد تا جائیکه نماینده گیلان گله کرد که دهقانان و روستائیان اصلا بحساب نمی آیند . ( کام بخش ، حزب توده در مبارزه برای یک ایجاد جبهه متحد دموکراتیک ، روزنامه دنیا ، شماره 5 ، پائیز 1323) .

حزب توده با نیت مبارزه با رضا شاه بزرگ قدم به میدان سیاسی ایران گذاشت ولی خیلی زود دست خود را رو کرد و به اصطلاح خودشان ماهرانه ، فئودال ها و سرمایه داران که چرخ این مملکت را می چرخاندند را ، هدف قرار داد . در ترفندی رندانه ، آنها حرف از سوسیالیست میزدند ، در حالیکه در شکل ظاهری در چهار چوب قانون اساسی شکلک در می آوردند .

در سال 1323 ، تعدادی تازه وارد به حزب پیوستند که بعد ها نقش مخرب و ایران بر باد ده آنها بر یکایک ما روشن شد . تازه واردین عبارت بودند از : پروین گنابادی ، محمود بقراطی ، احسان طبری که بعد ها تئوریسین حزب شد ، عبدالصمد کام بخش ، حسین جودت ، خلیل ملکی ، علی علوی ، احمد قاسمی و نورالدین کیانوری که به دبیر کلی حزب رسید و با افتضاح و در اوج خواری و ذلت در جمهوری اسلامی دولا و راست شد و برای اسلام نقد مثبت نوشت و در اوج مذلت ، مرد .

حزب خائن توده ، پیش از فرو پاشی ، آخرین خیانت را در حق مردم ایران مرتکب شد . به دستور کا گ ب و به منظور نابودی کامل ارتش ایران ، تعدادی از افسران دلاور نیروی هوائی را فریب داد و طرح کودتای نوژه را پیش روی آنها گذاشت و در فرصت مناسب ، نام تمام کسانیکه می خواستند قیام کند را در اختیار خمینی وژن قرار داد و آن دلاوران را به جوخه های اعدام سپرد .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\is (5).jpg

پیشینه تازه واردین : پروین گنابادی ، رئیس مدرسه دخترانه در مشهد و عضو فرقه دموکرات . احسان طبری ، تئوریسین و نظریه پرداز حزب ، کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس . زمین دار مشهور مازندرانی .او در دانشگاه تهران با تقی ارانی آشنا شد . بقراطی : رئیس مدرسه پسرانه در مشهد و عضو شاخه جوانان حزب کمونیست ایران . کام بخش ، تحصیلکرده روسیه . عضو حزب سوسیالیست و حزب کمونیست ایران . این پشت به وطن کرده را دولت برای تحصیل در رشته مهندسی مکانیک به روسیه فرستاد . جودت ، فیزیکدان ، او نیز با بورسیه دولت به فرانسه رفت تا تحصیل کند . خلیل ملکی ، تحصیلکرده آلمان و دبیر علوم در وزارت آموزش و پرورش . خلیل ملکی ، بزرگترین منتقد رهبران پیشین حزب بود . او بارها پته فریبکارانه رهبران حزب توده را روی دایره ریخت . او رهبران حزب را مشتی فرصت طلب و خواهان قدرت و اشغالگران کرسی مجلس معرفی کرد و گفت : حزب تنها با شعار کارگران را سرگرم کرده است . رهبران حزب خواستند از راه پارلمان به سوسیالیسم دست یابند که اصلا وجود خارجی ندارد . علوی ، مهندس راه و ساختمان بود که بعدا کشته میشود . احمد قاسمی ، نظریه پرداز حزب ، رئیس اداره آموزش و پرورش استانهای یزد و کرمانشاه . کیانوری ، دبیر اول حزب ، استاد معماری دانشگاه تهران و نوه شیخ فضل الله نوری ، آخوند خشک مغز دوران مشروطیت که در میدان توپخانه به دار کشیده شد . این خائن بی وطن نیز با بورسیه دولت برای تحصیل به آلمان رفت .

زمانیکه آموزش و پرورش جوانان ما به دست مشتی بی وطن سر سپرده ، محول شد ، آیا سقوط کشورمان دور از ذهن و تصور بود .

عضو گیری حزب شدت یافته بود . حزب تعدادی روزنامه استانی باز کرد : صفا در ساری ، صورت در رشت ، بیستون در کرمانشاه ، سروش در شیراز ، رهبر یزد در یزد ، راهنما در همدان و آهنگر در اصفهان . اینک ایران یکپارچه در چنگال میهن فروشان توده ای قرار داشت . با به قدرت رسیدن حزب ، زمان خوش خدمتی به روسها فرا رسید . در آبان ماه 1323 دولت تصمیم گرفت که از واگذاری امتیاز نفت به روسها خود داری کند . حزب خائن توده تنها 3500 تن از طرفداران خرد گم کرده خود را مقابل مجلس و در میدان بهارستان جمع کرد . در همان موقع روزنامه نیویورک تایمز نوشت : عامل سقوط دولت ، تظاهرات توده ای ها بوده است . تظاهرات پشت تظاهرات با مناسبت های گوناگون صورت می گرفت . حزب برای روز کارگر 60 هزار تن را در تهران به خیابان کشید . در تهران شمار خوانندگان خرد باخته روزنامه رهبر به 120 هزار تن رسیده بود . در پنجمین سالگرد حزب ، 100 هزار تن راه پیمائی کردند . ( روزنامه رهبر ، 14 مهر ماه 1325 ) . در تابستان 1325 خورشیدی ، حزب ، کشاورزان را ترغیب میکرد که محصول خود را به دولت ندهند . فریدون توللی شاعر معروف شیرازی به دام حزب افتاد و توده ای شد . حزب برای پیشبرد مقاصد خود ، آخوند استخدام میکرد . آخوند های تعلیم دیده ، بین مردم شایعه پراکنی میکردند که حزب توده می خواهد قانون چند همسری را لغو کند ، بعد خودشان یکی دوتا از محل های کوچک حزب را آتش میزدند و با اینکارشان به اوضاع و جو حاکم آن زمان و مخالفت روحانیون محک میزدند . کارخانه داران ، چاقو کشانی استخدام کرده بودند که اعضای اتحادیه های کارگری را بترسانند ، مشابه امروز ایران که اوباشان در استخدام دولت هستند . قوام که قدرت حزب را درک کرده بود در مرداد 1325 ، سه پست مهم وزارت را به کشاورز ، یزدی و ایرج اسکندری داد . نفاق افکنی هدف اصلی حزب توده بود . در یزد ، زرتشیان تمایل خود را به ترک تابیعت ایرانی و پذیرفتن تابیعیت انگلستان ابراز داشتند . British Consul in Kerman , 15 Aug. and 15 Feb. 1945 .F.O.371.

اعتصابات سازمان داده شده توسط حزب در خوزستان با درگیری های خیابانی آن در سه روز ، جان 19 تن را گرفت و بیش از 300 مجروح بجا گذاشت . قوام ، نخست وزیر وقت ، هیتی را برای میانجی گری به

خوزستان فرستاد تا شرکت نفت را در مقابل خواست تظاهر کنندگان متقاعد کند . هیت نمایندگی و اعزامی قوام را بطور صد درصد توده ای ها تشکیل داده بودند ..

انگلیس ها که ناظر به قدرت رسیدن توده ای ها با پشتیبانی مسقیم روس ها و ارتباط تنگاتنک حزب توده با حزب کمونیست شوروی بودند ، در صدد مقابله بر آمدند .طرح آنها شامل ، تقویت نیرو های مسلح در عراق ، فرستادن کشتی های جنگی به آبادان ، تشویق عشایر و ایلات و مردم توسط آخوند ها به شورش و خود مختاری دادن به استانهای جنوبی ایران بود . در سفارت انگلیس در تهران ، بخشی برای تضعیف ، حزب توده به وجود آمده بود .

شورش های عشایر در جنوب و تغییر خط مش قوام به راست و تسلط دوباره براستانهای شمال غربی،آغاز چهار سال سرکوب حزب توده بود .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\th (9).jpg

جمهوری اسلامی ، حرکتی دوباره در راستای صدور خرافه ، واپسگرائی ، و حشت و سلب آرامش جهانیان

سخت گیری های رضا شاه بزرگ ، قطع در آمدهای اوقاف آخوند ها توسط محمد رضاشاه ،نارضایتی های بی بنیاد مردم از سرسیری و سوء استفاده ازباورمذهبی توده های اسلام زده نا آگاه و هیاهوی مزگت و منبر ، فرصتی به دستار بندان بی وطن داد تا بار دیگر به احیای مزایای طبقاتی و اجتماعی خود دست یابند.

مجله سیاست روز( پالیتیک تودی ) آمریکائی در شماره های مارچ و آپریل 1980 میلادی می نویسد : از سال 1953 تا 1977 ، سازمان سیا بطور مرتب ، میلیونها دلار به آیت الله ها و ملاهای ایران پرداخت میکرد تا همکاری آنها را در راستای حمایت از رژیم شاه جلب کند و آنها را از هر گونه مخالفتی با شاه بازدارد . در سال 1977 جیمی کارتر با وجود مخالفت شدید سیا ، دستور به قطع این کمک میدهد . سیا معتقد بود اگر این پول آخوندها قطع شود ، حکومت شاه ایران بخطر می افتد. عدم پرداخت آمریکا و قطع در آمد اوقاف ، باعث شورش آخوند ها علیه نظام شاهنشاهی شد .این مجله می نویسد که اسرار پرداخت پول به آیت الله ها و فعل و انفعالاتی که منجر به سقوط رژیم شاه شد ، به وسیله 6 تن از کارمندان و تحلیل گران سیا که در تهران فعالیت داشتند فاش شده است .

ویلیام کورسون در کتاب ارتش های جهل خود ، رویه 11که راجع به تاریخ معاصر سیستم های اطلاعاتی آمریکا است می نویسد :کرمیت روزولت مبلغ 20 میلیون دلار به منظور بر گزاری یک تظاهرات 6 هزار نفره به نفع شاه ایران و هم چنین جلب حمایت آخوند ها هزینه می کند . به استناد نوشته های این کتاب بطور کامل آشکار میشود که چرا آخوند کاشانی به مصدق پشت کرد.

باید خاطر نشان ساخت که کسی بدون جلب موافقت مساجد نمی تواند حکومت کند ( منبع بالا ).پس از مراجعت شاه برای مدت ده سال سیا بطور محرمانه به آخوند های ایران رشوه میداد . انقلاب سفید شاه باعث شد تا عمده اراضی آخوند ها ملی اعلام شود . این اولین ضربه به آخوند ها بود . دومین ضربه قطع در آمد اوقاف بود . این دو اقدام شاه روحانیون را بر انگیخت و تظاهرات دامنه داری به رهبری خمینی علیه شاه صورت گرفت .ارتش این شورش را سرکوب کرد و خمینی از ایران تبعید و به ترکیه رفت . در آن تاریخ شاه برای آخوند ها حقوق و مزایا تعین کرد و ملایان با گرفتن مواجب به مدت 13 سال آرام گرفتند . در سال 1976 ، شاه فراموشکار ایران ، از قدرت ویرانگر آخوند ها در هنگامیکه منافع آنها به خطر می افتد ، غافل شده بود دستور به قطع حقوق آخوند ها را میدهد .درزمان شاه فقید ، 200 هزارملا درایران وجود داشت که از پائین درجه آن که ملای ده بود تا بالاترین مقام که آیت الله بود دارای سازمان مذهبی گسترده ای بودند که پولهای جمع آوری شده رادر سراسر کشورو بین ملایان پخش میکردند .

کمک بیگانگان به ملاهای ایرانی دارای یک سابقه 300 ساله است که از زمان ورود انگلیس ها به هندوستان وتشکیل کمپانی هند شرقی آغاز شده است .

محمود محمود مولف ” تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم ” می نویسد :

« انگلیس ها از آغاز قرن نوزده چنین احساس کردند که غیر از هیت حاکمه خائن در ایران ، نیروئی وجود دارد که اهمیت آن از لحاظ توسعه و بسط و نفوذ اجانب کمتر از هیت حاکمه نیست و این گروه، ملایان هستند . از آنجا که مردم ایران مقلد آیات عظام در نجف و کربلا هستند ، هر سه ماه به سه ماه 15 هزار روپیه به آخوند های نجف و 15 هزار روپیه به آخوند های کربلا می پرداختند .

C:\Users\Ruzbeh\Pictures\Mahmud_mahmud.jpg

محمود محمود

این ترتیب با روی کار آمدن کلنل نیو مارچ به سمت ژنرال کنسول انگلیس در بغداد بهم خورده و بنا شد به هر آخوند 500 روپیه در ماه پرداخت شود .

با اینکه در سال 1976 شاه مواجب آخوند ها و اوقاف را قطع کرده بود ، هنوز پول سازمان سیا قسمت اعظم نیار ملایان را تامین میکرد .

کارتربا پرداخت باج به دولت های خارجی مخالف بود .او در اولین گام خود، 10 میلیون دلاری راکه سالیانه به ملک حسین، پادشاه اردن میداد قطع کرد و در گام بعدی پولی را که بمدت 25 سال آمریکا به ملایان ایرانی میداد را قطع کرد .دستور کارتر را تحلیکران مسائل سیاسی به بی تجربگی و سادگی او ربط میدهند!که به نظر درست نمی آید . کارتر تصمیم به سقوط شاه گرفته بود و چه وسیله ای بهتر از آخوند میتوانست او را به هدفش برساند .کارتر و مشاورش برژینسکی به این نتیجه رسیده بودند که نیروئی که در ایران سقوط کرده میتواند در مقابل روسها به ایستد ، یک حکومت افراطی اسلامی است . که بعد ها دیدیم چقدر تصمیم کارتر و مشاورش غلط از آب درآمد وبا بیرون آمدن دیو اسلام ،در مقابل اژدهای کمونیست چطور دنیا در کام وحشت و خرافه و خشونت فرو رفت .

ویلیام سولیوان بجای ریچارد هلمز رئیس سابق سازمان سیا و سفیر منتخب نیکسون به تهران میآید ووضع ایران راانفجارآمیز توصیف می کند .

قدر مسلم فاجعه ای که سال 57روی داد با دو علت زیر بنائی : تامین منافع مالی آخوند و نا آگاهی مردم ما گره خورده بود .

سولیوان شاه ایران را در فشار قرار داده و مصرا از وی می خواهد ایران را ترک کند . شاه کشور را ترک می کند و بار دیگر ایران به دست تازیان می افتدو چهل سال خواری ، ذلت و خاکستر نشینی نصیب ملتی میشود که سال 57 داشت سری بین سر های ملل جهان در میآورد و با بی درایتی آنچه را که رشته بود ، پنبه کرد .

پایان

بهار 2577 ایرانی

2019 میلادی

لس آنجلس

اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

Translate »