دانشکده کیهان شناسی

 

برخی از پژوهشگران  نخستین گامه ی کیهان شناسی را از زمانی می دانند که آدمی توانست شباهنگام در پرتو آتش بی هراس از آزار جانوران در جلو کنام خود بنشینند و نگاهی به آسمان پر ستاره بیاندازد، ولی گروه دیگری از دانشمندان نخستین گامه کیهان شناسی را به زمانی فرا می برند که آدمی توانست پیوند  میان آب و دانه و خاک را بشناسد و تخم بر زمین پاشد و چشم براه رویش و بالش آن بنشیند. به سخن دیگر ، اینها می گویند که بیخ و بن کیهان شناسی را باید در کشاورزی و روستا نشینی جستجو کرد.

اگر سخن گروه نخستین که آغاز کیهان شناسی را با پیدایش آتش همزمان می دانند بپذیریم  ناگزیر باید به روزگار هوشنگ باز گردیم ، چرا که  شیوه ی افروختن آتش با هوشنگ  آغاز می شود:

شب آمد برافروخت آتش چو کوه     همان شاه در گرد او با گروه

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد     سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند این سده یادگار      بسی باد چون او دگر شهریار

کز آباد کردن جهان شاد کرد      جهانی به نیکی ازو یاد کرد

و اگر سخن گروه دوم را بپذیریم که کیهان شناسی را با کشاورزی و روستا نشینی همراه می دانند، باز هم به روزگار هوشنگی باز خواهیم گشت:

نخستین یکی گوهر آمد بچنگ     به دانش ز آهن جدا کرد سنگ

سرِ مایه کرد آهنِ آبگون    کزان سنگِ خارا کشیدش برون

چو بشناخت آهنگری پیشه کرد    کجا  زو تَبَر اَرّه و تیشه کرد

چو این کرده شد چاره ی آب ساخت   زدریا به هامونش اندر بتاخت

به جوی و به رود آب را راه کرد      به فَرّ کیی رنج کوتاه کرد

نام هوشنگ در گرامی نامه ی اوستا  بگونه ی هئوشیَنگه آمده که خود یک واژه ی دو بهری است.  بهر نخست آن هئو به چم: خوب – نیکو – پسندیده.  و بهر دوم شیَنگه به چم: خانه است که هنوز هم آنرا با اندک دگرگونی در واژه های: کاشانه – آشیانه – شانه  -گلشن – و شان انگبین داریم.   همکرد این دو واژه  می شود خانه ی خوب.  بیشتر اوستاشناسان چم این واژه را [سازنده ی خانه های خوب] دانسته اند.

با تکیه بر اینگونه داده ها و سد ها نمونه ی دیگر با دلیری می توان ایرانیان را نخستین کیهان شناسان در کارنامه ی جهان شناخت .

جمشید نخستین هوانورد

به فَرّ کیانی یکی تخت ساخت     چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی     زهامون بگردون بر افراشتی

چو خورشید تابان میان هوا     نشسته بر او شاهِ فرمانروا

کیکاووس دومین هوانورد:

نشست از برِ تخت کاووس کی     نهاده به پیش اندرون جام می

ز روی زمین تخت برداشتند     زهامون به اَبر اندر افراشتند

شنیدم که کاووس از آن بر فلک     همی رفت تا بگذرد از ملک

کیهان شناسی در اساتیر ایران

 [ هنگام تازشِ اهریمن ، در روز هُرمَزد از ماه فروردین، اپاختران( سیارات)، که اهریمنی اند، به آسمان در آمدند و به هماوردی با اختران که هُرمَزدی اند، گردش را آغاز نهادند. ماه و خورشید شهریار روشنان اند وبه هماوردی آنان، ماه و خورشیدی تاریک هست که هنگام ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی پدیدار شوند. اینان، و نیز ستاره ی دنباله دارِ موش پری را به گردونه ی ماه و خورشید بسته اند که کمتر بدی کنند. هر اپاختری (سیاره یی) دشمن اختری(ستاره یی) است. اپاختران( سیاره ها ) نیز چون اختران (ستارگان) سپاهبد دارند و در دوازده کده ی اختران، دربی سرو سامانی، گردش می کنند و با رفتن به فراز و فرود، بد شگونی و بهروزی می آورند. خورشید و ماه و ستارگان از روزنهای خاوری و باختری البرز، که جهان را در بر گرفته است می روند و می آیند و به سببِ کوه «تیرگ» در میان زمین ، شب و روز در هفت کشور پدیدار می شوند. خورشید در یک سال، باز به همان جای می رسد که از آن سر زده بود و در این زمانه، که زمان آمیزش اهریمن با آفرینش است، سی سال نیمی تاریک است و نیمی روشن، هر یک از دوازده هزاره ی زمانِ کرانه مند و دوران گمیزش( آمیزش نیک و بد)، از آنِ یکی از دوازده اختر و به نام آن است.  (اساتیر ایران بکوشش دکتر مهرداد بهار برگ 99)

اینگونه سخنان در بنمایه های کهن ایرانی نشان می دهند که نیاکان فرمند ما از دیر زمان دستی در کیهان شناسی داشته اند.

در این بخش از تارنمای فرهنگستان جهانی کورُش بزرگ به این دانش ورجاوند خواهیم پرداخت. امید است که دانشمندان و کیهان شناسان ایرانی به این کاروان بزرگ فرهنگی بپیوندند و زمینه ی پیشرفت و فراپویی دانش پژوهان جوان را فراهم بیاورند.

 

[siteorigin_widget class=”WP_Widget_Media_Image”][/siteorigin_widget]