پیشینه ی گاه شماری در ایران

گاهشماری در ایران پیشینه یی بس دراز و پیچیده دارد . بسیاری از کارشناسان بر این باورند که دگرگوننهای پیاپی در این گاهشمار یک از پیچیده ترین جستارهای ایرانشناسی در سده گذشته بوده است. در این نوشتار به دگرگونیهای گاهشمار ایرانی در چرخه های گوناگون می پردازیم.

گاهشمار ایرانی پیش از هخامنشیان

با نگاهی به کارنامه ی ایران باستان به روشنی می توان دید که زمان تاج گذاری هر پادشاه آغاز چرخه ی نوینی از گاهشمارِ آن روزگار شمرده می شد، این شیوه ی گاهشماری نه تنها نزد ایرانیان ونکه نزد بسیاری از دیگر مردم جهان باستان نیز بکار می رفت، برای نمونه در تورات می خوانیم :

            « و در سال هجدهم پادشاهی یَرُبعام بن نباط ابیام بر یهودا پادشاه شد* سه سال در اورشلیم سلطنت کرد... »

            «... در سال هفتم یَواش پادشاه شد و چهل سال در اورشلیم پادشاهی کرد»

            «... در سال بیست و سوم یواش بن اَخزیا پادشاه یهودا بر اسراییل در سامره پادشاه شد...»

       گاه یک رخداد سرنوشت ساز  می توانست سر آغاز گاهشمار باشد، نمونه یی  از آن را نیز از تورات می آوریم:

      «... و واقع شد در سال چهارصد و هشتاد از خروج بنی اسراییل از زمین مصر در ماه زیو که ماه دوم از سال چهارم سلطنت سلیمان بر اسراییل بود...»                                                                                                                                                                                                                                                                                                        

در ایران نیز سال را با آغاز پادشاهی هر پادشاه شماره می‌کردند برای نمونه می‌گفتند: “هشتمین ماه از ششمین سال پادشاهی شاپور... پنجمین سال از پادشاهی خسرو انوشیروان...  این شیوه ی گاه‌شماری تا پایان روزگار ساسانیان پی گرفته شد.

گاه‌شماری میترایی

از روزگار باستان نشانه های فراوان از گاهشمار میترایی  در دست داریم ولی هنوز  از چگونگی شمارش روز و ماه و سال در این گاهشمار آگاهی بسنده نداریم. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که گاهشمار اوستایی نو و گاهشمار زایشی و یولیانی از گاهشمار میترایی بهره ی بسیار برده اند . در گاهشمار میترایی یک سال خورشیدی 360 روز  بود که به دوازده ماه 30 روزه بخش بندی شده و  روز نام ویژه ی خود را داشت. این شیوه ی روز شمار هنوز هم در گاهشمار اوستایی بکار گرفته می شود. مهر آیینان پنج روز بجا مانده را ارمغان مهر و و دوزاده یار او می دانستند و در میان روزهای سال شمار نمی کردند و با آیینهای ویژه این پنج روز را جشن می ساختند. هر چهار سال یکبار آیین شش روزه برگزار  می شده و  بدین شیوه بهیرک یا کبیسه گیری می کردند. در آیین مهری همه چیز بر پایه شماره ورجاوند هفت پایه ریزی می شد، مهرآینیان نخسین هر ماه را به چهار هفته بخش بنید کردند. آغاز سال روز یکم دیماه [فردای شب یلدا که زاده شدن مهر بشمار می آمد] آغاز می شد . در گاهشمار میتراییهر سال دو ورشیم داشت یک زمستان پنج ماهه و یک تابستان هفت ماهه

گاه‌شماری مغان

    در بخشهای میانی و شمال باختری ایران گونه یی شمارش ماه و  سال در کار بوده که کارشناسان آن را گاهشمار مغان نام داده اند . ویژگی این گاهشمار، نوروز و مهرگان بود . نشانه های این گاهشمار را نیز در گاهشمار اوستایی نو می توان دید، برخی از دانشوران گفته اند که نام ماههای تیر  آبان و آذر از این گاهشمار به گاهشمار اوستایی رفته اند . نام نخستین ماه این گاهشمار مانند گاه شمارهای ارمنی ، سغدی و خوارزمی که چهره های گوناگون از گاهشمار های ایرانی بوده اند ماه نوسرد بوده است .

گاه‌شماری اوستایی کهن

در گاهشمار اوستای کهن سال به شش ورشیم[=فصل] نابرابر  45 روز  و ۶۰ روزه و ۷۵ روزه و ۳۰ روزه و ۸۰ روزه و باز ۷۵ روزه که رویهمرفته  ۳۶۵ روز می‌شود، بخش می‌شده‌است. هر یک از آن شش ورشیم ها را «گاه» می‌ گفتند و پنج روز پایان هر یک از این ورشیم ها را با نام گاهنبار جشن می ساختند .

گاهنبار یا گهنبار در اساتیر  آریایی نام  شش گامه ی آفرینش است . آفرینش شش روزه  از همین جا به دینهای ابراهیمی راه یافت.

نام این شش  گامه ی آفرینش یا گاهنبار  و  زمان آنها چنین است :

Maidh-yo-zarem  [میدیوزَرِیم] – نخستین گاهنبار روز پانزدهم اردیبهشت‌ماه، چهل‌وپنجمین روز از آغاز سال که در آن «آسمان» آفریده شد.

Maidh-yo-shema  [میدیوشـِیم] – روز پانزدهم تیرماه، سد و پنجمین روز سال که در این روز «آب» آفریده شد.

Paiti-shahem  [پَـیته‌شَـهیم]– روز سی‌ام شهریورماه سدوهشتادمین روز سال که در این روز «زمین» آفریده شد.

Aya-threm  [اَیاسرِم] - سی‌ام مهرماه، دویست و دهمین  روز سال که در آن «گیاه» آفریده شد.

 Maidh-ya-rem  [میدیارِم] – بیستم دی‌ماه، دویست‌ونودمین روز سال که «جانوران» آفریده شدند.

Hamas-path-maedem(هَـمَـسپَـتمَدُم) - در واپسین روز بهیزک[کبیسه]، ینی سیسد و شست‌ و پنجمین روز سال، که آن را وهیشتواشت‌گاه می‌نامند، گاهی‌که «مردمان» آفریده شدند.

در  اساتیر ایران به کوشش زنده یاد مهر داد بهار می خوانیم:

     « از آفریدگان مادی نخست آسمان، دیگر آب ، سدیگر زمین، چهارم گیاه، پنجم گوسفند[ نماد همه ی جانداران سودمند] ششم مردم...( برگ 37)

       نخست آسمان را آفرید روشن، آشکارا، بسیار پهناور، و به شکل تخم مرغ[1]... او به یاری آسمان شادی را آفرید[2]، بدان روی برای او شادی را فراز آفرید که اکنون آمیختگی است[3]، آفریدگان به شادی در ایستند .

      سپس از گوهر آسمان آب را آفرید ....

     او به یاری آن آب باد  و باران را آفرید که مه اَبر بارانی و برف است. ...

      سدیگر از آب زمین را گِرد[4]، دور گذر ، بی نشیب و فراز آفرید، درازا با پهنا و پهنا با ژرفا برابر است...

       او گوهر کوهها را در زمین بیافرید که پس از آن از زمین بالیدند و  رستند ...

       چهارم گیاه را آفرید، نخست بر میانه ی این زمین فراز رُست چند پا بالا، بی شاخه ، بی پوست، بی خار ، و تر و شیرین. او همه  گونه نیروی گیاهان را در سرشت داشد. او آب و آتش[5] را برای یاری گیاه آفرید، زیرا هر تنه ی گیاهی را سرشکِ آبی  بر سر  و آتش چهار انگشت پیش از آن است بدان نیرو همی روید.

      پنجم گاو یکتا آفریده را در ایرانویج آفرید به میانه ی جهان... [6]

      ششم گیومرد را آفرید روشن چون خورشید ...[7]

او این شش آفرینش را به شش گاهنبار[8] بیافرید به سالی که سیسد و شست و پنج روز به شمار است و دوازده ماه ، هر ماه سی روز و یک ماه سی و پنج روزه . بر هر روزی نام امشاسپندی نهاده شد. چگونگی آن را گویم:

      نخست آسمان را آفرید به چهل روز که از روز هرمزد، ماه فروردین تا روز آبان، ماه اردیبهشت است. پنج روز درنگ کرد تا روز دی بمهر .  آن پنج روز گاهنبار و آن را نام مَدیُوزَرم[9] است، آن را گزارش این است که زیستگاه مهر و ماه و سبزی به پیدایی آمد....

    دیگر آب را آفرید به  پنجاه و پنج روز که از روز مهر،  ماه اردیبهشت است تا روز آبان، ماه تیر. پنج روز درنگ کرد تا روز دی بمهر . آن پنج روز گاهنبار و  آن را نام مَدیُوشَم[10] است. که آن را گزارش این که: او آب را روشن بکرد، زیرا نخست تیره بود.

    سدیگر زمین را به هفتاد روزآفرید که از روز مهر، ماه تیر تا روز ارد، ماه شهریور است. آن پنج روز را درنگ کرد تا روز اَنیران . آن پنج روز گاهنبار و او را نام پَدیشهَه[11] است . او را گزارش این که: به پای رفتن آفریدگان را بر زمین پدید آورد.

    چهارم گیاه را آفرید به بیست و پنج روز  [که از روز هرمزد، ماه مهر تا روز ارد] است. پنج روز درنگ کرد تا روز اَنیران . آن پنج روز گاهنبار و او را نام اَیاشریم[12] است که او را گزارش این که برگ و بوی را رنگ و سبزی پیدا شد.

    پنجم گوسفند را آفرید به هفتاد و پنج روز که از روز هرمزد ، ماه آبان تا روز دی بمهر ، ماه دی است. پنج روز درنگ کرد تا[روز بهرام] . آن پنج روز گاهنبار و او را نام مدیاریم[13] است که او را گزارش این که: انبار زمستان را برای دامهای خویش فراهم بکرد.

      ششم ،مردم را آفریدکه کیومرس است، به هفتاد روز که از روز رام، ماه دی تا روز اَنیران ، ماه سپندار مذ است . پنج روز درنگ کرد . آن پنج روز گاهنبار است که آن پنج روز تروفته[14] است که دزدیده خوانند، او را نام هَمَسپَهمَدیم[15] است  که او را گزارش این که: جنبش همه ی سپاه به گیتی پیدا شد، زیرا فروهر مردمان به همسپاهی رفتند. نام آن پنج روز که تروفته است ، که پنج گاه گاهانی است[16]، که پنجه ی نیکو خوانند، در نامه دین این است :اَهونَویدگاه[16]، اوشتویدگاه[17]، اسپَندوُمَدگاه[18]، وهوشَهرگاه[19]، وَهیشتُوییشت گاه [20].

     نام آن سی روز که بر ماهها نهاده شده است، این است : هرمز،  بهمن، اردیبهشت ، شهریور،  سپندار مذ،  خرداد،  اَمُرداد،  دی ،  آذر، آبان،  خور،  ماه،  تیر،  گوُش،  دی، مهر ،  سروش ،  رَشن،  فروردین،  بهرام،  رام،  باد،  دی ،  دین ،  اَرد،  اَشتاد،  آسمان، زامیاد، ماراسپند، اَنیران.

      آن دوازده ماه را نام از همان امشاسپندان است: فروردین ماه - اردیبهشت ماه – خردادماه – تیرماه – اَمُردادماه – شهریور ماه- آبان ماه - آذر ماه -  دی ماه - بهمن ماه - سپندارمذ ماه .

***

    هریک از جشن‌های شش‌گانه ی گاهنبارها در پنج روز پیاپی برگزار می شد. واپسین روز هر گاهنبار خجسته ترین روز جشن بود.

    نخستین کس که آیینهای جشن گاهنبار را پی گذاشت چمشید خوب رمه بود.

    گاهنبارها با کشاورزی و دامداری و زندگی کشاورزی پیوند بنیادین دارند. گاهنبارها  را می توان جشن های کشاورزی به شمار آورد. هر کدام از گاهنبارها، برابر با زمانی است که دگرگونی‌های بنیادین برای کشاورزان رخ می‌دهد و این دگرگونی‌ها با خود جشن و شادی می‌آورد.

     زرتشتیان در این جشن‌ها به ستایش اهورامزدا و سپاسگزاری از گوهر هستی بخش برای داده‌ها و آفریده‌های نیک اش می‌پردازند. موبد آفرینگان گاهنبار می‌خواند و بر توانگر و ناتوان، دارا و ندار بایسته‌است که در این آیین همازور شوند. خویشکاری هر زرتشتی این است که بخشی از درآمد خود را به بینوایان ارمغان کند. در راستای چنین آیین ورجاوندی است که هنوز هم  بسیاری از نیکوکاران زرتشتی پیش از درگذشت همه یا بخشی از دارایی خود مانند زمین و باغ و آب و خانه  را  به برگزاری آیینهای گاهنبار دهش می کنند .

گاهشمار هخامنشی یا پارسی کهن

      گاهشماری هخامنشی یا پارسی کهن به شیوه یی از گاهشماری گفته می شود که  در شاهنشاهی هخامنشی  در بخشهای جنوب باختری ایران بکار گرفته می شد .نشانه هایی از این گاه شماری در سنگ نبشته های بیستون بجا مانده است . نامهای  فارسی هفت ماه و نام ایلامی یک ماه (رویهم رفته هشت ماه) در آن سنگ نبشته دیده می شوند .

     بنیاد گاهشمار هخامنشی بر پایه ی گاه‌شمار بابلی استوار بود. نخستین ماه سال  [ادوکنش] برابر  ماه [نیسان] بابلی است .برخی از کارشناسان بر این باورند که این گاهشمار تا پایان پادشاهی هخامنشیان در دستگاههای دولتی و درباری و کانون های کشورداری بکار می رفته است. از آنجا که آریاهای هندوایرانی دیرزمانی با هم بودند، همسانی و همانندیهای بسیار در گاه‌شمار هخامنشی و هندی هم دیده می شوند.

گاه‌شماری اوستایی نو

      گاهشمار  اوستایی نو   بر پایه ی گردش زمین به گِردِ خورشید و از ۳۶۵ روز دارد .

هر سال دوازده ماه و هر ماه سی روزه است. هر یک از سی روز ماه نامی ویژه ی خود دارد:

     نام اهورامزدا خداوند جان و خرد، و نامهای شش امشاسپند و بیست و چهار ایزد، نامهای  این سی روز و چیدمان آنها چنین است:

  1. هُرمَزد 2- بهمن    3- اردیبهشت     4 - شهریور    5 – سپندارمذ    6- خرداد     7-  اَمِرداد    8- دی به آذر    9 - آذر    10- آبان    11- خورشید     12- ماه       13- تیر      14- گوش     15- دی بمهر   16- مهر   17- سروش         18- رشن    19-  فروردین    20- بهرام     21 - رام    22- باد    23- دی بدین   24- دین    25- اَرد  26- ارشتاد    27- آسمان    28- زامیاد    29- مهراسپند   30- اَنیران

برخی گمان برده اند که گاهشمار اوستایی هفته ندارد، ولی اگر به چم نامها ژرف تر بنگریم چهار هفته را در این گاهشمار به روشنی خواهیم دید. در این سی روز چها بار نام دادار برده شده است: هرمزد- دی به آذر- دی بمهر- و دی بدین .

      واژه ی [دی] در گرامی نامه ی اوستا [دتهوش Dathosh]  یا [دَدوش Dadosh] یا [دَزوه  Dazvah] از بُن واژه ی [دا] در پهلوی [داتَن Datan] به چم بخشیدن و آفریدن، در پهلوی [ داتر Datar] و در پارسی [ دادار]، یکی از فروزه های اهورا مزدا و به چم آفریدگار است. اکنون به چیدمان نامه نگاه کنیم:

      هفته ی یکم با روز هُرمَزد[خداوند جان و خرد] آغاز، و تا روز اَمُرداد کشیده می شود.

      هفته ی دوم با روز [دی به آذر] (دی نام دیگر دادار آفریدگار آست )آغاز و با روز گوش یا گاو پایان می پذیرد.

       هفته سوم از [دی بمهر] تا  تا روز باد است.

       چهارمین هفته با روز [ دی به دین] آغاز و با انیران به فرجام می رسد.

 یکی از برجسته ترین ویژه گیهای  این گاهشمار این است که هرگاه که نام روز با نام ماه برابر می شد آن روز را جشن می سازند، بدینگونه:  دومین روز از ماه بهمن [جشن بهمنگان] بود، سومین روز از ماه اردیبشهت [جشن اردیبهشتگان]– چهارمین روز از ماه شهریور [جشن شهریورگان]   پنجمین روز از ماه اِسپَند [جشن اِسپَندگان] ششمین روز از ماه خُرداد [جشن خُرداد گان]-  هفتمین روز از ماه اَمُرداد [جشن اَمُرداد گان] – نهمین روز از ماه آذر [جشن آذرگان] – دهمین روز از ماه آبان [جشن آبانگان] – سیزدهمین روز از ماه تیر[جشن تیرگان]–  شانزدهمین روز از ماه مهر[جشن مهرگان] –  نوزدهمین روز از روز فروردین [جشن فروردینگان] بود. با افزودن جشنهای شش گانه ی گاهنبار ( رویهمرفته سی روز) و جشنهای سالانه مانند نوروز و مهرگان و سده و  جشن گل سوری  یا چهار شنبه سوری- جشنهای آب و جشنهای آتش و دیگر شاد روزهای ایرانی،  هر روز از روزهای سال جشن در پی جشن بود. بدا که با پذیرش آیین تازیان، به ویژه مذهب خرافه پرور شیعه، هر روزمان  گریه و ماتم است .

پنج روز پایان سال پس از  واپسین روز از ماه اسفند را [پنجه] یا [پنجه ی دزدیده] یا [اندرزگاه] و [اندرگاهان] می گویند.  هر یک از آن پنج روز نیز نام ویژه یی دارند که از پنج بخش گات ها  یا سرودهای اشو زرتشت ورجاوند زرتشت برگزیده شده ‌اند.

سلوکیان

در پی یورش اسکندر گجستک به ایران  و پایان کار هخامنشیان گاهشمار یونانی  در ایران به کار گرفته شد، سلوکیان که بر جای اسکند نشستند نخست گاهشمار بابلی را با نامهای یونانی بکار بردند در پی آنها اشکانیان یز چنین کردند .

گاه‌شماری یزدگردی

گاه‌شماری یزدگردی یا سال یزدگردی یا تاریخ یزدگردی که زرتشتیان هنوز هم آن را  بکار می برند  سال تخت نشینی یزدگرد سوم واپسی شاهنشاه ساسانی است که  در سال ۶۳۲ زایشی بدست آسیابانی کشته شد

بنمایه ها:

جشن‌‌های ایرانیان، عسکر بهرامی،  دفتر پژوهش‌های فرهنگی

مقالات تقی زاده، پوشنه ی یکم، به کوشش و زیر نگاه ایرج افشار.، تهران

تاریخ مردم ایران، عبدالحسین زرین کوب

ایران در زمان ساسانیان .  آرتورکریستن سن. برگردان رشید یاسمی، تهران: انتشارات امیرکبیر

گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان، هاشم، رضی . تهران: انتشارات فروهر

پژوهشی در اساتیر ایران – مهرداد بهار. انتشارات آگاه

بندهش – فَربَغ دادَگی  - مهردادر بهار – انتشارات توس

Copyright © دانشگاه جهانی کورش بزرگ