فرهنگ اماراتی – مهرداد خردمند پارسی

فرهنگ اماراتی

مهرداد خردمند پارسی

پیشگفتار

در شماره پیش در مورد تاریخ و وضع اجتماعی امارات سخن گفتیم و در این نوشته بیشتر به وضع فرهنگی می پردازیم. درآمد دولت 70- 80% به نفت بستگی دارد و پس از آن گردشگری و املاک قرار دارد. بیشترین نیروی کار این کشور دربخش خدمات است و یازدهمین کشور برای آسانی انجام امور بازرگانی است. امارات از شاخص درآمد ناخالص بالایی برخوردار است، ولی شاخص توسعه بالایی ندارد. کارگران قراردادی برای درونسپاری از این رشد اقتصادی و از منافع آن مانند اماراتی ها برخوردار نیستند. از بینش فساد، امارات در رده 23 ام و ایران در رده 138 ام قرار دارند. شوربختانه فساد در ایران بحدی رسیده که نماینده اصلاح طلب مجلس محمود صادقی هم آن را تایید کرده است.  بهر روی فرهنگ قالب در امارات وضع نابرابر را منطقی می نماید. نگاهی به فرهنگ آنها می کنیم.

فرهنگ

https://lh5.googleusercontent.com/uayz8C6MJbRxSnWYdzyZXfxS6wq2gNoSE1fpREgC7i_eiVsGevIEgYJ7ck9QSBl0_2JXRh_xHT9i03au0FXiwEv-EfYKZbjYBlY3jYXN6eoOFqZ3AMf9hUa0xTwenodYQiA_mT4lZkUONGUtLw

 

https://lh3.googleusercontent.com/qgoKWRXdTcEgRiRwNTv_AYXWMAfuvNmgsbPim9-n1JbGD1lgU3q6UQBvSJUnVKxgdOMjxVInk4g_qD37Uij5tiCM4umdyoxOaTE1tFsSVCVRZw5-Ey4wd2o6F7GSL0HNo7FWUFkNlvmBn2qHmA

 

ادوارد بیل تیلور مردم شناس نامی تعریف گسترده ای از فرهنگ ارائه داده است: ” فرهنگ کلیت پیچیده ای است که شامل دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قانون، آداب و رسوم و هر گونه توانایی و عادت های دیگر که انسان به عنوان هموند جامعه به دست می آورد، می باشد”. زبان بی گمان ابزار بیان فرهنگ می باشد.  به‌طور کلّی چهار عنصر را ستون‌های فرهنگ بدوی می‌دانند: «بادیه»، «فرد بدوی»، «شتر» و «خیمه». امروزه زندگانی شیخ نشین ها با پول نفت تغییر پیدا کرده است و بادیه به شهر آهن و سیمان و با حصار؛ خیمه به کاخ های مجلل مرمر و آینه و چلچراغ های رنگارنگ دگرگون شده است. ولی فرد بدوی به قوه خود باقی است و علاقه اش به شتر و شاهین در همه جا آشکار است. در تلویزیون، مسابقه شتر دوانی، پرواز شاهین برای شکار همراه با کلمات قرآنی مرتب پخش می شود. آنها به ظاهر نو و مجلل گشته اند ولی در باطن با اندیشه های بدوی و تبعیض گرایا نه اسلامی با روش ضد مردمسالاری زندگانی می کنند. اسلام برای آنها تنها یک شناسنامه برای رجحان است و بس. در مسجد شیخ زاید ساعتی بر دیوار است که زمان دقیق نماز را به دقیقه نشان می دهد در حالیکه هیچ کس در آن مسجد در هنگام ظهر که از آن دیدن می کردم، نماز نمی خواند. زندگانی نو و شهرنشینی امروزی با 5 بار نماز خواندن در 24 ساعت سازگار نیست.

سیستم تبعیض نژادی

https://lh5.googleusercontent.com/pgn9t0QLhjerIBTL8VnME1E1MTMqEg9_qLRp__SRkwqzA3wxBqQsm4zOhwhtfxOwViPvKU8OFHRWE57umfIyEb9N1YzSYJKLBhOBaBb7uFI8DHISB52_1-USwGQsCXuWQvHNBKTqs0xyiAvJ8w

https://lh5.googleusercontent.com/z9l2johMqbk5Ba-YATHpkcZu-lTtzKY_6fAk5fe8pG3EZ96PAq6nwfkHzR3YP_13SYPySSjfYPfD3cSGBd-0wKwhhbzUyNSqjT3W0LuHVjJG6_G-6owPchkltc3CI-KAJ0kF4xGHkIIqZPL3Rw

سیستم جدایی و برتری خواهی اماراتی ها در جشن عید فطر را می توان بطور شفاف مشاهده کرد. در مسجد شیخ زاید نخبگان اماراتی متحد الشکل در حال دعا هستند و هیچ غیر خودی در بین آنها نیست. ولی در چادری کارگران موقت مسلمان عرب زبان و غیر عرب زبان با جعبه های خوراکی مشغول شکستن روزه خود هستند و از میزبان صدقه می گیرند. برابری و برادری مسلمانی تنها سخن است و بس. دست راستی ها از الله سپاسگزارند برای ذخایر نفت و دست چپی ها برای مسلمان بودن شکرگزار اند و آماده اند که گوشت دم توپ برای دست راستی ها باشند. دست راستی ها هزینه مالی جهاد گرایی را می دهند و دست چپی ها با جان و نادانی در پی اجرای آن هستند. اماراتی ها و جمهوری اسلامی هر دو می خواهند اسلامشان را صادر کنند و اجرای اسلام را برای دیگران می خواهند!

زبان عربی

 https://lh4.googleusercontent.com/XflQhN1NvoKMTGXOdUOItBzmv2S4oVIOQGMbCv3D_IJiBy_f7k1PgazxxA5HqbhRa8E8SLCkKuFacECj1kuhOttnIIwvTB-y0thBLHA1pEBHtMENmghqu_Ou1SvSDM4JQywn6OqOKBfhttrSFw       https://lh4.googleusercontent.com/t9hAxOPcLLU1Pw3o2rEgIjgk0vP6dyiEswTmkD9PwP0oOUDojfI0sK8F4iwInhn2SlMpOMlHP40JaHc0CDYRTUJbvUOILmEQij3bASw0ZTzzYSs-nrOEyT1gtaaZnPo7IopmMXKtXuEWfNzUow    https://lh3.googleusercontent.com/S43Py0QFOTuUmiO6ybOO-TVzlQGOJ0rkVp2259cjPNatZiQlKepWRZhDSiNlzNFnLOF-PiNvlaevekvNisurOThL52ys-qK9q5O7eFRsQo72CO7eKT1WpCADxQ9rmHWlMueAbFxfOTsx_nRUaA         https://lh3.googleusercontent.com/sBeG7X6Pb90HewvvaK8KRuMoL-LSlaCvcl_7vcUUv8awrZb7aXvACizQkzkGhwlGE4UHpUmGVrBpqPO7Gy-cUPeTVFM37efDnacWtGXev8AMDQdrUPn4jRXLYR4aC-TnZBo1tDG0y1lqpmydag

برآورد شده که 50-%90 از زبان های جهان تا پایان سده 21 از بین می روند. زبان عربی زبان  بسیار ناتوانی است و باید گفت که زبان رسمی مردم امارات انگلیسی است. برای مفاهیم تازه نمی توانند واژه بسازند و از واژه های رایج با معنی نو استفاده می کنند: به استادیوم می گویند، ستاد، به دانشگاه می گویند جامعه به دبستان و دبیرستان می گویند مدرسه، به پلیس می گویند شرطه و به نیروی انتظامات می گویند حراصت… . زبان دانشی آنها بویژه آموزش پزشکی به انگلیسی است. دوستی مصری می گفت که دانشگاه الازهر سیاستش را برآن گذشته بود که واژه نو نسازد. این دلیل پذیرفتنی نیست و دلیل اصلی ناتوانی زبان عربی بخاطر نداشتن پیشوند، پسوند … است. به نظر می آید که زبان عربی، زبان قرآنی و شعر سنتی و زبان گفتگوی مردم عادی باقی خواهد ماند و با برنامه های تلویزیونی به انگلیسی هر روز ناتوان تر می شود. مسیر دگرگونی را علامت راهنما برای آبریزگاه نشان می دهد. در موزه قصر حصن، زن و مرد با نگاره ی سنتی نشان داده شده است، در “باغ معجزه”، دو نام برای دستشویی مردانه گزینش شده و نشان آن جهانی شده و در موزه لوور زن و مرد شکل نوین پیدا کرده اند. دنیا با کمک رایانه صاف شده است. با دین جلوی پیشرفت را نمی توان گرفت.

مسجد

https://lh3.googleusercontent.com/7NlA_dC6VeEZpD7sIkoYUg4h3Ejh9H9I_Fb1Ue9O-j9rM4qKavv9SROZiD02PE4yzHxsiVvDO2H5cp4Pnuc4peDttDQ0UFhnrl2-RxFJuZItKLGI2-3ozbM3ioJ41LdW0unZY9OGryGWmk3SiQ

https://lh3.googleusercontent.com/xvFKGdl10UJdBpHtwuOdOTJpqyhJZIThe5V_WUlGsZ9rAKltgfIWftha7XZL7wFvJIxcIxH8Hx8RvIsA_YMunasoqKAM0yWyvxCdNI4_0WoC6vEBx8zZDNYNS7gz25XvN95t3QtG79OWFX_09A

https://lh3.googleusercontent.com/aiDS2Q8iDkgH_ZDg2VBikV9Y0ZYagaSUW9wbRIAQ3MbaFlQp9EeY1sUjHnecdTn6Wk3mKxGi9IYXFGZO7vE5oz66GcwvWJwCW9tJtCbSdhwBwBg18sb-D7KpyrmdCcP1xU69YdFRiDs-2xOi3g

طبق آمار سال 2016 در امارات 6747 مسجد برای 9.7 میلیون جمعیت وجود دارد که از 80% مسلمان اماراتی فقط 11% آن اماراتی هستند. به گفته دیگر برای هر 1400 شخص یک مسجد و یا برای هر 240 اماراتی یک مسجد وجود دارد. مساجد همه نوساز با مناره های زیبا و پارکینگ های خالی از جمعیت هستند. نهمین مسجد بزرگ دنیا، مسجد شیخ زاید است که توسط یک شرکت صنعتی و ایتالیایی بنام سالینی امپرگیلو ساخته و 545 میلیون دلار خرج ساختن آن شده است و 40 هزار نفر می توانند در آن نماز بخوانند. ملکه انگلستان و سیاستمداران دیگری از آن با روسری دیدن کرده اند. وقتی که از آن مسجد دیدن کردم نزدیک ظهر بود و صدای اذان را شنیدیم ولی در مسجد بر فراز فرش بزرگ دست باف و کار 1300 هنرمند ایرانی که طراح آن دکتر علی خالقی بوده، کسی نماز نمی خواند و وضو خانه آن خالی از نماز خوان بود. اما تا دلت بخواهد در آن ساختمان خلای اسلامی وجود داشت. جمعیت زن و مرد مانند سفر حج دور این مسجد می کشتند و عکس یادگاری از دیگران و از خود با پوشاک “اسلامی” می گرفتند و نه کسی دعا می کرد و نه کسی نماز می خواند!

امنیت

https://lh5.googleusercontent.com/mW6Ai4Ep1UZ5xpHm9jYaA6FG41gLbWqSgKDHYeeeLkKEcuD1s4pE4aGcc62nSVPgy5lr29dcZwTC8Sjfu5G7uKKcekjMfi81hYdyfRfykzHaN5di8myDG0HahP9BIT4Pmv8jR2M4v95ELSrr1w

https://lh3.googleusercontent.com/2Fv2gltIdIMDP-7oJ69nAlM2SyA5I6-UlL9-89B3gn10q7FGUbNzVzVYT3m6U-Ivh7M2tk-jYKL8saPKxerctJI6dS96Hs22sJrxWhBImc-W9etDUiZLJw9dt6VaGJndZgz7CeI0G5Cq2TUDmw

امنیت و ثروت در امارات یاد آور فارنهایت 451 است که مردم تشویق می شوند که به این باور برسند که هر آنچه دولت تصمیم می گیرد درست است. مردم به گونه گوسفند وار پیروی می کنند و یا مجبور به مطابقت می شوند. بنابراین، دولت اندیشه اشخاصی که با مقررات بیان شده دولتی و فرمان های حکومتی موافق نباشد را متوقف می کند. امنیت و پیروی از قانون توسط اماراتی ها بخاطر ثروت و پشتیبانی از اقلیت حکومت گرا می باشد و کارگران و کارمندان مهمان و موقتی هم برای درآمد است. گردشگران هم برای فال و تماشا و برخورداری از هوا و رستوران های بسیار مجلل و آزاد به این سرزمین سفر می کنند. مردم اماراتی بنظر می آید که باور دارند که برادر بزرگ آنها را دوست دارد. توی تاکسی بودم که از دستگاه کیلومتر شمار به راننده هشدار داده شد که سرعتش بیشتر از حد 80 کیلومتر است و راننده را ناچار به کم کردن سرعت نمود. این من را یاد 1984 جرج ارول و اندیشه “برادر بزرگ شما را زیر نظر دارد” انداخت.

سرگرمی

https://lh4.googleusercontent.com/48hIYxjY0N5ksKGqG5PMFrXWtUcBsIkPqXJMy4Pe8652KvtJilio7Juuu3RLmbqVtbWpCo_ylc5vkpYf3d7GIupV6EkfKCZL09ikw1HEv6TAmD_vpCcvxBQMc2G0Yb0tLSzJRj7qdoNyXgJG7g

IMG_3374 (002)

اگر تلویزیون ابوظبی را معیار قرار دهیم از برنامه لختی، جنسی و غیر اسلامی مانند “ام تی وی” تا برنامه با مجری با حجاب وجود دارد. برنامه ها به چندین زبان و از چندین کشور است. من فرصتی نداشتم که کلوپ های شبانه را ببینم، ولی برنامه تفریح سنتی که گردشگری در کویر است و توسط غیر اماراتی ها انجام می گرفت را تجربه کردم. شتربان و خدمه هندی، رقاص شکم از برزیل و رقاص چرخش صوفیانه از مصر بودند. نه عرب دیدیم و نه عرب زبان.

در سرزمینی که 80% آن شوره زار است در دوبی  باغ گلی با 150 میلیون گل به وجود آورده اند و کالبد هواپیمای امارات که نماد آن کشور شده است را گل باران نموده اند. نمی دانم گل و خاک را از کدام کشور آورده اند. در زمانی که از باغ دیدن می کردم، هواپیماهای ارتشی آمریکایی یا اماراتی قدرت خود را در آسمان به نمایش گذاشته بودند.

خیابان ابن بطوطه

https://lh4.googleusercontent.com/AcUIOT-i5gFPp8vx7jsetB8jO-yrvD0QGm8wuRdqyUdnOWFrt2xOnYltE5jhB_K4C5PShTsNEJ3pEEm4bNxW-_Cpn-StETr08_0bp0QXvS7UPffPrza32awcKUBTleN0QHkqsZhpwO_71OohxQ

در رستوران لبنانی در ابوظبی شام می خوردم و پیشخدمت اهل مراکش بود. از او پرسیدم که در امارات چه چیزی یاد آور شما از مراکش است. او بدون درنگ گفت کازابلانکا که گویا یک رستوران مراکشی است. به او گفتم نه، ابن بطوطه. گفت، ابن بطوطه را می شناسی؟ گفتم آری و تعجب کرد. در ابوظبی بازار بزرگ و خیابانی بنام ابن بطوطه است. ابن بطوطه جهانگردی بود که در سده 14 همزمان با مارکو پولو و ابن خلدون به جهان آن روزگار سفر کرده. در آن زمان جهان به هفت آسمان و هفت دریا و هفت اقلیم تقسیم می‌شد که کوه قاف دور آن را مانند سینی گرفته بود تا آب دریا ها از آن بیرون نریزد. هفت دریا که او از آنها دیدن کرده و از آنها نام می برد عبارت از دریای فارس، دریای روم، دریای هند، دریای خزر، دریای قلزم، دریای اقیانوس و دریای زنگبار بودند. آما سودگران اماراتی از سفرنامه او برای درک تاریخی و فلسفی استفاده نکرده و تنها از برای سوداگری خیابانی را بنام او کرده و بازاری که دارای ۶ بخش است پدید آورده که هر کدام از آن‌ها با الهام از ۶ کشور مهم آن دوران که ابن بطوطه به آنها سفر کرده معماری شده‌است: چین، شبه ‌قاره هند، ایران، مصر، تونس و اندلس. این هم سهم ایران از خلیج فارس در آن منطقه شده است. تنها نام ابن خلدون را بر روی کلینیک پزشکی یافتم که از چگونگی آن اطلاعی ندارم. ابن خلدون را بزرگ نمی کنند، چون او منتقد فرهنگ تازیان در تاریخ بود. ابن بطوطه چهار بار در کتابش از خلیج پارس سخن می گوید. وي در سفر خود به ايران، ايرانيان را مردمانی مهمان نواز و زيبا معرّفی میکند که با گستراندن سفره هاي رنگارنگ و غذاهاي متنوع از مهمان پذيرايی میکنند. در سفرش به گسترش زبان، شعر پارسی اشاره می کند و از حضور دانشمندان و صوفیان و بزرگان ایران در جای جای دنیا خبر می دهد. از علما و اعيان مصر سخن به ميان می آورد که بيشتر آنها ايرانی تبار بوده اند و جايگاهی والا در مصر داشته اند و در الازهر آموزش می دادند. هنگام حج از قاضی پارسا و دانشمند بزرگ مکّه نجم الدین … طبری که ایرانی تبار بود، ياد میکند (ن. گنجی . ف. اشراقی). شگفتا که امروز شیخ نشین ها از خلیج عربی سخن می گویند و ایرانی ها بخاطر تحریم ها به ثروت و سوداگری اماراتی ها افزوده اند و از روی ناچاری دختران و پسران ایرانی بعنوان کارگران جنسی با کمک عناصری از بسیج و سپاه مانند محسن رفیق دوست به آن سرزمین فرستاده می شوند(آیدا قجر). در موزه لور امارات نقشه قدیم خلیج پارس را به نمایش گذاشته اند و در زیر آن نوشته اند خلیج عربی! شیادی یا پر رویی از این بیشتر نمی شود.

ناحیه گردشگری دبی

https://lh4.googleusercontent.com/BZK3J3EnyZfPI-8ewM5dmIHe5GhChuHFYzl7qfKIjHLSpfFJlryZGfXp3iDf8pIajC1GLx6OPebfL6Aw-lm_BitYAMNBHzv3zcnQdhWQTAxiOYaJYyh8hGuPvT0Eisk0j6z87jav20jWc8uGTg

https://lh5.googleusercontent.com/_dDKgXjUdfP4baHItBfELEWIH1S-f4rTPrA_DazeBxwrwkmrcUhrUQ5u0vDO8zFTy7Ey3Pybo2IBJx8tGgL557s8KkThexaV1eeMTK8l__W1kDtk_Y1eAQ8An3W5p7genuu0hnuYaxRZffRynA

محله گردشگری در دوبی، محل مجللی است که مانند خیلی از شهرها جای گام زدن و گردش گری پیاده و برای خرید و خورد و خوراک است. بر روی دیوار این منطقه شماری هنر دیواری وجود دارد که مردم مصرف گرا کمتر به آن توجه می کنند، ولی در واقع در قالب هنر جامعه اماراتی و مصرف گرایی با کار این هنرمندان به چالش کشیده شده است. کاری از دو هنرمند ایرانی، سامان و ساسان صادق پور(ICY and SOT)وجود دارد. آنها حجاب اجباری را به چالش کشیده اند. هنر آنها می گوید: تارهای در هم تنیده حجاب، آزادی زن را محدود می کند، ولی در بندهای آن صد ها پرنده در حال این پا و آن پا کردن و آماده پرواز هستند. هنگامی که یک پرنده به اوج می رود، دیگران به دنبال او پرواز خواهند کرد و این نشانی از یک مهاجرت بزرگ به سوی آزادی است که جلوی آن را نمی توان با زور گرفت. گونی جایگاه پرنده نیست. “چرا اینگونه از موی زنان ، ارشاد می ترسد؟// از این موی رها گشته به دست باد می ترسد”(هالو)؟

خواست زن و مرد اماراتی

https://lh5.googleusercontent.com/-oJCd0xUfakyb9xXQjQpRgqKMaGZZP3vuEZAj2SMNibexOtznK7qwbh_q2L72jjtcUQGJrT4xfcl3SiT1OjUKdK_FcYOrutX3LXnQxkScaCpMmVsPAFriDp9SPWcy3ik26ZfZoWsZKYuEaDchA

https://lh5.googleusercontent.com/htP08XMQfFz-ked6Fz6fFJE7NFS3E-yJ-rPmN5kZw9VOZmCF6DZpFo_2p5CTdaX5ysgIo6AsZTJxFh2sn7emCgXOKkQUbeOWpdltlWrxtrQ9SbLodA0Zhiy-i87pymYjakxixhupIsSPd6w6TQ

زن و مرد اماراتی برای جبران کم بودعزت نفس به فخر فروشی برای بزرگ نمایی روی آورده و اجناس لوکس، مجلل و پر هزینه مانند پر طاوس و تاج خروس وسیله جلب توجه دیگران به انها شده است. خودرو های پر سر و صدا کن مانند لمبرگینی، مانند گاری خالی در خیابان ها سرو صدا برپا می کنند تا همه بدانند که شیخی در حال رفت و آمد است. آقا زاده های ژن خوب هم در ایران همین کار را می کنند.

مصرف کن تا …

https://lh6.googleusercontent.com/5NjqEuxQk4T4JJpuT25wphcl-SwWmlY6nsAaGYILudX4As6kEEV2STcIv2oQW38XeBPnqnbFtTLg7-XabRV0MLWseozCL_eljgn5prG4gx9re3j43eIyuAS1txcwmeoOoZVAoR20FV8eLQ5yVg

https://lh4.googleusercontent.com/pbfrCuH2l7lwZYa_41sLN_Zx15Rh7d_IBN58j3wCBP4rEx6kdYs85P6YPq_r7g-DnFU49FloXqUekD9jo3iQLt6mjv-ZIcm89_0nmd1j7ASqNpN1QTs-DfMs5ncYfxAR--GgZpJWSqFX73T4AA

آرمان آنها مصرف و خوردن بیشتر در فروشگاه و خوراک خوری های مجلل شده است. رستوران ها و کلوپ های بسیار عالی در هتل های مجلل وجود دارند که از لحاظ کیفیت بی نظیر اند و تنها با رفتن به این رستوران ها و کلوپ ها به شما پروانه داده می شود که از آن هتل ها دیدن کنید، مگر در آنجا اطاق داشته باشید. هتلِ قصر امارات سیومین گران ترین هتل ساخته شده در دنیاست. من از کلوپ و تفریح گاه های شبانه حرام یا حلال  نتوانستم دیدن کنم.

سخن پایانی

https://lh6.googleusercontent.com/jN3jwHsUSo36RRg5q7ImMJQlqjyFtCHjj0FaYyg6ekFuyVvGCsTINicaAo2ajOxQeJDTIWgZrkl-HaXZ1Tps0ldfIxeXaP0mnPqlvmiYts53JTjga1hJBywVGZpJLTPUuLu9-OHAP8QMmT_nIg

https://lh3.googleusercontent.com/rbpQyHIqEo5OGT0ns4eqnqT7Gdz0JNXRHFk7wror6z4Jo3lxdrEEmbA2JJMGhCPuaWGj0GP4BxtkIHMnc_aNpTbZgeC4xdoANL314uN7QNyAuHkxE-6J9VkzWEeRnAiFIoFYIDPDGAryhDih6A

آری “هیچ چیز برای همیشه نمی ماند”. در زیر پوسته نو و زرق و برق دار تجمل و فخر فروشی زن و مرد اماراتی، ضمیر و چهره بومی به قوه خود باقی است. تنها کافی است که آن رنگ و پیرایه را بتراشید تا چهره واقعی و بد سرشت نمایان شود: تندیس کنده کاری شده اثر ویلز(Vihls) در دبی بر اساس عکس تاریخی از مردان بدوی که در آن قلمرو زندگانی می کرد ند، آفریده شده است. هنرمند به کمک چکش و قلم، آن مرد نامرئی و ضمیر واقعی که در زیر بزک و تجمل پنهان شده است را آشکار می کند. هنرمند واقعی از زمان جلوتر می اندیشد. به گفته حافظ، هنرمند واقعی کسی است که “جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد”. آنچه دیدی بر قرار خود نماند// واین چه بینی هم نماند بر قرار. سپاس از آن که ناپیداست باد.

سفر به ابوظبی و دوبی برای جام فوتبال آسیایی

سفر به ابوظبی و دوبی برای جام فوتبال آسیایی

مهرداد خردمند پارسی

پیشگفتار

زمانیکه فرزندانم کوچک بودند، ما آنها را به مسافرتهای خانوادگی می بردیم و حالا که فرزندانم بزرگ سال شده اند برای من و همسرم سفرهای خانوادگی برنامه ریزی می کنند. چون رفتن دست جمعی به ایران امکان پذیر نیست، دیدن بازی فوتبال تیم ملی نزدیکترین راه برای دیدن میهن و خلیج پارس بود. در مسافرتی که به امارات داشتیم برای دیدن مسابقات فوتبال آسیایی، من توانستم بازی تیم ملی فوتبال ایران را پس از 50 سال در بیرون از امجدیه ببینم. جمعیت زیادی از زنان و مردان ایرانی را که در یک استادیوم جمع شده بودند را توانستم مشاهده کنم و خوبی و بدی آنها را با در نگر داشتن تربیت 40 ساله در محیط جمهوری اسلامی را از نزدیک تجربه کنم.

در این سفر دوگانگی و ثروتمندی اماراتی و تهیدست و کارگران قراردادی و موقت یا برده داری نو را که از دیگر نقاط جهان به امارات آمده اند که از روی ترس مرتب به مراجعین بله قربان می گفتند(در دوران برده داری سنتی می گفتند: بله سرور) را مشاهده کردم. سفرم با دیدن از قصر حصن جایگاه آغاز حکومت فرمانروایان امارات آغاز و با گردش در موزه لور به پایان رسید. کوتاه، امارات را مانند کشتی کروز مجلل و بزرگتر گشته دیدم که تنها 11% از مردم اماراتی صاحب خانه و دیگران مهمان موقتی به گونه گوناگون هستند. همانگونه که روش برده داری کشتی های کروز که توسط کارگران و کارمندان داوطلب اداره می شوند و با مخالفت اصولی و جدی و موثری از سوی هیچ کشوری روبرو نشده اند، اماراتی ها نیز با ثروت زیاد مورد تنقید موثر واقع نشده اند. جسته گریخته از سیاست امارات و یا قطر خورده گیری شده است. شاید این نوع بکار گیری کارگر و کارمند موقت یا درونسپاری(Insourcing)، الگویی برای کشورهای ثروتمند در آینده بشود تا جلوی مهاجرت و حقوق مردم مهاجر به کشورهای پیشرفته و موفق گرفته شود و نابرابری ادامه پیدا کند. چند سال پیش دیزنی این رفتار را با کادر “آی. تی” خود نمود و همه کارمندان را بیرون کرد و بجای آنها متخصص قراردادی از هند وارد نمود. بهر جهت امارات از کجا آغاز شد.

قصر حصن

در سده 18 تا 19 به منطقه سواحل امروزی امارات متحده عربی و شمال عمان ساحل دزدان یا ساحل قراصنه(دزدان دریایی یا ساحل پایریت) در خلیج فارس گفته می‌شد. آن روش زندگانی یاد آور دزدان دریایی سومالی است. پس از پیروزی ارتش هند/بریتانیا بر دزدان دریایی و امضای قرارداد صلح، نام این منطقه به ساحل متصالحه(ایست موقت جنگ و برقراری صلح) تغییر یافت. قصر حصن، قلعه ای در ابوظبی است که پس از مهاجرتِ قبیله بنی یاس به این ناحیه برای زندگانی و فرمانروایی ساخته شد. مجلس قبیله ای در روی شن در بیرون از این قصر برقرار می شد. در سال 1939 نخستین قرارداد با این امیر نشین ها برای استخراج نفت بسته شد و در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی کشور امارات متحد عربی که از هفت امیرنشین تشکیل شده است در همین قصر بنیاد گشت. اوپک در سال 1960 با مشارکت ایران بنیاد گشت. امارات در سال 1967 به اوپک پیوسط و با رهبری محمد رضا شاه سهم آنها از درآمد نفت زیادتر گشت و ابزار پیشرفت و رشد اقتصادی آنها با جمعیت کم را فراهم آورد. پول نفت را کشورهای پیشرفته با اجناس و خدمات بالا برای شهرسازی مبادله کردند و نیروی کارگر و کارمند موقت و اجیر هم از کشورهای تهیدست فراهم آورده شد. برده داری درونسپاری یا کروزی(بازرگانیCruise در سال 1966 آغاز شد) با این فلسفه و روش سودجویی آغاز گشت. برج خلیفه مانند اهرام مصر بلندترین ساختمان آسمان خراش دنیا، نماد امروزی آن سیاست اقتصادی و برده داری نو می باشد.

در کنار قصر حصن یک موزه است که کارهای دستی سنتی را نشان می دهد که همه کارکنان آن زنان با حجاب هستند ولی امارانی نمی باشند و ابتدایی بودن زندگانی پیشین انها را نشان می دهد.

روستای میراث

در روستای میراث(heritage village) که یک بازار سنتی برای گردگشگران است، روش زندگانی شیخ نشین ها را پیش از نوگرایی با پول نفت نشان میدهد و در این مکان فروشندگان اجناس سنتی بیشتر زنا ن و مردان غیر اماراتی هستند و بیشترآنان ازکشورهای افریقایی و هندی آمده اند. در این مکان یک غرفه کوچکی وجود دارد که شمشیر، سکه و تنفگ، شاهین، شتر … را به نمایش گذاشته اند. در این نمایشگاه فلسفه امارات توسط شیخ زاید بن سلطان آل نهیان با یک نقل قول از او که غلط نوشته شده روشن می شود: “ملتی که هیچ گذشته ای ندارد، نه حال و نه آینده دارد”! این نوشته بی معنی برداشت نا درست از گفته وینستون چرچیل است که گفته بود: “ملتی که گذشته خود را فراموش می کند، آینده ای ندارد”. همه ملت ها گذشته دارند. گذشته امیر نشین ها پیوند نزدیکی با زمانی که دزدان دریایی همانند سومالی ها بودند، دارد. برای اطلاع بیشتربهتراست به گزارش همکاری آنها با لرد کرزن در کتابش نگاه کنید.

زندگانی پیش از نفت

 

کار مردان صید مروارید، ماهی گیری، و شکار خزندگان با شاهین و رفت آمد با شتر و استفاده از شیر و شاش شتر بود. در سفر نامه ناصر خسرو به آن اشاره شده است. بادیه نشینان شب ها را به شعر خوانی می گذراندند و شگفت آور نیست که از فلسفه و دانش نو خبری نبود. خانه ها ی آنان چهار دیواری ای بود که از چوب، نی و پوشال بر روی زمین شنی ساخته می شد.

شکل کلی شهر

ساختمان های بلند و جاده های بی سر و ته و مال های بزرگ و آسمان خراش بی رویه و فواره های رقصنده که از شهر لاس وگاس تقلید شده با آهنک اوپرا پس از اذان ظهر برای بیشتر گردگشران غیر مسلمان و نماز نخوان، اسباب سرگرمی پدید آورده است. این من را به یاد چکامه سهرآب سپهری انداخت: شهر پیدا بود: رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ.// سقف بی کفتر صد‌ها اتوبوس… . آری شهری که پس از نیویورک گرانترین شهر دنیاست و در خیلی از محل های آن آپارتمان ها یک شکل و مانند هم در کنار شاه راه های بزرگ بخاطر باد و وزش شن ساخته شده است.

کیش شخصیت

 

همه جا از شیخ زاید یاد می شود: مسجد، دانشگاه، خیابان، هتل و بر روی خیلی از ساختمان ها نام و عکس او بچشم می خورد. او شرایط کامروایی اماراتی ها را سبب شده است. همه آنها زندگانی بهتری دارند و با وجود نابرابری کارگران و کارمندان موقتی، خود را خوشحال نشان می دهند و همه از روی علاقه رهبر را دوست دارند. به نوعی یادآور چین مائو و کره شمالی است و نوشته 1984 جورج ارول را بخاطر می آورد. عکس او در همه جا هست تا ظاهر او الگوئی برای زندگانی اجتماعی مردان اماراتی در جامعه باشد.

کیش اماراتی

اعراب با ریشه عشایری دارای همبستگی خونی هستند. یک نقل قول معروف از بدوی‌ها می‌گوید: «من علیه برادرم، من و برادرم علیه پسر عمویم، و بعد من و پسر عمویم علیه غریبه‌ها». این یاد آور دشمنی خانواده بنی امیه با بنی هاشم در صدر اسلام است که سبب کینه سنی و شیعه تا به امروز بوده است. اعراب پس از اسلام با شکست ایرانیان، گروهی به شهرهای ایران با فرهنگ بادیه نشینی مهاجرت کردند(ابن خلدون). در منابع تاریخی ذکر شده‌است که در سال ۵۲ هجری قمری زیادبن ابی سفیان، ربیع بن زیاد حارثی را به امارت خراسان منصوب کرد و به همراه وی پنجاه هزار سپاهی را با خانواده‌هایشان روانهٔ خراسان کرد(رایانه). این روش برتری نگری همچنان ادامه دارد و اماراتی ها خود را از دیگران برتر می دانند، ولی در ضمن اقتصاد آنها نشان می دهد که جهانی شدن اقتصاد با درآمد سرشار از نفت آسان بدست می آید. این را به دزدان جمهوری اسلامی بگویید.

پوشاک اماراتی

پوشاک مردان اماراتی دشداشه (به عربی :دِشداشِة یا ثوب) بلند و بدون یقه است که با چفیه سفید بر سر و عقال سیاه دور آن دستار پیچیده اند. زنان آنها عبایه سیاه و مجلل بلند برتن و شیله بر سر دارند و بیشتر آنها تنها چشمشان دیده می شود. ولی جواهر و کیف های گران بهای آنها به راحتی دیده می شود. آنها درد دین ندارند، چون به امر به معرف و نهی از منکر توجه ای نمی کنند و خدمه زن فیلیپینی بی حجاب کالسکه نوزادشان را بدنبال خانم و آقا در اجتماع هل می دهند. زنان عبایه پوش را در کنار استخریی که مرد و زن لخت دیده می شد را می توان دیدید که در حال قدم زدن هستند. این نوع لباس فاخر پوشیدن تنها برای مشخص شدن آنها از دیگران و نه برای رعایت حجاب اسلامی است. مردان و زنان با صندل و بدون جوراب هستند، لابد برای پنج بار نماز خواندن جوراب بر پا کردن دشوار است! از همه جالب تر زن راهنما غیر اماراتی در موزه است که می گفت حجاب زنان برای جلوگیری از نفوذ شن به چشم، بینی و دهان بادیه نشینان بوده است. این را به بنیادگرایان بگویید. اکثر مردان اماراتی ریش مانند شیخ زاید دارند. پاکستانی های پشتون و سنی های تندرو ریش بلند دارند با سبیل های تراشیده و به حساب خود آبخور تراشیده برعکس صوفیان. در بین کارگران و کارکنان این گونه پوشاک و مدل ریش دیده نمی شود. گردشگران با پوشاک ویژه کشورشان مشخص می شوند. بد نماتر از همه بنیادگرایان پاکستانی هستند.

فرمانروایی دشداشه پوشان

در استادیوم چندین گروه نیروی پلیسی وجود داشت که عبارت از شرطه، حراست و دشداشه پوشان بود که دوگروه نخست غیر اماراتی بودند و تحت امر اماراتیها کار می کردند. آنها سخت با هر نوع پوستری در استادیم مخالف بودند. این مدل رفتار در همه امکان و به ویژه در مسجد شیخ زاید دیده می شد.

بازی فوتبال

دو بازی ایران با عمان و چین را دیم. عمانی ها با کلاه و دستاری دیگر بودند که تشخیص آنها از امارتی ها آسان بود. در بین تماشاچی های آنها زن بندرت دیده می شد ولی نوجوان بی ریش با خط لب همراه شیخی در آنجا بود که من را یاد سنت شاهد بازی پس از حمله مغول انداخت. در مورد آن سنت بین شیخ نشین ها اطلاعی ندارم. آنها عکس سلطان قابوس را آورده بودند که با اعتراض پوشاک دشداشه پوشان روبرو شدند و عکس های سلطان قابوس را جمع آوری کردند. در سخن گفتن با آنها کمک نیروی هوایی ایران به سلطان قابوس را یاد آور شدم و آنها آن را تایید کردند. پس از بردن بازی از عمان، شیخ عمانی به من گفت “مبارک”. در بازی با چین، زن و مرد ایرانی بیشتر بود و یکی دوتا برخورد لفظی اتفاق افتاد که زود خاموش گشت. ایرانیان پس از بردن از چین تلفن های خود را به زمین بازی پرت می کردند تا بازی کنان از خودشان فرتور خودی بگیرند! فرتور خودی(Selfie) گرفتن جانشین دستینه گرفتن شده است. این هم پیشرفت در جمهوری اسلامی است!

کار سیاسی

وقتی استادیوم را پس از بازی عمان ترک می کردیم، بانویی این درفش آزادی برای زنان ایرانی را در دست داشت، و مردکی گفت، “همین کارها را کردیدکه به استادیوم راهتان نمی دهند”! ولی در استادیوم با وجود زنان بی حجاب زلزله پیش نیآمد.

سخن پایانی

اگر اماراتی ها هم مصدق السلطنه و شیخ جلال آل احمد ولد سید احمد حسینی داشتند و با “غرب زدگی” مخالف می کردند، یاقی های آنها هم بر روی شیخ زاید هفت تیر می کشیدند و می خواستند که کشور پیشرفت نکند و همچنان مردم سنتی با خیمه، شتر، شاهین و خوی بدوی زندگانی کنند و “سوسمار” بخورند و با بیل و کلنگ دنبال نفت بگردند، هرگز پیشرفت نمی کردند. آنها با آن اسلحه ابتدایی که یاد آور دوران دزدی دریایی شیخ نشین ها بود به جنگ انگلیس و آمریکا نرفتند تا سلفی ها و وهابی ها به قدرت برسند. آری مردم سوداگر شیخ نشین ها از زیرکی بیشتری برخوردار بودند تا بی گدار به آب بزنند. آنها خوب می دانست که بین دنیا و آخرت باید دنیا را گزینش کنند و زندگانی آن دنیایی را به مسلمانان بنیادگرایان مهاجر به باختر زمین و مناطق جنگ زده سپاردند. برای نمونه به رفتار مسلمانان در برمینگهم انگلستان نگاهی بکنید. مسلمانان در انگلستان 600 مسجد و 60 مدرسه اسلامی پدید آورده اند و می خواهند اسلامگرایی را تقویت کنند. جمهوری اسلامی هم بجای آبادانی در کشور پول های دزدی را در بانک های انگلستان پس انداز نموده و سینه زنی شیعه ها را در آن کشور ترویج می کند. “روح” شیخ جلال آل احمد در بهشت بسیار خشنود است. شاید در انگلستان خیابانی را به نام او کنند و آن را “شارع جلال” بنامند. از ماست که بر ماست.