مادها و پارس ها در ماوراء قفقاز

مادها و پارس ها درماوراء قفقاز: با افق های باستان شناختی در شمال غربی ایران وماوراء قفقاز

استفان کرول ترجمه مریم عسکری وشاره

 

7.jpg

تا اواسط قرن هفتم ق.م بخش عظیمی از آناتولی شرقی ، شمال غربی ایران و ترانس کوکازیا تحت سلطه پادشاهی اورارتو بود. پادشاه اورارتو آرجیستی دوم  ( Argisti П ) حملات متعددی را علیه ممالک شرقی پایه ریزی کرد. به طوری که کتیبه هایی با این مضمون در رازلیق  ( Razliq )، نشته بان ( Nashteban ) {هر دو در آذربایجان ایران} و سیسیان ( در جنوب ارمنستان ) موجود می باشند. پس از آن روسای دوم ( Rusa П) فعالیتهای کشاورزی و ساختمان سازی را به طور مشهودی در مناطقی نظیر کارمیر بلور  Karmir Blur ) ) ، باستام (Bastam )  یا آیانیس (Ayanis) رونق بخشید. بناهای عمومی از پایه ها و برجها و راهروههای ستون دار از دو ردیف ستون تشکیل می شدند. این محوطه های باستانی طی کاوشهایی در مکانهای متعددی به خصوص جنوب ایران مشاهده شده اند .نقطه عطف هنر این دوره سفالگری است که شامل سفالهای خشن با رنگهای قرمز و قهوه ای و همچنین سفالهای قرمزصیقلی است. مجموعه ای از گوردخمه ها در سراسر این نواحی یافت می شوند. متاسفانه این گوردخمه ها به علت باستانی بودن طی دوران جدید به غارت رفته اند. این افق باستانی به مکانهایی در حسن لوШ (Hasanlu Ш) ، دژ باستام ، هافتاوان  Ш(Haftavan Ш) ، معبدی در آلتینتپ (Altintepe) ، توپراکال (Toprakkale) ، آیانیس ، کارمیر بلور ، آرینبر (Arinberd) ، آرماویر(Armavir) و هوروم (Horom) تعلق دارد.

در اواسط یا نیمه دوم قرن هفتم ق.م پادشاهی اورارتو مورد تهاجم قرار گرفت.  گروههای مهاجم اغلب از نیزه های برنزی استفاده نموده در صورتی که سربازان اورارتویی از نیزه های آهنی استفاده می کردند.این حادثه را هم اکنون می توان در آیانیس ردیابی کرد. به طور کلی حوادثی که در اورارتو یا حوالی شرقی آن رخ داده به مبهمی پیشنهادی که Derin و Muscarella ارائه دادند نیست. اینکه جنگجویان از سلاحهای برتر (نیزه های برنزی)استفاده می کردند ، منحصرا و تنها به واسطه گورهای نزدیک آماسیا(Amasya) مشخص نشده اند بلکه به وسیله یافته هایی که از روستای سیسکارا –گورا(Ciskaraant-Gora) در گرجستان به دست آمده اند نیز نشان داده شدند. این روستا توسط گروهی مورد هجوم قرار گرفت که تنها از سلاحهای برتر استفاده می کردند. این گروهها احتمالا سیمریانها (Cimmerians) ، سیتیانها (Scythians) یا مادها (Medes) بوده اند. مناطقی نظیر کارمیر بلور ، آرماویر ، آلتینتپ ، باستام و آیانیس در آتش سوختند و ساکنین مناطقی نظیر هوروم محل سکونت خود را ترک کردند. مانیه زیویه (Mannea Ziviye) نیز احتمالا در آتش سوخت و ساکنین زندان سلیمان (Zendan-I Suleiman) نیز محل سکونت خود را ترک کردند.

مانئا   (Mannea)

شناخت ما از منطقه ای که هم اکنون کردستان ایران نام داشته و در جنوب دریاچه ارومیه واقع شده و مانا نام دارد. بسیار کم است . حفاریهایی در زیویه ، زندان سلیمان و کالایچی(Qalaichi) انجام شده است. حفاریها و یافته های سطحی در زیویه حاکی از وجود تالارهای ستون دار با دو ردیف ستون در داخل قلعه می باشند. در زیویه اغلب سفالها به صورت خشن می باشند. با این وجود سفالهای قهوه ای و زرد نخودی نیز رواج داشته و سفالهای قرمز و زرد نخودی صیقلی نیز یافت شدند. کاسه ها لبه های گل میخکی یا سرخ آتشین داشتند. در برخی از کاسه های معمولی یک دسته معمولی وجود دارد متعلق به نوشی جان (Nush-I Jan) است. کوزه های پهن با دو دسته و کوزه های خیلی بزرگ نیز یافت شدند. ظروف شکسته شده زیادی یافت شدند.عجیبتر از اینها کوزه های شکسته شده ای بودند که با اجزاء حیوانات تزئین شده و مشابه زیورآلات حیوانی موجود درسفالهای لعابی کالایچی بودند. هیچ کدام از این کوزه های شکسته شده و زیورآلات حیوانی در نواحی میانی به سمت جنوب یا در اورارتو به سمت شمال یافت نشدند. نسبت دادن تمامی این حفاریها به قرن هفتم نسبتا فرضی است.با این وجود مهر پادشاه اورارتو روسای دوم که در زیویه یافت گردید این مکان را به اورارتو نسبت می دهد.

ماد   ( Media )

منطقه ای در اطراف همدان وجود دارد که از نظر تاریخی به مادها نسبت داده می شود. در نوش جان نزدیک همدان تپه ای وجود که در حفاریهای روی آن یک راهروی ستون دار و یک معبد کشف گردید. این محل توسط کاوشگران مادی نامیده شد و به طور فرضی به قرن هفتم تا هشتم نسبت داده شد. یافته های بسیار کمی از ساکنین اصلی این منطقه به دست آمد و مشابه یافته هایی بود که از ساکنین بعدی این منطقه حاصل شد. بر اساس یافته های کاوشگران، بناهای تاریخی این مکان در اواخر قرن هفتم ق. م بسته شدند.

سال 600 قبل از میلاد-دوره پادشاهی مادها

ماد
ما باید این دوره را دوره تاریک بنامیم . حرفه ساکنین نوش جان در این دوره به طور فرضی توسط کاوشگران مشخص گردید. این ناحیه تقریبا تنها منطقه ای است که یافته های خوبی از آنجا ( به خصوص سفال ) به دست آمده است. ظروف سفالی اغلب خشن با رنگهای قهوه ای و زرد نخودی بودند. البته ظروف سفالی صیقلی نیز یافت شدند. از ظروف مهم یافت شده می توان به کاسه های کوچک و پهن با یک یا دو دسته افقی و کوزه هایی در اندازه های مختلف با دو دسته اشاره نمود. برخی از کاسه ها لبه های گل میخکی داشتند. همچنین بشقابهایی با یک دهانه کوچک یافت شدند.

ناحیه اورارتو
در شمال شواهد مربوط به دوره پس از تخریب مناطق اورارتویی در اواسط یا نیمه دوم فرن هفتم فبل از میلاد از ساکنین یا بناهای آن به دست نیامده است. اکثر این یافته ها از حفاریهای غیر قانونی حاصل شده اند. برخی از اشیاء متعلق به این دوره در موزه های وان و اروان (Van and Erevan) به نمایش گذاشته شدند.برخی از این محل ها که قبلا از اماکن مسکونی بو ده اند بعد ها نیز به صورت مسکونی باقی مانده اند. باستام و هوروم نیز علائمی از سکونت را نشان می دهند. وضعیت دیگر مناطق نظیر حسن لو و زیویه نامشخص است. مهمترین ویژگی ، شیوه سفالگری در حال توسعه اورارتویی بود که در اشکال سفالها تغییرات اندکی ایجاد نمودند. ظروف سفالی صاف با رنگهای قهوه ای و زرد نخودی شایع بود.با این وجود ظروف صیقلی با رنگ قرمز نیز در مواردی یافت می شد. برخی از این لوازم هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرند و به طور مشهودی متعلق به شیوه سفالگری جنوب ماد یعنی نوش جان بوده و از این رو شیوه سفالگری مادها نامیده می شوند1.

  1.   واژه ” شیوه سفالگری مادها ” در معنای جغرافیایی خود به کار رفته است چرا که نخستین شواهد این نوع سفالگری از منطقه ای در ماد باستان منشاء می گیرد.

شیوه سفالگری مادها در قلمرو اورارتویی قدیم

کاسه ها لبه هایی به رنگ سرخ آتشین و دسته های افقی کوچکی داشته و کوزه ها دارای دو دسته باریک
( اغلب با پوشش قرمز و صیقلی ) می باشند. می خواهم بر این نکته تاکید کنم که دو نوع از ظروف یعنی کاسه تک دسته و کوزه با دو دسته باریک در کاوشهای پیشین یافت نشده بودند. نشانه هایی از ویرانی در آیانیس ، کارمیر بلور و باستام وجود ندارد. اما این دو شکل در سطح مشاغل باستام و فراتر از محدوده اورارتویی یافت شدند.یافته هایی مشابه در وان به دست آمد جایی که تارهان (Tarhan) طی حفاریهایش اشیاء باستانی شامل کوزه دو دسته به دست آورد به روش اورارتویی شکسته شده بودند. بسیاری از این کوزه ها که در حفاریها به دست آمدند با لایه ای قرمزرنگ و به شیوه سفالگری اورارتویی پوشانده شده بودند. مشکل به خصوص در ارمنستان چنین است که این یافته ها به هیچ وجه از یافته هایی قبلا در نواحی پادشاهی اورارتویی کشف شدند قابل افتراق نبوده و آنها را هم اکنون نیز اورارتویی می نامند. کاسه ها در قیاس با لبه های گرد دوره اورارتویی ، دارای لبه های عریضتر می باشند. وسعت این یافته ها پس از دوره اورارتویی احتمالا شامل یافته های متعلق به ساکنین نوش جان و زمینهای گودین П (Godin П) و همچنین ساکنین بعدی و هالنبو (Hallenbau) در باستام و اوشاکان (Oshakan) و سپس زیرخاکی های موجود در وان و آیانیس می باشد.

500 سال قبل از میلاد-دوره پادشاهی هخامنشیان؟

ایران شمال غربی

غیر از پیش فرضهای یاد شده ، شواهدی مستحکم در رابطه با دوره هخامنشی در این ناحیه وجود ندارد. گودین П احتمالا متعلق به این دوره است به طوری که تفاوتهای بارزی را نسبت به نوش جان نشان می دهد. گاهی اوقات طی کاوش در این نواحی ظروفی یافت می گردد که به این دوره نسبت داده می شوند. قبلا آنها را ماد-هخامنشی می نامیدند و شامل اووقلو ( Evoghlu ) ، کوربولاغ ( Corbulaq ) و لومباد ( Lumbad ) هستند. طرحهای مسکونی در کوربولاغ ممکن است با ساختمانهای موجود در بنیامین ( Beniamin ) ارمنستان یا گومباتی (Gumbati) گرجستان قابل قیاس باشند. سفالهای این دوره ظریفتر ، براقتر با صدای شیشه ای بوده و در این مجموعه کاسه ها یی با لبه ای به رنگ زرد نخودی تا نارنجی ، کوزه هایی با دو دسته باریک ، کاسه های لاله ای شکل و کوزه هایی با دهانه راسی یافت شده در گودین П نیز شایع بودند. تا آنجا که مطلع هستیم سفالهای نقش دار دراین دوره وجود ندارند. بورنی (Burney) از کشف دژی از این دوره در هافتاوان خبر داد و سامرز (Summers) نیز از وجود یک دژ در یانیک (Yanik) خبر داد و آن را به دوره هخامنشی نسبت داده است. با این حال جزئیات آن ناشناخته باقی مانده است. مکانهایی با اجناس سه گوش کلاسیک نظیر حسن لو که دایسون (Dyson) آنها را به دوره هخامنشی نسبت می دهد ، احتمالا با دوره بعدی یعنی اواخر دوره هخامنشی ارتباط بهتری دارد. برخی از بناهای اورارتوی سابق همراه با اجناس سه گوش موجود در آنها نظیر اسماعیل آقاکاله (Ismail Agha Qal’eh) ، کاله گاوور آراکسس (Qal’eh Gavur Araxes) و خزرلو (Khezerlu) را باید به این دوره آخر نسبت داد.

ارمنستان
در ارمنستان مشاغل نواحی اورارتویی در آرماویر (Armavir) و آرینبرد (Arinberd) در دشتهای آرارات تا حدودی به اواخر دوره هخامنشی  یا اوایل دوره Hellenistic بر می گردد ، به طوری که سفالهای نقش دار و بی نقش یافت شده در هر دو ناحیه فوق این مطلب را نشان می دهند. از آرماویر لوحی به دست آمد که به خط نئو ایلامی (Neo-Elamite) بر روی آن نوشته شده بود و والات (Vallat) آن را به نیمه دوم/ ربع سوم قرن ششم ق.م نسبت داده است. قلعه اورارتویی آرینبرد در دوره هخامنشی مورد بازسازی قرار گرفت. ویژگی های مهم آن راهروهای ستون دار با نقش های دیواری به سبک اورارتویی بود. راهروهای ستون دار وسیع ( 5 ردیف 6 تایی از ستون ) مشابه قصر آلتینتپ]  3 ردیف 5 تایی از ستون ] که به دوره هخامنشی نسبت داده می شود، بوده و شاید به راهروی موجود در گودیند تپ (Godin Tepe) ] 5 ردیف 6 تایی از ستون ] نزدیکتر باشد. دالان روباز با یک ردیف ستون تا حدودی مشابه ایوان های قصرS  و P در پاسارگارد می باشد. با این حال تفاوتهای مشهودی نیز بین آنها وجود دارد به طوری که دالان ستون دار آرینبرد فاقد دری است که به داخل بنا باز شود. از سه ظرف نوشیدنی نقره ای آرینبرد باید به طور ویژه ای یاد نمود که ساخت متخصصان دوره هخامنشی می باشند.
یافته های دیگر در ارمنستان از زیبایی کمتری برخوردارند. تر مارتیروسوف (Ter Martirosov) طی حفاریهای خود در بنیامین نزدیک گیومری (Gyumeri) چندین قصر را کشف نمود که به دوره هخامنشی تا دوره روم-یونان (Hellenistic-Romain) نسبت داده می شوند. ستونی خیاره دار از این محل کشف گردید که به دوره هخامنشی بر می گردد. قصری که بهتر است آن را اقامتگاه نامید به هیچ یک از بناهای مشهور این دوره شباهت ندارد. نزدیک بنیامین و مجاور بنای اورارتویی هوروم یک بتونه لوله ای شکل یافت گردید. گور هایی که با توجه به محتویات آن می توان به دوره هخامنشی نسبت داد در این محل بسیارند ، اما مطالب کمتری از آنها انتشار یافته است. به عنوان مثال در شمال شرقی کشور ، نزدیک مرز آذربایجان در روستای نوومبریان (Novemberian) گوری یافت گردید که درآن سفال و جواهرات دوره هخامنشی موجود بود. مطالب قابل ذکر دیگر شامل نتایجی است که آدام اسمیت (Adam Smith) طی کاوشهای خود در دامنه شمالی کوه آراگاتس (Aragats) به دست آورد. یافت شدن سفالهایی از عصر آهن در این محل نشان می دهد که این سفالها در دوره هختامنشی دوباره ساخته می شدند.

گرجستان و آذربایجان

فورتوانگلر (Fortvangler) و کناب (Knaub) طی حفاری در گومباتی در شرق گرجستان ، قصری را در وضعیتی ناقص کشف کردند که طرح آن با طرح بناهای مشهور هخامنشی شباهتی نداشت.با این حال پایه ستون ها خیاره دار و سفالهای درون آن متعلق به دوره هخامنشی بودند. فورتوانگلر و کناب قصر کشف شده در گومباتی را با قصر هخامنشی که توسط نریمانوف (Narimanov) در ساری تپ (Sari Tepe) آذربایجان کشف گردید مقایسه کردند. از آنجا که از هر دو بنا چیز زیادی باقی نمانده ، مقایسه معماری این دو بنا با یکدیگر کار دشواری است. مهمتر اینکه پایه های ستونهای خیاره دار ( حداقل 5 پایه در گومباتی ) تنها در این دو مکان یافت نشدند بلکه در هر جای دیگر در کاراکامیر کویی (Qaracamirli Koyi) و بنیامین ارمنستان نیز یافت شدند. سفالهای گومباتی برخی از اشکال دروه هخامنشی نظیر Phialaeرا نشان می دهند. تمامی سفالها به رنگ زرد نخودی و بی نقش می باشند. ساخت سفالهای نقش دار در گرجستان از اواخر قرن چهارم آغاز گردید. از مکانها و وسایل مهم در این دوره می توان به به محلهایی نظیر مناطق مسکونی در گودین П ، کوربولاغ ، نوومبریان ، گومباتی ، بنیامین ، کتیبه زیرکسس (Xerexes) در وان ، خط میخی اخیرا کشف شده که احتمالا هخامنشی است ، کتیبه ای در فرهات اوی / ناهسوان (Ferhat Evi / Nahcevan)، راهروهای ستون دار و بشقابهای نقره ای در آرینبرد و لوحی از آرماویر اشاره کرد.

اواخر دوره هخامنشی-اوایل دوره Hellenistic (400 سال ق.م تا 300 سال ق.م)
این دوره با ظاهر سفالهای نقش داری که در همه مناطق وجود دارد مشخص می شود. این ظروف اولین بار توسط دایسون در حسنلو شناسایی گردید و ظروف سه گوش نامیده شد. دایسون آنها را به اوایل دوره هخامنشی نسبت داد ولی یلیوسنامیرن ( Narimansvili ) باتوجه به شواهد به دست آمده از گرجستان آنها را به دوره بعدی نسبت داد. دایسون بین ظروف سه گوش کلاسیک و ظروف سه گوش غربی تمایز قائل می شد.

ظروف سه گوش کلاسیک در حسنلو ШA (پایینتر). بشقابهای نقش دار ( گاهی اوقات دو رنگ ) و براق با رنگ زرد نخودی به خصوص اسه لاله ای شکل به علاوه چند کوزه شکسته در زیویه ، خزرلو و اسماعیل آقا کاله و همچنین در نواحی بوکان یافت گردید. سفالهای نقش دار که قدمت آنها مشخص شده است از ارمنستان و گرجستان به دست آمده اند.

ظروف سه گوش غربی در مکانهایی نظیر پاسارگارد و حسنلو П و ШA. سفالها به رنگ زرد نخودی روشن بوده و نقش های آنها تا به حال کمتر دیده شده اند. ظروف جدید شامل کاسه هایی با دهانه میخی و فلاسکهای مسافرتی بودند. مکانهای اصلی که این سفالها یافت شدند شامل حسنلو П و ШA، یانیک تپ ( Yanik Tepe ) نواحی وان ، قصر آلینتپ و نواحی اطراف آن ، آرینبرد ، اوشاکان ، آرتاشات، گاوور کاله آلکسس ، تخت سلیمان و نواحی بوکان می باشند.

با توجه به شواهد به دست امده از گرجستان ، ساخت تمامی این ظروف نقش دار نبایستی قبل از قرن چهارم ق.م باشد. اگرچه این ظروف ممکن است از شیوه نقش گذاری ایران قدیم نشات گرفته باشند اما این ظروف در ایران نسبت به شمال کمی قدیمی می باشند. شیوه معماری انتشار یافته ای وجود ندارد که بر اساس آن بتوانیم با اطمینان این یافته ها را به ماوراء قفقاز نسبت دهیم. قصر آلتینتپ در ترکیه همراه با نقش های روی دیوار آن احتمالا مربوط به دوره پس اورارتویی (Post-Urarrian) می باشد. ظروف نقش دار یافت شده در قصر می تواند نشاندهنده ساکنین بسیار قدیمی آن باشد.
با این حال شکی در این مطلب نیست که این شیوه سفالگری به دوره Hellenistic برمی گردد. دژی از دوره Hellenistic نزدیک میانه در ایران وجود دارد که احتمالا نشانگر شهر باستانی ورا (Vera) است و همانند رویان دویاه (Ruyan Duyah) در اردبیل مملو از این ظروف سه گوش غربی است. با توجه به شواهدی در آرتاشات ، آرینبرد و گاوور کاله آراکسس می دانیم که استحکامات کنونی به روشی متفاوت از دوره قدیم ساخته می شوند. دیوارهای قلعه به صورت زیگزاگ طراحی می شوند. فورتوانگلر و کناب پیشنهاد نمودند که شیوه های دوره هخامنشی نظیر پایه های ستونها و سرستونها با شیوه های یونانی آمیخته شدند.

نتیجه گیری:

با گذشت زمان شواهد بیشتری در ارتباط با دوره های مورد بحث به واسطه حفاری در ماوراء قفقاز آشکار می گردد. اکثر این یافته ها را می توان به دوره پادشاهی هخامنشی نسبت داد. بی شک نفوذ هخامنشیان در ماوراء قفقاز را می توان در شیوه معماری ، فلز کاری و سفالگری مشاهده کرد. بسیاری از محل ها در این دوره مسکونی بوده اند. همان طوری که تا به حال اطمینان حاصل نکردیم از اینکه هنر و شیوه معماری مادها به چه چیزی شبیه است ، در ارتباط با وجود پادشاهی در دوره مادها نیز تردید وجود داشته و اثبات نفوذ یا وجود مادها در ماوراء قفقاز تقریبا غیر ممکن است. در حال حاضر نیز شواهد مستحکمی وجود ندارد.

این مقاله ترجمه ای است از:

Kroll, Stephan
« Medes and Persians in Transcaucasia: archaeological horizons in north-western Iran and Transcaucasia », in : G. B. Lanfranchi, M. Roaf, R. Rollinger, eds., Continuity of Empire (?) Assyria, Media, Persia. Padova, S.a.r.g.o.n. Editrice e Libreria, 2003, pp. 281-287. (History of the Ancient Near East / Monographs – V)

مریم عسکری وشاره، کارشناس باستان شناسی است